اسماعیل حبیبی
زندگینامه شهید
شهید اسماعیل حبیبی در روز دوم مهر 1343 در جعفریه (گازران) قم دیده به جهان گشود. دوران تحصیل خود را در زادگاهش سپری کرد. پس از اخذ دیپلم در کنکور سراسری شرکت کرده و در رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد. این شهید از ابتدای انقلاب به همراه یکی از دوستان صمیمی اش(شهید علمداری) در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت می کرد. از سال سوم دانشگاه بود که در جبهه حضور یافت و چندین بار نیز مجروح شد. در پی اطلاع از شهادت شهید علمداری دیگر نتوانست در مشهد بماند و دوباره عازم جبهه شد. شهید اسماعیل حبیبی فردی قانع و فعال بود. در طول جنگ زمانی که در شهر به سر می برد نیز با جمع آوری کمک های مردمی در حال انجام وظیفه بود. شهید اسماعیل حبیبی پس از این که امتحانات خود را به پایان رساند دوباره به جبهه رفت و در تاریخ 67/6/1 در حلبچه بر اثر اصابت ترکش به پیشانی به فیض عظمای شهادت نائل آمد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید اسماعیل حبیبی(2)
وصیت نامه شهید اسماعیل حبیبی(2) بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه اینجانب آقای اسمائیل حبیبی این است که ما راه حسین را میخواهیم دنبال کنیم و به ندایی که میگفت (هَل مِن ناصِر یَنصُرُنی) جواب بدهیم یعنی اینک کسی است که مرا یاری بدهد و ما باید بگوییم بله من به جبهه میروم که دین اسلام را زنده کنم و از میهنم دفاع کنم و اگر شهید شدم به آرزویم رسیدهام و اگر پیروز شدم به هم افتخار میکنیم. وصیت من به پدر و مادرم این است که برایم گریه نکنند و هر کجا که کار خیر و خوبی است در آن شرکت کنند و به برادرانم این است که اگر من رفتم و شهید شدم راه من را دنبال کنند و نگذارند که حسین تنها بماند و به تمام دوستانم اینکه دست از کارهای که خوب نیست بکنند و به ندای حسین جواب بدهند مقصود من از رفتن به جبهه این نیست که بروم گردش کنم یا این که بگویم از دنیا سیر شدهام مقصود من این است که بروم و نگذارم صدام و صدامیان به میهنمان تجاوز کند و اسلام عزیزمان را از ما بگیرند و بگیرند و بالاخره میروم به جبهه که انشاء الله اگر شهید شدم در آن دنیا دیگر پیش حسین رو سیاه نخواهم بود. با درود به رهبر کبیر انقلاب و سلامی ایشان وصیت نامه تمام شد. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.وصیت نامه شهید اسماعیل حبیبی
وصیت نامه شهید اسماعیل حبیبی بسم الله الرّحمن الرّحیم " یا أَیَّتُهَاالنَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ؛ ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً؛ فَادْخُلِی فِی عِبادِی ؛ وَادْخُلِی جَنَّتِی" "وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ مپیندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند." به نام خدایی که جهان را آفرید و در این جهان موجودی به نام انسان را گل سر سبد همه مخلوقات قرار داد. و در این عالم خلقت دو راه برای انسان قرار داد یکی راه گمراهی و جهالت و طاغوت و کفر و راه دیگر راه راست و سعادت که در این راه سعادت 124 هزار پیامبر آمده است که وظیفه تمامی پیامبران راهنمایی بشریت به سوی سعادت می باشد و راهنمایی این پیامبران بدین سبب است که مردم برعلیه طاغوتیان قیام کنند و نگذارند که دیگران ستم بکنند و پرچم لا اله الا الله را بر تمامی جهان طبیعی و مادی به احتزاز در آوردند. وظیفه همه این انسان های پاک و بی نظیر (پیامبران) از آدم تا خاتم که همان پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) سهم عظیم در این بین دارد که آئین او کاملترین ادیان ها است که ادیان و آئین دیگر پیامبران را منسوخ می کند. شما همگی اطلاع دارید که حضرت محمد (ص) بهترین و اکثر دوران زندگی خود را صرف مبارزه با طاغوتیان زمان خود نمود و شخصاً در میادین جنگ شرکت می کرد و رهبری سپاه اسلام را به عهده داشت و در میادین جنگ چندین بار بدن مطهر و مبارک حضرت و دندان ایشان زخمی و شکسته شد که همه اینها به خاطر این بود که سخن حق را که همانا خداوند یکی است و جز او خدایی نیست و ما همه باید مطیع این خدا باشیم، بگوید. بعد از پیامبر اسلام دوازده امام این مسئولیت سنگین را به عهده گرفتند، آئین اسلام که به وسیله پیامبر (ص) آورده شده بود پا برجا و زنده بماند و در تمامی جهان گسترش پیدا کند. اگر باز هم تاریخ زندگی امامان را مروری بکنیم می بینیم در طول زندگی ایشان که اکثر عمر و زندگی خود را صرف مبارزه و رویارویی با طاغوتیان زمان خود نمودند و یا تعدادی از امامان ما با روشن کردن احکام اسلام و قوانین آن و مبارزات تبلیغاتی بیشترین ضربه به طاغوتیان زمان خود زدند، که در این میان امام حسین (ع) تمام هستی خود را فدای اسلام کرد و حتی علی اصغر شش ماهه که کوچکترین جرمی نداشت فدای اسلام کرد بنابراین ریخته شدن خون این عزیزان برای این بود که آئین محمد (ص) زنده بماند و عجیب این جاست که هیچکدام از امامان(ع) به مرگ عادی از این دنیا نرفته اند بلکه با وسیله ی شمشیر یا به وسیله ی نظام آن زمان و یا به وسیله زهر و غیره به دست آدم های پلیدی همچون یزدیان و هارون ها و مأمون ها و غیره شهید شدند و حضرت فاطمه (س) دخت عزیز پیامبر اسلام و همسر شیر خدا حضرت علی (ع) مظلوم ترین فرد عالم که دل تمامی مؤمنین و مؤمنان بخاطر مظلومیت او می شکند و بیخود از دیده گانشان اشک جاری می شود. شما زنان مسلمان سعی کنید فاطمه (س) را برای خود الگوئی قرار دهید و از او پیروی کنید که اگر پیروی کردید صددرصد به بهشت برین خواهید رفت و حضرت فاطمه شفیع شما خواهد شد واین را هم بخاطر داشته باشید که اوّلین کس که وارد بهشت می شود دخت عزیز پیامبر اسلام (ص) حضرت فاطمه (س) است. لذا مردم، ما در زمان خیلی خوبی قرار گرفته ایم و خداوند این لطف و عنایت را نصیب ما کرده که احکام اسلام و اسلام عزیز در این سرزمین یعنی ایران گسترش پیدا کند و به دست شما امت محمد (ص) و ملت ایران به دیگر سرزمین ها تبلیغ شود و گسترش پیدا کند، توجه داشته باشید ضمن اینکه ما در بهترین برهه از زمان قرار گرفته ایم ضمناً در خطرناک ترین برهه از زمان هم قرار گرفته ایم و خطرش بدین منظور است که اگر ما کوچکترین بی تفاوتی به بی مسئولیتی از خودمان نسبت به اسلام نشان دهیم به قول امام عزیزمان امام خمینی اسلام ضربه ای خواهد خورد که دیگر قابل ترمیم نخواهد بود. و ما آن وقت چگونه جواب خداوند و پیامبران خدا و حضرت محمد(ص) و دیگر امامان عزیزمان که به خاطر اسلام شهید شدند و اسلام را زنده نگه داشتند تا بدین صورت به دست ما رسید خواهیم داد و یا اینکه چگونه جواب خون شهیدان خودمان (ایران را خواهیم داد) شهدایی که مظلومانه ولی مردانه و شجاعانه و عارفانه با دشمنان اسلام جنگیدند و خداوند عاشقشان شد و به نزد خود برد. شهدایی همچون (علمداری ها، بهنیاها و بیک محمدی ها و چهره نماها) و غیره ... پس ای ملت و مردم، هوشیار باشید و هوشیارانه عمل کنید و شرح زندگانی حضرت محمد(ص) و امامان را درباره جهاد فی سبیل الله را بخوانید و به ندای امام خمینی لبیک بگویید و به گفته امام الآن مسئله اصلی جنگ است پس ما باید تمامی توانمان را برای جنگ خرج کنیم و هر موقع و مخصوصاً در این روزهای سرنوشت ساز به ندای امام لبیک بگویید و او را تنها نگذارید. وقتی امام می گوید بر همه کس واجب است که به جبهه بروند مگر کسانی که عذر شرعی دارند، ما وقتی این سخن را بررسی بکنیم در می یابیم که هیچ گونه عذری نمی توانیم برای خود داشته باشیم زیرا اسلام در مقابل خطر کفر قرار دارد و اگر واقعاً ما معتقد هستیم که همه چیزمان را باید فدای اسلام کرد نباید برای خودمان هم عذرهای مجازی و ظاهری بسازیم. اگر شما به فکر زن و بچه خود هستید و به این بهانه نمی توانید بروید به جبهه ها روز قیامت امام حسین می گوید مگر من زن و بچه نداشتم. امام حسین مگر طفل شش ماهه نوجوان و جوان و پیر مرد و زن و بچه خود را فدای اسلام نکرد پس مردم کمی فکر کنید و حسین وار باشیم و مانند امام حسین(ع) به اسلام کمک بکنیم. لذا همیشه به فرامین امام عزیزمان که همان مبارزه با منافقان کوردل و نابودی صدام جنایتکار در این زمان گوش فرا دهیم و عملاً در میدان ها ظاهر شویم. اینجانب وقتی که احساس کردم امام عزیزمان می فرماید جوانان به جبهه ها بروند و اسلام را یاری کنند، لذا من بنا به وظیفه و مسئولیتم به سوی جبهه ها عازم شدم نه فشاری بالای سرم بود که با اجبار بیایم و نه گرفتاری طبیعی و دنیوی داشتم بلکه خودم را مسئول دانستم که اسلام در این زمان به خون احتیاج دارد و باید با خون درخت تشنه اسلام سیراب کرد باشد که خون من هم مورد قبول حضرت حق تعالی قرار گیرد. خداوندا تو را به عزت و جلالت قسم می دهم که اگر این سعات نصیبم شد گناهانم را با ریختن خونم پاک کنی که ما طاقت جواب گویی در مقابل اعمال نادرستمان به ائمه اطهار و دیگر شهدا نداریم و ما را در آن دنیا خجالت زده مکن. خدایا تو را شکر می گذارم که بر من منت نهادی هر چند که گناه زیاد کرده ام بتوانم راه حق را تشخیص دهم و دنباله رو راه حق باشم که هزاران انسان پاک و مخلص در راه حق به شهادت رسیدند بنده هم توانستم خون ناقابلم را مخلوط به خونهای مخلصین کنم تا بلکه به واسطه این انسانهای پاک بنده هم پاک شوم. ای منافقان شما بدانید با این اعمال جنایتکارانه خود نمی توانید مردم از صحنه بدر کنید ای منافقان کوردل شما که دم از طرفداری خلق می زنید شما که ناجوانمردانه در معابر عمومی و نماز جمعه ها با نارنجک و غیره چندین کودک و زن و پیر مرد بی گناه را شهید می کنید آیا این اعمال نابخردانه را طرفداری از خلق می گویید. ای منافقان دیگر این ملت عزیز شما را شناخته و پی به ماهیت شما برده. و می دانند که شما از آمریکا و شوروی بدتر هستید و گول شما را نخواهند خورد و نقشه های شوم را نقش بر آب خواهند کرد و ای آمریکا و شوروی و کفار جهانی بدانید که اسلام عزیز یک میلیارد طرفدار دارد و جوهره ی این اسلام در ایران اسلامی است و به لطف الهی روزی فرا خواهد رسید که این اسلام به جاهای دیگرگسترش پیدا خواهد کرد و کاخ شما ابر قدرت ها را فرو خواهد ریخت که این اسلام در همه جا پا برجا خواهد شد ملت عزیز ایران با امام زمان (عج) و نائب بر حقش عهد بسته که تا آخرین نفس مقاومت کنند و اسلام را ریشه دار و زنده نگه دارد. بنده چند کلمه ای با دوستان و آشنایان و خویشاوندان و پدر و مادر و برادران و خواهران گفتگو دارم. ای دوستان عزیز و گرامی شما را به خدا قسم مرا حلال نمایید اگر غیبتی و تهمتی و کارهای اشتباه و دروغی و گناهان دیگر درباره شما کرده ام ببخشید و به خاطر خدا بگذرید دوستانم همیشه در صحنه باشید و این ستاد ناحیه ها را خالی نگذراید و از این ستادها شهیدان پاکی همچون بهنیاها، چهره نماها، علمداری ها و سلمان ها، اکبری ها و سلیمانی ها و صفری ها و محمدی ها و شهدای دیگر از میان ما رفتند و شما جای خالی آنها را پر کنید. مبادا نسبت به مسائل بی تفاوت باشید. و ای فامیل ها و خویشاوندها و ای مردم از شما هم می خواهم به خاطر خدا اگر بنده تهمتی و یا غیبتی و یا کارهای خلافی نسبت به شما انجام داده ام از من بگذرید و حلال کنید. ای پدر و مادر مرا ببخشید اگر در طول دوران زندگی برای شما فرزند خوبی نبودم و گاهی اوقات به حرف هایتان گوش نمی دادم و کارهای اشتباه می کردم پدر و مادرم اگر این فوز عظیم و سعادت ابدی نصیبم شد بر شهادتم مگریید زیرا من محبوبتر و خونم رنگینتر از خون علی اکبر حسین نیست. سعی کنید همیشه خوشحال و شاد باشید شادی از اینکه هدیه ناقابل خودتان را به صاحب اصلی اش تقدیم کردید و این مسئولیت خوب از شما برداشته شد. و ای برادران گوش به فرامین امام عزیز و اسلام دهید و ناراحت نباشید از اینکه برادرتان فدای اسلام شد زیرا اسلام احتیاج داشت و سعی کنید فرائض و احکام اسلام را حتماً بجای آورید و در صحنه باشید. و شما خواهران عزیز بر شهادتم شیون و زاری نکنید، مبادا با گریه شما دشمن و منافقان شاد بشوند، شما می دانید که حضرت زینب پدر و مادر و برادر خود و حسین خود را در راه اسلام فدا کرد ولی شیون نکرد بلکه با اعمال و کارهای خود کاخ های یزیدی را لرزاند و اسلام را زنده نگه داشت مرا در گلزار شهدای گازران دفن کنید و عکس امام عزیز در بالین قبرم بگذارید. و اگر امکان دارد نزدیک رضا دفن کنید دیگر اینکه من تأکید می کنم که برایم زیاد یا اصلاً خرج نکنید اگر خرج کردید خرجی سبک یا یک نهار و شام، والسلام و اگر غیر این باشد من راضی نیستم. و از دوستان (صدیق، رضا موسوی، محمد صالحی، مراد بگ لو) و دیگر دوستان می خواهم که اگر باعث سختی و مشکلی نمی شود هر هفته یا دو هفته یکبار بر مزارم بیایند و یکی از سوره های قرآن را بخوانند. (والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته)
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید