محمدمهدی بوداقی آلنی
زندگینامه شهید
محمدمهدی هجدهم خرداد 1345، در شهرستان قم به دنیا آمد. پدرش احمدآقا، روحانی بود و مادرش فاطمه نام داشت. دانشجوی دوره کارشناسی در رشته علوم اجتماعی بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. دوم اسفند 1364، با سمت غواص در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی در گلزار شهدای علی ابن جعفر زادگاهش به خاک سپرده شد. ایشان از اوّل خیلی با هوش و با عقیده بود از ده سالگی نماز و روزۀ خود را بجا میاورد و قبل از پیروزی انقلاب مرتّب در تظاهرات شرکت میکرد حتی در آخرین روزها بعد از فرار پهلوی صبح غذا نخورده میرفت به تظاهرات، شب میآمد خانه، تا انقلاب پیروز شد نه ماه بعد از جنگ تحمیلی اوّل تابستان سه ماه از سپاه مشگین شهر بجبهه رفت و در حملۀ تنگه زخمی شد در سال 62 سه ماه تابستان که مدارس تعطیل بود رفت جبهه3 ماه در پاسگاه زید بود مریضی زردی گرفت آمد، قم بعد رفت جبهه در انرژی اتمی لشگر علی ابن ابی طالب در سال 63 دیپلمش را گرفت در سال 64 تقریباً یکماه پس از بهبودی رفت به جبهه بخدمت پاسدار وظیفه در امتحان کنکور شرکت کرد قبول شد از منطقه ترخیص گرفت رفت به دانشگاه شاهرود، دو ماه نشد در 20 آبان ماه از دانشگاه داوطلب رفت جبهه سه ماه و ده روز در جبهه بود در عملیّات والفجر 8 شرکت کرد دوباره رفت خط مقدم در پاتک دشمن شهید شد با لباس خون آلودش در گلزار قم دفن شد. این جوان شهید عاشق حسین و عاشق پیروزی بود وقتی که در خانه بود در دل شبهای تاریک مشغول به نماز شب و مناجات با خدا بود وقتی که در قم بود مرتّب در مجالس دعای کمیل، توسل، ندبه و مجالس شهدا شرکت میکرد و میگفت آقا فلان رفیقم شهید شد خیلی ناراحت میشد و گریه میکرد از شهادت رفقایش ناراحت میشد و مثل پروانه خودش هم به آنها پیوست.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهیدمحمدرضا بوداقی
تاریخ: 1364/06/10
وصیت نامه شهیدمحمدرضا بوداقی تاریخ : 1364/06/10 بسم الله الرّحمن الرّحیم « أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ ». آیا پنداشته اند مردم که رها می شوند به آنکه گویند ایمان آورده ایم و آزموده نگردند ایشان . سوره عنکبوت، آیه 1 به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان، کوبنده ی ستمگران، یاری دهنده محرومان و با درود به جمیع انبیاء خصوصاً اسوه آنها حضرت محمد (ص) و با درود به ارواح مقدس شهدای اسلام از صدر تاکنون و با درود خدمت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا و نائب بر حقش پیر جماران نور چشم رزمندگان، قوت قلب محرومان، امام امت خمینی بت شکن و با درود به روحانیت مبارز و همیشه در صحنه خصوصاً حضرت آیت الله منتظری وصیت نامه را شروع می کنم اگر وصیت نامه شهدا را مطالعه کرده باشید جمله به این نکته توجه و اشاره کرده اند که از امت حزب الله و شهید پرور همواره گوش به فرمان امام امت باشید و از او پشتیبانی کنید همان طور که در روز قدس فرمان او را به گوش جان لبیک گفته در صحنه انقلاب فریاد برآوردید که اهل کوفه نیستید امام تنها بماند آفرین بر شما که بهترین امت روی زمین هستید امیدوارم همواره گوش به فرمان امام باشید و تا آخرین قطره خون از اسلام و امام خود دفاع کنید، حضور خود را در صحنه حفظ نموده و منافقین کور دل را همان گونه که {...}کردید به زباله دان تاریخ بسپارید. و اما دوستان عزیز و برادران دانش آموز در هر کجا که هستید همواره در صحنه بوده و با درس و کار خود میهن عزیز اسلامی را یاری دهید که وابسته از هر گونه خارجی و بیاگانه باشیم. پدر و مادر عزیزم: مرا حلال کنید و عفو نمایید که من آنگونه که باید برای شما فرزند باشم و شما را آنگونه که باید فرزندی کنم، نکردم. مادرم بر مزارم گریه نکن تا دشمنان اسلام شاد نگردند پیام مرا به دیگر مادران برسان و بگو در سنگر جهاد مقاومت کرده و ریشه فساد و فحشاء را از جامعه اسلامی برکنند. مادرم اگر گریه می کنی برای مظلومیت ابا عبدالله الحسین گریه کن نه برای از دست رفتن پسرت و از برادران و خواهرانم عاجزانه می خواهم که مرا حلال کنند و ببخشند که بخشش آنها موجب شادی روحم خواهد شد. در آخر از خداوند قادر و منان می خواهم که ما را خسرت الدنیا و الآخره نگرداند که این برترین عذابها برای انسان است خداوندا به عزت و جلالت قسمت می دهم از سر تقصیرات و گناهان ما درگذر و ما را غریق رحمت خودت کن. از تمامی برادران و مردم عزیز می خواهم که مرا حلال کنند و برایم دعا کنند. در ضمن به مدت یک ماه برایم روزه بگیرید و یک سال برایم نماز بخوانید. اگر شهید شدم مرا در گلزار شهدای قم به خاک بسپارید. به امید پیروزی حق بر باطل و اسلام بر کفر جهانی.1364/06/10
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید