عیسی بروجردی
زندگینامه شهید
در سال 1345 در خانوادهای روحانی فرزندی بدنیا آمد که نامش را «عیسی» گذاشتند. علت نامگذاری این بود که پدرش «حجه الاسلام آقای حاج شیخ مجتبی بروجردی» چندی قبل از تولد این کودک در خواب دیده بود که خداوند فرزندی به او عنایت کرده و تا این فرزند بدنیا آمد این آیۀ شریفه را تلاوت نمود: « وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا » آیهای که حضرت عیسی(ع) به هنگام تولد آن را تلاوت کرده بود. عیسی بزودی سال های کودکی را پشت سر گذاشته دوران دبیرستان را در قم با موفقیت به پایان رسانید. وی همواره در این دوران با همکاری با انجمن اسلامی دبیرستان و نیز محل خود، دین خود را نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی ادا مینمود. پس از اتمام دبیرستان عیسی، در سال 1364 به مدرسۀ عالی قضایی راه یافت. وی دومین سال تحصیل را پشت سر میگذاشت که با شرکت مکرر خود در جبهههای نبرد حق علیه باطل سرانجام در شب 7 اسفند 1365 به خیل شهیدان گلگون کفن پیوست جالب این جاست که وقتی تفألی با قرآن در مورد ایشان زده شده بود این آیۀ شریفه در آمده بود: « یا عِیسى إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ ».
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهیدعیسی بروجردی
تاریخ: 1365/07/05
وصیت نامه شهیدعیسی بروجردی تاریخ : 1365/07/05 بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم وَ بِه نَستَعین إِنَّهُ خَیرُ ناصِرٍ وَ مُعین "إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ" خداوندا! در درجۀ اول شکر تو را بجای میآورم که توفیقم دادی بخود آیم. ببنیم کیستم. از کجا آمدهام. چه باید انجام دهم و به کجا میروم. در مورد خلقت انسان خود گفتی « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ، ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ، إِلَّاالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ » بارالها! تو خود شاهد بودی که حقیر همیشه دعای امام سجاد (ع) را تکرار میکردم « وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ، وَ اجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ ،وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیَّاتِ، وَ بِعَمَلِی إِلَی أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ. » و درخواستم از تو این بود که دل تاریکم را به نور خود متجلی کنی تا بتوانم با تکمیل ایمانم و انجام عمل صالح قدم به قدم به سوی تو نزدیک شوم و سرانجام به دیدارت نائل گردم. پروردگارا شکر تو را بجا میآورم که توانستم ورود بدنیا و خروج از دنیا را با مسئلۀ « إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ » تطبیق دهم و از موقعی که جرقه هدایت در دلم زده شد سعی کردم در طول زندگی راهی را بپیمایم که رضای تو در آن است و جز این راه به سعادت ابدی منتهی نمیگردد. بارالها! شکر گزارم که مرا از دوستداران و پیروان حضرت محمد (ص) و دیگر معصومین قرار دادی و از تو میخواهم که مرا از یاران واقعی ایشان قرار دهی تا بتوانم بوسیلۀ قدم گذاشتن در جای پای مقدس ایشان رضای تو را بدست آورم. ایزدا! به تقرب چهارده معصوم در درگاهت عاجزانه از تو تقاضا دارم که قلم عفو بر جرائمم بکشی و حقیر را از یاری کنندگان مکتب اسلام و از سربازان واقعی آقا امام زمان (عج) قرار داده و مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار دهی... والدین گرامیم چند کلمه ای با شما صحبت دارم. امیدوارم که از این سخنان من نه تنها رنجیده شوید بلکه هرگاه به یاد سخنان این حقیر می افتید طلب مغفرت و آمرزش برایم بکنید. می خواهم اهدافم را از رفتن به این راه در چند جمله کوتاه خلاصه کنم. از شما کمال تشکر را دارم که همیشه در طول زندگی سعی داشته و دارید در راه ساختن فرزندانتان سختی ها و مشکلات را بر خود تحمل کرده و در برابر ایده بسیار مهم که بهترین ایده برای هر پدر و مادری است اجر و پاداش فراوان دریافت خواهید کرد قبول دارم که شما کوشش خود را نسبت به حقیر تا سر حد امکان انجام دادید و کوتاهی از اینجانب بوده ولی در مورد انتخاب راه و هدفی که حقیر پیش گرفتم مسئله به طور صد در صد برایتان حل نشده بود. این راه همان راه انبیاء (ص) است، راه معصومین (ع) است، راه حسین (ع) است که محرم و عاشورا را به عنوان یک شعار برای دین مبین اسلام پس از خود به ارمغان گذارد. با عمل خود اسلام را زنده و احیاء کرد و شهادت فی سبیل الله را برای خود انتخاب کرد و درس زندگی را به ما آموخت. پدر از وقتی که خود را شناختم به مراتب به آیه شریفۀ "إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ" یقین حاصل کردم و دانستم که عاقبت باید این دنیای فانی را وداع گفت و رجعت کنیم اما حال که همه ما باید برویم و هجرت کنیم از مرگ در بستر نفرت دارم و دوست دارم پیکرم در راه خدا تکه تکه شود و دلم میخواهد جنازۀ خاکستر شدهام به دست باد در فضا پخش شود و حتی قسمتی از این زمین را نیز اشغال نکنم دوست دارم روح و بندم را رهایی بخشیده و آنگاه بسوی یگانه معبود دلهای صادق رجعت کنم مادر و خواهران و برادران دوست داشتنیام در مرگم گریه نکنید و اگر خواستید بگریید و اشک بریزید بر صحنههای ظهر عاشورا در کربلا و بر حسین و مظلومیت او گریه کنید هر چند میدانم که مادر شجاعی دارم و او به مرگ عزیزش افتخار میکند مادر برای آخرین سلام گرم مرا بپذیرید من به شما افتخار میکنم و شما ای خواهرانم انتظار دارم که روحیه شهادت طلبی را در خود زنده کنید. و اگر خداوند این سعادت را نصیبم کرد و به فیض عظیم شهادت نائل آمدم همچون شیرزن کربلا زینب (س) صبر را پیشه کنید و با استقامت و شجاعتتان به دیگران درس آزادگی بدهید. با عرض معذرت الاحقیر عیسی بروجردی 1365/07/05
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید