رمضانعلی قدس الهی
زندگینامه شهید
شهید رمضانعلی قدس الهی در 21 بهمن ماه سال 1343 مصادف با ماه مبارک رمضان در شهرستان بندرترکمن متولد شد. او در دامن مادری پاکدامن و پدری متدین، صبور و زحمتکش و اهل صفا رشد کرد. از همان دوران کودکی انیس و مونس جلسات مذهبی و آموزش قرآن بود و شور و شوق و استعداد سرشارش مثالزدنی بود. بعد از چندین سال به همراه خانواده به روستای امیرآباد دامغان (امیریه ی فعلی) موطن اصلی خانواده برگشتند و در آن جا تحصیلاتش را ادامه داد. دیپلمش را که گرفت و در آزمون ورودی تربیتمعلم امتحان داد و قبول شد و معلم شد. معلمی را شغل نمیدانست بلکه تحفهای آسمانی که خدا به انسان داده میپنداشت. رمضانعلی طرح زمینهاش مهربانی بود و دلی به پاکی آسمان و افکاری بلند داشت. همواره خدا را میخواند. تسلیم امر معبود و راضی به رضای خداوند بود. هیچگاه دلش را به زمانه نسپرد؛ چون خوب میدانست که نتیجه ی دلبستن به روزگار چیزی جز ناامیدی نیست پس دلش را به خدا و به دریای بیکران امید و رضای او بست. نه بهراحتی میرنجید و نه بهآسانی میرنجاند. آرامش سهم دل مهربانش بود و نگاهش فقط و فقط به خدا بود. با شروع جنگ، درس و بحث و دانشگاه را رها کرد و در بسیج مدرسه ی عشق ثبتنام کرد تا در کلاس جنگ، گنج وجودیاش را دریابد. او مرد کارزار و شیر بیشه ی شجاعت و شبزندهدار بود. خاکهای تفتیده و داغ جنوب لحظههای ناب با او بودن را بارها و بارها تجربه کردند، ستارههای شب اشکش را که به گرد ضریح چشمانش در دل تاریکی شب حلقه میزدند خوب به یاد دارند. او بارها به جبهه رفت. سمتش در جبهه آرپیجیزن بود. با عشق و اعتقاد والای خویش و ایمان سرشار 610 روز در جبههها جنگید تا سرانجام در 25 اسفند ماه سال 1363 در شرق دجله در عملیات بدر با اصابت ترکش دشمن به شانهاش به شهادت رسید. پیکر پاکش پس از تشییع در گلزار شهدای امیریه ی دامغان آرام گرفت.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید رمضانعلی قدس الهی
تاریخ: 1362/02/03
وصیت نامه شهید رمضانعلی قدس الهی تاریخ : 1362/02/03 بسم رب الشهدا و الصدیقین « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» «خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خریداری میکند و در برابرش بهشت برای آنها باشد. آنها در راه خدا پیکار میکنند میکشند، کشته میشوند این وعده حقی است که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چهکسی از خدا به عهد خود وفادارتر است؟ اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کردید و این برای شما پیروزی بزرگی است.» «اشهد ان لا اله الا الله محمد رسول الله علیا ولی الله» با درود بیکران بر منجی عالم بشریت امامزمان (ع) و سلام بر نائب بر حق او امام امت خمینی کبیر. سپاس خدایی را که بر ما منت نهاد و ما را لیاقت بخشید که در راه قرآنش و در راه اسلامش جان در طبق اخلاص نهاده و به سوی او رجعت کنیم . بار خدایا؛ همانا شهادت میدهم به احدیتت و بر حق بودن انبیا تو و ائمه اطهار (ع) و اعلام میدارم که من فقط برای رضای خدا و نه برای شهرت و مقام به جبهه آمدم و برای دفاع از اسلام و اطاعت از رهبر اسلام و به عشق کربلای اباعبدالله عازم جبهه شدم و امیدوارم که خداوند زحمات ناقابل ما را قبول فرماید . بار خدایا، های و هوی بهشت را میبینم، چه غوغایی، حسین (ع) به پیشواز یارانش آمده چه صحنهای، فرشتگان ندا دهند که همرزمان ابراهیم (ع) همراهان موسی (ع) همدستان عیسی (ع) همکیشان محمد (ص) همسنگران علی (ع) همفکران حسین (ع) و همگامان خمینی از سنگر کربلا آمدهاند، چه شکوهی ! و اما وصیتم بر شما امت حزبالله: ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و ای مادر من مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه های نبرد بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید زیرا مادر وهب فرمود: «سری که در راه خدا دادم پس نمیگیرم.» و ای پدرم: «نکند در رختخواب ذلت بمیری که شما باید به حبیب بن مظاهر آن یار پیر اباعبدالله اقتدا کنید که جان خویش را فدای راه حسین کرد.» عزیزانم، سلام مرا به رهبرم برسانید و به او بگویید که ما تا آخرین قطره خونمان را در دفاع از جمهوری اسلامی فدا میکنیم و با پیمانی که با او بستهایم استواری خواهیم نمود و اما شما ای رزمآوران صحنه پیکار وصیتم بر شما اینست که تا زمانی که پرچمی از کفر بر جهان برافراشته است از پای ننشینید و پرچم اسلام را بر بلندترین قلل جهان برافرازید که خدا یار و نگهدار شماست . وصیتم بر خانواده عزیزم: پدر بزرگوارم امیدوارم که شهادت من انگیزهای شود که شما در ایمانتان محکمتر شوید و امیدوارم با استواریتان، مشتی محکم بر دهان یاوهگویان و کوردلان بزنی. و اما تو ای مادر عزیز و گرانقدرم: شما برای من زحمات بسیار کشیدهاید و امیدوارم که به بزرگیتان مرا ببخشید خدای را شکر کنید که امانتی که به شما داده بود به بهترین وجه ممکن به او پس دادید و خدای را شکر کنید که خداوند شاکرین را دوست دارد . وصیتم به برادرانم: اینکه راه مرا که راه حسین (ع) ادامه دهند و نگذارند که سلاح گرم من بر زمین بماند. خواهرانم: زینبوار و همچون کوهی استوار درس شجاعت و شکیبایی به همه بدهید و از خانواده عزیز و تمامی بستگان و آشنایانم استدعا دارم که مرا حلال کنید مرا ناکام نخوانید که در نهایت کام میروم و در تشییع جنازهام افراد کور دل و منافق و مخالف روحانیت شرکت نکنند باشد که به خود آیند و استغفار کنند . عزیزانم مبادا در میان منافقین و منحرفین گریه و زاری کنید که آنها از گریه شما خوشحال میشوند. همواره ثناگوی جان امام باشید که خداوند آن بزرگوار را برای ما حفظ کند انشالله. بار خدایا عاجزانه از تو التماس دارم که امام را طول عمر و مجروحین را شفا و اسرا را استخلاص و رزمندگان را پیروزی نهایی عنایت فرمایی. از رزمندگان پر توان اسلامی میخواهم که وقتی انشاءالله به یاری خدا راه کربلا را باز کردند هنگام زیارت به یاد این حقیر باشید و مرا هم دعا کنید که به عشق آن بزرگوار بود که من به جبهه شتافتم . مقداری پول در صندوق قرض الحسنه دارم آن را به صندوق جمعآوری کمکهای نقدی برای جبهههای جنگ بدهید و کمک به جبههها یادتان نرود و در پایان از شما امت حزبالله التماس دارم که امام را خیلی دعا کنید که او قلب تپنده امت اسلام است. خداوند بر عمر او بیفزاید و او را سلامت بدارد. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار زندانیان اسلام آزادشان بگردان رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان دیدار روی مهدی نصیب ما بگردان پیام خون شهدا جنگ جنگ تا پیروزی رمضانعلی قدسالهی 1362/2/3
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید