شهید شعبان شاهینی
شهید

شعبان شاهینی

نام پدر: —
دانشگاه: —
مقطع: ------------------
رشته: —
تولد: گرگان
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: —
محل شهادت: —
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیتنامه ی شهید شعبان شاهینی

شعبان شاهینی مقطع تحصیلی : ------------------ مکان تولد : گرگان (گلستان) زندگی نامه خاطرات وصیت نامه آثار نامه اسناد شهید عکس صوت و فیلم وصیتنامه ی شهید شعبان شاهینی بسم الله الرحمن الرحیم الذین قالوا لاخوانهم و قعدوا لو اطاعونا ما قتلوا قل قادروا عن انفسکم الموت ان کنتم صادقین . آن کسانیکه در جنگ با سپاه اسلام همراهی نکرده گفتند اگر خویشان و برادران ما نیز سخن ما را شنیده به جنگ نرفته بودند کشته نمی شدند ای پیغمبر به چنین مردم منافق بگو پس شما که برای حفظ حیات دیگران چاره توانید کرد مرگ را از جان خود دور کنید اگر راست می گویید . سوره عمران آیه ۱۶۸ با درود و سلام به پیشگاه مقدس قلب عالم امکان یگانه منجی بشریت حضرت بقیه الله و نائب بر حقش امام امت و با سلام و تحیات فراوان به ارواح مطهر شهیدان گلگون کفن از صدر تا کنون و با سلام و درود بر همه رزمندگان اسلام چند کلمه وصیت می نویسم زیرا بر هر فرد مسلمان واجب است که وصیت کند . حال که برای هفتمین بارکوله بار پر از گناه را بر دوش خود گرفته و راهی دانشگاه علم و اخلاق و فضیلت که همانا دانشگاه امام حسین (ع) است می شوم تا اینکه بتوانم با برداشتن ناچیز و قاصر خود یاوری باشم برای دلیران جبهه های توحید و هم بتوانم قسمتی از گناهانم را جبران نمایم. اما همه باید بدانند که من آگاهانه و عاشقانه و با انتخاب خود در این راه قدم گذاشتم و از آن زمان که من این راه را در زندگی خود انتخاب نمودم زندگیم روز به روز موفق تر و پر بارتر می شد، لذا چنانچه در این راه به سعادت رسیدم هیچ کس مسئول مرگ و شهادت من نیست. و من این جهان را برای خود زندانی احساس می نمودم که با هیچ کس نمی توانستم ملاقات نمایم. لذا تصمیم گرفتم که راهی برای آزاد شدن از این زندان بی ارزش و پوچ دنیوی بیابم. اینک به رزمندگان و شجاعان که برای احیای اسلام و قرآن در مقابل صدامیان می جنگند پیوستم تا شاید خداوند عنایت فرماید و ما را جزء سربازان خود قرار دهد زیرا مدت ۲۳ سال که از عمرم می گذرد آنطورکه باید و شاید نتوانستم در راه رضای خدا و برای احیای اسلام و قرآن قدم بردارم تا اینکه زمینه خدمتگزاری و یاری کردن بدین خدا فراهم رسید و این را بر خود واجب دانستم که به یاری دین او بشتابم و از بهترین... (خوانا نبوده)...هنوز در خواب غفلت بسر می برند گوشزد کنم که امروز روزی است که حجت خدا بر شما تمام شده و هیچ گونه عذر و بهانه ای ندارید و اگر کوتاهی کنید به رو سیاهی و لعن ابدی گرفتار خواهید شد . اما پدر، برادران و خواهران این را بدانید که من امانتی بودم نزد شماها، باید روزی از این دنیا می رفتم، حال که به این صورت می روم بسیار خشنودم و شما باید خشنود و راضی به آن باشید که خداوند از او راضی است. پدر، برادران و خواهران می دانم که برای من آرزوهای در پیش داشتید ولی من نیز خود آرزویی داشتم که همانا شهادت در راه خداوند بود. همکاران عزیز سعی کنید در سنگر مدرسه این نونهالان را خوب تربیت و پرورش دهید زیرا آنها آینده سازان این مملکت می باشند و آنها هستند که می خواهند از خون شهدا و اسلام پاسداری نمائید پس قدر وظیفه خود را بدانیدکه وظیفه شماها سنگین تر از تمام قشرهای جامعه می باشند و اما دوستان، اقوامان و آنهایی که در مدت عمرم با شما آشنایی پیدا کردم از همه شماها می خواهم چنانچه بدی از این حقیر دیده اید جهت رضای خداوند مرا ببخشید و در پایان از همه شما حلالیت می طلبم. والسلام دعاگوی خیر شما شعبان شاهینی خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. نام نام خانوادگی نشانی پست الکترونیکی متن

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.