سید ابراهیم حسینی نوده
زندگینامه شهید
سید ابراهیم حسینی نوده فرزند عباس در اول آبان ۱۳۴۴ در روستای نوده ملک ازتوابع گرگان در خانواده مذهبی و معتقد به اهل بیت پا به عرصه وجود گذاشت. او فرزند آخر خانواده ای مومن و معتقد بود که نامش را ابراهیم نهادند و به نام عباس نیز معروف است. گویی روند طبیعت با کوتاه کردن سایه پدر میخواست او را با قرار گرفتن در شرایط دشوار زندگی آبدیده گردد چون آنها از نظر مالی در سطح ضعیفی بودند و مادرش به تنهایی بار زندگی رابر دوش کشید . او دوران کودکی را با سختی پشت سر گذاشت و تحت تعلیم و تربیت صحیح مادرش رشد یافت و پا به سن هفت سالگی گذاشت و جهت فراگیری علم به مدرسه پاگذاشت و تحصیلات ابتدایی را در دبستان خسروی نوده ملک با موفقیت تمام و با اخذ عالیترین نمرات سپری نمود. او دوران راهنمایی را با موفقیت در همان روستا پشت سر گذاشت و دوره متوسطه را در دبیرستان شهید رجایی گرگان گذراند و موفق به اخذ مدرک دیپلم ریاضی و فیزیک از این دبیرستان شد. او عاشق درس و کسب علم ودانش بود و به فراگیری علم و کشف چیزهای تازه بسیار اهمیت می داد و راهنما و معلمی دلسوز برای دوستانش بود و در درسهایش به آنها کمک می کرد. او جوانی بسیار آرام و مظلوم بود و متانت و وقار تمام زندگیش را تحت الشعاع قرار داده بود و آداب جوانی و معرفت چون سیلابی خروشان سراپای هستی اش را فرا گرفته بود و با داشتن خصلتها و منش های وارسته اش در میان دوستان عزیز و گرامی بود . با شروع زمینه های انقلاب او با اینکه سن کمی داشت اما در کلیه راهپیمایی ها و سایر مراسمات انقلابی شرکت می کرد و حضوری فعال داشت و در آن دوران در جهت تحول فرهنگی در اماکن آموزشی همواره به عنوان یکی از فعالترین چهره ها شناخته می شد و اینها نتیجه درک بالا و روشنی که از رژیم استعمارگرا و چپاولگری پهلوی داشت بود . سید ابراهیم بسیار باایمان و تقوا بود و در عمل به وظایف دینی اش همواره کوشا بود و کوتاهی نمی کرد و مقید به اجرای احکام و واجبات دینی و مذهبی بود. در جلسات قرآن و احکام نیز همیشه حضور داشت و به خواندن کتابهای مذهبی نیز علاقه خاصی داشت . او همچنین به دلیل عشق به ائمه اطهار که در روح و جانش دوانیده بود همواره در مراسم عزاداری و سوگواری آن عزیزان مخصوصاً در ماه محرم حضوری ثابت و فعال داشت. در انجام کارهای خیر نیز همیشه پیش قدم بود و از هیچ کمکی در حق دیگران مضایقه نمی کرد و اگر کسی دست نیاز به سوی او دراز می کرد اگر نمی توانست کمک مالی به او بکند حتماً سعی می کرد که جور دیگری برایش جبران کند . پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و به فرمان امام برای تشکیل ارتش بیست میلیونی او نیز به فراگیری فنون نظامی پرداخت و به عضویت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و آن هنگام که امام ندای حضور در صحنه ها را داد اونیز در همه صحنه ها حضور فعال داشت و همواره حضور مستمر در پایگاه بسیج داشت و شرکت در مراسمات بسیج را یک وظیفه می دانست. با شروع جنگ تحمیلی عراق او نیز وظیفه خود می دانست تا حق خود را نسبت به انقلاب و مردم کشورش ادا نماید و پس از گذراندن یک دوره آموزشی در گهر باران ساری در سال ۶۲ برای اولین بار از طرف بسیج به جبهه اعزام شد و ( در منطقه سومار ، سوسنگرد ، دهلران و هویزه ) به عنوان تک تیرانداز مشغول به خدمت شد و حدود سه ماه در جبهه حضور داشت و پس از پایان یافتن ماموریتش به آغوش گرم خانواده بازگشت .او در سال۶۳ در آزمون تربیت معلم شرکت کرد و باردیگر موفقیت خود را در زمینه تحصیل ثابت نمود و با قبولی در آزمون مربوطه جهت گذراندن دوره فوق دیپلم در دانشسرای تربیت معلم امام خمینی گرگان به تحصیل ادامه داد و ایشان در زمان شهادت دانشجوی سال آخر تربیت معلم بود . سید ابراهیم برای دومین بار در تاریخ ۶۴/۱۰/۵ با کاروان راهیان کربلا عازم جبهه های حق علیه باطل در منطقه جنوب گردید و رشادت و شجاعت زیادی از خود در آن منطقه به عنوان تیربارچی نشان داد و همواره با دیگر همرزمانش به طور خستگی ناپذیر در آنجا فعالیت کرد و سرانجام در عملیات با شکوه کربلای چهار در منطقه ام الرصاص در تاریخ ۶۴/۱۱/۲۱ از ناحیه سر مورد اصابت تیر دشمنان بعثی قرار گرفت و شهد گوارای عشق را با شربت شیرین شهادت نوشید و به دیدار حق شتافت . گزیده ای از خصوصیات ویژه شهید ۱. معتقد به اهلبیت عصمت و طهارت (ع) بود . ۲. دارای هوش و ذکاوت و استعداد فوق العاده بود . ۳. بسیار آرام و مظلوم و باوقار و متانت بود. ۴. حضور مستمر و با اخلاص در پایگاه را به عنوان یک وظیفه می دانست.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه ی شهید ابراهیم حسینی نوده
وصیت نامه ی شهید ابراهیم حسینی نوده بنام الله پاسدار حرمت خون شهدا حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که ما را آفریده و پیامبران و ائمه اطهار را واسطه هدایت ما انسان های خفته در منجلاب پستی قرار داد تا ظلمات و تاریکی ها شکافته و نور الهی در چهره و قلب مان منور گردد. و با درود و سلام به امام عصر، دوازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، عدالت گستر جهان، امام مهدی(عج) و نائب بر حقش سلاله پاک رسول الله، امام خمینی و با درود و سلام به شهدای به خون خفته که با نثار بهترین و ارزنده ترین گوهر خویش، درخت خشکیده اسلام را بعد از ۱۴ قرن سیراب کردند و نوری شدند برای بیداری ما خفتگان خفته در خواب و با درود و سلام به کفر ستیزان، زاهدان شب و شیران روز، چند کلامی را به عنوان وصیت، من باب وظیفه و به حکم شرع به صفحه کاغذ می نگارم.. « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ....» «همانا خدا از مومنان جان ها و مال های ایشان را به بهای بهشت خریداری کرده، آن ها در راه خدا جهاد می کنند و به قتل می رسانند و کشته می شوند..» هم اکنون که این سعادت جاوید ماندگار را خداوند متعال نصیب بنده معصیت کار و ناقابل خود نمود تا در صحنه نبرد حق علیه باطل، نور علیه ظلمت حضور یابد به پیروی از امام عصرم قیام بر علیه کفر و الحاد و هر آنچه بوی استبداد و چپاول می دهد کنم و من این را وظیفه خود دانستم که اسلام را یاری و جان ناقابل خود را اهداء نمایم اگر چه دوران حیاتم نتوانست مثمر ثمر برای اسلام باشد شاید با ریخته شدن خونم دینم را نسبت به اسلام ادا کرده باشم. امروز تمام جهان بسیج شده تا اینکه قدرت اسلام را در نطفه خفه کرده و نور الهی دمیده در پیکر اجتماع را خاموش کنند ولی باید این آرزو را به گور برند زیرا که خداوند می فرماید: « یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ» «کافران میخواهند که نور خدا را با دهان های خود فرو نشانند (خاموش کنند) خدا نگذارد، تا آن که نور خود را در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هرچند کافران ناراضی و مخالف باشند.» پس از جا بر خیزیم و اسلام عزیز که بعد از چهارده قرن طلوع دوباره پیدا کرده با آمدن به جبهه یاری کنیم و نگذاریم این نور الهی خاموش گردد. همان طور که نماز و دیگر واجبات انسان را به مرحله قرب خداوندی می رساند و او را از زشتی ها و گناهان به دور می گرداند، رفتن به جبهه نیز یک مرحله تکاملی انسان در جهت قرب به خداوند است و همان طور که می دانند این دنیا محل امتحان و آزمایش خداوندی است برای آخرت " الدنیا مزرعه الاخره" و خداوند در تمام کارهایی که در این دنیا از ما سر می زند در دفترچه اعمال بدون کم و کاست ضبط می کند «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ. وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ» و در جبهه نیز لحظه به لحظه اش امتحان است و آزمایش جنگ یک امتحان الهی است که از طرف خداوند برای آزمایش بندگان مومن می باشد. امروز هر فرد مسلمانی به اندازه آگاهی و شناخت مکتبی اش دارای وظیفه و مسئولیتی است که در جهت کمک به انقلاب و اسلام بکار گیرد و من این وظیفه خود دانستم که عازم پیکار با کافران شوم و به ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین لبیک گفته باشم و لااقل اگر لایق شهید شدن بودم شهید شوم و توانسته باشم گامی در جهت پیشبرد اهداف انقلاب و اسلام برداشته باشم . ای امام حسین(ع) اگر آن روز که در صحرا نینوا یاور نداشتی و بر خاک گلگون کربلا بوسه زده بودی و ندای «هل من ناصر» را سر دادی و یاور می طلبیدی اکنون فرزندان این ملت ندایت را لبیک گفته و سراسیمه عازم پیکار با قوم تکریت و کفار هستند. می خواهم کمی درباره بسیج، این عاشقان حسینی و مرغان آغشته به عشق خداوندی چند کلامی به میان آورم. امروز بسیج در جبهه و پشت جبهه محور اصلی انقلاب را تشکیل می دهد و به عنوان الگو و نمونه و اسوه مقاومت و تقواست و به ندای «هل من ناصر ینصرنی» زمان لبیک گفته اند. امروز نه آن زمانی است که حسرت کربلا در دل بسیجیان مانده و نه آن نبرد حق علیه باطل زیرا که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم.» سرزمین ایران هر قسمت و تکه اش حکایت از کربلایی دارد که فرزندان و یاوران حسینی به خون غلطیده اند. بسیج محور اصلی انقلاب است و هر چه از بسیج سخن به میان آوریم کم گفته ایم تنها وصیت من به برادران بسیجی این است که جاذبه و دافعه علی گونه داشته باشند و جاذبه شان بیشتر از دافعه شان باشد و سعی کنید در کارهایتان خالص باشید و برای ریا و خودنمایی کاری را انجام ندهید و از شما امت حزب الله می خواهم که امام عزیزمان را تنها نگذارید و در همه حال گوش به فرمان او باشید، از او اطاعت کامل کنید زیرا او مصداق آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» و دارای خصوصیات حدیث «صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدینِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِیعا لأمرِ مَولاهُ» می باشد و حضور خود را در صحنه حفظ کنید. اما مادر و خواهر و برادرانم می دانم که از فراغ من خیلی رنج می برید و از این که فرزند کوچکتان در جبهه است غصه می خورید این را بدانید که این خواست خداوند بود که من از شما جدا گردم و راه خود را با شناخت صحیح و دیده بصیرت انتخاب کرده ام اگر شهید شدم مصراً از شما می خواهم که برایم گریه نکنید و خوشحال باشید از اینکه امانت الهی که در دستتان بود به صاحبش بر گردانده اید و هنگامی که گریه می کنید به یاد حضرت علی اکبر حسین و یاران حسین(ع) باشید و امیدوارم که ای مادر از من راضی باشید و مطمئن هستم که راضی هستی . مادرم می دانم که خیلی کارهای بد و زشت انجام داده ام و به شما پر خاشگری نموده ام تو را به خدای بزرگ و به جان امامی که در جماران است مرا حلال کنید و نیز از دوستان و برادران حلالیت می طلبم و اگر کاری انجام داده ام که باعث ناراحتی شما دوستان شده از همگی شما معذرت میخواهم . با پیروزی کامل رزمندگان اسلام خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. خدایا در این دم آخر بنده گناهکار را که بدرگاهت آمده، خدایا توبه اش را بپذیر. معبودا مرا از ظلمات و تاریکی ها برهان و قلبم را به نور ایمان منور گردان. ابراهیم حسینی نوده
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید