شهید سید حسن حسینی
شهید

سید حسن حسینی

نام پدر: سید ابوالقاسم
دانشگاه: دانشکده هنرهای زیبای تهران
مقطع: کارشناسی
رشته: عکاسی
تولد: گرگان
تاریخ تولد: 1344/04/01
تاریخ شهادت: 1367/05/26
محل شهادت: مازندران — مازندران
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه ی شهید سیدحسن حسینی

وصیت نامه ی شهید سیدحسن حسینی «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» «یا ایها الذین امنوا هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله و علی اولاد المعصومین حجج الله» نوشتن وصیـــت برایم آسان نیست، نه مالی و منالی دارم که محاسبه نمایم و وصیت نمایم، نه روشن گر مسیری هستم که راه را مشخص کنم، آنچه می خواهم در سطور ذیل آوردم همان چیزی ست که در بین مردم نیکو طینت آموختم. از شما مردم خوب و عزیز متشکرم، از خداوند برایتان جزای خیر مسئلت دارم، شما بودید که با انقلاب خونینتان به رهبری فرزند حسین و پرچم دار قیام خونینش معنای زیستن را به ما آموختید، شما بودید که در برابر تجاوز کافران دفاع کردید و تا سرکوب تجاوزگران آرام نخواهید نشست. ما نیز از میان شما مردم پرورش یافتیم و در این دفاع مقدس شرکت کردیم و ما را آن گونه آموختید که چون حسین(ع) در میدان کارزار باشیم و همان کردیم که شما مردم خداپرست خواستید و بر ما فرمان خدا چیزی نگفتید، چرا که شما رهروان رهبر بزرگ این حرکت اعظم الهی"روح الله" هستید .... پدر و مادر عزیزم! بر دستانتان بوسه میزنم، سرافرازم که والدینی چون شما داشتم. پدر عزیزم که غم مصیبت حسین(ع) را فریاد کردی و مادرم که همراه شیرت اشک عزای حسین(ع) را به من نوشاندی، پدر عزیزم خوشحال باش که روضه هایت فریاد رسای من شد که یا حسین(ع) بگویم. تو از هجرت حسین(ع) گفتی مهاجر شدم، تو از «هل من ینصرش» گفتی لبیک گفتم، تو از رشادتش گفتی رشید شدم، تو از مظلومیت حسین(ع) گفتی بر ظالم خروشیدم، گفتی: سینه ام آماج گلوله ها کردم و تو از شهادت حسین(ع) گفتی و من شهید شدم . و خونم مادر .... ای مادر عزیزم همان قطره های شیر بود که در رگ هایم جاری ساختی تا حسنت احسن شود. احسن مادر، مغرور باش، سرت را بالا بگیر و قامتت را راسخ کن که فرزندت را به لیاقت سربازی حسین(ع) رساندی و در رو محشر پیش جده ات زهرا(س) سرافراز و خشنود و مقربی و به شما تمامی دوستان و بستگانم عرضه بدارم که برای این انقلاب خونبار حسینی(ع) رهرو راه زینب(س) باشید و بر دشمنان این نظام اسلامی مختار باشید که انتقام خون گلوی اصغر(ع) و سر حسین(ع) را از حرمله و شمر ملعون بگیرید. یک جمله را نیز به هنرمندان عرضه کنم، هنرمندان عزیز تفکر کنید، دقت کنید و خود را بشناسید و رسالت خود را در یابید، بیائید مردانه و با صلابت تعهد و ایمان را به همراه تخصص بکار ببندید و فرهنگ اصیل اسلامی را به این مسلمانان واقعی نشان دهید و همه به یاد داشته باشید که تقوا و شجاعت می تواند به شما و اثر شما جان دهد. ای تمامی خواهران با حجاب و مادران ایثارگر ، شما رهروان واقعی فاطمه(س) که در قبل از انقلاب و پس از آن و در جنگ تحمیلی آن کردید که باید یک زن فاطمه گونه انجام دهد، ای مادری که لباس رزم فرزندت را با دستان پینه بسته ات در نیمه شب دوختی و ای خواهری که در عصر عزیمت بر قامت رسای برادر جامه رزم پوشاندی و پس از شهادت برادر، در مجلس ایراد سخن کردی اما باوقار، به اسارت در آمدی اما عفیف، به خصم شوریدی اما با حجاب، دشمن را دست گزیده بر لب گذاردی که کیست این زن؛ زنی که فاطمه اش الگوست و زینب(س) جلودارش و من بعنوان یک فرزند از دامان تو و یک برادر از نگاه تو برایت صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت دارم .... والسلام

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.