شهید محمود سرآبادانی
شهید

محمود سرآبادانی

نام پدر: عباس
دانشگاه: مرکز تربیت معلم تهران
مقطع: ------------------
رشته: —
تولد: تفرش - روستای سرآبادان
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1362/12/19
محل شهادت: جزیره مجنون — جزیره مجنون
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید محمود سرآبادانی، دهم دی ماه سال 1340 در روستای سرآبادان تفرش به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاهش و تفرش به پایان رساند. پس از آن همراه با خانواده به شهر مقدس قم مهاجرت نمود. پس از اخذ دیپلم در دبیرستان در آزمون سراسری مراکز تربیت معلم شرکت کرد و به مرکز تربیت معلم تهران راه یافت. همزمان با تحصیل در مرکز تربیت معلم به دفعات عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. سرانجام در تاریخ بیستم اسفند ماه سال 1362 در جزایر مجنون به دیدار حضرت حق شتافت . پس از گذشت سال ها از حماسه دفاع مقدس، این شهید بزرگوار مفقود الجسد بوده و پیکر مطهرش سیزدهم تیر سال 1376 به قم بازگشت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمود سرآبادانی

وصیت نامه شهید محمود سرآبادانی بسم الله الرّحمن الرّحیم «الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ» به نام خداوند بخشایشگر مهربان «آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا از مال و جانشان جهاد کردن آن ها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.» با سلام به حضور حضرت مهدی(عج) نجات دهنده جهان از ظلم و بیداد ستمگران و کافران و با سلام به نائبش امام خمینی این قلب ملت، رهبر پاک و عزیز و سلام و درود به رزمندگان سلحشور و با درود به روان پاک شهیدان، می خواهم وصیت نامه بنویسم ولی چه باید بنویسم از چه بنویسم از چه کارهایم بنویسم...، نمی دانم. اینجانب محمود سرآبادانی فرزند عباس متولد سرآبادان تفرش وصیت نامه ام را آغاز می کنم. در اول به مردم ایثارگرمان که تنها مردمی هستند در جهان در راه دین مقدس اسلام از هر وفاداری و ایثارگری دریغ نورزیده اند و من به عنوان قطره ای در این دریای بیکران خیلی خودم را کوچک و ذلیل تر از آن می بینم که حرفی بزنم فقط به این آیه از قرآن اکتفا می کنم. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا وَیُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ» (سوره انفال، آیه 28) «ای اهل ایمان اگر خدا ترس و پرهیزگار شوید خدا به شما فرقان بخشید (یعنی دیده ی بصیرت دهد تا به نور باطن حق را از باطل فرق گذارید و راه خدا و شیطان و طبق سعادت و شقاوت و دفع و ضرر اخروی را تشخیص دهید) و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد که خدا دارای فضل و رحمت بی منتهاست.» برادرانم تقوا را پیشه کنید و از یاد خدا غافل نشوید و همیشه خدا را ناظر بر اعمالتان بدانید با کسانی که به دیدنشان به یاد خدا می افتید قدم بردارید و در جاهایی که شما را به یاد خدا می اندازد زیاد شرکت کنید. دوستان و برادران همکارم همه کارهایتان را برای خدا انجام دهید و جز رضای او را نخواهید. در برابر مسئولیت بزرگی که بر عهده شما گذاشته شده زیاد فکر کنید و بدانید که اجر واقعی کارهایتان نزد خداست. از مسائلی که باعث جدایی امت اسلامی می شود بپرهیزید با هم مهربان و صمیمی برخورد کنید و احترام کنید. گول زرق و برق دنیا را نخورید، مرگ انسان را خبر نمی کند هر لحظه را آخر عمر خودتان فرض کنید و خودتان را آماده سفر آخرت کنید. برادرانم من روسیاه که اندوخته خیر و توشه ای برای آخرت ندارم ولی شما از حالا به فکر باشید فکرتان را به مسائل جزئی مشغول نکنید و هر روز به معنویات بیش تر نزدیک کند و لذت آنان را بچشید و رهایش نکنید هیچ چیز لذتبخش تر از این نیست که آدم بداند خدایش از او راضی است. به پدر و مادر و برادران و خواهرانم .... پدر و مادر عزیز و ارجمندم می دانم که شما خیلی زحمت مرا کشیدید و من هرگز نتوانستم لیاقت فرزندی شما را داشته باشم تا به یاد دارم شما را آزار و اذیت کرده ام مرا حلال کنید و برایم از خدا طلب مغفرت کنید. پدر و مادر عزیز و ارجمندم از مسائل جزئی که باعث ناراحتی می شود دوری کنید و سعی کنید اخلاق اسلامی را همیشه در نظر بگیرید در همه کارهایتان و اگر علاقه ای به فرزند شهیدتان دارید راهش را ادامه دهید. البته نه اخلاق و رفتار مرا که شما مشاهده می کردید بلکه منظورم راه تمامی شهیدان را. مادر جان زحمت های مرا حلال کن خیلی محبت کردی. یادم می آید به من گفتی که حاضری پول خودت را که از مال پدرت بود خرج کنی تا من زودتر ازدواج کنم من در مقابل این محبت های شما مادر خوبم شرمسارم مادر برایم از خدا طلب مغفرت و عفو کنید. برادرانم مرا حلال کنید و زحمت ها و اذیت های من به شما را حلال کنید، فکر کنید برادری نداشته اید. به یاد خدا زیاد باشید و تقوا پیشه کنید، در همه کارها خدا را ناظر بر اعمالتان بدانید. خواهرانم از شما نیز می خواهم مرا حلال کنید و همان طور که همیشه خوب و مهربان بوده اید همیشه همین طور باشید.

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.