شهید مهرداد زمانی پروچ
شهید

مهرداد زمانی پروچ

نام پدر: حسینعلی
دانشگاه: دانشگاه سیستان و بلوچستان
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی شیمی
تولد: روستای پروچ-خلخال
تاریخ تولد: 1345/11/06
تاریخ شهادت: 1365/11/08
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید مهرداد زمانی در تاریخ ششم بهمن ماه سال 1345 در روستای پروچ از توابع شهرستان خلخال در یک خانواده کشاورز و مذهبی دیده به جهان گشود. وی دوران کودکی را پشت سر گذاشت و دوران تحصیل را تا کلاس پنجم ابتدایی و در همان روستا به اتمام رساند. او از استعداد خوبی برخوردار بود و از همان دوران علاقه زیادی به شعر داشت. به دلیل نبودن مدرسه راهنمایی در روستا نامبرده مقطع راهنمایی را در کارخانه چوب بری روستای خلیفه آباد بخش اسالم شهرستان هشتبر که منزل عمه ی پدرش بود به اتمام رساند و دوران دبیرستان را در شهرستان خلخال مشغول به تحصیل گردید و در مدت تحصیل در منزل استیجاری زندگی می کرد. وی در سال 62 به ندای فرمانده کل قوا لبیک گفته و پس از گذراندن یک دوره آموزش نظامی در اردبیل به مدت 45 روز عازم منطقه جنگی شد و در لشکر 31 عاشورا سازماندهی و به جزیره مجنون جهت نبرد با دشمن اعزام شده و در همان منطقه بر اثر بمباران هوایی دشمن از ناحیه هر دو پا آسیب دیده و در بیمارستان شریعتی مشهد بستری بوده و در مدت مداوا و درمان دوباره مشغول به تحصیل گردید و دوره دبیرستان را به پایان رساند. در مدت استراحت در منزل در کنکور سراسری شرکت نمود و در رشته مهندسی شیمی دانشگاه زاهدان قبول شد. در دانشگاه فوق مشغول به تحصیل گردید و در مرحله اول همراه کاروان به جبهه های جنوب در لشکر 41 ثاراله مشغول به خدمت گردید و پس از انجام ماموریت سالم برگشت و مجددا در سال دوم دانشگاه مشغول به تحصیل گردید و در سال 65 همراه کاروان سپاه صد هزار نفری حضرت رسول به جنوب اعزام و در گردان 409 حضرت حمزه سیدالشهدا مشغول به خدمت گردید و در عملیات کربلای پنج شرکت کرد و در تاریخ 65/11/8 در منطقه ی عملیاتی کربلای پنج مفقودالاثر شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید مهرداد زمانی پروچ

وصیت نامه شهید مهرداد زمانی پروچ بسم الله الرحمن الرحیم «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ» «خدا جان و مال مومنین را به بهاى بهشت خریدارى کرده است.» خدایا نمى‌دانم چگونه با این همه سنگینى گناهان وصیت‌نامه‌ام را آغاز کنم. در حالى غرق در زنگار گناهانیم و هنوز خود را باز نیافته‌ایم. خدایا خودت بر این بنده ذلیل و مسکین رحمى بنما و خودت آن کن که شایسته آنى. نمى‌دانم از کجا شروع کنم اى خداى مهربان به حق کرمت و لطفت به فریادم برس و دستم بگیر. خدا را شکر مى‌کنم که توفیقى نصیب ما شد و توانستیم در صف یاران امام زمان(عج) باشیم و این توفیق را باید از رهبر عزیز که خداوند ایشان را وسیله نجات ما قرار داد و از خواب غفلت بیدارمان نمود بدانیم. بنابراین ابتدا از همه و خصوصا از خانواده‌مان و پدر و مادرم تقاضامندم که همیشه و در هر حال به دستورات ایشان عمل نمایند و فرامین پیامبرگونه ایشان را در راس امور قرار دهند. از والدین‌ام که زحمات زیادى براى این حقیر کشیده‌اند و از این که همیشه برایشان مزاحم بوده‌ام طلب عفو مى‌نمایم و از زحمات بی دریغ شما نور عینم ان شاءالله که خداوند اجر عظیم عطا فرماید ما که لایق قدردانى از این همه زحمات شما نیستم و اگر در نبود من ناراحتید بدانید که خداوند تعالى این ناراحتی هاى شما را بى‌مزد نخواهد گذاشت و راه ما راه خداست. ما هر چقدر در راه دین رنج ببینیم از امام حسین که بیش تر نیستیم. پس در فراق من اصلا ناراحتى ننمائید و در تقوى و صبرتان کوشا باشید که خدا با صابران است. از خواهران و برادرانم نیز خواهان مراعات تقوى خداوندى هستم و اگر من درباره ایشان و نیز والدینم حقى دارم امید است که مورد عفو خود قرار دهند. از همکلاسى‌هایم که در مهم ترین سنگر مشغول‌اند امیدوارم که تخصص‌شان را با تعهد همراه نمایند که علم یک بال پرواز است و چنانچه امام فرموده‌اند اگر در دست افراد بى‌متعهد باشد فاجعه است. در آخر ضمن دعا به جان امام و پیروزى رزمندگان از همه دوستان که در حق ایشان اگر گناهى نموده‌ایم می خواهم ما را مورد عفو خود قرار دهند ان شاءالله. ما تقاضاى عاجزانه داریم که دوستانم و کسانى که مرا مى‌شناسند از گناهانى که نسبت به ایشان مرتکب شده‌ایم ما را مورد عفو قرار دهند که خداوند از گناهان ایشان نیز درگذرد. از خانواده‌ام خواهانم که قضاى نمازهایم را از سن 15 الى 18 به جا آورند اگر توانستند و همچنین کفاره روزه‌ها را در این مدت و یک سال مجروح شدنم. 4 روز نیز از امسال قضا دارم .

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.