شهید سیدمجید اعتمادشیخ الاسلامی
شهید

سیدمجید اعتمادشیخ الاسلامی

نام پدر: محمدعلی
دانشگاه: علوم قضایی قم
مقطع: کارشناسی
رشته: —
تولد: تویسرکان
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1365/06/20
محل شهادت: جزیره مجنون — جزیره مجنون
عملیات: انصار
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

سال 1345 در تویسرکان متولد و در 6 سالگی در کلاس اول دبستان عارف همدان ابتدا به فراگیری نمود و کلاس دوم تا پنجم را در دبستان محمدیه تویسرکان گذرانده و سپس وارد مدرسه راهنمایی امام خمینی (که مبدا حرکت انقلاب دانش آموزی در تویسرکان است) گردید و پس از دوره راهنمایی وارد هنرستان صنعتی شهید رجایی تویسرکان در رشته برق ادامه تحصیل داد و سال دوم صنعتی دیباج همدان گردید و در رشته برق و الکترونیک موفق به اخذ دیپلم گردید و ضمن شرکت در کنکور عازم جبهه های حق علیه باطل شده و در رشته برق و مخابرات قبول، اما در اثر علاقه به احکام اسلامی در کنکور مدرسه عالی قضایی قم شرکت و دانشجوی سال اول شد که چندین مرتبه در جبهه ها شرکت و عهده داره امر محوله بود و چون دوستانش که همکلاسی های هنرستان دیباج همدان بودند اکثرا با آن ها از طریق سپاه و پادگان همدان اعزام می گردید و اخیرا که موفق شد دانش آموز دانشگاه آقا اباعبدالله باشد از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تویسرکان به عنوان غواص در جزیره مجنون شرکت داشت که یک مرتبه هم به مرخصی آمد و با شتاب فراوان جهت انجام امر رهبر عاشقانه مجددا عازم شد و به آرزوی خویش نائل گردید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید سید مجید اعتماد شیخ الاسلامی
تاریخ: 1365/06/18

وصیت نامه شهید سید مجید اعتماد شیخ الاسلامی تاریخ : 1365/06/18 بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر او که حجت خدا در روى زمین است سلام بر مهدى موعود آقاى رزمندگان سلام بر تمامى انبیاء و اولیاء و شهدا راه خدا سلام بر خمینى که چون باد خنکى بر پیکره شلاق خورده قرن به بردگى کشیده شده حاضر می باشد سلام بر محضر پاکان سلام بر آیات عظام سلام بر بسیجی ها مخلصى که یارى حسین(ع) را می فهمند سلام بر آنها که هدف دارند سلام بر مفقودان عملیات رمضان و والفجر هشت. سلام بر مستضعفین سلام بر سپاهیان آفریقا سلام بر آنها که راه پاک حق را بسته اند و بى خستگى جلو مى روند. شکر خدا: که خمینى را بما عطا کرد و ما نسل جوان را او داد خدایا با چه زبانى ترا شکر کنم اگر خمینى نبود این فرزند زهرا این انقلاب هم نبود. خدایا بما توفیق بده و امرش را بر چشم بگذاریم تا در آخرت خوشحال باشیم که امر چنین رهبرى را به خیرهاى کثیر رهنمون شده است اى امت قدر امام خود را بدانید او کسى است که در شهادت مصطفى فقط میگوید. «انا لله و انا الیه راجعون» ولى از این هیبت خیلى ناراحت می شود از نور خدا است قدرش را بدانید الان که اینقدر در مورد وحدت تذکر مى دهد بدانید که اگر رعایت نکنید پشیمان مى شوید. آنهائی که خیال می کنند در راه خدا کار می کنند اما وحدت را بر هم می زنند مواظب اعمال خود باشند که در خسران هستند راستى عده اى چقدر باید جاهل باشند که با این همه علم ظاهرى مورد ملامت امام واقع شوند اى امام عزیز ما به تو قول مى دهیم که تا برآورده شدن آرزوهاى مولایت و خودت همچنان برزمیم تا راه کربلا و نجف باز شود و در زیارت حسین(ع) حاجاتمان را طلب کنیم. اى امام جان ما فداى یک لحظه عمر تو چون ما را زنده کردى. اى امام ما تو را از نزدیک ندیده ایم پیشانیت را از دور میبوسیم و به این بوسه افتخار میکنیم. امام، قطع باد نفس هاى پلید آنهائى که تو را دوست نمیدارنند زیرا شهیدغفاری گفته که دشمن خمینى کافر است اما ما عاشق امر توایم. خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار. انشاءالله که توفیقمان دهى و دست عنایت را از سرمان برندارى به ما توفیق بدهى صادق باشیم. تو فرموده اى. "جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا..." "رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ." "رَبِّی مَنْ لِی غَیْرُکَ. کَشْفَ ضُرِّی وَ النَّظَرَ فِی أَمْرِی" اى خدا جان اگر تو مرا دوست نداشته باشى به چه چیز خودم را دلخوش کنم اگر تو مرا قبول نکنى چه خاکى بر سرم بریزم چگونه در حضور تو بتوانم بر پاهایم بایستم چگونه لب به تکلم باز کنم تو را به حسینت قسم از تقصیرات من بگذر عمرى ظلم به تو و به مردم تو و به خودم کردم توفیق بده تا حقوق تو و مردم و نفسم را ادا کنم توفیق بده تا نفس مطمئن پیدا کنم و همیشه در محضر تو باشم اى خدا توفیق بدهد تا مثل آن بندگان عاشقت که اهل مغفرت بودند باشم مخلصانه در راهت تلاش کنم و به نعمت هاى تو قانع باشم به من توفیق بده لیاقت بسیجى بودن را داشته باشم. خدا جان اگر تو از بنده اى راضى نباشى ولى بزرگترین مقام هاى دنیوى آن شخص را احترام کنم چه فایده خواهد داشت زیرا این دنیا و این کوره خورشید ابتداى یک خط بى منتها است. و آنچه مهم است غیر دنیا است و عاقل مسلما به خاطر این ابتداى خط خودش را بیچاره نمى کنند. البته عقل وقتى به اینجا مى رسد که معاد را فهمیده باشد. و مرگ برایش حل شده باشد. خدا جان بما توفیق بده با تو همیشه راز و نیاز داشته باشیم سلام بر خانواده هاى شهدا سلام گرم بر فرزندان کوچک شهدا سلام بر تمامى بندگان خدا سلام بر آنها که خدا رحمتشان مى کند . "رَحِمَ اللّهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَفی أینَ وَ إلی أینَ" على (علیه السلام) سلام بر شهیدان که شهید زندگى کردند تا شهید شوند سلام بر آنها که خدا در شهادت عزیزان صبر جمیل و اجر جزیل به آنها عطا مى کند. سلام بر آنها که همواره قائد المستضعفین است او که با مهدى (عجل الله) ارتباط دارد سلام بر او که صدیق است صالح است سلام بر رهبر که خداوند عشق او را در قلب کوچک من جاى داد و آن را دریا گونه کرد. سلام بر شما پدر و مادر عزیزم سلام بر تو برادرم و شما خواهرانم که صبر خواهید کرد. هر چند که ارتباط قلبى را خداوند در خانواده بین افراد قرار مى دهد اما کلام معصوم فرمود. "إِنَّمَا الدُّنْیَا دَارُ مَجَازٍوَالاخِرَهُ دَارُ قَرَارٍ" اگر مادر خانه اى اجاره نشین باشیم و مشغول ساختن خانه اى براى خودمان جهت سکونت باشیم چه شوقى داریم که آن خانه زود تر ساخته شود تا این دار مجاز را رها و در آن دار دیگر قرار بگیریم. حال اگر دار قرار ما خراب باشد و مهلت خروج از دار مجاز به سر آمده باشد با چه حالتى ترک دار مجاز خواهیم کرد. و در چه حالتى به دار قرار خواهیم رفت. آیه الله حائرى: اگر کسى در حال تنفر از رفتن برود این عین سقوط است اما اگر در حال شوق به رفتن بماند این عشق او را می سوزد و می سازد تا چه رسد به اینکه شوق برود در حال این انتقال اگر دار قرار خیلى خراب باشد یا چیزى از آن ساخته باشیم در آنجا هم که برویم چون دیگر مصالحى نیست نمى توانیم بسازیم ولى اگر نقص کوچکى در کار ما باشد جبران مى شود. منظور این است که وقتى شما بین دو دار باشیم همتتان و عشقتان را در آن دار آخرت و قرار صرف مى کنید و صرف هم و غم را در دار مجاز نقص عقل خواهید دانست لذا که فرموده اند «اَلعَقلُ مَا اکتَسَبَ بِهِ الجِنان وَ ما عَبدُ بِهِ الرَّحمَنُ» قال المعصوم «وفَخُذُوا مِنْ مَمَرِّکُمْ لِمَقَرِّکُمْ» این مثال براى نزدیک شدن ذهن بود لیکن در حرکت از دار مجاز دنیا به دار قرار آخرت تفاوت است که به دو بعدى بودن انسان بر مى گردد جسم و روح اصل انسان و اصالت انسان به روح او بستگى دارد و این جسم مرکب است تفاوت در این تغییر منزل این است که آن بعد اصیل انسان یعنى روح او از دار مجاز به دار قرار مى رود و جسم او که توان ندارد از پلى میافتد زیرا توان حرکت همپاى روح را ندارد چنانکه در ارسال سفینه به فضا قسمت هاى پایینى که مخازن سوخت هستند بعد از اینکه کارشان تمام شد مى افتند تا آن قسمت اصلى به هدف برسد. مسئله اینجاست که همانطور که فرزندى از دبیرستان فارغ التحصیل مى شود و مى خواهد به دانشگاه برود از خانواده دور مى شود همان طور که در آنجا خانواده باید ناراحت او نباشند و خوشحال باشند در اینجا هم همین طور است امام فرموده شهادت هدیه اى است الهى براى کسانی که لایق باشند. همین جنبه براى کسب آرامش قلبى جهت خانواده هاى شهدا کافى است. پس کسى که در دانشگاه شهادت فارغ التحصیل مى شود و مى رود و ما از آن به بعد او را به چشم ظاهر نمى بینیم دال بر عدم او نیست اگر براى ما واقعا یقین شود که مرگ عدم نیست بغیر از ضرورت عاطفى که آن هم از عجایب خلقت است براى شهید نباید خیلى ناراحت باشیم. ببینید خداوند ستار انسانها را روى زمین آورد تا شایسته ها را بعد از جریان فریب خوردن آدم جدا کند و مجددا به نزد خود ببرد لذا است که در حدیث قدسى آمده ... مَن عِشقَهُ قَتَلَهُ تاخدا عاشق بنده اى نباشد او را به جوار خود نمى برد این عبارت قتله را اینجور تعبیر مى کنیم که بند جسم را از بال روح او مى گشایم. تا او بنزدم بیاید بنزد حسین بیاید. پس خداوند به عبادش هدیه مى دهد که این هدیه وجه الله است وقتى سرو کار بنده اى به خالقش افتاد چرا بقیه غصه او را بخورند. اگر دنیا دار بقا بود کسى که فنا مى شد غصه داشت و جاى غصه بود اما اینکه کسى به نحوى که مورد عنایت رب باشد شهادت در طى راه منتهى بوجه رب قدم بر اند غصه ندارد. بله "وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ" کجا بودیم که گوشمان را صداى حقى نوازش دهد و فطرتمان آرامش یابد غیر از حضور قرآن و عترت قال رسول "إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ الثَّقلین کِتابَ اللهِ، وعِترتی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا"بعدى . قرآن یکبار قبل از حرکت از منطقه اى به منطقه دیگر فرمود« إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ» بهشت آنجاست که حسین دارد. و در زیر آتش دشمن فرمود «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» اى خدا جان ما کجا یارى کردن حسین کجا ما کجا مهدى کجا خدا یا خودت توفیق دادى حسین حسین کجا کنیم خودت هم این نعمت را حفظ کن بما توفیق بده در هر لحظه که تلاش مى کنیم و نفس مى کشیم بیاد داشته باشیم که روى کره زمین هستیم و این کره در مدارش مى چرخد "وَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ" و این کره دنیا است و وراء آن را و این منظومه و کهکشان را ما درک کرده ایم یعنى وراء جسم را ... خدا به ما توفیق دهد تا به این وراء بیشتر فکر کنیم و با آن انس بگیریم همانطور که ما را از اسفل السافلین شاهنشاهى و طاغوتى و شیطانى نجات داد و به اعلى علیین عشق خداوندى با مقدمه ولایت فقیه هدایت نمود. اللهم وفقا له اتحب و ترضى اعوذ با الله من الشیطان الرجیم إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ مرگ حق است زیباترین مرگها شهادت است در این قسمت سه موضوع را ذکر مى کنم 1- فهم شهادت 2- نوع بودن ما در آخرت 3- آمادگى براى نوع بودن خاص و مطلوب - که جمعا در ذیل مطالب زیر مى آید . تمام انسانها در محدوده اى از زمان در کره زمین زنده اند بعد که مهلت بسر آمد مى میرند و اصالت وجودى شان از کره رخت بر مى بندد و به جاى دیگر مى رود یک عدد افرادى با معرفت پیدا مى شوند و هدف این خلقت را مى فهمند و به خالق آن معرفت پیدا مى کنند همانها که آیت الله حائرى مى گوید دنیا برایشان کوچک مى شود این کوچکى را کسى درک مى کند که روحش بزرگ باشد از فقط زیر پایش را نمى بیند بلکه اطراف را هم مى بیند و نزدیک و کوچک مى بیند و بهتر از دیگر افراد در محیط سیر مى کند از راه رفتن خسته نمى شود . او در حال راه رفتن ابرها را هم مى بیند لطافت هوا را هم استشمام مى کند متوجه خورشیدهم هست . ما فقط کاهش و افزایش نور را مى بینیم او طلوع و غروب را مى بیند و درک مى کند و زیبائیش او را به وجد مى آورد شاید روحش چنان بزرگ شود که احساس کند همراه کره زمین در منظومه در حال چرخش است چنین شخصى قابل تامل است . در وجود او چه است که او را چنین کرده و چنین دنیا برایش تنگ شده او آخرت دنیا برایش حقیر است کسى که اعمال صالح دارد هر چند برسنش افزوده شود به شباب واقعى نزدیک مى شود براى او سفیدى مو علامت جوانى است نه آن کسى که با مرگ بر مست مى آورد اوست که طالب مرگ است و مرگ براى چنین کسى حیاط است و کسى که با مرگ جان از دست مى دهد (جان مادریش را ) مسلما فنا مى شود و باید ترس از مرگ یا بعلت ترس از مجازات است یا بعلت ترس از دست دادن محبوب هاى دنیوى است یا بعلت ترس از قیامت بعلت جهالت ماست به آخرت والا یک چیز ضرورى و طبیعى است ترس از مجازات هم به خاطر اعمال زشت و گناه است. که سیر آنها به او مى رسند . اما ترس براى از دست دادن بتها خیلى منفور است. آن ترس از مرگ باید در انسان موجب بیدارى شود و مرگ را بفهمد و بشناسد تا ترسش تبدیل به یقین شود. انسانها الان 2 دسته اند یک دسته مرده ها و یک دسته زنده ها عمرشان محدود است اگر عمر مفید را 50 سال حساب کنیم و خوابها و ساعات مفید را خارج کنیم مفیدش چقدر مى شود کم است و پایان یک نقطه کوچک که اولش تولد بود اگر لحظات عمر را چنین حساب کنیم و روى محور زمان در نظر بگیریم با کار ثانیه ها محور در حال طى شدن است و رو به ختم است و بالاخره در پایان نقطه حیات دنیا ختم مى شود. با توجه به این شاید مقدارى با توجه بیشترى روزگار را طى کنیم و این فهم را در جلوگیرى از تضییع وقت موثر باشد. اما خارج از نقطه یا مثبت بینهایت است و یا منفى بى نهایت اگر اولى بود زهى سعادت و اگر منفى بود باید خیلى مواظب هم بود زیرا امثال شریعتمدارى چون به اصول دین یقین ندارد دچار سقوط شدید منفى بی نهایتى مى شوند یا بدتر از آن شیخ على طهرانى که آخر کارشان نفاق علنى است. خداوند در قرآن فرموده وائمه فرموده اند که دنیا معبر است اما چون تعلق به دنیا داریم این لذت فانى را به لذت باقى آخرت ترجیح مى دهیم لذا رهایى از قید این تعلق بى ارزش بر ایمان سخت است و بهتر است اول خودمان این بت شیشه اى حب دنیا را خرد کنیم و تعلق هاى مانع از وصال را بشکنیم وقتى خودمان شکستیم بعدا به آن رو نخواهیم آورد وقتى آخرت را هدف قرار دادیم. کسیکه توجه به پاسخ صحیح دادن به سوالات دارد متوجه کار اصلى است و بدانچه در اطرافش هست که او را از پاسخ صحیح دور مى کند پرهیز و به عوامل مثبت چنگ میزند. بى اعتنایى انسان معتقد به معاد در مطلب "عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ"جلوه مى کند مطالب دیگر طبیعى بودن حرکت تکاملى در تمام مراحل یعنى با فشار و عوامل ساختگى و خیالات نمى شود به حقایق رسید. فرموده اند "وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا" شاید علت این طبیعى بودن نظرى بودن تکامل است مثلا ما در فلان مسئله ما ضعف داریم و باید آن را قوى کنیم باید فشار براى تقویت (تلاش صحیح) روى نکات ریز دقت کنیم. مثلا هر وجودى را ضرورتى است یکى از علل عدم تلاش عدم درک ضرورت است زیرا از عوامل تولید انگیزه و تقویت آن علم به ضرورت است . "الإسلامُ یَعلو ولا یُعلى عَلَیهِ"و تمام آنچه اسلام دارد نور است. در اشاره به اول مطلب که آن سه موضوع ذکر شد ادامه مى دهیم. وقتى مفهوم شهادت را انتخاب خواهیم کرد و بر ایمان لذت بخش خواهد بود ان شاءالله و در هر حال شهادت پیوسته احساس یک جهش بسمت کمال را خواهیم داشت. اما باید روى نحوه بود تلاش می کنیم درجات موضوع مهمى است یکى در بهشت است یکى در نزد على اکبر است و بهشت برایش و حور العین معنا ندارد فکر مى کنم بودن ها طبق سنخیت هاست آنکه با حسن سنخیت دارد با اوست . لذا باید تلاش کنیم که سنخیت پیدا کنیم که سنخیت پیدا کنیم با محبان خدا و این خیلى سخت است و خیلى جهاد اکبر مى خواهد جهاد با کفار با آن همه اهمیتش جهاد اصغر است لذا جهاد با نفس باید خیلى مهم و سخت باشد. خوشا آنان که در {...} مى شود زیرا نه در قاموس انسان راه ندارد باید عزم کرد" فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ""الْیَوْمَ عَمَلٌ وَلَا حِسَابَ وَغَداً حِسَابٌ وَلَا عَمَلَ". اما قسمت سوم آن سه مورد "وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا". باید جهاد کرد تا بر اثر تمرین عشق به شهادت در ما حاصل شود و خدا راه کمال را به مانشان دهد گر مرد رهى میان خون باید رفت باید در میدان عزم و رزم تلاش کرد تا خداوند قابلیت را که در ما دید خودش دست ما را بگیرد و مى کشد . باید ایمان قلبى بر اثر آن هدایت به سبیل در ما بیدار شود . اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ". بهترین وصیتنامه (کتاب عشق به شهادت نوشته آقاى حائرى ) است آن را بخوانید اگر شهیدى وصیتنامه ننوشته بود بدانید که خود شهادت او وصیتى است براى ساکن ها که برخیزند. تحلیل سیاسى سیاست عین دیانت است و دیانت ما عین سیاست همین کلام است که مجتهد اعلام ما رهبر ما خمینى عزیز این ولایت فقیه ما را بما مى شناساند و صحبت هاى او را در روز غدیر سال 65 بر ما واضح مى کند که بر ولایت تاکید مى کرد. امام فرمود که (به این مضمون) آمریکاییها در صدد بر آمده اند بدانند در ایران چه خبر است در حالیکه اینها نمى توانند مسائل را بفهمند معنویات را بفهمند متاسفانه چند نفر موجود پست مثل ریگان زمین را بهم ریخته اند و با شیطانک پول و شهوت پرستشان حقایق را خراب و وارونه کرده اند. اصلا ریگان و حتى مغزهایى که در کاخ هاى آنها هستند ارزشى ندارند که ما بخواهیم برایشان قایل شویم. جرج بوش و فلان وبهمان مینشینند خواب خرگوشى میبینند . ان شاء الله بسیجى ها بعد از فتح کربلا - فتح قدس - فتح مکه که سراغ همه این شیطانک ها خواهند رفت تا افکار پاک از اشتغال بفکر پیرامون نبرد با اینها آزاد شود و بتوانند در آیات خداوندى تلاش کمتر علم اسلامى را پیاده کنند و {...}بر ما باد بکلمه توحید و توحید کلمه که امام زیاد سفارش مى کند. ان شاءالله که ما سربازهاى خوب براى اسلام در جبهه و حوزه و دانشگاه و مدرسه و پایگاه و مسجد باشیم و با سلاح توپ و کتاب و دفتر و مسلسل خوب بجنگیم. چند نکته 1- ما نبودیم و آواره شدیم و از هیچ به انسان تبدیل شدیم مگر مى شود خالقى نداشته باشیم مگر ما چه بوده ایم که حالا با رفتن از دنیا آن را از دست بدهیم. از طرف دیگر امکان دارد مثل حضرت محمد(ص) و مثل سایر معصومین اینها فنا داشته باشند. مواظب باشیم در جهاد حربه شیطان این است که ما را از فنا بترساند اصلا همیشه حربه اش ترساندن براى مبادا از دست دادنى است که حقیقت ندارد. بدانیم که مرگ ما رفتن از مرحله اى به مرحله اى است همان خدایى که احساس بودن را بما داده براى ما فنا در نظر گرفته 2- در مورد" عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ "کوچک شدن محیط و استفاده بهتر از زمان ومکان درست قالب توفیق ریخته مى شود و در توفیق قرآئت قرآن و ریخته مى شود در توفیق به آرامش خاطر جلوه مى کند شاید پیش آمده باشد که در عین حالیکه توى خانه ات هستى فکرت اطرافت را مى فهمد اما گاهى در محیط گم مى شوى این دو خیلى مسئله است یکى از علائم رشد روح احساس سرور است چهره گشاد غیر ساختگى است که نتیجه حل شدن مسایل براى ذهن است. الهى الهى حتى الظهور المهدى احفظ لنا الخمینى والسلام یا مُنَزّلِ السّکینهِ فی قُلوبِ المؤمِنین اجْعَلْ قُوَّتِی فِی طَاعَتِکَ سه شنبه 18/6/65 سرباز خمینى سید مجید اعتماد شیخ الاسلامى بسم الله الرحمن الرحیم اعوذ با لله من همزات الشیاطین الحمد لله رب العالمین اعوذ با الله من الشیطان الرجیم ولکل امه اجل فاذا جاء اجلهم لا یستا خرون ساعه و لا یستقدمون . و لا تحسبن الذین قتلو ا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون الله ولى الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الى النور و الذین کفروا اولیاء هم الطاغوت یخرجونهم من النور الى الضلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون الهم انطق فى با الهدى - رب اشرح صدرى و یسرلى امرى و احلل عقده من لسانى یفقهوا قولى . خدایا اکنون که بدین کار بزرگم مامور فرمودى پس شرح صدرم عطا فرما و کار مرا آسان کن و عقده را از زبانم بگشایى تا مردم سخنم را خوش فهم کرده و بپذیرند . اشهد ان لا اله الا الله و لا شریک له و اشهد ان محمد ا عبده و رسوله محمد ا رسول الله و الذین معه اشدا ء على الکفار رحما بینهم - الله اکبر - والحمد لله الذى هدانا لهذا و ما کنا لنهتدى لولا ان هدانا الله . با الله یا من له الدنیا و الاخره ارحم من لیس له الدنیا و الاخره . شهادت مى دهم خدایى بجز خداى یکتا نیست یکتاست و شریکى ندارد و شهادت مى دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده او است - محمدى که خداوند فرموده اگر او نبود افلاک را نمى آفریدم در اینجا مى خوانیم محمد بنده خداست و فرستاده اوست بار خداوندا همه مسلمین را چنان هدایت نما که بنده واقعى تو باشند زیرا بندگى تا نباشد انسان رسالت را نمى تواند به خوبى بر عهده بگیرد حمد مخصوص خداوند الرحمن و الرحیم است سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر قلم در بین انگشتانم حبس شده و تلاش مى کنم که وظیفه خودش را به احسن وجه انجام دهد . اما خدایا هر چه شکر بگویم در قبال عظمت تو و جلال تو حتى در زیر قوى ترین ذره بین ها به اندازه نقطه اى ارزش ندارد زبان از تو فکر و اندیشه از تو روح از تو چشم از تو مغز هدیه تو و دست و اعصاب همه از تو پس هیچ چیزى به من تعلق ندارد که بخواهیم پیرامون آن سخنى بنویسم . (انا لله و انا الیه راجعون ) اگر بخواهیم در مورد آنچه عطا نموده اى اظهار نظرى کنم تنها به جهت نادانى ام مى باشد زیرا عظمت تو را و خلقت تو را شایسته نیست که چنین زبانهاى الکنى بر قلم تحمیل کند که بنگارد . تنها میتوان شکر خدا را کرد که ما را به این خیر هدایت نمود که به دانشگاه حسینى راه بیابیم . سپاس خداوند ى را که ما را هدایت کرد و از شیطان رجیم و شیطانک ها و شیطان بزرگ رهانید سپاس خداوند ى که ما را با بندگان خاص خودش آشنا کرد حمد از آن خداوندى است که غفور است و رحمان است و ثواب است حمد از آن خداوند ایست که امت ما را منت گذارد و بیدارى بخشید . سپاس خداوند ى را است که به ما توفیق داد حسین زمان را نصرت کنیم . شکر مخصوص بر درگاه خداوندى شایسته است که ما را در چنین برهه ایى از زمان زندگى بخشید و بر ما منت گذارد که بندگى او را حداقل درک کنیم بیکران بر خداوند ى که شیاطین را با سنگهاى آسمانى مى فرماید سپاس خداوندى را که غایه آمال عارفین است غیاث المستغیثین است و همه کمال ها از اوست و او اکمل است سپاس خداوند زیرا که همه نامهاى نیکو متعلق به اوست سپاس خداوند زیرا که به ما زبان داد تا شکر نعمتهایش را قادر بر الحمد لله گفتن باشیم شکر خداوند زیرا که ما قاصریم که با زبان الکنمان وصف کنیم صفات خداوندى اش را الله نور السموات و الارض - هوالذى خلقکم ثم رزقکم ثم بینکم ثم یحییکم هل من شرکائکم من یفعل ذالکم . خداوندا تو مى دانى که در این دانشگاه موضوع شهادت براى همه شاگردان حل شده و همه آن را در ک کرده اند اما براى تو جیه بیشتر است اینک بر ما فرض است که چند کلمه اى مزاحم حزب الله شویم . برادران و خواهران پدران و مادران خداوند توفیق بدارد شما را و همگیتان را تایید کند که دست وحدت با هم و دست بیعت با حسین هاى مکرر زمان داد ه اید و دین خدا را نصرت مى کنید خوشحال باشید که وعده خدا حق است که ان تنصرا لله ینصر کم و یثبت اقدامکم هنگامى که پا به عرصه وجود مى گذارد همراه با تولد گریه مى کند شنیده شده که گفته اند شاید از اینکه از دنیاى رحم مادر خارج میشود گریه مى کند اما این کودک بعلت جهلش نسبت به دنیا ست که مى گرید ولى ما که در این دنیا هستیم زیاد در مورد آخرت شنیده ایم و باید به این یقین رسیده باشیم که مرگ براى انسان (خروج از عالم فانى ) شبیه به متولد شدن کودک است مصادیق این موضوع را مى توان در صورت جستجو دریافت - قال المعصوم الناس نیام اذا ما توا شبهو ا مردم خوابند پس هنگامى که بمیرند بیدار مى شوند بله همزمان با موت ظاهرى است که روح از زندان خارج مى شود سوى آن اصل خویش پرواز مى کند حال چه بهتر که این موت در قالبى زیبا بنام شهادت فى سبیل الله ریخته شود و با این قالب شکل بگیرد . بهتر ین مرگها شهادت در راه خداست امام امت جمله اى فرموده ( اگر نفس خودتان را تطهیر کردید اگر اعمال خودتان را با قرآن کریم وفق دادید اگر اخلاقتان را اخلاق قرآن کردید اگر نفس خودتان را تصفیه کردید باکى از هیچ چیز نداشته باشید . ) تفکر در این جمله امام ما را از بیان واضحات مستغنى مى کند زیرا حقیقت واضح است و اگر اصلاح نباشیم خودمان ضرر مى کنیم . قد تبین الرشد من الغى فمن یکفر با الطاغوت و یومن با الله فقد استعصا بالعروه الوثقى لانفصام لها و الله سمیع علیم . و هنگامى که اتصال به حبل الله المتین بر قرار شود دیگر چرا اصولا از چیزى بهراسیم هراسها براى از دست دادن هاست وقتى همه چیز را تحت اراده و قدرت خدا بدانیم و یقین به این عقیده پیدا کنیم بدانیم که مالک همه آنچه وجود دارد خداست و ما هیچ نداریم چرا بهراسیم وقتى خدا را قادر مطلق بدانیم و ارتباطمان بر قرار باشد و بنده خدا باشیم ترس معنا ندارد حتى اگر موضوع جان در میان باشه در قبال جانان مطرح نخواهد بود . تا آنجا که امام امت ما فرمود ه اند شهادت قاموسى است که در آن واژه وحشت نیست لکن از عظمت خداوند ما باید خوف داشته باشیم و خوف از اینکه خوب بندگى نکرد ه باشیم خوف از اینکه وظایفمان را خوب انجام نداده باشیم . خداوند توفیق دهد که بر وظایفمان هشیار و عامل باشیم تا اگر بهشتى شدیم بر لحظاتى که در دنیا در حال فاتهم من الدنیا ساعه مرت من غیر ذکر الله اما ذکر خداوند ى همان قرآن صرف و با ذکر خشک خالى نیست بودند کسانى که عمرى نماز شب خواندند و آخر کار تیر بر جنازه سربازان خدا انداخته اند مواظب باشیم که خطا نرویم از امام جلو نزنیم سخن کسانى را که بر ما ولایت دارند درک کنیم تا نظم بر قرار شود اگر بخواهیم به عبارت على (ع) واوصیکم بتقوى الله و نظم امرکم عمل کنیم باید بدانیم که برایمان گفته اند اطیعو ا لله و اطیعوا لرسول و اولى الامر منکم امروزه باید هر کسى خودش را کنترل کند و واقعا در اعمالش شرک و ریا نباشد . براى خدا عمل کند زهى سعادت اما اگر خود راى شویم چند نفر را دور خودمان جمع کردیم و شروع به نوشتن قطع نامه و اساسنامه کردیم یا اصلا قطع نامه هم ننوشتیم زبانا (بطور زبانى ) به امرى تصمیم گرفتیم بدانیم که همان منافقانى که مى گویند ما هستیم مواظب باشیم که مبادا بشویم جز خوارج مواظب باشیم مبادا بر على زمان منتظرى نستوه فقیه عالى مقام ایده الله تعالى فى الدارین خداى نا کرده شمشیر نا جوانمرد انه بکشیم که اگر چنین کنیم ظالمانى بر ما مسلط خواهند شد و روزگارمان را تباه خواهند کرد . چنانکه در زمان حضرت على (ع) مردم غفلت دامنگیر شان شد و بعد به بیچارگى افتادند و ظالمان بر آنها تسلط یافتند امت حزب الله فکر کنید چه بوده اید و چه شده اید شما چه باعث شد که ملت شاه دوست ایران ملت حزب الله شد امت حزب الله فکر کنید چه بودید چه شدید شما باید خیلى در درگاه خداوند لفظا و عملا شاکر باشید بحمدالله عملا نشان داده اید امابه اخلاقیات اهمیت دهید به تعلیم و تعلم احکام اهمیت دهید و اعتقادات را بررسى کنید خلاصه سعى کنید مسلمان شناسنامه اى نباشید هر چند خود را در این صورت راضى نگهدارید اما ضرر کرده اید اى امت حزب الله به امام امت وفا دار باشید و به امید امام و امت منتظرى آیت حق وفا دار باشید مبادا شیطانهاى انسى و جنى شما را فریب دهد و دلسردتان کند . ثابت قدم باشید زیرا (ان و عدالله حق ) و ان الله لا یخلف المیعاد که نصر من الله و فتح قریب امام نصرت خداوندى بهمین سادگى حاصل نمى شود . تلاش معنوى مى خواهد اتصالات معنوى مى خواهد دعا مى خواهد مقدمه مى خواهد راز و نیاز مى خواهد شب زنده دارى مى خواهد و اینها همه خلوص مى خواهد اگر این موارد را درک کردید پیروزیم اگر این موارد را رعایت کردیم پیروزیم در غیر این صورت باید وجودمان را تصفیه کنیم اول آماده شویم و بعد حرکت کنیم . به امید رهایى کربلا سید مجید اعتماد شیخ الاسلامى 65/06/18 ختم کلام پدر جان اگر فرزند خوب و مطیعى برایت نبودم به بزرگوارى خودت مرا ببخش تا خدا هم از من راضى باشد زیرا خداوند در قرآن موارد زیادى در مورد شما سفارش کرده است مادر جان دعاى خیرت خیلى جاى تشکر دارد هیچ فرزندى نمى تواند جبران زحمات والدین را خصوصا مادر را بنماید مادر جان شما خیلى برایم زحمت کشیدى و من نمى توانم جبران کنم خداى شهدا اجرت بدهد. ان شاءالله شما در قیامت سرافراز هستید و با حسین و فاطمه نزدیک تر فقط از شما مى خواهم دعاى امام رزمنده ها اسرا و مجروحین کنید و فرزندان شهدا را فراموش نکنید و ثابت و خوشحال و استوار باشید که آخرت نزدیک است و هر که مناعتش نیکو ست باید خوشحال باشد و شما فرزندتان را هدیه کردید ان شاءالله خدا قبول کند کلا ناراحتى براى از دست دادن هاست. اما با شهدت وعده هاى خداوندى می رسد چرا ناراحت شده اید غم چرا مبادا فقدان کدام است باید اشک شوق ریخت بر سعادت. هر چند امروز لیاقت شهادت را نداریم و خداوند رحیم است و حسین(ع) حبل الله. ان شاءالله هر چه زودتر دشمنان به عروه الوثقى برسد و پیدا کنیم سعادت. پدر جان مادرجان اگر خداوند توفیق داد من که به خدا راضى نیستم و مشتاقم زیرا فرصتى غنیمتى تر از این بدست نمى آید. و اما تو برادر عزیزم خیلى بر من حق دارى من دیر برادرى تو را درک کردم ولى باز خوشحالم خودت هم مى دانى لذا برایم دعا کن. خداوند ان شاءالله دعایت را مستجاب کند ان شاالله بدیهایى که از من دیده اى مى بخشى و در عوض از خدا براى برادرت طلب مغفرت مى کنى من از خدا مى خواهم که پاسدار اسلام و طالب دین باشى ان شاءالله که در تمام زندگى موفق باشى و فرزند خوبى براى پدر و مادر و برادر .... خوبى براى خواهرهایت باشى شما باید انقلاب را ادامه دهید و ابتدا باید آن را خوب بفهمید و هشیار باشید زیرا انقلاب از تحول نسل ها باید خیلى محافظ داشته باشد تا مبادا دست خوش خطا شود. برادر در پیام امام امت به حجاج نوشته بودند که عمرم را در راه بطالت و جهالت صرف کرده ام و خواسته بودند که جوانها مواظب باشید ببین امام با آن عظمت روحى اینطور مى گوید لذا باید حساب خودمان را بکنیم و خیلى تلاش کنیم از جهت معنوى و علمى که به کمال برسیم اسلام سربازان رشید و دانشمند مى خواهد - ان شاءالله شما جزو آنها باشى و این لازمه اش فعلا براى تو اطاعت والادین و تلاش درسى و تلاشهاى است که براى یک انسان کامل لازم است مثل فعالیت هاى سالم رزمى و ورزشى و ... که خودت بهتر مى دانى و ان شاءالله مشوق خواهرهایت باشى. التماس دعا و شما خواهرانم شما هم بچه هاى خوبى باشید و به مادرتان کمک کنید تا خدا هم شما را دوست داشته باشد. درس بخوانید تا موفق باشید و براى برادرتان دعا کنید براى رزمندگان دعا کنید - براى امام دعا کنید. از تمام کسانى که در طول حیاتم زحمات زیادى بر آنها تحمیل کرده ام عذر مى خواهم خدا اجرتان بدهد ان شاءالله حلالم کنید از دایى کاظم امامى زاده آقا صمد، خانم دایى و ... که خیلى زحمتشان داده ام حلالى مى خواهم آنهایى که بر من حقى دارند ان شاءالله به عظمت امام حسین(ع) مرا مى بخشند باید برهم ببخشیم تا خدا بر ما ببخشد. "اَللّهُمّا عامِلنا بِفَضلِک وَ لا تَعَامُلنا بَعدَ لَک" خداوند شما را با فقدان مال و فرزندان آزمایش مى کند. برادرم اگر مادرمان بر این حادثه گریه کرد ناراحت نشو او به خاطر فقدان فرزندش گریه نمى کند او از شوق می گرید که فرزندش لیاقت ابا عبد الله را یارى کند . علیکم با الصبر قرآن مى فرماید: "وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَهَ وَسَعَى لَهَا سَعْیَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِکَ کَانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُورًا" کسانى که طالب حیات آخرت باشند و براى آن به قدر طاعت بکوشند سعى آنها مقبول و ما جور خواهند بود و نیز "لَلْآخِرَهُ أَکْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَکْبَرُ تَفْضِیلًا" این آیات که در رابطه با آخرت و معاد است باید با یقین همراه باشد و صرف و دانستن بدرد نمى خورد یقین آن است که در اثر فشار آنى و موقعیت اضطرارى و ضربه ها دچار خدشه نمى شود بلکه دستگیرى مى کند. اگر ما یقین به معاد پیدا کردیم مرگ براى مان مفهوم مرگ را ندارد بلکه از شنیدن آن معناى حیات دیگر درد همگان تلاقى مى شود. ان شاءالله که تمام حرکاتمان تحت نقطه مرکزى یقین به معاد قرار گرفته. احساس حالت امتحان سرافرازمان کند که این حالت خودش از بزرگترین پیروزى هاست زیرا زمان در آن حالت براى انسان مفهوم پر اهمیت مى یابد. (مثل کسیکه سر جلسه امتحان است) باید از آزمایشات الهى سربلند بیرون آمد. مادرم شهادت قبولى در مرحله اول دانشگاه امام حسین(ع) است دعا ها و طلب مغفرت هاى شما مرا در مرحله بعدى موفق مى کند. فراموش نکنید مگر غیر از این است که همه مى روند وقتى در قیامت 50 هزار سال باید توى صف بایستیم چرا این 365 × 100 روز دنیا که بلکه نصف آن که‌عمر طبیعى است دل بندیم . به خدا جلسه امتحان است. هر کس داوطلب شود بر او آسانتر مى گیرند بیایید داوطلبانه برویم. مادرم پدرم در دعاهاى سر نماز دعایم کنید . مادرم اگر کتابهایم را دیدى به گریه نیفتى من در دانشگاه امام حسین که قبول شدم دیگر اینها را احتیاج ندارم. فرزندانتان را جسما و روحا قوى بار بیاورید کسانى که ادعاى حقى کردند و قرضى از آنها گرفته بودم من که بیاد ندارم ولى اگر بود ادا کنید. ما رفتیم تا همه بیاموزند که از کدام راه بروند یا لااقل اگر نخواستند از راهى که ما رفتیم بیایند ما رفتیم تا لبخند شادى بر لب هاى آن کودکى که پدرش شهید شده و مادرش به او گفته وقتى راه کربلا باز شود پدرت برمی گردد بر اثر پخش صداى پیروزى گشایش قسمتى از راه کربلا نقش ببندد. افتخار کنید بر این که خدا اینقدر دوست داشته شما را که حسینش را یارى کنید خیلى مهم است چه قرنها که خبرى از این توفیق ها نبوده افتخار کنید بر پیشانى فرزندتان نوشته (یا صاحب الزمان ) بخواست خدا شیطانک ها را زیر چنگ خون له میکنیم و این عنکبوتها را که سر راه کربلا هستند از بین مى بریم با آنا اوهن البیوتشان بله در آن آتش دلمان مى گوبد یا زهرا یا الله اکبر ان الله معنا زیارتمان قبول حق ما میرویم تا وقتى که ابوالفضل از اسب افتاد یاریش کنیم ما میرویم تا وقتى خیمه ها را آتش میزنند نگذاریم ما میرویم تا خاک کربلا را از نزدیک لمس کنیم تا آمادگى پذیرش عشق حسینى درما بیدار گردد. هدیه به همه این سخن معصوم "خُذوا مِنْ مَمَرِّکُمْ لِمَقَرِّکُمْ". بر ما باد به یقین به اصول دین . اگر یقین پیدا کردیم و شب خواب را عین گاه مرگ دانستیم آنوقت وصیت را زیر سر گذاشتیم با اینکه مایل نیستیم در رختخواب بمیریم آنوقت به یقین نزدیک هستیم. اگر هر لحظه حاضر بودیم شهید شویم به یقین نزدیک تر هستیم. حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا به قول عزیزى اگر از شهادت هر شهید یک گرم مسئولیت مادى فرضا بر دوش ما بیاید آیا قادریم برخیزیم؟ و اى بر ما که شهدا حاضرند و ملائکه حاضرند الذین وکلتهم بحفظ ما یکون من حاضرند. قال على(ع) بهترین دانشها آنست که ترا اصلاح کند قال المعصوم اگر بتو بگوید دو روز از عمرت بیشتر باقى نمانده یک روز اول را به اخلاق {...} اخلاص بده تا از آن براى روز دوم کمک بگیرى. دیدار در قیامت خداحافظ از اینجا پیشانى همگى شما را میبوسم حلالم میکنید شما را بپاکى یاد حسین(ع) قسم بر من حقى دارید حلال کنید. دیدار مهدى کن عطا التماس دعا دارم و نیز تمام فامیل و امت حزب الله سید مجید اعتماد شیخ الا سلامى سرباز خمینى سه شنبه 1365/06/18

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.