سیدناصرالدین حسینی
زندگینامه شهید
مفقودالاثر سید ناصر الدین حسینی در شهر ملایر متولد شد، وی دوران کودکی را در استان خوزستان در شهرهای هفتگل و اهواز پشت سر گذاشت. همچنین تحصیلات راهنمایی و ابتدایی را در همان شهرها به پایان رسانید و در سال 1365 به همراه خانواده به ملایر از توابع استان همدان سکونت کردند. ایشان در دبیرستان 15 خرداد ملایر در رشته کاردانی دینی و عربی پذیرفته شد و ترم اول را با موفقیت طی کرد، با شروع ترم دوم چون ار اعضای فعال بسیج سپاه پاسداران شهرستان ملایر و نهاوند بود به طور داوطلبانه در کنار دیگر بسیجیان و پاسداران و دانشجویان نهاوند و کرمانشاه و ملایر که در مرزهای قصر شیرین برای سرکوبی منافقین صورت گرفت شرکت نمودند و در همان عملیات مفقودالاثر گردید. خصوصیات اخلاقی و رفتاری او از دوران کودکی با تمامی اعضای خانواده، همسایگان، فامیل و دوستان بسیار رئوف و مهربان بود به همگی احترام می گذاشت به خصوص به پدرومادرش در طول زندگی پر برکتشان هرگز باعث ناراحتی هیچ کس نمی شد. تا آنجا که ممکن بود در منزل به مادرش کمک می کرد. برای همسایگان احترام خاصی قائل بود و به آن ها در بعضی از کارها کمک می کرد. به ورزش اهمیت زیادی می داد و اغلب روزهای تعطیل با دوستان خود پینک پنگ و فوتبال بازی میکرد. اهل مطالعه و دانش بود و همیشه در امتحانات موفق بود. از دوران کودکی در انجام فرائض دینی کوشا بود و در نمازهای جماعت و جمعه شرکت می نمود. انسانی متواضع و خاکی و فروتن بود. از دوره ی راهنمایی بعد عضو پایگاه های مقاومت مساجد محل خود بود و با شرکت در کلاس های آموزشی، نظامی و عقیدتی خود را برای دفاع از میهن آماده می ساخت. دوست دار انقلاب و جمهوری اسلامی و مردم ایران بود و دشمن هرکسی بود که قصد ضربه زدن به این نظام را داشته باشد بنابراین داوطلبانه در عملیاتی که برای سرکوبی منافقین مرزی قصر شیرین انجام شد همراه سپاه شرکت کرد و در این عملیات مفقودالاثر گردید. ایشان در شهرستان نهاوند مرکز تربیت معلم شهید قدوسی مشغول به تحصیل بودند.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید سید ناصرالدین حسینی
تاریخ: 1367/02/05
وصیت نامه شهید سید ناصرالدین حسینی تاریخ : 1367/02/05 بسم الله الرحمن الرحیم فَلْیُقاتِلْ فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یَشْرُونَ الْحَیاهَ الدُّنْیا بِالْآخِرَهِ وَ مَنْ یُقاتِلْ فی سَبیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً. مومنان باید در راه خدا با آنان که حیات مادى دنیا را بر آخرت برگزیدند جهاد کنید و هر کس در جهاد به راه خدا کشته شد یا فاتح شد زود باشد که اورا اجرى عظیم دهیم. اى ملت قهرمان و شهید پرور من خود را کوچک تر از آن می دانم که با شما سخن بگویم ولى بر حسب انجام وظیفه با شما وصیتى دارم. به نام ایزد منان و با سلام و درود فراوان به خدمت نجات دهنده ستمدیدگان جهان از دست ظالمان حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینى و سلام بر ارواح پاک شهداى اسلام از شهداى کربلا و انقلاب اسلامى ایران و شهداى جنگ تحمیلى و سلام و درود به رزمندگان اسلام که جنگیدنشان اسلام را سرفراز و سربلند میکند و درود و سلام بر مجروحین و معلولین و خانواده هاى قهرمان پرور ایران که با پرورش چنین جوانانى و فرستادن آن ها به جبهه ها دین خود را به اسلام ادا نمودند. آرى اى برادران و خواهران هر انسانى در طول زندگى خود با سختى ها و مشکلات روبرو میشود و سنت الهى این است که همه مردم و همه موجودات را امتحان میکند اگر انسان کمى فکر کند مى فهمد که همیشه در حال امتحان است و سرنوشت انسان را همین امتحانات است که تعیین میکند خداوند دانا در بسیارى از آیات می فرماید که هدف از آزمایش آسمان ها و زمین آزمایش انسان ها است چون که هیچ راه دیگرى براى جدا شدن مومنان و صالحان از کافران و منافقان کور دل نیست و خداوند آنچه را که در این دنیا و روى زمین آفرید براى امتحان کردن من و شماست و چنین نیست که مردم به زبان بگویند که ما ایمان آوردیم و خداوند آن هارا آزمایش نکند و به حال خود واگذارد زیرا خداوند در قرآن می فرماید أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ. آیا مردم پنداشتند که ما آنها را رها میکنیم بگویند ما ایمان آوردیم و ما آنها را آزمایش نمى کنیم؟ بنابراین تمام مردم مورد آزمایش و امتحان الهى قرار میگیرند تا افراد جانباز و مجاهد در راه خدا شناخته شوند و افرادى که به زبان ادعاى مومن بودن و دیندارى مى کنند ماهیتشان ثابت شود. آرى برادر خداوند رحمان و رحیم سرنوشت انسان را به خودش واگذاشت تا بین راه ها و هدف ها که در راه انسان هست کدام را انتخاب کند پس ما این راهى را که انتخاب کرده ایم ادامه دهیم که این هدف خداست و این راه همان راه انبیا ء و راه امامانست پس ما این راه را باید بپیماییم حتى اگر به قیمت جانمان تمام شود اسلام براى پیروز شدن خون می خواهد همانطور که انسان براى ماندن آب و غذا میخواهد پس باید خون داد تا اسلام به امید خدا به پیروزى کامل برسد. خدایا پروردگارا من در این چند سال عمر که کردم غیر از گناه و معصیت کار دیگرى انجام ندادم. در این چند سال در راه تو و در راه اسلام کارى نکردم امیدوارم که اگر خونم ریخته شد خدمتى به اسلام کرده باشم خدایا تو را ستایش مى کنم که این توفیق را به من دادى تا به جبهه بیایم و در راه تو بجنگم. خدایا بار پروردگارا از تو میخواهم که گناهانم را بیامرزى و مرا از بندگان نیک خودت قرار بده. خدایا کسى جز تو ندارم پس حالا که به درگاه تو روى آورده ام مرا ناامید بر نگردان واز تو می خواهم که لحظه اى مرا بخودم وامگذار ان شاءالله که بتوانم از آزمایشات الهى سربلند بیرون آیم. خدایا چنان بینشى به من عطا کن که کسى جز تو را نبینم و کسى جز تو را نپرستم و از مردم قهرمان پرور میخواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشید که همان ولایت خدا بر شماست و پشتیبان انقلاب اسلامى باشید و امام را تنها نگذارید و کارى نکنید که دل امام امت را بشکنید و هر وقت که جبهه هاى اسلام به شما نیاز پیدا کرد به جبهه بروید و این سخن را هم بگویم که خداوند در یک لحظه می تواند دشمنان اسلام را هم از بین ببرد و هیچ احتیاجى به جنگیدن من وشما با دشمنان اسلام نیست ولى خداوند با این کار خود میخواهد بندگان خود را امتحان کند سعى کنید از این امتحان سربلند بیرون آیید وصیتم به همکلاس هایم و دوستانم این است که به گفته امام عزیزمان در مدرسه بمانید و شما تا آنجائى که میتوانید درس بخوانید که امید آینده امام امت و مردم قهرمان پرور ایران هستید و شمائید که چرخ هاى مملکت را باید به حرکت در آورید و از شما مى خواهم که مواظب منافقانى که با سپر مذهب و اسلام جلو مى آیند باشید و آن ها را نابود کنید. وصیتم به پدر ومادرم: اى پدر و مادر عزیزم من که به جبهه آمدم لیاقت شهید شدن را ندارم ولى اگر خداوند این لیاقت را نصیبم کرد شما ناراحت نشوید چون من امانتى بودم از طرف خدا در دست شما و خدا هم یک روز آن امانت را پس می گیرد و بدانید که اسلام بیش از این جان ها ارزش دارد و باید اسلام را یارى کرد. پدر و مادرم می دانم که در این چند سال عمرم فرزند خوبى براى شما نبودم وامیدوارم که مرا ببخشید و از سختی ها و مشکلاتى که براى بزرگ کردن من کشیدید تشکر مى کنم و از شما مى خواهم که با خوشروى وخوش اخلاقى با مردم رفتار کنید و همان طور با مردم رفتار کنید که انتظار دارید مردم با شما رفتار کنند. در پایان به شما توصیه مى کنم که دعا به امام یادتان نرود در دعاهاى توسل و کمیل شرکت کنید و از کلیه دوستان و آشنایان می خواهم که اگر بدى از من دیده اید مرا ببخشید. والسلام سید ناصرالدین حسینى خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار 1367/02/05
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید