نورالله سوری
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید نورالله سوری
تاریخ: 1364/12/24
وصیت نامه شهید نورالله سوری تاریخ : 1364/12/24 بسم الله الرحمن الرحیم " إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ( آیه 111 سوره توبه) " به درستی که خداوند از مومنین جان ها و مال هایشان را به بهای بهشت می خرد. ( امام خمینی) باید که ز خون سرخ، رخ رنگ کنیم / تا عرصه بر دشمنان دین تنگ کنیم باید چو حسین (ع) رهبر عاشورا / با خیل یزیدی مسلکان جنگ کنیم با سلام خدمت فرمانده کل حضرت بقیه الله العظم روحی الفداء و آرزوی سلامتی و طول عمر برای نایب بر حقش رهبر انقلابمان حضرت آیت لببه العظمی حاج سید روح الله الموسوی الخمینی دامت برکاته، و با درود بر رزمندگان اسلام و آن رزمنده ای که هنگام شهادت خونینش رویش را به سوی کربلا می کند و ندا در می دهد. " السلام علیک یا ابا عبدالله" و با آرزوی پیروزی نهایی برای امت شهید پرورمان و جمیع مسلمانان. این حقیر نورالله سوری فرزند بختیار به اذن الله چند جمله ای به عنوان وصیت از خود باقی می گذارم. امید است که رضای الله و ادای دین این عبد الله و عبرت خلق الله در آن باشد ان شاء الله. و اما بعد ... خدایا درماندگی و بیچارگی و ناتوانی و گناهان و خطاهایم دهانم را قفل نموده و لبانم را از کلام فرو می بندد ولی بزرگی و عظمت و توانایی و رحمت و فضل و بخشش و امید به رحمانیت و عفو تو دهان و لبانم را می گشاید و لسانم ندا در می دهد که: خدایا اگر لایق نیستم شکر تو گویم ولی تو لایق شکری، خدایا اگر حقیرم و ضعیفم ولی تو صاحب جلال و کرمی، خدایا اگر من روسیاه و گنهکارم ولی تو {..} و ستارالعیوبی، خدایا اگر من جاهل و ناتوانم ولی تو عالم و توانایی، خدایا اگر نیازمندم و فانی تو بی نیازی و باقی، خدایا اگر محدودم تو بی حدی، خدایا اگر برایت بنده خوبی نبودم تو برایم خدای مهربانی بودی. خدایا با شرمساری به درگاهت آمده ام تا توبه ام قبول فرمایی و پاکم نمایی. خدایا پس از شناخت توحیدت دلم به غیر تو آرام نمی گیرد و دوری تو را نمی پذیرد. خدایا لطف و کرمت مرا در این دنیا زمان و مکان قرار داد تا از نور هدایت و جمال رهبر عزیز تر از جانم امام خمینی که درود و سلام تو بر او باد، بهره جویم و راهم پیدا کنم. خدایا دل ناقابل من را روشن کردی و از انحراف مرا باز داشتی و کمکم کردی که تو را بشناسم و اگر در این راه سست بودم ولی دستم را گرفتی و عاشق خود کردی عاشق کرمت، عاشق صفایت، عاشق وفایت، عاشق عفو و رحمتت و دگر نتوانم که باز گردم. خدایا به سویت می آیم چون طاقت دوریت را بعد از ایمان به توحیدت ندارم. می آیم تا هر چه دارم از این جان ناقابل و این قطرات خون بی قابل که آن ها را هم خودت به من بخشیده ای، در راه خودت به رهبر هدیه کنم. تا شاید این کار جبران گذشته و گناهان صغیره و کبیره ام باشد، اگر تو بخواهی. خدایا تو چه مهربانی که به ازای جان و مال بنده گانت که خود داده ای، پاداش می دهی. بار الها از تو عاجزانه می خواهم اگر اراده ات بر این قرار گرفت در راهت کشته شوم آنچنان باشد که لیاقت پاسداری آقا امام زمان و دین جدش امام حسین (علیه السلام) سرور شهدا را پیدا کنم، چون من خجالت می کشم که در روز محشر پیغمبر اسلام (صلوات الله علیه) با دندان شکسته و بدن مجروح و حضرت علی (علیه السلام) با فرق شکافته و حضرت فاطمه الزهرا (علیها السلام) با پهلوی شکسته و حضرت امام حسن (علیه السلام) با جگر پاره پاره شده و حضرت امام حسین (علیه السلام) با سر بریده و حضرت ابوالفضل (علیه السلام) با دست های قلم شده و ... تمامی شهدا با بدن پاره پاره و خون آلود، حاضر شوند و محشور بشوند و آن وقت من به عنوان پاسدار انقلاب اسلامی معرفی بشوم و تنم سالم باشد. و اما سخنی با رزمندگان خود و همراهان و هم کیشان و هم دوران و تمامی مستضعفین جهان دارم و آن این که: بدانید و آگاه باشد من این راه را به طور آزاد و کاملا مختار و با شناخت و تفکر انتخاب کرده ام، چون برایم ثابت شده و باورم شده که شهیدان نمی میرند و زنده جاویدند به مصداق این آیه که می فرماید: " وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ * مپیندارید کسانی که در راه خدا کشته می شودند مرده اند بلکه زنده جاویدند و پیش خدا روزی می خورند ( قرآن مجید ) " آری شهادت رستگاری و حیات ابدی است برای خود شهید. شهادت تزریق خون است به پیکر اجتماع. اگر اجتماعی بخواهد سالم و زنده باشد و حرکت فی سبیل الله داشته باشد باید بهای آن را هم بپردازد. همچنین جامعه ای مسلمان و یقینا باب طبع و میل ابر جنایت ها و مردم سودجو و دنیا پرست نمی باشد و لذا از همه سو به هر قیمتی هم شده به وسیله دشمنان خدا و رسول مورد اذیت و آزار قرار خواهند گرفت، چرا که نابودی خودشان را در پیشرفت دین خدا و برقراری حکومت عدل الهی می دانند. خط سرخ و خونین اسلام و خصوصا تشیع به گواهی شهیدان سراسر تاریخش همیشه جلوی ظلم و ستم و فساد طاغوت ها ایستاده و مبارزه کرده و ندای "هَیهات مِنَ الذِّله" را سر داده و مرگ خونین را بهتر از زندگی ذلت بار دانسته که این است ارزش انسانیت و این است نقش شهیدان راه خدا که تاریخ را با خون ورق زده و مزین می کنند. شهید این راه را انتخاب می کند تا به این حرکت الهی سرعت بیشتری بدهد. تا هر چه زودتر ظلم و ستم از روی زمین ریشه کن بشود و تمامی ظالمین و ستمگران روی زمین با عنایت خدا و به وسیله حکومت اسلامی محو و نابود بشوند و در نیتجه بیچارگان و مستضعفین مظلوم از زیر بار ظلم بیرون بیایند و آزاد زندگی کنند. شهید حرکتش را برای قرب به خدای متعال و برای به اهتزاز در آوردن پرچم توحید بر تمامی اقصی نقاط جهان شروع می کند و با خون خودش این موضوع را گواهی و امضا می کند. این منطق شهیدان اسلام است که سعادت ابدی فردی و اجتماعی بشر تنها در زیر سایه احکام الهی میسر است و در این راه ما باید اطاعت کنیم تا خدا عنایت فرماید. آری همانطور که گفتم من این راه و منطق را آزادانه انتخاب کردم و گواهی می دهم که خدا یکی است و حضرت محمد (صلوات الله) علیه خاتم پیامبران و رسول و فرستاده خدای متعال است و شهادت می دهم که حضرت علی(علیه السلام) و پانزده فرزندش امامان معصوم و هادیان بشر و جانشینان پیامبر (ص) می باشند که آخرین آن ها حضرت مهدی موعود (عج) در پس پرده غیبت به سر می برد. گواهی می دهم که آخرت و محاسبه و کتاب حق است و همه کس جزا و پاداش اعمال خود را دریافت خواهد کرد. شهیدان منطق و فلسفه ایشان را از بزرگ آموزگار شهادت حسین بن علی علیه السلام آموخته اند. اما ای عزیزان خانواده ام توصیه می کنم به شما که مسئولیت خودتان را که رساندن پیام خون شهیدان می باشد به خوبی ادا کنید تا خدا از شما راضی و خشنود باشد. نمی گویم که گریه نکنید و یا مجلس ختم بگیرید، اشکالی ندارد ولی از خودتان ضعف نشان ندهید و شیون و زاری نکنید که دشمنان از دیدن این همه ضعف خوشحال می شوند و من راضی نیستم. « نماز شب اول قبر فراموش نشود» خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) خمینی را نگه دار الحقیر 1364/12/24 گریه اگر خواستید بکنید به یاد اباعبدالله الحسین گریه کنید به یاد مظلومیت آن امام غریب گریه کنید که ثواب بسیاری دارد. چرا که اگر سربازی از خانواده شما اکنون برای دفاع از دین مذهب اسلام شهید می شود و جانش را به خدا تقدیم می دارد، ولی در عوض می بینیم که این مردم و این امت شهید پرور و همسایه ها و آشنایان می آیند و به شما دلداری می دهند و تسلیت و تبریک می گویند و زیر جنازه شهید شما را می گیرند و به عظمت و افتخار او را دفن می کنند و در جامعه از شما تجلیل می کنند و با احترام با شما برخورد می کنند اما جان من فدای آن امام مظلومی که در سرزمین کربلا وقتی که همه یارانش مظلومانه شهیدند، فریاد بر می آورد " هَل مِن ناصِر یَنصُرُنی؟ " اما کسی نبود جوابش را بدهد. وقتی که خیمه های اهل بیت را وحشیانه آتش زدند و آن ها را به اسارت در آوردند، نه تنها احترامی برای آن ها قائل نشدند و نه تنها به آن ها تسلیت و تبریک نگفتند بلکه با ضرب شلاق و تازیانه آن ها را از روی جنازه های شهیدان کربلا بلند کردند. آری مصطفی، مرتضی و مجتبی عزیزانم اگر پدر بیش از شما به سوی خدا رفته ولی شما را امام امت، این رهبر بزرگوار دست نوازش می کشد و حساب پدری بزرگوار برای شما و برای تمام یتیمان را دارد و نسبت به شما لطف و مهربانی می کند، اما دل تاریخ انسانیت بسوزد برای دختر امام حسین (علیه السلام) که پس ار شهادت پدرش نه تنها کسی نبود دست نوازش بر سرش بکشد بلکه سیلی به صورت کودکانه اش زدند و او را به زور از روی جنازه ی بی سر پدر شهیدش عبور کردند. لذا بر شما مبارک باد که از خانواده شما برای برقراری اسلام در خون خودش غلطید بر شما نوید باد که پیروزی نزدیک است. ناراحت نباشید، عزمتان را جزم کنید، قلب هایتان را جایگاه خدا سازید، سرهایتان را به خدا عاریه بدهید و بر دشمنان خدا و رسول خدا بخروشید که دیر نیست روز نابودی آن ها و پیروزی شما و ظهور آقا امام زمان (عج) . امام و رهبر انقلاب امام خمینی را همچون قلب هایتان نگهداری و یاری کنید. حمایتتان را از روحانیت و خط امام و دولت و حکومت اسلامی که هم اکنون از اطراف و اکناف مورد هجوم بیگانگان و ضد انقلابیون و دشمنان خدا قرار گرفته است از همه لحاظ زیاد یاد کنید و در حل مشکلاتش سهیم باشید و دین خدا را یاری کنید تا خدا هم شما را یاری نماید. " یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ " مادر مهربانم، خواهران عزیزم شما را من زیاد اذیت کردم و متقابلا شما به من مهربانی کردید و خیلی زحمت برایم کشیدید از شما می خواهم که برایم دعا کنید و مرا حلال کنید. سعی کنید فرزندان را تربیت اسلامی کنید تا پشتیبان حکومت اسلامی باشند. و اما همسر مهربانم فاطمه، در طول زندگی مشترکمان سنگینی بار زندگی بر دوش تو بود و تو همیشه با خوش رویی و مهربانی همه آن را متحمل می شدی و هیچ موقع هم خم به ابرو نیاوردی. نمی دانم که چطور از تو حلالیت بطلم، ولی با شناختی که از تو دارم می دانم که خیلی زود مرا حلال می کنی و مرا می بخشی. فاطمه جانم می دانم که زحمت های تو بیشتر شده و در این راه کاملا به شما فشار می آید و تو به خاطر خدا تحمل می کنی امیدوارم که خداوند عاقبت به خیرت کند و با حضرت فاطمه (س) محشورت نماید ان شاء الله. فاطمه بچه ها امانت های الهی هستند. مصطفی و مرتضی و مجتبی را بعد از خدا به تو می سپارم در راه تربیت آن ها تمامی مشقت ها و زحمت ها را به خاطر خدا همچون گذشته با خوش رویی تحمل نما و صبر پیشه کن گه خداوند با صابرین است. آن ها را واقعیت های اسلام آشنا کن تا وقتی بزرگ شدند اسلحه ام را بردارند و راهم را ادامه بدند. زینب وار آن ها را تربیت حسینی کن و در این راه از رهنمودهای امام خمینی و روحانیت در خط امام و برادران و خواهران خط امام استفاده کن. فاطمه در رابطه با مسائل مالی برادرم را وکیل می کنم که طبق گفته های زیر عمل کند که در این رابطه کاملا برادرم هماهنگی لازم را به عمل می آورد. و اما برادر بزرگوار مشهدی دانیال سوری نمی دانم با چه زبانی با شما صحبت کنم چرا که شما برای من هم برادر بزرگتر بوده ای و هم پدر و زحمت بزرگ کردن من به عهده شما بوده و شما بر گردن من خیلی حق دارید که امیدوارم خدا حلال نماید و شما هم الطاف خود را نسبت به من کامل کنید و مرا حلال نمایید. برادر جان در رابطه با مسائل مالی زندگی خود شما را وکیل می کنم که رسیدگی کنید. مقدار بیست (20000) هزار تومان به مادرم بدهکارم. برادر جان حقوق ماهانه مرا بگیرید و برای مصطفی و مرتضی و مجتبی تا سن بلوغشان. ماهی 500 تومان شهریه هر کدام را به بانک بریزید و سپس کرایه خانه را هم پرداخت کنید و الباقی بماند برای استفاده فاطمه و متعلق به فاطمه است. همچنین تمامی وسایل منزل متعلق به فاطمه می باشد. مقدار دو هزار تومان پول خمس برایم پرداخت کن. والسلام. تمامی وصیت نامه های من از این تاریخ باطل است. 64/12/24
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید