شهید علی یزدان(سعید) طالبی
شهید

علی یزدان(سعید) طالبی

نام پدر: فتح الله
دانشگاه: مرکز تربیت معلم بابلسر
مقطع: کاردانی
رشته: اقتصاد
تولد: بهار
تاریخ تولد: 1344/06/25
تاریخ شهادت: 1365/02/28
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

بسم رب الشهدا و الصدیقین شهادت مگر جز تولدی نیلوگون به سوی معبود و پیوستن به لقاءالله و عروجی خونین نشات گرفته از سلاله حقیقت است. پس به حق که شهدا شمع محفل بشریتند و سوختند تا محفل بشریت را روشنایی بخشند. شهید علی یزدان (سعید) طالبی در بیست و پنجم شهریور ماه 1344 در خانواده ای متعهد و مذهبی در شهرستان بهار متولد شد پس از گذراندن دوران کودکی با هوشی سرشار و استعدادی شگرف پا به دوران ابتدایی گذارد و پس از به پایان رساندن تحصیل در دوران ابتدایی با موفقیت تحصیل در دوران راهنمایی را آغاز کرد. تحصیل سعید در راهنمایی مصادف بود با سال های 57 و 56 و شکل گیری نخست انقلاب اسلامی. سعید علاوه بر تحصیل و کسب علم با موفقیتی چشمگیر در تظاهرات ها و راهپیمایی ها نیز شرکت فعالانه داشت پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پایان تحصیل در دوره راهنمایی سعید به عنوان یکی از اعضای فعال بسیج شهرستان بهار شناخته شده بود. در سن 16 سالگی اولین بار عازم جبهه های جنگ حق علیه باطل و با محیط عزیز و معنوی جبهه ها آشنا گشت و این آشنایی موجب شیفتگی او نسبت به جبهه های جنگ شد. گویا گمشده خود را در آن وادی مقدس یافته بود. لذا بارها به مناطق مختلف عملیاتی کشور اعزام و به جهاد با دشمنان اسلام پرداخت. جبهه های سرپل ذهاب،، دهلران و جزیره مجنون شاهد دلاوری ها و فداکاری های اوست. سعید برای خدمت هر چه بیشتر به مردم مخصوصا مجروحین از درس و تحصیل غافل نبود. نامبرده در سال 1363 از دبیرستان دکتر شریعتی موفق به اخذ دیپلم گردید. در ادامه تلاش خود برای کسب علم و دانش در رشته ها مختلفی در دانشگاه های گوناگون پذیرفته شد. دانشکده افسری دانشگاه بابلسر، رشته اقتصاد تربیت معلم و ... ولی به تحصیل در دانشگاه بابلسر و رشته اقتصاد پرداخت. سعید پس از مدتی از آنجا که جنگ را مقدم بر همه مسائل می دانست بار دیگر عازم مناطق عملیاتی جنوب کشور شد و به صف رزمندگان پیوست. سعید پس از سال ها تلاش خالصانه و جهاد و در جبهه های مختلف سرانجام در 28 اردیبهشت ماه سال 1365 مصادف با 19 ماه مبارک رمضان به ملکوت اعلا پرواز کرد و جاودانه شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید علی یزدان طالبی

وصیت نامه شهید علی یزدان طالبی به نام الله یاور جندالله برادران و خواهران همانطور که مى دانید نوشتم وصیت یکى از واجبات دین مقدس اسلام است و بر هر مسلمان واجب است که وصیت نامه داشته باشد. من نیز بعنوان یک مسلمان بر خودم واجب دانستم که سخنان خو را در قالب این وصیت نامه براى شما بنویسم. سخنم را از خویشتن شروع مى کنم. من در زندگى خطاهاى بسیارى کرده ام ولى در این مدت که در جبهه هستم سعى کرده ام که خطاهایم را جبران کنم و از همین حالا توبه کرده ام. پروردگارا اگر چه خطاهاى زیادى کردم و از امرت سرپیچى نمودم ولى مى دانم که خطاهاى من ولغزش هاى من در مقابل کرم و گذشت تو، در مقابل مهربانى و خطا پوشى تو حتى از نسبت قطره به اقیانوس نیز کمتر است. خدایا است که گناه کردم ولى هیچ وقت از عفو تو نا امید نشدم. خداوندا قلم قاصر تر و زبانم کوتاه تر از آن است که عفو تو را بیان کند. خداوندا اگر شهادت را نصیب این بنده خوار و خطا کار خود کنى آن وقت مى فهمم که توبه ام را قبول کرده اى. خداوندا در این دنیاى تاریک و ظلمانى که آینه قلب ها را غبار گناه پوشیده است و مردم خطاهاى خود را نمى بینند و اگر هم ببینند آن ها را خطا به حساب نیاورده بلکه کارهاى خوب و پسندیده حساب مى کنند در دنیایى که هدف عده اى دنیا و پیروى از شیطان گشته است تنها امید و پناه من تو هستى. خدایا تنها به تو امید دارم. پروردگارا اگر مرا از خانه ات برانى به طرف کدام خانه بروم؟ خداوندا مرا از کسانى قرار نده که در روز قیامت وقتى دفتر اعمال خود را مى بینند شرمنده مى شوند و آرزو مى کنند که کاش به دنیا برگردند تا بتوانند خطاهاى خود را جبران کنند. خداوندا تو را قسم مى دهم به پاکان درگاهت مرا تا نبخشیدى از دنیا مبر. اکنون سخنى با پدر و مادر و برادران و خواهران خود دارم. پدر و مادر عزیزم مى دانم که در زندگى رنج ها ى زیادى برده اید ولى همانطور که مى دانید زندگى دنیا محل برداشت آذوقه براى آخرت است و این دنیا محل عبورى براى انسان است نه کسى در دنیا مانده است و نه کسى خواهد ماند همیشه امیدتان پروردگار باشد. پدر عزیزم و مادر مهربانم مى بخشید که بدون اجازه شما به جبهه رفتم زیرا زمان طورى بود که رهبرم رفتن به جبهه را واجب کرده بود و من براى اینکه شما ناراحت نشوید سعى کردم که حتى شما متوجه رفتن من نشوید وقتى خبر شهادتم را شنیدید یاد پدر و مادرى بیفتید که سه فرزند خود را در راه خدا مى دهد و در آخر پدر خانواده خود به جبهه جنگ با کفار مى رود . مادرم وقتى خبر شهادت مرا شنیدى فقط شکر کن که خداوند قربانیت را پذیرفته است در خاتمه امیدوارم که مرا ببخشید و حلالم کنید. برادران و خواهرانم شما کسانى هستید که وارث انقلاب بوده و در آینده این انقلاب به دست شما و مثال شما باید به هدف خود که برقرارى حکومت مستضعفین است برسد شما در یارى انقلاب نباید کوچکترین تردیدى به خود راه بدهید. شما مانند هزاران برادر و خواهر شهید داده یاور امام عزیز باشید و همیشه در صحنه انقلاب حضور داشته باشید. در زندگى سعى و کوششتان بر این باشد که اطاعت خدا و رسول کنید و هیچوقت از انجام فرائض مذهبى غافل نشوید. در برخورد با دیگران سعى کنید از پیشوایان پیروى کنید با مردم خوش بر خورد باشید و از هیچ کس کینه اى به دل نگیرید و خود را بزرگتر از مردم احساس نکنید که کبر است و کبر آدمى را به هلاکت مى افکند. در خاتمه سخنى با مردم دارم. برادران و خواهران ایمانى شما وظیفه سنگینى را بر دوش دارید هر کس در هر کجا که هست باید اطاعت از امام را بر خود واجب بداند. قدر امام عزیز را بدانید. همانطور که او را خواندید و او بر شما لبیک گفت شما نیز در این زمان حساس به او لبیک بگویید و از او اطاعت کنید. امام نعمت بزرگى است که باید قدر او را بدانید و خدا را به خاطر این نعمت شکر گزارید. قضاوت تاریخ را در مورد مردم کوفه بیاد داشته باشید و سعى کنید که تاریخ درباره شما این چنین قضاوت نکند. برادران و خواهران ایمانى، عدم احساس مسئولیت در قبال خون شهدا جرم بزرگى است سعى کنید خود را در قبال خون این عزیزان مسئول بدانید. خداوندا تا آنجا که وظیفه من بود گفتم و تذکر دادم. خداوندا چیزى ندارم که نثارت کنم و در راهت بدهم فقط این جان بى ارزش را دارم که آن هم امانتى است که تو به من داده اى و در حقیقت این امانت نیز متعلق به تواست ولى من سعى مى کنم که حداقل این امانت را در راه تو فدا کنم امیدوارم که از من قبول کنى. تنها آرزوى من تشکیل اتحاد جماهیر اسلامى است که امیدوارم بعد از چندى تشکیل شود و ان شاءالله تا مسلمین عزت پیدا کنند. بجنگید تا براى آینده گان عزت و سربلندى به ارث بگذارید . (على (ع)) على یزدان طالبى

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.