محرمعلی عابدی طاهر
زندگینامه شهید
شهید محرمعلی عابدی طاهری در تاریخ 1349/12/8در روستای بابا نظر در یک خانواده مذهبی در زمستانی سرد در کانون خانواده ای گرم متولد شد. محرمعلی دوران کودکی اش را پشت سر نهاد و در 7 سالگی در مدرسه روستا شروع به تحصیل کرد. چون از استعداد کم نظیری برخوردار بود به عنوان شاگرد ممتاز انتخاب گردید. در شروع جنگ بلافاصله به عضویت پایگاه مقاومت روستا در آمد تمام اوقات خود را به طور شبانه روز در پایگاه صرف می کرد. با این که فقط 14 سال سن داشت و تنها فرزند خانواده به شمار می آمد و همچنین مورد علاقه معلمین و دانش آموزان بود برای اولین بار در سال 1364 از تربیت معلم کبوتر آهنگ عازم جبهه های حق علیه باطل شد. با این که دارای معلومات فوق العاده بود و می توانست در واحد ها و اداره های متعدد انجام وظیفه کند ولی آر پی جی را برای جنگیدن و ادای تکلیف انتخاب نمود. و در عملیات کربلا شرکت نمود و حماسه های کم نظیری آفرید، گروهی از دشمنان را به درک واصل کرد. بعد از آن به مرخصی آمد و مجددا سال 65 به همراه تعدای از همکاران خود در تربیت معلم کبوتر آهنگ همراه سپاهیان منطقه عازم جبهه شد. علی رغم این که در چند نوبت در عملیات هایی شرکت کرده بود ولی باز گردان 154 را که خط شکن بود برای انجام وظیفه انتخاب نمود و در پادگاه شهید مدنی دزفول مشغول آموزش تدافعی بود. به گفته یکی از برادران پاسدار علی جهت راز و نیاز با خدای خود در پاسی از شب در کنار چادر چاله ای حفر نموده بود که در آن نماز شب می خواند. هر بار به عملیات می رفت می گفت این بار شهید خواهم شد، دو مرحله در عملیات کربلای 5 شرکت نمود، بار سوم پس از چند ساعت جنگیدن از ناحیه پا مجروح شد و به بیمارستان منتقل شد و در آن جا به درجه رفیع شهادت نائل آمد، آنچه به همه سفارش می کرد که دعا کنید من شهید شوم. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محرمعلی عابدی طاهر
وصیت نامه شهید محرمعلی عابدی طاهر بسم الله الرحمن الرحیم وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ آن هایى که در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید بلکه آنان زنده اند و در پیش پروردگارشان روزى میخورند. با درود فراوان به پیشگاه مقدس ولى عصر (عج) و نایب بر حقش امام امت و امت امام و با سلام به همه شهداى راه حق و سلام بر کلیه معلولین و مجروحین انقلاب اسلامى و با سلام بر خانواده هاى شهدا، جبهه حق علیه باطل انسان ساز است و به منزله دیگر یک دانشگاه است که از هر دانشگاهى بالاتر است کسانى که قدم به این دانشگاه مى گذارند تحول و انقلابى در درونشان ایجاد میشود. اکنون امام امت را یارى مى کنیم و تا نابودى دشمنان اسلام و کفار و ابرقدرت ها از پاى نخواهیم نشست و تا آخرین قطره خون خواهیم جنگید. به اینکه یک یک افراد احساس مسئولیت کرده و به این نداى امام پاسخ مثبت داده و خود را براى نبرد آماده کنند و بر جهت وظیفه اى که داشتم چند وصیت به ملت عزیز و دوستان و خانواده و آشنایان عرض کنم. ملت قهرمان ایران به اسلام و جنگ بیشتر فکر کنید و از هر گونه اختلاف و تفرقه بپرهیزید و آنها را که علیه ما توطئه مى چینند و اختلاف مى اندازند سرکوب کنید، گوش به فرمان امام باشید و او را یارى کنید و به نداى او پاسخ مثبت دهید و مثل مردم کوفه نباشید که امام را تنها گذاشتند و من خداوند منان را سپاس و شکر مى گویم که ما را توسط امام بزرگوارمان از ذلالت و گمراهى نجات بخشید، بارالها زبانم قاصر است از اینکه بتواند شکراین همه نعمت ها را بجاى آورد. چه لطف هاى عظیمى در حق بنده حقیرت کردى نمی دانم چگونه و با چه زبانى شکر کنم خدایا، بارالها دستم را بگیر و از ظلمت و گمراهى مرا برهان و خلاصم کن خدایا نیت هاى ما را خالص گردان. بارالها، مرا طورى از دنیا ببر که چون ابوالفضل العباس نه دست در بدن داشته باشم و همچون حضرت سید الشهدا نه سر در بدن داشته باشم. خدایا شکرت مى کنم از اینکه جنگ را نعمتى براى ما قرار دادى تا بوسیله آن بتوانیم دین اسلام را در جهان گسترش دهیم و ملت غیورمان یکپارچه علیه متجاوزین قیام کردند و کمر همت بستند که انقلاب سرخ حسینى را تا نهضت مهدى موعود به رهبرى خمینى کبیر ادامه داد و پرچم لا اله الا الله را در سراسر گیتى برافراشته و ملت هاى مظلوم را از زیر یوغ مستبدین نجات خواهند داد و در آخر از تمام کسانی که از بنده حقیر رنجیده خاطر گردیده اند و آزارى از طرف این حقیر مشاهده کرده اند درخواست مى کنم که حلالم کنند تا در آخرت دینى به گردن نداشته باشم. مادر عزیز: مى دانم که در بزرگ کردن من چقدر خون دل خورده اید و زجر کشیده اید مادر مهربانم اگر نتوانستم آنچنان که باید و شاید وظیفه فرزندى را ادا کنم مرا ببخشید و حلالم کنید. پدر بزرگوارم: مى دانم که شما را خیلى اذیت کرده ام و غیر از من دیگر فرزندى ندارید و آن طوری که باید وظیفه فرزندى را براى شما ادا کنم، نتوانستم ادا کنم امیدوارم که شما هم مرا ببخشید و حلالم کنید. پیامى به دوستانم: اى دوستان من مرا حلال کنید و بعد از من اسلحه خونین مرا بردارید و راه شهدا را ادامه دهید که درخت اسلام به آبیارى خون من و تو نیاز دارد. پدر و مادر و خواهر عزیز: براى من گریه نکنید چرا که گریه شما موجب خوشحالى دشمن و موجب ناراحتى من است و صبر را پیشه کنید و اگر گریه کردید براى حسین (ع) گریه کنید و اى خواهرم حجاب تو از خون من رنگین تر است و پدرم تو را به جان رهبر عزیز قسم می دهم که براى من گریه نکنید و پروردگارا براى پدر و مادرم صبر عنایت فرما که بتوانند طاقت بى فرزندى را داشته باشند. خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار. خداحافظ محرمعلى عابدى طاهر خوشا آنان که از پیمانه حق شراب عشق نوشیدند و رفتند خوشا آنان که با شوق فراوان حریم دوست بوسیدند و رفتند خوشا آنان که پا در وادى حق نهادند و نلغزیدند و رفتند خوشا آنان که در راه عدالت بخون خویش غلتیدند و رفتند خوشا آنان که بر این عرصه خاک چون خورشیدى درخشیدند و رفتند خوشا آنان که با عزت در این راه بساط خویشن برچیدند و رفتند . اى خوشا با فرق خونین سر جدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتند.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید