شهید محمد عاشوری
شهید

محمد عاشوری

نام پدر: ولی محمد
دانشگاه: صنعتی امیرکبیر
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی پتروشیمی
تولد: ملایر
تاریخ تولد: 1347/05/19
تاریخ شهادت: 1365/10/28
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیتنامه شهید محمد عاشوری
تاریخ: 1365/09/25

وصیتنامه شهید محمد عاشوری تاریخ : 1365/09/25 وصیت نامه محمد عاشورى بسم الله الرحمن الرحیم وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ با سلام و درود به رسول الله خاتم و به کف دارنده مشعل نجات انسان ها او که افلاک طوفیلى وجودش وآسمان ها نواله اى ز جودش هستند و با سلام و درود به پیشگاه مولاى متقیان و فاتحه خیبر و بدر و حنین و برافرازنده پرچم اسلام در معارک نخستین اسلام با کفر و خالص بلا منازع وآموزگار اخلاص در عمل او ماه در سجدگاه در پیش او سجده آورد و وصى به حق مصطفى که حبّش حب الله است و بغضش متضمن ذلالت دنیا وآخرت است و با سلام و درود خدمت خونین جامه جاوید تاریخ و درس آموز شجاعت و شهامت و ایثار مولا حسین ابن على و با سلام و درود خدمت هادى سنگر نشینان جبهه خون و جلودار قافله عشق آقا امام زمان (عج) و با سلام و درود بر سایر معصومین و آل رسول الله آنان که پس از لطف خدا چشم امید به شفاعتشان دوخته ام و هر گاه که حاجتى داریم آزمندانه به ایشان توسل مى جوییم و با درود بر بنیان گذار جمهورى مقدس اسلامى و لرزاننده کاخ هاى ستم سیاه و سفید و کرملین و الیزه و طلایه دار قافله آقا امام زمان و امید مستضعفان جهان و خشم اعصار و قرون از شرک و ظلم و بیداد و بر پا دارنده بیرق ملکوتى لا اله الا الله در جهان ظلمت کنونى و روح خدا و دست عدالت حضرت حق امام خمینى و با سلام و درود بر ارواح مطهر در خون تپیدگان سرخ روى پیرو خط حسین و صدیقین و صالحین و با آرزوى فتحى مبین براى معتکفان سنگر خون و شب زنده داران معرکه عشق، غرص نوشتن وصیت نیست و وصیت نامه شرعى من در دفترچه ام میباشد و این کلمات نه وصیت است بلکه بیانات یک بنده عاصى خدا است که جز به فضل الهى امید ندارد و چشم طمع به درگاه کرمش دوخته است و آزمندانه لطف خدا را طلب مى کند چرا که کوله بارى جز گناه و اندوخته اى جز معصیت گرد نیاورده است و در این میان امیدوار است و تنها امیدوار است تعفو کنید که طامعى به مردم چه رساند خدایا با امید به لطفت کوتاهى کردیم و در این میان باز نظر به کرمت داشتیم پس آیا خدا امیدوارى را با آنکه مستوجب نا امیدى است نا امید مى کنى چه کنم خدایا اشک چشمانم خشکیده است و چشمه هاى صفا در چشمانم جارى نمى شود و شاید کثرت معاصى قلبم را در سینه ام خشکانیده است و تواناى به جریان انداختن قطرات اشک را ندارم. خدایا از لذت مناجاتم محرومم نساز چرا که گفته اى آسان ترین کارى که بنده عصیان کار انجام مى دهم او را از لذت مناجاتم محروم مى سازم خداى من فرمودى که : لَو عَلِمَ المُدبِرونَ کَیفَ اشتیاقی بِهِم لَماتوا شَوقاً. اما خدایا ما از شوقت نمرده ایم شاید درک نکرده و نمى دانیم شوقت را و یا شاید خود را حقیر و عاصى تو از آن مى دانیم که تو به ما شوقى داشته باشى در عین حال مى دانیم که تو کریمى و ذالفضل العظیمى خدایا اگر لطف تو شامل حال ما نشود چه امیدى داریم و چگونه حساب گناهانى بى حدمان را پس خواهیم داد ولى امیدواریم به اینکه با کریمان کارها دشوار نیست. بار الهى به من از علم عطا نفرمودى مگر قلیلى، خدایا ندانستیم و راهمان را گم کردیم وبه بیراهه افتادیم و دمى به خود آمدیم که غرق در گناهیم خدایا اخلاص در عمالمان به عنایت و شرک خفى را از اعمالمان بزدا. خدایا همواره ذهن ما خیال تو را دارد و غم فرداى محشر و رسیدگى به حساب ها لحظه اى خیال ما را راحت نمى گذارد و چه نیکو لسان الغیب مى گوید که: گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شب رواست او از راه دیگر آید امت شهید پرور اسلام اى مایه گذاران از مال وجان در راه رضاى حق من خود را کوچکتر از آن مى دانم که شما را مخاطب قرار دهم . اما خواهش من این است که این کلمات را گوش کنید و حتى الامکان بکار ببندید زیرا که از دیده این بنده حقیر این اعمال متضمن سعادت دنیا وآخرت است اینکه اولا قبل از هر چیز دیگر قدر این امام عزیز را بدانید والا اگر قدر این موجود مبارک را ندانیم با دست خویش خریدار ذلت و نیستى و نابودى شده ایم و با دستهایمان خود را به فلاکت انداخته ایم فرمانهایش را بجان بخرید و امر متاعش را بى تامل لبیک گویید که این حسین است که هل من ناصر مى گوید و تاریخ را مخاطب قرار مى دهد این على (ع) است که طلب یارى مى کند و این امام حسن مجتبى (ع) است که مظلومانه صفوف انبوه دشمنان اسلام را مى نگرد و یاوران خویش را جز اندکى نمى داند و طلب یارى مى کند این تنها خمینى نیست و اینجا تنها ایران نیست ما زجه اعصار و قرونیم که اینک در وجود امام و ایران تجلى یافته ایم ما منتقم خون بنا حق ریخته هابیلیان تاریخیم، ثانیا تا جاى که مى توانید جبهه را تقویت کنید آنان که مى توانند با جان و آن ها که نمى توانند با مال و هر چه که مى توانند به خدا قسم امروز کوتاه آمدن ما در جنگ نه به معنى شکست خود ماست بلکه به معناى نابودى آزادى و افکار آزادى بخش در جهان هستیم. اگر ما امروز سستى کنیم فردا در لبنان و مصر و......... و سایر کشورهاى اسلامى تزلزلى بر کاخ، کاخ نشینان مزدور وارد نخواهد شد و تسلیم ما به معناى تسلیم بى قید و شرط مستضعفین تاریخ است. اى منادیان دروغین صلح اعم از خارجى و مزدوران وایادى داخلى چرا آن زمان که یاوه گویی هاى مستانه مزدور آمریکا و سردار پوشالى قادسیه گوش جهان را کر کرده بود و بانک هل من مبارزش منطقه را بلرزه در آورده بود خبرى از شما نبود اینک کفر ستیزان سپاه توحید علاوه بر آزادى مناطق اشغالى بصره و بغداد را هدف هجوم قرار مى دهند وبراى رفع فتنه وارد خاک عراق شده اند و در موضع قدرتند، صلح طلب شده اید ما دهان شما و صدام آمریکا را خرد خواهیم کرد ما اگر مى خواستیم سخنان شما و مجامع بین المللى را عملى کنیم. اکنون باید در کناره کارون غم نابودى و اسارت خرمشهر را در دل داشته باشیم و شاهد اسارت هزاران کیلو متر مربع دیگر از خاک مطهرمان باشیم و شاهد تشییع اسلام عزیز باشیم تف بر شما اى منادیان دروغین. یک موضوع دیگر اینک برادران خصوصا دانش آموزان عزیز و امیدان آینده امام وایران در اعمالتان خصوصا درس خواندن و وع لباس پوشیدن و سایر مسائل دقت کنید و درباره درس خواندن به همین جمله امام عزیز بسنده مى کنم که هر کس درس نخواند حرام است در مدرسه بماند و درباره لباس پوشیدن دقت کنید و خدایى ناکرده با پوشیدن البسه مبتذل علاوه بر تقویت خطوط انحرافى جامعه تبدیل به دلقک استعمار نشوید که هر چیز را بر تنتان بیازمایند امروز ملوک فلان و فردا کفش چراغدار و در برابر مسائل در جامعه بى تفاوت نباشید خدا با شما است اگر با کسى تماس دارید که البسه مبتذل به تن دارد نهى از منکر و امر به معروفش کنید اگر پس از چند بار ادامه داد پس مغرض است پس تماستان را قطع کنید نگویید این مسائل اشکال ندارد ما از ناحیه این افراد اکنون ضربه مى خوریم و شلوار فلان و پیراهن فلان هم اکنون همان دست پلید آمریکا است. دستان به خون آلوده منافقین است و شما مغازه داران این البسه را به فروش نرسانید و به قیمت تامین مخارج خود و خانواده تان به اسلام ضربه نزنید و مطمئن باشید نزد خدا در دنیا و آخرت بى اجر نخواهد ماند به خدا قسم بى اعتنایى به خون شهیدان و فراموش کردن عزیزان سنگر نشینان است و برادران حزب الهى و گرامى سعى کنید جلوى این مسائل را بگیرید به هر نحو مى توانید شما در جبهه ها شاهد در خون غلتیدن دوستان و همرزمانتان بوده اید شما غم هاى کهنه را روى هم انباشته اید پس ناگهان در یک تحریک عمومى عقده را بیرون بریزید و جلوى این مسائل و نظایر آن را بگیرید ما طاقت نداریم که از این پس شاهد دلقک هاى مسخره استعمار با نام پانکى و یا هر چیز دیگرى باشیم در شهرهایى که عکس شهدا و تمثال امام است مزین شهر است پانکى و شلوار تنگ و....... جایى ندارند ما نمى توانیم تحمل کنیم که قضیه جنگ را ان شاالله با پیروزى تمام کنیم و آن وقت در داخل شهر روى مسائل خلاقى کنترل نباشد و چند نفر نادان خون شهدا را پایمال کنند شما خود شخصیت این افراد را که برخى از آن ها دم از تجدد می زنند بسنجید همه بیکاره اند یک فرد با شخصیت که حداقل قدرت تفکر و تامل و بررسى اوضاع را داشته باشد اکنون با پوشیدن یک شلوار تنگ و پیراهن آن چنانى و کفش دخترانه خود را مضحکه خاص و عام قرار دهد ما تحمل از کف داده ایم و نمى توانیم باستیم و ببینیم که در مزار شهیدان گلگون کفنمان در شب هاى جمعه یک مشت آشغال حاضر شده و ضربه به انقلاب بزنند و مسئله دیگر آمدن به جبهه است بهوش که به زیورهاى دنیا و اهداف دنیوى مشغول نشوید و جبهه را مقدم بر هر کار بدانید این این فرمان امام خمینى است جانب جبهه را مهمل نگذارید و این را بدانید که افراد هیچ عذرى در درگاه ایزد تعالى قبول نمى شود یا مى توان افضل را رها کرد و مسائل کم اهمیت تر را پیش برد این وظیفه بود که بیان شود حال خود دانید مجددا تکرار مى کنم هیچ امرى قابل مقایسه با حضور در جبهه جنگ نیست هیچ عذرى در درگاه خداوند براى عدم حضور در جبهه موجه نیست. البته منظورم براى کسانى است که سلامت بدنى را دارند و به این معنى نیست که ناتوانان هم هیچ عذر موجهى ندارند در پایان از به درازا کشیدن سخن از محضر تمام برادران و امت حزب الله پوزش مى طلبم و به عنوان چند کلمه اى در مورد خودم خواهش مى کنم کسى براى من گریه نکند و هر وقت خواستید گریه کنید. در مصیبت وارده بر امام حسین (ع) گریه کنید فرزند زهرا (س) را به خاطر بیاورید و آن وقت گریه کنید اینکه نمى گویم اصلا گریه نکنید به این جهت است که گریه صفاى معنوى را همراه مى آورد و انسان را سبک مى کند در حین تشییع جنازه ام اگر مقدور بود مارش پیروزى پخش کنید که ما چه کشته مى شویم و چه بکشیم پیروزیم حتى الامکان از مخارج بیهوده بپرهیزید و اسراف نکنید به فرض که عکس این بنده ناچیز بر دیوار هاى شهر هم چسبانیده شد و مجالس ختمى هم در نظر گرفته شد چه فرقى مى کند البته خدایى ناکرده مجالس ختم را نفى نمى کنم ولى در حدى که اسراف نشود از تمام دوستان وآشنایان تقاضاى بخشش و حلالیت مى کنم و آرزو دارم اگر خطایى از بنده دیده اید به بزرگى خویش عفو کنند ذکر چند نکته نیز لازم است اینکه در نمازهاى جمعه شرکت کنند و قدر امام جمعه عزیز شهرمان آقاى فاضلیان را بدانید و این وجود گرامى را عزیز بدارید و به سخنان پر ارج ایشان توجه کنید نماز جمعه کور کننده چشم منافقین است و به قول مولا على (ع ) تارکش منافق است و دیگر اینکه شهادت عزیزانمان را مثل مرگ هاى معمولى در نظر نگرفته و از بین رفتن تلقى نکنید به قول شهید حسین سلامى شهادت یک مرگ تحمیلى نیست که بر شهید تحمیل کنند. آرى عزیزان شهادت یک مرگ انتخابى است مرگ سرخ است و جز شهادت لایق پایان بخشیدن و تقه آخر بر زندگى فرزندان خمینى نیست آیا مى توان خود را پیرو حسین (ع) نامید و در رختخواب مرد، به هوش اى جهانیان به هوش اى مسلمانان این خداى سبحان است که شما را مخاطب قرار مى دهد . قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِیکُمْ. آن مرگى که از آن مى گریزید در خواهد یافتتان و آن زمان دست تقاص بر زانو زدن شما را سودى ندارد اما اى تاریخ بیاد داشته باش فرزندان برگزیده آقا امام زمان (عج) چگونه با شنیدن رمز عاشقانه از جا کنده شدند و به سوى وادى خون بیکران دشت کربلا هجوم آوردند و در این راه جز رضاى خدا را در نظر نگرفتند و دل از علایق دنیوى بر گرفتند هر لحظه حماسه اى نو بر گرفتند و رفتند تا راه بسته کربلاى حسینى را بگشایند شهدایى را به خاطر داشته باش که با عشق به خدا از آتش هایی که به دست نا پاک کفر جهانى و مزدورانشان افروخته شد بیم به دل راه ندادند و رزمندگانى که تنها سنگر هاى خونبار غرب و جنوب ایران گواه شهادتشان در روز و زهد و صفاى شان در دل شب بود. دشت گرم خوزستان و کوه هاى سر به فلک کشیده غرب و شمال غرب کشورمان از خرمشهر تا اشنویه شاهد حماسه هایى است که تنها این دشت ها به وضوح بر آن گواهند افسوس که زبان ندارند. که باز گویند حدیث آشنایى دلاوران خطه خون و از این رو هر چه را دیده اند در دل نگاه داشتند تا روزى که به امر خدا گاه وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها همه چیز را باز گویند قلمت بشکند اى تاریخ نویس اگر ننویسى که فرزندان خمینى را چگونه کشتند آرى اى تاریخ بیاد داشته باش قامت رساى فرزندان امام امت را که مردانه در خون غلتیدند و در برابر همه مظاهر کفر و الهاد و ستم نه اى به وسعت تمامى تاریخ گفتند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. محمد عاشورى 25/ 9/ 65

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.