شهید محمد عراقچیان
شهید

محمد عراقچیان

نام پدر: ابوالقاسم
دانشگاه: دانشگاه اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: اقتصاد
تولد: همدان
تاریخ تولد: 1346/04/05
تاریخ شهادت: 1365/10/04
محل شهادت: —
عملیات: کربلای 4
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

" إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ( آیه 111 سوره توبه ) برادر محمد عراقچیان در سال 1346 شمسی در شهر همدان در خانواده ای متوسط و کاملا مذهبی چشم به دنیا گشود. او آخرین فرزند خانواده بود. والدینش از همان بدو تولد در تربیت وی همچون سایر فرزندان خودشان کوشش نمودند و مرحله زندگی از آنچه لازم بود به وی آموختند قرآن، مهر صفیفان و ... را در اوان کودکی در جان وی کاشتند. در سن 4 سالگی مادر خود را در دست داد و از مهر و عصوفت مادری محروم ماند. در سن 14 سالگی نیز ار فیض پدر محروم شد. اما بنیاد محکم تربیتی وی چنان اثرات خود را بخشیده بود که فقدان مادر و پدر نه تنها هیچگونه اثر منفی بر روحیه وی نگذاشت، بلکه فعال تر و جدی تر به انجام وظایق خویش در رابطه با انقلاب پرداخت و در همین راستا بود که عازم جبهه های نور علیه ظلمت شد. درود و رحمت بی پایان خداوند بر پدران و مادران که فرزندانی نیکو تربیت کردند که مایه سربلندی اسلام و مسلمین شدند. دوران ابتدایی را در دبستان عارف و راهنمایی را در مدرسه راهنمایی ظفر و متوسطه را در دبیرستان امام خمینی گذراند. در سال 1364 در دانشگاه اصفهان رشته اقتصاد قبول شد و مدت بسیار کوتاهی را به امر تحصیل پرداخت تا این که یکی از دوستان بسیار صمیمی اش به نام حمید هاشمی که او در دبیرستان امام خمینی تحصیل می نمود و به همین سبب با هم آشنا شده بودند. در جبهه حق علیه باطل به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهادت این عزیز و شاید بتوان گفت معشوقش صبر و قرار را از محمد گرفت و او را راهی جبهه های نبر حق علیه باطل نمود. در جبهه ابتدا به گروه تخریب بسیجی ها رفت و پس از مدتی وارد گردان غواصی شد این گردان را فقط کسانی انتخاب می کنند که شهادت را برگزیده اند. در دوران زندگی بسیار کم حرف بود و تا سوالاتی از او نمی شد پاسخ نمی داد. هنگام پاسخ گفتن بسیار کوتاه و مختصر و مفید جواب می داد تو گویی در این دنیا سیر نمی کند و در دریا و دنیای دیگری گذران عمر می کند به واقع هم همین بود. او عاشق الله بود و بارها در مقابل بعضی مسائل سیاسی یا مملکتی و .... که پیش می آمد فقط می گفت الله، خدا. در جبهه هم دست از پیگیری مسائل سیاسی برنداشته و بر هر نحو که بود روزنامه تهیه می کرد و آنچه که در ایران و جهان می گذرد با اطلاع می شد و غالب شب ها علاوه بر این که خود نماز شب می خواند سایر برادران را نیز وقت ادای نماز شب بیدار می کرد. در دوران دبیرستان در انجمن اسلامی دبیرستان و اتحادیه های انجمن های اسلامی دانش آموزان فعالیت شایان توجهی داشت. بالاخره پس از شرکت در چندین عملیات در عملیات کربلای 4 به عنوان غواص (خط شکن) شرکت کرد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد و بدین گونه بود که زمره مفقودالجسد ها قرار گرفت. دوستان او که در شب عملیات او را دیده اند نقل می کنند: که بسیار نورانی شده بود و در آن شب بشاشیتی خاص پیدا کرده بود و مثل کودکان بازی و شادی می کرد. آری او در امید به وصال معشوق از خود بی خود شده بود.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه اول شهید محمد عراقچیان
تاریخ: 1365/06/18

وصیت نامه اول شهید محمد عراقچیان تاریخ : 1365/06/18 بسم الله الرحمن الرحیم قال الله تعالى فى کِتابه هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَهٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ با درود به آقا امام زمان منجى عالم بشریت وبه امام خمینى امید مستضعفان جهان و با سلام بر شهیدان انقلاب اسلامى که با خون خود راه را براى ما روشن ساخته اند و با درود و سلام به مردم شهید پرور و خانواده شهدا و سلام بر خانواده عزیز و گرامى ام اکنون که این وصیت را مى نویسم در حال آماده شدن براى رفتن به خط و انجام عملیات هستیم مى رویم تا با عملیاتى دیگر ادامه دهنده را شهدا باشیم. در این ساعات که با کمبود وقت مواجه هستیم چند کلامى که به نظر من لازم مى آید متذکر مى شود اول اینکه به شما توصیه مى کنیم هیچوقت حمایت از امام را فراموش نکنید و همیشه یار و یاور او باشید دوم اینکه جنگ را فراموش نکنید و در شرکت در جبهه کوشا باشید سوم راه شهیدان را ادامه دهید با هر وسیله اى که در دست دارید مى توانید از خواهران هم مى خواهم حجاب اسلامى خودشان را حفظ کنید و صحبتى که خانواده ام دارم این است که مرا حلال کنند. از برادرم وخواهرانم که براى من بسیار زحمت کشیده اند به خاطر زحمتشان بسیار متشکرم و از همه مى خواهم که دعا و استغفار براى مرا از یاد نبرند و از خدا براى من طلب بخشش بنمایند و همیشه خدا را در یاد داشته باشید تا خدا شما را در یاد داشته باشد. الان وقت مغرب است و وقت اذان دیگر فرصتى باقى نیست. همیشه در عزادارى حسین (ع) کوشا باشید و هر وقت مى خواستید براى من گریه کنید به یاد امام حسین باشید و براى او گریه کنید و التماس دعا. خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار 65/6/18 محمدعراقچیان

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.