شهید فردین(حسین) گروسی
شهید

فردین(حسین) گروسی

نام پدر: هادی
دانشگاه: مرکز تربیت معلم
مقطع: کاردانی
رشته: —
تولد: همدان
تاریخ تولد: 1345/04/29
تاریخ شهادت: 1365/06/21
محل شهادت: جزیره مجنون — جزیره مجنون
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید فردین گروسی بیست و نهم تیرماه سال ۱۳۴۵ در شهرستان همدان و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش هادی نام داشت و سعی می‌کرد با شرکت دادن فرزندان خود در هیئت های حسینی و مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و آل الله ایشان را با طینتی پاک و سرشتی حسینی و عاشورایی پرورش دهد. سال ۱۳۵۲ وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و از آن جا که از هوش و استعداد سرشاری برخوردار بود تا مقطع کاردانی ادامه تحصیل داد. در سال‌های دفاع مقدس همراه با دیگر کودکان و نوجوانان هم محله ای و همکلاسی خود در فعالیت‌های انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت. پس از پیروزی انقلاب به بسیج مستضعفین پیوست و مشغول خدمت به خانواده محرومان و مستضعفان جامعه شد. اهل مطالعه و تحقیق در علوم دینی و اعتقادی بود و بر رعایت واجبات به خصوص نماز تأکید فراوان داشت. با آغاز جنگ تحمیلی روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و در عملیات های متعدد شرکت کرد و همراه با دیگر همرزمان خود حماسه ها آفرید. سرانجام پس از ماه‌ها حضور در مناطق مختلف عملیاتی در بیست و یکم شهریور ماه سال ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی جزیره مجنون به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. پیکر پاک و مطهرش مدت‌ها در همان منطقه باقی ماند تا این که با تلاش جستجوگران نور در یکم فروردین‌ماه سال ۱۳۷۳ به آغوش خانواده و همرزمانش بازگشت. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید فردین گروسی

وصیت نامه شهید فردین گروسی بسم الله الرحمن الرحیم «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» «هرگز گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده‌اند، بلکه آن ها زنده ابدی هستند و نزد پروردگار خویش روزی می‌خورند.» اگر عنوان نوشته‌ام را نامه بگذارم شاید بهتر و پرمعنی‌تر از وصیت‌نامه باشد نامه‌ای پر از درد و رنج و اقرار به این که در طول حیات و زندگی بی‌حالم نتوانسته‌ام بنده خدا باشم. نتوانسته‌ام از حقایق حیات و زندگی به درستی چیزی برداشت کنم و تمام لحظات زندگی را وقف خدمت به نفس و چسبیدن به دنیا کرده‌ام. خدایا فقط به رحمت و بخشنده بودن ذات پاکت امید دارم که تغییری در من ایجاد کنی و گوشه چشمی به من بیچاره روسیاه کنی و مرا جزو بندگان خودت به حساب آوری، الهی آمین یا رب العالمین. وصف درد در همین جا تمام نمی‌شود قسمتی از این درد به جامعه اطراف آن برمی‌گردد به جامعه‌ای که افراد آن هر کدام به یک نحو به اعمالی پوچ و عقایدی نادرست مشغول هستند، عده‌ای که ادعای در خط بودن دارند و سنگ رهبر را سخت بر سینه می‌زنند اما روشن‌ترین فرمان امام را در مورد دفاع از کشور به زمین می‌گذارند و خودشان را با بازیچه‌هایی مشغول داشته و در یک سری قید و بندهای توجیهی مشغول شده‌اند. فقط من در مورد این ها به یک نکته اشاره می‌کنم و آن این است که حسابرسی شما بسیار دشوارتر از دیگران است. عده‌ای دیگر از افراد جامعه که سخن من بیش تر با آشنایان و فامیل است، این اسلام رهایی‌بخش به وسیله نایب برحق ولی عصر امام امت تجلی عینی پیدا کرده و کاملاً روشن و معلوم است اما عده‌ای خودشان با دست خودشان از این نعمت خود را دور کرده‌اند و هنوز هم مثل سایه سخت بر دنیا چسبیده‌اند و این نعمت با ارزش را به کناری زده و چنان خاموش و بی‌خیال به زندگی باطل خودشان ادامه می‌دهند و با دیدن نائب امام امت خجالت نکشیده و واجب‌ترین رکن دین یعنی نماز را به جا نمی‌آورند، چه دردی از این بالاتر که در این زمان مقدس کوچک‌ترین و ساده‌ترین تغییر در آن ها رخ ندهد و قدمی به طرف خدا که اولین حرکت آن به جا آوردن نماز است را انجام نمی‌دهند؟ این عده با چه امیدی زنده هستند؟ گروهی به دنبال سیر کردن شکم خود هستند آن ها چه فرقی با زندگی یک حیوان چهارپا دارند؟ این عده از امام زمان، امام امت، شهدا و از خانواده شهدا خجالت بکشند. من از این عده عاجزانه می‌خواهم کمی روشن‌تر و کلی‌تر به دنیا نگاه کنند و در خودشان تغییر ایجاد کنند، ان شاءالله. از تمام دوستان و آشنایان که حقی بر گردن این حقیر دارند و بی‌احترامی به آن ها کردم درخواست حلالیت دارم، از پدر مادر عزیزم که زحمت زیادی برای من متحمل شده‌اند نیز عاجزانه درخواست حلالیت دارم و شرمنده‌ام در دنیا حق آن ها را به جا نیاوردم. همچنین خواهشم از آن ها این است که بعد از من از خودشان صبر و شکیبایی نشان داده و اجازه ندهند کسی به آن ها دلداری دهد بلکه به دیگران نیز روحیه دهند و سعی کنند در موقعیت ایجاد شده دیگران را به تقوا و اطاعت از خدا دعوت کنند. در مورد اموالماگر چیز قابلی است همه را به مستمندان بدهید که آن ها پیش خدا عزیزند و به واسطه آن ها شاید خدا نظری به من حقیر کند، ان شاءالله.

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.