علی احمدی عیسی آبادی
زندگینامه شهید
شهید علی احمدی عیسی آبادی فرزند رضا احمدی در تاریخ اول اسفند سال 1343در روستای عیسی آباد در خانواده ای پاک و مذهبی به دنیا آمد. پس از ایام کودکی راهی دبستان شد و تحصیلات خود را در روستای عیسی آباد گذراند و بعد از گذراندن دوره ی ابتدایی راهی دوره ی راهنمایی شد و پس از آن با موفقیت راهی دبیرستان شد و در سال 1359 موفق به اخذ دیپلم از دبیرستان سیدجمال اسدآبادی شهرکرد گردید. در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی در شکل بخشیدن به کمیته های محلی و پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی سهمی به سزا داشت و داوطلبانه چندین ماه در کردستان با عوامل مزدور آمریکا، دمکرات و کومله و... جنگید. جوانی مودب، مومن، کم حرف، پرکار و مصمم و با اراده بود. با آگاهی و ایمان و علاقه ای که وجودش را فرا گرفته بود در مرکز تربیت معلم شهید رجایی شهرکرد پذیرفته شد و جزء دانشجویان فعال و پرشور به شمار می آمد. ترم دوم سال تحصیلی تازه شروع شده بود که به اتفاق دو نفر از برادران هم رزمش عازم خوزستان گردید و سرانجام در عملیات الی بیت المقدس در خرمشهر در تاریخ 1361/2/21 بر اثر اصابت ترکش خمپاره زخمی شد و به درجه ی رفیع شهادت نائل گردید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید علی احمدی عیسی آبادی
وصیت نامه شهید علی احمدی عیسی آبادی بسم الله الرحمن الرحیم « إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» همه ی ما از خداییم و همه به سوی او باز خواهیم گشت. به نام خداوند در هم کوبنده ی منافقان اسلام و کاخ ستمگران و درود بر شهیدان کربلای حسین (ع) که درس چگونه زیستن و شهادت را به ما آموخته اند و سلام بر امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی حامی مستضعفین جهان و درود بر شهیدان گلگون کفن کربلای ایران که توسط مزدوران بیگانه و جیره خواران شرق و غرب که از آستین صدام خائن به در آمده و می خواهند این انقلاب نونهال را گمراه سازند ولی باید بدانند که ملت مسلمان ایران متکی به سلاح ایمان است و تا آخرین قطره ی خون از جمهوری اسلامی دفاع خواهد کرد و هرگز نخواهند گذاشت این دست نشانده ی ابرقدرت ها در آب و خاکمان بمانند و مکتب خود را به جهان صادر می نماییم. البته بدانید من با کمال میل و عشق به الله به این جبهه مقدس که برای پیروزی اسلام است رفته ام و کسی مرا مجبور به این نکرد چون ما به خودمان تعلق نداریم یعنی خلق نشده ایم تا راحت طلب باشیم یا در پی آسایش دنیوی باشیم این زندگی مادی ارزشی ندارد ما خلق شده ایم تا آزمایش بشویم اساسا این جهان آزمایشی بیش نیست و زندگی جاوید در جهان دیگر است. اکنون قدم در راهی گذاشته ایم که مشتاقان آزادی از اسارت خاک و پرواز به سوی فضای لایتناهی ایمان در این راه با اسلحه ی شهادت زنجیرهای بندگی را گسیختند و اسماعیل وار در قربانگاه عشق الهی جان باختند. پروردگارا در انتظار انقلاب اسلامی چه رنج ها و سختی ها که محتمل شد، چه مادران و پدرانی که به سوگ نشستند، چه جان ها و مال هایی که در این راه بزرگ هدیه شده تا این انقلاب به این جا رسیده و اینک ای خدای بزرگ، ای معنی هستی، ای وجود مطلق ما وارثان خون شهیدان امانت دار این امانت بزرگ گشته ایم و ما یقین داریم که هیچ قومی و ملتی تاکنون مسئولیتی به بزرگی مسئولیت ما بر دوش نداشته است. خدا به ما توفیق داده تا این وحدت کلمه ای که امام عزیزمان خمینی بت شکن این مجاهد نستوه به ما می گوید، اختلاف های شخصی را کنار بگذارید و فقط به جمهوری اسلامی بیندیشید تا هیچ گونه صدمه ای به شما وارد نشود. پس تو ای برادر از همین لحظه که دیر نشده کمی فکر کن و بیندیش که چرا به دنیا آمده ای آیا فقط برای خوردن و خوابیدن یا نه غیر این ها هم هست. به خدا قسم زندگی یک کلاس درس بیش نیست که دیر یا زود باید امتحان پس بدهی پس چه بهتر طوری باشی که فردا جوابی برای آن داشته باشی و از این امتحان قبول شوی. پدر و مادر عزیز و گرامی ام مرا ببخشید که بدون اجازه از شما این راه را انتخاب کردم و شما را خسته و ناراحت کردم. ببخشید که به شما رنج فراوان داده ام چون که دیگر تاب آن را نداشتم در مکانی راحت قرار بگیرم و فرمانی را که امام داده است اجرا نکنم و این وظیفه شرعی هر مسلمان است و باید از این پیام اطاعت کند و آن را با جان و دل و با آغوشی باز بپذیرد و از شما تمنا دارم که بعد از مرگم گریه و زاری نکنید. آن طور نباشد که برای مدتی رادیو را قطع کنید یا لباس سیاه بر تن کنید چون که من این راه را با میل و علاقه خودم رفتم و کلمه ناکام را بر روی قبر من ننویسید. به علت این که کام که یکی از نعمت های الهی است به آن رسیدم و اگر جنازه ام به دست شما نرسید آن وقت به یاد شهدای کربلای حسین و شهدای گمنام خوزستان بیفتید. امیدوارم که در تشییع جنازه ی من فقط ذکر خدا را داشته باشید و الله اکبر را تکرار کنید و در این مورد بدگویی به انقلاب یا شخص دیگری نشود. ای برادران عزیزم هوشیار باشید غیر از اسلام و قرآن به چیز دیگری فکر نکنید و از شما می خواهم که برایم گریه نکنید و شاد باشید که شما نیز چنین برادری را در راه اسلام و قرآن قربانی کردید همانند دیگر سربازان مگر خون ما از آن ها رنگین تر است و همیشه به یاد خدا و پیرو راه این چنین امامی باشید و خواهرانم را دلداری دهید و به آن ها بگویید برادرت در راه اسلام و قرآن کشته شد و عزاداری ام را زیاد تجملی نکنید و پول آن را کمک به جنگ زدگان بکنید و اگر جنازه ام به دستتان رسید هرکجا خواستید خاک کنید. زندگی من برای کسی تاثیری نداشت شاید مرگم جوششی در جوانان مسلمان به وجود آورد. در پایان از تمام خویشاوندان و دوستان و آشنایان تقاضا دارم که مبادا امام را تنها بگذارد چون تنها گذاشتن امام برخلاف رضای خداست و راه او را ادامه دهید. علی احمدی
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید