جمشید اعتدالپور
زندگینامه شهید
شهید جمشید اعتدال پور در تاریخ ۱۳۴۲/۱۲/۲۰ در شهرکرد، در یک خانواده متوسط و مذهبی به دنیا آمد و پس از گذراندن دوران ابتدایی و راهنمایی وارد هنرستان شد. او قبل از پیروزی انقلاب و بعد از آن، بیش تر اوقات خود را صرف تلاش و کوشش برای اسلام و انقلاب می کرد. در سال ۱۳۶۰ برای اولین بار با جمعی از دوستان عازم جبهه شد و در سرپل ذهاب مشغول خدمت شد و تا هنگام شهادت همه ساله مدتی در جبهه حضور داشت. وی پس از اخذ دیپلم هنرستان و نیز دیپلم فرهنگ و ادب، در مهرماه سال اخذ دیپلم وارد دانشگاه اصفهان در رشته تاریخ شد و مدتی که دانشجو بود نیز در هر فرصتی که پیش می آمد داوطلبانه عازم جبهه می شد. از خصوصیات اخلاقی او این بود که کم تر حرف می زد و بیش تر اهل عمل بود و جریانات سیاسی و تاریخی انقلاب و جنگ را دقیقاً پیگیری می کرد. در اسفندماه ۶۲ در عملیات خیبر همراه دو برادرش شرکت کرد که در این عملیات برادرش علی اصغر به شهادت رسید. سپس در عملیات بدر و والفجر هشت شرکت کرد و برای آخرین بار در عملیات کربلای ۵ همراه برادرش محمدعلی شرکت کرد و در ۶۵/۱۰/۲۱ این دو برادر به فاصله ساعتی از یک دیگر به شهادت رسیدند.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید جمشید اعتدال پور2
تاریخ: 1365/06/08
وصیت نامه شهید جمشید اعتدال پور2 تاریخ : 1365/06/08 بسم الله الرحمن الرحیم «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ * أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ» (حج۳۸ و ۳۹) «خداوند از گروه مؤمنان دفاع می کند، خدا هرگز خیانت کار ناسپاسی را دوست نمی دارد، رخصت به جنگجویان اسلام داده شده، زیرا آن ها از دشمن ستم کشیدند و خدا بر یاری آن ها قادر است.» خدایا! شهادت بر وحدانیت و یگانگی تو دادم و شهادت بر رسالت انبیا و رسولان و ائمه معصومین، از علی (ع) تا مهدی (عج) . خدایا! به معاد تو و قیامت تو معتقدم و امید بخشایش از تو دارم. خدایا! از عدالت، به فضلت وجودت پناه می برم. ای خدا! از تو می خواهم پیش از آن که گمراه شوم، ارشادم به راه حق فرمایی و از هول قیامت ایمنی بخشی و به لطف و عنایت خود از من دفاع فرمایی و به من نعمت و قوت بخش و به کرمت مرا شایسته و صالح گردان و امراض جسم و جان را با توجه کاملات شفا عنایت فرما و لباسی رضا و خوشنودی ات را بر من بپوشان. از تو می خواهم به لطف و کرامت از گناهانم در گذری و مرا در حرکت به سوی خودت زنده دل گردانی. با درود بر پیامبر بزرگ اسلام (ص) که چگونه زیستن را به ما آموخت و درود بر فرزند رشیدش حسین (ع) که چگونه مردن را به ما آموخت؛ و با درود بر امام زمان و نائب بر حقش، این نور الهی تابیده بر زمین، و این روح خروشان الله که قیام پیامبر گونه اش ما را به خویشتن اسلامی مان بازگردانید و از اسارت چند صد ساله طاغوت رهایی بخشید و می رود تا پرچم لا اله الا الله و محمد رسول الله را بر بلندترین قله گیتی به اهتزاز درآورد؛ و با سلام بر امت مستضعف از جان گذشته مان مطالبی را بر اساس وظیفه خدمتتان معروض می دارم. 1. اول هدفم را از رفتن به جبهه اعلام می کنم تا دنیا پرستان بدانند حرکت این رزمندگان برای چیست. همه بدانند هدف من از رفتن به جبهه همان است که مولایم حسین (ع) هنگام حرکت از مدینه بیان کرد و آن این که: من برای اقامه امر به معروف و نهی از منکر حرکت کردم، من برای حفظ اسلام دست از همه چیز شستم، برای اقامه صوم و صلوه حرکت کردم چون دیدم اسلام را خطر که بزرگ تهدید می کند که نیاز به یاری دارد و همین جا به آن توجهی به جنگ ندارند و نماز هم نمی خوانند و وقتی به آن ها می گویی به آن ها می گویی که چرا به جبهه نمی روید زود می گویند: مشکلات نمی گذارد و وجود ما پشت جبهه لازم است. می گویم چه مشکلی بالاتر از خطری که امروز اسلام را تهدید می کند؟ شما خوب می داند که امروز اگر ما در این جنگ شک ست بخوریم یعنی اسلام شکست خورده است. ای برادران! آخر ما که دو راه بیش تر نداریم، یا پیرو ولایت فقیه هستیم، یا مخالف او. اگر پیرو هستیم، چرا گوش به فرمان او نیستید (نکند از آن هایی باشید که حسین (ع) فرمود: مردم بندگان دنیا هستند و دین چون آب دهان است که بر روی زبان های آن ها جاری است و دین را برای دنیا می خواهند که معیشت های آنان تامین شود، اما زمانی که به بلا و مشکلات آزمایش شوند دینداران حقیقی کم هستند) و این جنگ آزمایش خوبی است که مرد را از نامرد مشخص می کند و نکند از آن هایی باشید که توجهی به جنگ نکردند و علی (ع) درباره آنان فرمود: این افراد مرد نیستند، بلکه زنانی هستند شبیه مرد. ۲. ولایت، رهبریت و مرجعیت و نیابت از واسطه فیضی خداوندی (امام عصر)، امروز در دست های الهی امام امت است. پس شما را سفارش می کنم که خود را ملزم بدانید به اطاعت قلبی و عملی از او؛ ولایت این امام بزرگوار تنها راه سعادت و کمال است و شما را به قرب الهی نزدیک می کند و به یقین انحراف از خط ولایت فقیه، طی کردن مسیر هلاکت و ضلالت و بالاخره نابودی است. پس دقت کنید که افکار و اعمالتان دقیق تر، و میزان با قول و فعل امام باشد و توجه داشته باشید که گرایش های نفسانی و غیر الهی را با توجیه به اسلام و ولایت نچسبانید که انحرافتان قطعی است. ۳. اما پدر و مادر بزرگوارم! شما بر گردن من حق بسیاری دارید؛ چون آن هنگام که کودک بودم، شما به نیابت از اولیا و شریعتمداران اسلام، مرا که امانتی بودم در دست شما، حمد و تکبیر و صوم و صلوه آموختید و مرا به دینم و رهبرم حسین (ع) آشنا کردید. اما من به خوبی می دانم که فرزند خوبی برای شما نبودم؛ از شما تقاضای عفو و بخشش دارم و می خواهم که در حقم دعا کنید و برایم آمرزش بخواهید؛ امیدوارم که با توفیقات خاصه امام عصر (عج) همین طریق را طی نماید و بدانید زمین و زمان در پی ابتلای من و شما هستند. از ملامت و سرزنش احدی و یا شیطنت شیاطین از راه نایستد و در همه حال حاضر در صحنه باشید تا شاید آن طور که از من و شما خواسته اند، بتوانیم زینت آل محمد (ص) باشیم و باشید «کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً» برایمان موجبات زینت باشید، نه اسباب زشتی و بدنامی؛ و نکته دقیق تری که علاوه بر شما همه امت اسلام هم باید به آن توجه داشته باشند، این که: خود نه ظالم باشید نه مظلوم؛ بلکه شیعه مذهب باشید. اما خواهران و برادران عزیزم! ضمن این که اگر رفتار بد یا نافرمانی از من در مقابل شما سر زده است، تقاضای عفو می نمایم. به شما توصیه می کنیم که فقط به اسلام فکر کنید و خود را به اسلام عرضه کنید و بدانید تنها راه سعادت در همین مکتب اهل بیت یافت می شود و شرط ماندن و استمرار در این راه، به یاد خدا بودن و قرب اوست و راه قرب به او، به یاد مرگش بودن و دعا و صلوه و ... ۴. اما خویشان و دوستان عزیزم ضمن این که از همه شما می خواهم که مرا حلال کنید می خواهم یک نکته را به شما تذکر بدهم و آن این که همان طور که می دانید، انقلاب اسلامی و اسلام در مقطع حساسی از حرکت خویش قرار گرفته و نیاز بیش تری به ایثارگری شما ایشاگران دارد؛ اکنون که انقلاب و اسلام مورد هجوم تبلیغات چیان ابر قدرت ها از داخل و از خارج قرار گرفته، در چنین مقطع حساسی (به خصوص عزیزان سپاه) هوشیاری، صبر، استقامت و حرکت در راستای اهداف اسلام را باید شعار خود قرار دهید و در برابر سختی ها و مشکلات همدیگر را به صبر و حق دعوت نمایید. 5. حرف های آخر از آن جایی که حرکت ما برای اسلام و اقامه نماز و امر به معروف و نهی از منکر است، به همین دلیل توصیه می کنم، کسانی که تارک الصلوه هستند (اگر شهید شدم و جنازه ام به دستتان رسید) در مراسم و تشییع جنازه ام شرکت نکنند و بدنم را به خاک نسپارید، تا این گونه افراد که نافرمانی خدا را می کنند و به درگاه شیاطین سجده می کنند، از آن جا بروند؛ مگر این که با خدای خود عهد کنند که از این به بعد سر بر فرمان خدا نهند و اطاعت او را بکنند و از کفر به اسلام و خدا روی آورند، زیرا اینان دارای کفر عملی هستند و ما را با کافر رابطه ای و کاری نیست «قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ...» (کافرون /۱)، بگو ای گروه کافران... در حضرت دوست بی وضو نتوان رفت کآلود به زیب و رنگ و بو نتوان رفت چون حضرت دوست این چنین دارد دوست در خون زلال خود فرو باید رفت در مورد اموالم – آن چه در دنیا دارم - پدرم را وصی خود قرار می دهم و هیچ کس حق دخالت در این امر را ندارد. خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار والسلام فقیر الی الله جمشید اعتدال پور 1365/6/8وصیت نامه شهید جمشید اعتدال پور1
وصیت نامه شهید جمشید اعتدال پور1 «فلک الحمد و انت الحق و وعدک الحق و قولک حق و انجازک حق و الجنه حق و النار حق اللهم لک اسلمت و بک آمنت و علیک توکلت و بک خاصمت و الیک حاکمت.» «بارالها! ستایش خاص توست و تو حقی و وعده تو حق است و کلام تو حق است و وعده ی تو حق است و بهشت حق و دوزخ حق است. خدایا! من تسلیم حکم توأم و به تو ایمان آوردم و به تو توکل کردم و به خاطر تو با دشمن مبارزه کردم و قضاوت را به سوی تو آوردم.» بارالها! حمد و سپاس تو را، که ما را از گرداب های هلاکت طاغوت به صراط مستقیم و حاکمیت حکامت رهنمون ساختی، بارالها! حمد و سپس تو را، که بر بنده حقیر خویش عنایت نمودی و او را به راه شهدا رهنمون ساختی و تو را به خاطر همه نعمت هایت سپاس می گویم. و اما بعد؛ اکنون که در این دار فانی، دلیلی برای زنده بودن نیافتم، جز آن که باشم تا دین تو و احکام تو سربلند باشد و گویا امروز مقصود جز با دادن خونم میسر نیست، پس ای گلوله ها مرا دریابید. بارالها! این امت را که دیر زمانی است در راه اعتلای کلمه توحید تلاش می کنند، موفق بدار و دشمنانش را خوار و ذلیل بگردان و این امت را ثابت قدم، در صراط مستقیم هدایت فرما. بارالها! وجود پر برکت امام امت، خمینی بت شکن را بر سر این امت مستدام بدار و مردم را قدردان وجود او بگردان. اکنون که ما در زمان حساس و سرنوشت سازی واقع شده ایم و انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی از سلاله پاک حسین به پیروزی رسیده، بر ماست تا برای حفظ دستاوردهای انقلاب که اکنون مورد تجاوز استکبار جهانی در لباس رژیم بعث عراق قرار گرفته، به پا خیزیم و در راه الله و گسترش مکتب حیات بخش اسلام تلاش و مجاهده نماییم. ای امت اسلامی! اوامر ولایت فقیه را کاملاً اطاعت نمایید و اتحاد و یکپارچگی را حفظ کنند. و شما ای دانشجویان حزب الله! از مطالعه و تحقیق کوتاهی نکنید و در راه اسلامی کردن دانشگاه تلاش بیش تری نمایید تا گرد و غبار فرهنگ غربی از چهره دانشگاه زدوده شود و نسل های آینده شاهد استادان متعهد و دانشجویان و مدیران عالم و متقی باشند و جهان اسلام بار دیگر مشعل دار تمدن و فرهنگ جهانی در راه تکامل و پیشرفت بشریت باشد. و اما تو ای پاسدار و ای هم رزمم! بدان که یک پاسدار، یک عابد است؛ یک سلحشور است و یک عاشق شهادت. ای برادران پاسدار! با نماز شب قلوب خود را نورانی کنید و از امروز و فردا کردن بپرهیزید که فرصت ها همچون ابرها در گذراند؛ ذکر خدا و استغفار زیاد کنید و یادتان باشد که دنیا محل گذر است. ای پاسدار! تو باید یک زاهد باشی، که زاهد کسی است که پوسیدگی تن در خاک را فراموش نکند و زینت های دنیا و اضافه بر ضرورت ها را رها کند. ای برادران پاسدارا زیرک باشید که زیرک کسی است که نفس راست گرداند و برای پس از مرگ کوشش کند. برادران! تلخی و شیرینی، خوشی و ناخوشی، نعمت و نقامت دنیا، جز خواب گران غفلت آور نیست؛ پسی استقامت کنید. برادران ! بکوشید در هر کار نیک نیت صالح داشته باشید. از زیادی سخن بپرهیزید و به اندازه حاجت سخن گویید. برادران! مواظب باشید دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و به حکم آیه «رحماء بینهم» با هم مهربان باشید؛ ان شاءالله موفق و مؤید و پیروز باشید. و اما پدر و مادرم! دل قوی دارید که این مصیبت ها و سختی ها زودگذر و تمام شدنی است ولی پاداش آن ابدی است؛ پس بی تابی نکنید. برادران و خواهرانم! مرا ببخشید که قدر شما را ندانستم و نتوانستم زحمات شما را جبران کنم از شما و از همه دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم. اگر جنازه من به دستتان رسید، در بهشت دو معصوم شهر، کنار قبر برادرم «علی اصغر» مرا دفن کنید. از زحمات شما تشکر می کنم. خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید