محمد آتش افزا بارده
زندگینامه شهید
شهید محمد آتش افزا در یک خانواده بسیار مستضعف ولی مؤمن در یکی از روستاهای دور چهارمحال بختیاری بنام بارده در دوم فروردین سال 1345 چشم به جهان گشود. وی از همان ابتدا دارای استعداد سرشار و هوش بسیاری بود تا آن جا که معلمش تأکید می کرد او را به یک محل مستعد جهت ادامه تحصیلش برسانید به همین دلیل پدر خانواده هم به علت فقر و تنگدستی حاکم بر خانواده و همچنین رسانیدن فرزندانش به محلی مستعد جهت ادامه تحصیل، خانواده را به شهرستان فلاورجان در ۱۷ کیلومتری اصفهان منتقل نمود تا بدین وسیله بتواند در شرکت ذوب آهن مشغول به کار شود و فرزندانش نیز به راحتی بتوانند مراحل تحصیل را بگذرانند. محمد با موفقیت بسیار دوره ابتدایی را پشت سر نهاد و در مسابقه بین پانصد نفر دانش آموز پایه پنجم ابتدایی منطقه رتبه اول را احراز نمود. دوره سه ساله راهنمایی را نیز با کیفیت بالا به پایان رسانید و با معدل بالا راهی دبیرستان گشت. هنوز چندی از ورودش به دبیرستان نگذشته بود که جنگ تحمیلی از جانب کشور عراق آغاز گردید و طولی نکشید که تا عمق زیادی از مرزهای غرب و جنوب غربی به داخل کشورمان نفوذ و پیشروی نمود و در آن جا جنایات بسیار را مرتکب شد. در این حین اوضاع کشور نیز بسیار درهم و نابسامان بود که ناگهان رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی حکم جهاد را صادر نمودند و چندی نگذشت که محمد نیز همانند دیگر سلحشوران فرمان رهبر را لبیک و کلاس درس دبیرستان را رها کرده و به طرف جبهه های حق علیه باطل حرکت نمود و به کردستان اعزام گشت. در همان حین نیز درسش را رها نکرد و همگام با جهاد به امر فراگیری علم و دانش می پرداخت و بعد از شش ماه حضور در کردستان به خانه مراجعت کرده و در امتحانات شرکت نموده و با معدل بالا قبول شد و تا آخر دوره متوسطه با این روش عمل می نمود یعنی ابتدا به جبهه رهسپار می شد و در اواخر سال جهت شرکت در امتحانات باز می گشت. به همین صورت او در عملیات های پیروزمندانه محرم، خیبر، والفجر و ... در خط مقدم حضور فعال داشت و یک بار نیز در عملیات والفجر از ناحیه کمر توسط نارنجک مورد اصابت ترکش قرار گرفته و زخمی شد ولی با همه ی این اوصاف توانست دیپلم متوسطه رشته علوم تجربی را با معدل عالی کسب نماید و در همان سال نیز با رتبه نسبتاً خوبی در کنکور قبول گردید اما به خاطر انتخاب رشته ی ناقص موفق به ادامه ی تحصیل در رشته ی مورد نظر خود یعنی پزشکی نشد ولی با تلاش مستمر توانست سال بعد با رتبه بالا در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی (شهید چمران) اهواز قبول گردد و بعد از مدتی راهی دانشگاه شود. محمد در دانشگاه نیز از نظر درسی موفق بود و با پاس نمودن واحدهایش به صورت موفقیت آمیز به تحصیلات عالیه اش ادامه می داد تا این که در سال دوم رشته پزشکی به علت اوضاع وخیم جنگ و به فرمان امام به جبهه ها عزیمت نمود و در عملیات افتخارآمیز و پیروزمندانه کربلای 4 در دوازدهم دی ماه 1365 مفقودالاثر گردید. اخیراً پیکر پاک او پس از سال ها پیدا شد که طی مراسمی با حضور خانواده ایشان به خاک سپرده شد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمد آتش افزا2
وصیت نامه شهید محمد آتش افزا2 بسم الله الرحمن الرحیم به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) و با درود بر رزمندگان سلحشور اسلام که هر روز حماسه می آفرینند و با درود بر شهدای راه حق و آزادی. امت اسلام سلام، ملت قهرمان بر شما درود. اکنون ما به سوی میدان نبرد حرکت می کنیم و توفیق آن یافته ایم که با جنگجویان و پیام آوران آزادی همراه شویم. اما چون راه پر خطر و وادی سهمگین است و اگر لیاقت داشتم شهید شوم می خواهم با شما درد و دل کنم، امت اسلام برایم دعا کنید. آخر می ترسم که مبادا با شهدای کربلا محشور شوم و مهدی (عج) را که چشم انتظار آن هستم و مشتاق دیدارش هستیم. در این دنیا توفیق نیافتم که چهره اش را ببینم و می ترسم در جهان دیگر نیز محروم شوم. امت اسلام، امام رهبر عزیز را فراموش نکنید به او دعا کنید او فرمانده کل قواست. بت شکن، چون خلیل الله (ع) ، فرزند پاک ثارالله (ع) و روح بخش است، چون مسیح روح الله و آذر افکن، چون کلمه الله است. او قلب ما و امید ما و جان ماست، پس به او گوش کنید مبادا از شما آزرده خاطر شود که خدا از شما آزرده خواهد شد. او فرزند زهرا (س) است، سلام به رهبرم برسانید و بگوئید امام ما جوانان به رهبری شما هدف را یافتیم و دعایمان همیشه این بوده که خدا شما را تا انقلاب مهدی (عج) نگه دارد. ای رفیقانم و ای برادرانم من قبلا نیز در کنار شما بودم اما اکنون از شما جدا شده ام به خاطر این که اسلام عزیز گرانقدر است و ما اگر این دین مقدس مورد تهدید قرار گرفت باید از جان گذشت و جان مرا فدای جانان کرد به قول شاعر، اگر مرد رهی میان خون باید رفت ور پای فتاده سرنگون باید رفت شما به جبهه بشتابید مبادا امام عزیزمان تنها بماند مبادا دشمن بر او بخندد و شما زنده باشید. اگر بدن های شما را پاره پاره کنند و اگر بر اجساد شما کرکس ها بنشینند مبادا دست از یاری خدا و دینتان بکشید. پدر عزیزم من خجالت می کشم از این که نتوانسته ام وظیفه ام را نسبت به شما ادا نمائم اما چه می شود کرد و به که می توان شکایت کرد. دشمن غمدار هنوز جنایت می کند و ما نمی توانیم خاموش بنشینیم. پدر عزیزم و مادر مهربان و عزیزم مبادا در سوگ من بی قراری کنید و گریه شما باعث شادی دشمن می شود. برادرم و خواهرانم و پدر و مادرم مبادا هدفم را فراموش نمائید که هدف ما والاست. نمی گویم گریه نکنید زیرا شما حق دارید و زحمت کشیده اید اما مبادا گریه شما دشمنان اسلام را قوی تر نموده و آن ها از این موضوع سوء استفاده کنند بلکه آن چنان مقاوم و استوار و صبور چون کوه در مقابل آن ها بایستید و حسرت یک آخ را بر دل آن ها نهید. وصیت دیگرم مانند برادر شهیدی که فرموده است: چشم هایم را نبندید تا دشمن بداند آگاهانه قدم در این راه نهادم و جان باختم، نه جان نباختم و چیزی به نام جان از دست ندادم بلکه زندگی ننگین و حیات بی عزت را از کف دادم و زندگی جاویدان را به دست آورم. دهان را باز بگذارید، تا دشمن بداند تا آخرین لحظه غریو الله اکبر و لا اله الا الله را بر زبان داشتم تا دشمن هدفم را بشناسد و بداند در مقابل کدامین مکتب ایستاده است. مشت هایم را گره کنید تا دشمن و مستکبرین و ستمگران بدانند تا آخرین لحظه دست از مبارزه بر نداشتم و مانند آموزگاران و معلمان و الگومان ندا سر دادیم. هیهات من الذله و ای شمشیرها، تیرها، گلوله ها، فشنگ ها اگر با شهادت ما دین اسلام پایدار خواهد ماند پس بر بدنم فرود آیید. اما دشمن جنایت کار و ای منافقین وصیتی نیز به شما دارم اگر به زندگی روز جزاء ایمان ندارید که می دانم ندارید ای بعثیان و منافقان پس آزاد مرد باشید و به ندای حق گوش دهید و ببینید کدام به سعادت شما می باشد. اما باز هم به شما می گویم، اگر دست از جنایت برنداشته و همچنان به شقاوت مشغول گردید رزمندگان ما بیداردلان ما و مکتب حسین (ع) بر شما خواهند تاخت و شما را از زندگی ننگتان محروم خواهد کرد. اما شما رزمندگان، ای دلاوران، ای سلحشوران بر دشمن بتازید، بر او یورش برید. قدس در انتظار است، اشک دیدگان برای شهدا نخشکیده، چشمان وحشت زده از بمباران های وحشیانه کودکان فلسطینی هنوز به راه است و منتظراند که شما منجیان و یادآوران قرآن چه زمانی به فریادشان خواهید رسید. برادرانم سلاحتان را محکم بر دست بفشارید و قوی دل و استوار به دشمن یورش برید. در بیابان های وحشت زا و دشت های پر رنج و بلا و کوه های آتش را پشت سر نهید عزم هایتان را جزم فریادتان را رساتر قلبتان را استوارتر و ضرباتتان را کوبنده تر بر دشمن فرود آورید و به او مجال نفس کشیدن ندهید. آب فرات را وضوی خود سازید با خاک کربلا تیمم نمائید، دیدگانتان را به روی قدس منور نمائید. ای برادران ما رفتیم و شما باید راهمان را ادامه دهید، ما می رویم اما رهبر و اسلام و قرآن و این ها را که خدا به امانت نزد ما نهاده به شما می سپاریم. ما برای اینان جان دادیم شما تا آخرین لحظه و تا آخرین قطره خونتان در راه حفظ و بقاء دین اسلام بجنگید. دیگر صحبتی ندارم و شما را به خدا می سپارم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی (عج) خمینی (ره) را نگه دار از عمر ما بکه و بر عمر رهبر افز محمد آتش افزاوصیت نامه شهید محمد آتش افزا1
وصیت نامه شهید محمد آتش افزا1 بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و درود بر امام زمان (عج) و با درود بر رهبر عزیز انقلاب و سلام بر پیروان و پویش گران راه حقیقت سخنم را آغاز می کنم. من مدتی در این دنیای سراسر آشوب و حیران انسان های رنگارنگ زندگی کردم و اینک به همراه راهیان راه عشق عازم سفر هستم. برای روشن شدن اذهان دوستان و امت اسلام و برای این که من چرا این راه را انتخاب کردم؛ پیروی از اولی الامر بوده تا در سایه ولایت فقیه مستضعفین به حقوق از دست رفته خود دست یابند. وصیت که به پدرم دارم این است که، پدر و مادر عزیز صبر را پیشه خود سازید که الله مع الصابرین. پدر و مادر عزیزم شما برای من چه زحماتی متحمل شدید، اما من نتوانستم زحمات شما را جبران نمایم. از شما می خواهم این زحمت را نیز برای فرزند خود بکشید و آن این است که شب های جمعه که به قبرستان گذر می کنید برای من طلب آمرزش کنید. از خدا بخواهید که بنده ی گناهکار خود را مورد عفو قرار دهد، ما به امید رحمت خدا و آمرزش خدا امید زیاد داریم و می دانم خدا ارحم الراحمین می باشد. پدر و مادرم از نیش زبان های دیگران ناراحت نباشید زیرا خداوند شاهد و ناظر است و همه ی ما روزی در درگاه خداوند محشور می شویم. پدر و مادرم از شما شرمنده ام، حلالم کنید، حلالم کنید؛ شما را به امام زمان (عج) شما را به خون حسین (ع) مظلوم شما را به بزرگی و عظمت خداوند حلالم کنید و برایم طلب مغفرت کنید. سلام بر دوستانم، بر برادران دانشجو و بر برادران انجمن اسلامی دانشگاه، برادر عزیزم؛ چشم مستضعفان و رهبرمان به دانشگاه است و امید به آینده دارند و امید به آن روزی که برادران حزب الهی حامی مظلوم باشند. شعارهایی که الان می دهید فردا آن را جامه ی عمل بپوشانید و تنها در حد شعار نباشد. برادران به یاد آورید که دوستانی در کنار شما بودند و اکنون در کنار شما نیستند آنان آرزوهایی داشتند و آن خدمت به جامعه ی زجر دیده و ستم کشیده می باشد. برادران دانشجو در همه ی امور دقت و ریز بین باشید و در مسائل روز دقت بیش تری نمائید. به رهبر عزیزم سلام می رسانم. آرزو داشتم ای کاش از نزدیک او را زیارت کنم. اما این سعادت نصیبم نشد. اما از رهبر عزیز استدعا دارم، برایم طلب آمرزش نماید. ای رهبر عزیز همچنان که در گذشته مانند شیر و بدون واهمه قاطعانه با مسائل روز عمل می کردید اکنون نیز با ارائه طرح هایی و پیام ها و رهنمود هایی همچنان که در گذشته اینچنین بودید از مظلومین دفاع کنید. مستضعفان واقعا چشم به شما دوخته اند. از تمام برادران و امت حزب الله تقاضا دارم که برایم طلب آمرزش کنید هرگاه که به صفحات قرآن نگاه می کنند، چند آیه ای هم برای ما بخوانید. دیگر عرضی ندارم و شما را به خدا می سپارم. خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی (عج) خمینی (ره) را نگه دار منتظری نستوه محافظت بفرما. آتش افزا
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید