رضا حیدری بنی
زندگینامه شهید
شهید رضا حیدری در مهر ماه سال 1343 در یک خانواده کشاورز در بُن از توابع شهرکرد متولد گردید. او تحصیلات ابتدایی را در دبستان حکیم آذر بُن و دوره راهنمایی را در مدرسه ابن سینا در بن و سپس دبیرستان را در دبیرستان طالقانی شهرکرد خواند و موفق به اخذ دیپلم شد. سپس در کنکور تربیت معلم شرکت کرد و در رشته آموزش ابتدایی در مرکز تربیت معلم شهید رجایی شهرکرد پذیرفته شد. ایشان جوانی با استعداد و درستکار بود که علاوه بر تحصیل در کارهای کشاورزی به خانواده کمک می کرد و زمانی که به دبیرستان می رفت روزهای تعطیل کارهای مشکل کشاورزی را انجام می داد. در خصوص اخلاق و رفتار مسلمان واقعی بود و مقلد امام خمینی(ره) و مومن به ولایت فقیه. از پانزده سالگی نماز و روزه او ترک نمی شد. در قبل از انقلاب در تظاهرات و راهپیمایی های بر علیه رژیم شرکت می کرد. بعد از پیروزی انقلاب مربی کشتی و جودو در کمیته انقلاب اسلامی شهرکرد و مربی ورزش جودو در شهر بُن بود. کلاس های ورزشی خود را با قرائت قرآن شروع می کرد و با دعا به جان امام و پیروزی رزمندگان به پایان می رساند. شاگردان خود را چنان ارشاد نموده بود که عده ای به جبهه رفتند و شهید و جانباز شدند. در ورزش جودو مهارت داشت و شاگردان او که در این فن آموزش دیده اند در مسابقات اکثرا ممتاز بوده اند. بارها به شاگردان تذکر می داد که قبل از تقویت جسم روح خود را با راستی و درستی و ایمان کامل به اسلام تقویت کنید. شهید رضا حیدری موفق به دریافت چهار مدال و شش دیپلم افتخار در مسابقات شده است. او اکثر شب ها نماز شب می خواند. شهید حیدری در تاریخ 65/4/3 به معاونت کمیته انقلاب اسلامی شهرکرد منصوب شد و خالصانه خدمت کرد. رضا سرباز خدا بود و دوست داشت فقط در جبهه ی خدا بجنگد. او برای رسیدن به این هدف بارها به جبهه های نبرد رفت چرا که عاشق شهادت بود و برای دست یافتن به این مدال پرافتخار در چندین عملیات شرکت نمود. در شب عملیات کربلای چهار به دست و پای خود حنا گذاشته بود و می گفت در این حمله به شهادت خواهم رسید. با وجود این که ماموریت خود را در کربلای چهار به پایان رسانده بود به دیدار خانواده خود بازنگشت و انتظار حمله کربلای پنج را داشت و می گفت به لطف خدا در این حمله انتقام خون جوانان پاک اسلام را از کفار می گیرم و به شهادت می رسم. سرانجام ایشان در تاریخ 21 دی ماه سال 1365 در عملیات کربلای پنج در شلمچه به شهادت رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید رضا حیدری بنی
وصیت نامه شهید رضا حیدری بنی بسم الله الرحمن الرحیم « وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» به نام یگانه قانون گذار هستی که عالم در قدرت اوست و به نام رب العالمین که منشا لطف و کرامت می باشد و خلقت انسان و جهان از لطف اوست. به نام خدایی که 124 هزار پیامبر او برحق، اولین شان حضرت آدم و خاتم پیامبران حضرت محمد (ص) اشرف مخلوقات می باشد که برای هدایت بشر با کتاب های آسمانی از جانب خدا مبعوث گردیدند. به نام ایزد منان که دوازده اختر فروزان ولایت و امامت او بر حق که امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) سرآغاز امامت و آقا حضرت مهدی (عج) برپا کننده ی عدل در جهان هستی و آخرین طلیعه ی فروزان امامت و ولایت می باشد که ایشان به اقتضای زمان فعلا در غیبت کبری به سر می برند و به جای ایشان ولایت فقیه آماده کننده ی زمینه ی مساعد برای ظهور آقا امام زمان (عج) می باشد و درود و سلام بر امام خمینی که جانشین ولایت اکبر می باشد که در این برهه از زمان وظیفه ی ما پیروی از فرامین ایشان که همان فرامین فرمانده ی ما آقا امام زمان است می باشد. امام فعلا تاکید زیادی روی جبهه ها دارند یعنی باید با مخالفین اسلام که قصد ضربه زدن به انقلاب و اسلام را دارند مبارزه کرد چون اگر به طول تاریخ نظری بیفکنیم از همان ابتدای خلقت بین حق و باطل مبارزه بوده است و خواهد بود. پس اگر بعضی ها می گویند چرا دیگر صلح نمی کنند دیگر بس است جوان ها کشته شدند به این شخص قرآن می فرماید: «بین حق و باطل سازش وجود ندارد مگر با پذیرش آن اسلام را جامه ی عمل بپوشانند.» ضمنا کشته شدن در راه خدا نهایت آرزوی انسان است. ما به این دنیا نیامده ایم که در این جا خوشگذرانی کنیم بلکه این دنیا خانه ای برای ساختن زندگی جاودانه است و پیامبر اکرم می فرماید: «الدنیا مرزعه الاخره» اگر به خوشی های زندگی نگاه کنیم در کنار آن چندین سختی می بینیم پس هدف از خلقت چیز دیگری است چون اگر انسان برای خوردن و خوابیدن به وجود آمده باشد، حیوان از انسان پیشرفته تر است و خلقت انسان لزومی نداشت و کسانی که چنین فکری بکنند مانند حیوان بلکه پایین تر از حیوان به اسفل السافلین تنزل خواهند کرد. از ابتدای خلقت انسان بین هابیل و قابیل، موسی و فرعون، حضرت محمد (ص) و قریش، امام حسین (ع) و یزید و ایران و صدام مبارزه بوده و هست و هیچ گونه سازشی وجود نداشته است پس ما که می گوئیم رهروان آن ها هستیم باید ادامه دهنده ی راه امامت باشیم. اگر می گوئیم ای حسین ما نبودیم که تو را یاری کنیم و در ماه محرم شیون و زاری و همدردی می کنیم اینک حسین زمان این یاری را از شما می خواهد. اگر حسین فرزند زهرا (س) می باشد امام زمان (عج) نیز فرزند ایشان است و امام امت هم جانشین امام زمان است در نتیجه اگر در گفته ی خود صادق هستیم باید او را یاری کنیم و فعلا تنها یاری کردن نگه داشتن جبهه ها می باشد و ما نباید فکر کنیم که صلح کنیم و جنگ را به نتیجه اصلی نرسانیم بلکه باید بدانیم ایادی ابر جنایتکاران هیچ گاه غافل نخواهند بود و غیر از جنگ از طریق دیگر که فساد اخلاق، اعتیاد، منکرات و غیره وارد خواهند شد. ای ملت غیور من سخنم با تنی چند که محدود می باشد که هنوز پنبه به گوش دارند و امیدوارم که سوء تفاهم نشود چون شما با حضورتان در صحنه انقلاب اسلامی را بدین مرحله از زمان رسانیده اید شما بودید که با عدم اعتماد به غیر خدا شروع کردید و کار را تا به جایی رسانیده اید که آمریکا دزددانه وارد کشور می شود و التماس می کند با او مذاکره نمائیم و این ها به خاطر تلاش شما مردم غیور و شهید پرور می باشد ولی عده ای که هنوز افکار غلط در ذهن آن ها می باشد و می گویند این آخوندها در کشور حکومت می کنند و مردم را به کشتن می دهند هیچ چیز گیر نمی آید باید بگویم که اگر شما می گوئید امام نباشد پس چه کسی باشد؟ آیا می خواهید دیگران در کشور حکومت کنند و برای ما خط مشی تعییت کرده و اسلام عزیز را تضعیف کنند؟ آیا زمان طاغوت را آرزو می کنید و اسم آن را زندگی می گذارید؟ به خدا قسم استعمارگران برای ما دلسوزی نمی کنند. چنان چه خیانت های آن ها در افغانستان، لبنان و جاهای دیگر می بینیم آن وقت چگونه ممکن آن ها برای ما و به نفع ما عمل کنند این فکر کاملا غلط است بیایید کمی عاقلانه فکر کنیم هدف از آفرینش خود را بفهمیم. در ضمن اگر کمبودی در جامعه است آن را بزرگ ننمائیم چون ما در حال پس دادن امتحان الهی هستیم سعی کنیم سرفراز از این امتحان بگذریم. فعلاً افتخار حفظ اسلام به عهده کشور ماست که آن هم قبلا به وسیله پیامبر خدا محمد (ص) روایت شده که ایشان اشاره به سلمان فارسی می فرمودند: اسلام روزی از زمین به آسمان ها خواهد رفت و به وسیله امت این شخص اسلام زنده خواهد شد. پس موقعیت خود را درک کنیم ما باید سختی ها را تحمل کنیم تا بتوانیم حیات جاوید را کسب کنیم چون « مَرَارَهُ آلدُّنْیَا حَلاَوَهُ آلاْخِرَهِ، وَحَلاَوَهُ آلدُّنْیَا مَرَارَهُ آلاْخِرَهِ» در ضمن باید متذکر شوم که نباید در مورد رزق و روزی غصه بخوریم زیرا خدا از ابتدای خلقت هر انسان مقدار معینی برای او روزی قرار داده است تا انسان آن را استفاده نکند از دنیا نخواهد رفت پس حرص و طمع بی فایده است چون اگر مالی از راه نامشروع جمع آوری گردد هرگز نخواهیم توانست از آن استفاده کرد و فقط یک کفن نصیب هرکس خواهد شد. شخصی که دارفانی را وداع گوید سه چیز در برابر او می ماند 1- مال 2- اولاد 3- عمل. به مال می گوید: از تو چه مقدار بر من می رسد من در دنیا زیاد به فکر تو بودم می گوید به اندازه یک کفن. دوم به فرزند می گوید من زیاد به خاطر شما زحمت کشیدم از شما چه بهره ای نصیب من می شود که در جواب می شنود به مقداری که تو را کفن و دفن کنم و به خاک سپارم و سوم عمل انسان باشد که به او می گوید من هیچ وقت به تو توجه نکردم تو چقدر با من خواهی بود می گوید همیشه با تو خواهم بود تا روز محشر باهم به محضر خدا برویم. پس می بینیم که عمل انسان فقط برای او می ماند سعی کنیم عمل خود را موافق با احکام الهی نمائیم و قبل از انجام هر کاری یا حتی گفتن کلمه ای قبلا فکر کنیم که آیا حرفی مفید است یا خیر چون انسان که صحبت می کند حرف او از دو حال خارج نیست یا مستوجب ثواب است یا عقاب پس اگر حرفی که می زنیم خوب باشد ثواب بردیم ولی اگر خوب نباشد مستوجب عقاب خواهد بود و میانه ای وجود ندارد و بی خود نیست که امامان نجات انسان را حفظ کردن زبان می دانند. چنان چه پیامبر اسلام می فرمایند: « نَجاهُ المؤمنِ فی حِفظِ لِسانِهِ » و شاعر می فرماید: سخن کم گوی تا در کار گیرند که در بسیار بد بسیار گیرند یک مسئله دیگر که خیلی مهم است عمل به واجبات می باشد که یکی از آن ها فعلا مسئله جهاد می باشد. همان طور که نماز و روزه واجب می باشد جهاد نیز به جای خود واجب است و در این راه امکان شهادت وجود دارد و باید گفته شود که شهادت نصیب هرکس نخواهد شد. کسانی که شهادت را قبول ندارد مسئله مرگ را هنوز نتوانسته اند برای خود حل نماید. هر انسان قبل از این که مرگ به سراغ او بیاید باید خود را با مرگ و آخرت آشنا کند یعنی روح خود را جلوتر از جسم به جهان آخرت بفرستد که این کار تنها به وسیله تقرب به خدا صورت خواهد گرفت یعنی اعمال خود را خداگونه نماید که همین راه هم آسان نمی باشد چون شیطان قسم خورده است که انسان ها را فریب می دهد. اگر ما بتوانیم از وسوسه های شیطان رهایی یابیم و اعمال خود را خدایی کنیم نجات خواهیم یافت و برای این کار از استادان اخلاق درس بگیریم. در ضمن از شما عزیزان خواهر و برادر خواهش دارم همیشه به یاد خدا باشید و سعی در شناخت ائمه (ع) بنمائید و هیچ گاه از فرایض دینی غافل نشوید. و اما از زیاده گویی ها معذرت می خواهم که شما را خسته کردم و این سخنان که عرض کردم این نیست که خدای نکرده همه انجام نمی دهند بلکه در باب تذکر می باشد. « وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ » و اما سخنی با خانواده عزیزم: حضور محترم پدر و مادر مهربانم سلام عرض می نمایم و سلامتی شما را آرزومندم. پدر و مادر عزیز من فرزندی لایق و شایسته چنانچه اسلام می فرماید برای شما نبودم و نتوانستم باشم ولی شما در طول زندگی چقدر برایم زحمت کشیدید مرا بزرگ کردید و راه و رسم زندگی را بر من آموختید با وجود مسائل و مشکلات در خانواده هیچ گاه نخواستید مرا ناراحت سازید به طوری که فهمیدم شما زندگی را از هیچ و با اعتماد به خدای یکتا شروع کردید و این توکل شما به خدا باعث شد که در زندگی پیشرفت کنید و بر تربیت ما بکوشید. باری پدر و مادر گرامی از شما استدعا دارم که اعتقاد خود را راسخ تر نمائید و با بینشی عمیق موت مرا بررسی کنید و در مرگ من شیون و زاری نکنید بلکه به این خاطر برای من گریه کنید که اگر فرزندتان بودم می توانست اسلام را بهتر بشناسد و در یاری اسلام بکوشد و الحمدالله برادرانی دارم که سنگر مرا خالی نخواهند گذاشت و دل امام را شاد می نمایند و مشتی محکم بر دهان یاوه گویان خواهند کوبید. از همه برادران و خواهرانم حلالیت می طلبم و از این که برادری لایق و شایسته برای شما نبودم عذر می خواهم و از شما انتظار دارم که سنگر مرا پر نمائید و احکام اسلام را در زندگیتان پیاده نمائید. والسلام من در طول زندگی حقوقی بر گردن دارم که این ها را برایم انجام دهید. من سه سال نماز قضا و سه ماه روزه و 2 نماز آیات قضا دارم که این ها را حتما برایم به جا آورید. لباس جودو را به رسم یادبود به تربیت بدنی اهدا نمائید. اگر کسی ادعای طلب نمود به او بدهید اما اثاث موجود مانند کتاب را به صاحبشان بدهید. اعمال موجود در کتاب معاد شهید دستغیب را در صورت امکان برایم انجام دهید(مربوط به میت) در پایان از همه می خواهم که امام عزیز را یاری نمایند که یاری کردن ایشان یاری نمودن امام زمان (عج) می باشد. به خانواده شهدا سرکشی کنید و از مجروحین و معلولین عیادت نمائید و به همه بگویید که این راه را انتخاب کرده ام و بدون اجبار در آن قدم نهادم و منافقان کوردل بدانند که واژه شهادت برایمان افتخار است و آن را سعادت می دانیم و ملت ایران حاضرند جان خود را فدای اسلام نمائند و آن ها نخواهند توانست ماهی را از آب بگیرند، آب برای ماهی حیات است همان طور که شهادت برای مسلمانان حیات جاوید می باشد و در آخر شما را به تقوای الهی توصیه می کنم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید