شهید نادر حیدری دستنائی
شهید

نادر حیدری دستنائی

نام پدر: اسدالله
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید مدنی قم
مقطع: کارشناسی
رشته: دینی و عربی
تولد: روستای دستناء-شهرکرد
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1364/12/11
محل شهادت: اروند رود — اروند رود
عملیات: والفجر 8
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید نادر حیدری دهم آذرماه سال 1343 در روستای دستناء استان چهارمحال و بختیاری و در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش اسدالله مغازه دار و فروشنده بود و مادرش خورشید نام داشت. او در همان دوران خردسالی عشق به اسلام و اهل بیت را از پدر و مادر خود آموخت و در سن 7 سالگی جهت کسب علم وارد کلاس اول ابتدایی در دبستان امیرکبیر شد. دوران تحصیلات ابتدایی را با ذکاوت کم نظیر که ایشان داشت با موفقیت به پایان رساند. در این موقعیت حساس آن چه که انسان را تحت تأثیر قرار می داد ذهن و زکاوت وارسته قوی ایشان بود. او علاقه خاصی نسبت به دین مقدس اسلام داشت. با توجه به این که رژیم ستم شاهی به عناوین مختلف سعی داشت جوانان را از شرکت در مجالس و محافل مذهبی باز دارد لذا این برادر عزیز با خلوص خویش در کلاس قرآن که توسط شهید صمدزاده معلم ایشان در مسجد ابوالفضل برگزار می‌شد شرکت فعال داشت و جوانان را در این امر مهم تشویق می‌نمود. او چون در خانواده مذهبی تربیت یافته بود و در عمق وجودش فلسفه نهضت امام حسین(ع) قرار گرفته بود در مجالس مذهبی که در ماه های محرم و صفر در مساجد روستا برگزار می شد شرکت فعال داشت. با توجه به این که روستا فاقد مدرسه راهنمایی بود ایشان برای ادامه تحصیلات خود به شهر مجاور روستا شلمزار رفتند. این دوره از زندگی ایشان نقطه عطفی در تاریخ زندگیش به شمار می رفت چون در این موقع انقلاب خونبار اسلامی به رهبری زعیم عالی قدر خمینی کبیر در سال 57 و آغاز طلوع فجر پیروزی انقلاب اسلامی نوید دیگری بر دیدگان همیشه انتظار بخشید. ایشان در موقعیت حساس و توطئه های فراوان شرق و غرب مخصوصا گروهک های ملحد با هوشیاری برخورد نموده و با بینشی وسیع در خصوص مسائل سیاسی اجتماعی و اخلاقی همیشه در خط رهبر بود. شهید حیدری در حین تحصیل، در انجمن اسلامی دبیرستان و پایگاه بسیج محل به فعالیت می پرداخت.ایشان دوران راهنمایی و دبیرستان را با موفقیت پشت سر گذاشت. او که عاشق شهادت بود همیشه از خدای خود می خواست که به این فوز عظمی برسد و در این مدت به ندای هل من ناصر امام لبیک می گوید و وارد جبهه‌های حق علیه باطل می‌شود و در عملیات های مختلف حضور پیدا می کند. در سال 1363 موفق به اخذ دیپلم گردید و در تابستان همان سال در کنکور تربیت معلم شرکت نمود و توانست در رشته دینی و عربی مرکز تربیت معلم شهید مدنی قم پذیرفته شود. در حالی که در تربیت معلم مشغول تحصیل بود باز هم جبهه‌ها را یک لحظه فراموش نمی کرد و موفق به شرکت در عملیات والفجر 8 شد و نهایتا در یازدهم اسفندماه 1364 در اروند رود بر اثر اصابت ترکش به سر، روح پاکش آسمانی شد و به فیض شهادت نائل آمد. مزار او در گلزار شهدا زادگاهش قرار دارد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه دوم شهید نادر حیدری
تاریخ: 1364/05/04

وصیت نامه دوم شهید نادر حیدری تاریخ : 1364/05/04 بسم الله الرحمن الرحیم « فَلْیُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا بِالْآخِرَهِ وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا» (سوره نساء آیه 74) «پس باید کارگزار کنند در راه خدا آن ها که خریدند زندگانی دنیا را به آخرت و هر که کارزار کند در راه خدا پس کشته شود یا غالب آید پس زود باشد که بدهیمش مزد بزرگ» حمد و سپاس خداوند متعال را که به ما نعمت وجود عنایت کرده و سپس ما را هدایت کرد و از ظلمات به سوی نور حرکت داد. حمد و سپاس خدای را که نعمت جمهوری اسلامی را به ما عطا کرده و ما را مورد امتحانی بزرگ و عظیمی قرار داده و حمد و سپاس خدای را که جهان را خلق کرد برای انسان و انسان را جانشین خود روی زمین قرار داده. خدایی که هیچ کس توانایی شکر نعمتش را ندارد. خداوندا باید مرا عفو کنی از این که تو را دور درک کردم و دور به سراغ تو آمدم و به دنبال اغیار رفتم. خداوندا من لیاقت شهادت در راه تو را نداشتم و این سعادت بزرگ که نصیبم کردی از لطف و رحمت خودت بود. خداوندا حمد و سپاس تو را می‌گویم که مرا در این راه که همان صراط مستقیم است قرار دادی و لطف خودت را شامل حال این ناتوان کردی و مرا هدایت فرمودی. خداوندا در این راه که قدم برداشتم رضای تو را دیدم و اگر بنده‌ای ناسپاس بودم مرا ببخش و اگر وجودم در راه پیشبرد دین تو موثر نبود خونم را باعث تداوم راهم قرار ده. تنم را اگر بدار ظلم آویزند و چشمم را اگر در کاسه‌ها ریزند – لبانم را اگر دوزند – و جسمم را اگر سوزند هزاران بار اگر در راه ایمانم بگیرندم – بسوزندم- اگر بر سنگ کو بندم – جدا سازند اگر هر بند از بندم – محالست این که از یادم رود آن عهد و سوگند. با سلام و درود بیکران بر هادیان انسان های در جهل فرو رفته دوران جاهلیت پیامبران الهی به خصوص خاتم المرسلین حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و دخت گرامیش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و با سلام و درود بیکران بر امام معصوم (ع) به خصوص تنها ذخیره الهی و منجی عالم بشریت و فاطمه زهرا (س) بقیه الله الاعظم امام عصر (عج) و نائب بر حقش امام امت نجات دهنده انسان های قرن حاضر از ظلمات به سوی نور و قلب تپنده مسلمین جهان و با سلام و درود بر خدمتگزاران به اسلام و مسلمین و زبان های گویای قرآن و انقلاب اسلامی آیه الله منتظری امید امام و امت و آیه الله خامنه‌ای و حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی این نگهبانان انقلاب اسلامی و یاران باوفای امام عزیز و با سلام و درود بر شهدای اسلام از صدر اسلام تا کربلای حسینی و از کربلای حسینی تا کربلای خوزستان وصیتنامه‌ام را شروع می‌کنم. بنده کوچک تر از آنم که بخواهم حرفی بزنم و یا سخنی عرضه کنم چون هر حرفی که بخواهم بگویم به برکت انقلاب اسلامی و پیاده شدن احکام قرآن زده شد و گفته شد ولی از باب تذکر چند لحظه‌ای مسدع اوقات شریفتان می‌شوم – برادران و خواهران پدر و مادران و ای کسانی که مستمع هستید اگر ما این راه را انتخاب می‌کنیم و می‌رویم هدف فقط الله است و بس این دنیا فانی محل گذر است و جایی است برای امتحان الهی از طرف خداوند و نمی‌تواند هدف نهایی باشد کمال و سعادت انسان این دنیا نیست که چند روزی بخواهی به آن دل ببندی اگر مال انسان این دنیا بود لازمه‌اش این بود که وقتی به آمال و آرزوهای دنیوی رسیدی دلخوش باشی و خلاصه مطلوب انسان آنست که وقتی به او می‌رسد آرام بگیرد و حال می‌بینیم که چه بسیار انسان هایی که به این خداهای دروغین دنیا دل بسته‌اند و وقتی آن ها را می‌یابند آرام نمی‌گیرند و باز می‌خواهند بیش تر به دست بیاورند و یا بیش تر ارضا شوند و ارضا نمی‌شوند. از این جا فهمیده می شود که این مال انسان نیست کمال انسان در دنیای دیگر است و مراحلش باید در این دنیا طی شود. دلبستگی به دنیا منشاء همه گناهان است و انسان وارسته و به خدا پیوسته و خدا بین در فکر این نیست که چه کنم مال بیش تری به دست بیاورم و یا فرزندم را چگونه حفظ کنم که از پهلویم تکان نخورد. انسان وارسته از هوای نفس فقط رضای خداوند را در نظر می‌گیرد و رضای خدا را بر رضای خود تحمیل می کند نه این که رضای خود را بر رضای خدا تحمیل کند و اگر خداوند می‌فرماید جهاد کنید گر چه این انسان فرزندش را زیاد دوست دارد و از فراغ او در تب و تاب می‌شود ولی می بیند چون خدا فرموده خداوند را در نظر می‌گیرد و رضای خدا را بر رضای خود تحمیل می‌کند نه این که رضای خود را بر رضای خدا تحمیل کند و اگر خداوند می‌فرماید جهاد کنید گر چه این انسان فرزندش را زیاد دوست دارد و از فراغ او در تب و تاب می‌شود ولی می‌بیند چون خدا فرموده و فرزندش را به جبهه می‌فرستد. یکی از بدبختی‌ها که بعضی از انسان ها دارند این است که هدف از خلقت انسان را نمی‌دانند و یا اصلاً این سوال در فکرش خطور نمی کند که در صدد حل آن باشد خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» ما خلق نکردیم جن و انسان را مگر این که عبادت ما را بکنند و حال عبادت فقط این نیست که به ظاهر پیشانی بر خاک گذاری و یا با یک ماه روزه گرفتن تمام شود. عبادت معنای وسیع تری دارد و آن این که عابد باید مطیع خداوند باشد هر چه خدا فرموده انجام دهد و هر چه از خدا رسد آن را مصلحت بداند چون از خداوند متعال شری آفرید نمی‌شود و اگر کسی بعضی حوادث را شر بداند از روی انسان محوری است. چون به ضرر اوست می‌گوید شر است و حال آن که در اصل خیر است. انسان مورد نظر قرآن بیهوده و واگذاشته به خود آفریده نشده است و همان طوری که می فرماید: « أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ» یعنی آیا خیال می‌کنید که ما شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما بازگشت نمی‌کنید. مسئله قابل تذکر دیگر امام و رهبر کبیر انقلاب اسلامی را مطیع باشید و از دستوراتش اطاعت کنید که واقعاً این ناتوان در توصیف او جز این نمی‌توانم بگویم که او فقط بیانگر و مجری احکام قرآن است و زبان گویای اسلام و قرآن است و هر حرفی که می‌فرماید مصداق آیات قرآن را دارد و همیشه در صحنه باشید که در این وهله از زمان که مهم ترین زمان هاست و در این امتحانی که از طرف خداوند برایمان آمد پیروز و قبول بیرون آئیم. امروز تمامی کفر در مقابل قدرت اسلام و ایمان ایستاده است و اگر خدای نکرده ما سستی کنیم شاید اسلام تا چند قرن دیگر هم نتواند روی پای خود بایستد. انقلاب اسلامی ایران یک معجزه الهی بوده است که توانست به رهبری فقیهی بزرگ به پیروزی برسد پس بر ماست که این معجزه الهی را حفظ کنیم اگر چه با دادن خون و جانمان تمام شود و در بسیج نیروهای مخلص بکوشید تا بتوانید یاران خوبی برای اسلام باشید و یکی از راه‌های حفظ انقلاب حفظ وحدت است. وحدت فرستاده شده از طرف خداوند منان یعنی انقلاب اسلامی بر سه پایه استوار است و ریشه این انقلاب را تشکیل می دهند. 1-ایمان و هدف امت اسلامی 2-رهبری قاطع امام امت 3-وحدت امت اسلامی. دشمن انقلاب و اسلام برای ضربه زدن به این انقلاب همه ی هم و غمش متوجه ی این سه ریشه بوده ولی خوشبختانه برای ضربه زدن به هدف و ایمان مردم و مسخر کردن این هدف ناامید ماند و چون مردم و امت، اسلام را قبول کردند و مطابق فطرت خدایشان بود و راه رشد طبیعی و فطری انسان را همان اسلام می‌دانستند زیر بار ایسم های وابستگان به شرق و غرب نرفتند و هر بار دشمن با عکس‌العمل شدیدتری از طرف امت حزب الله مواجه شد و در این وادی ناکام و ناامید ماند و برای خدشه وارد کردن به رهبری انقلاب مواجه با رهبری قاطع و بیدار دل شدند که رهبریش می کند امت را چون رهبری پیامبر اسلام که اصلاً نقشه‌ها و خیالبافی های دشمن در مورد این شخص نمی‌توانست در او تأثیر بگذارد چون او فرزند قرآن است و درسش را هم از قرآن گرفته ولی در جایی که دشمن توانست تا مقداری نفوذ کند نفوذ در وحدت امت اسلامی بوده که به واسطه افرادی آگاه و ناآگاه نقشه خود را عملی می‌کند و بر امت حزب الله وظیفه است که وحدت را حفظ کنیم. برادر عزیز مواظب باش مسائل پوچ و بیهوده ما را از هدف اصلی‌مان دور نسازد دشمنان اسلام همین را از تو انتظار دارند که موجب اختلاف بین مردم باشی و در این صورت یاری باوفا برای دشمن انقلاب هستی لیکن خود بی اطلاع از این موضوع. برادر عزیزی که سنگ طرفداری شخص را به سینه می‌زنی و شخص دیگری را می‌‌کوبی مگر شما شخص پرستید؟ ما شخص را هم برای خدا و اسلام دوست داریم و مواظب باش شخصی را الگوی خود قرار دهی و انتخاب کنی که به حق دعوت کند کسی که برای رسیدن به جایی مردم را به زر و زیورهای دنیایی دعوت می‌کند باید در این شخص شک کرد و اگر نه به خاطر اسلام بود افراد هیچ ارزشی نداشتند مگر متعهد به قرآن و سخنان امامت نیستیم و یا این که معتقد هستیم ولی غافلیم. با توجه به این که قرآن می‌فرماید: « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا »و یا «ید الله مع الجماعه» و تکیه امام عزیزمان و مسئولین محترم جمهوری اسلامی بر وحدت بین امت حزب الله، باز هم عده‌ای را می‌بینیم بنا بر احساسات پوچ شخصی دست به اختلاف می‌زنند و سرچشمه اختلاف و تفرقه غافل بودن از خداست و توجه نکردن به کلام خداست و خلاصه در یک کلام برادر عزیزم کار را فقط برای خدا بکن. با توجه به حدیث از حضرت علی (ع) « اَلْعَمَلُ کُلُّه هَباءٌ الّا ما اُخْلِصَ فیه » همه ی کارها هیچ هستند مگر آن کاری که برای خدا باشد و خلوص نیت در او باشد. پس نباید از روی تعصب و احساس حرف زد بلکه به وسیله عقل و استعانت جستن از وحی الهی حرف بزنید. ای مردم عزاداری اباعبدالله الحسین را هر چه پر محتوی تر و روح دارتر اجرا کنید و دور از تجملات و به صورتی ساده و سعی کنید عزاداری فقط برای خدا باشد و خدای نکرده دستمال دست ایادی شیطان نشوید که عزاداری شما هم به هدر رود و در هر زمینه وحدت را حفظ کنید که وحدت و یکپارچگی است که کمر ابر قدرت ها را خم نموده است و مواظب منافقین و کسانی که نمی‌توانید پا از خود فراتر بگذارند و فقط خود را عاقل می‌دانند که در اصل بس جاهلانی کوردل هستند و هر کاری را که انجام می‌دهند فقط برخاسته از خود و هوای نفس است باشید و آن ها را مشخص کنید و به مقابله با آن ها برخیزید. این ها هستند که مشوق منافقین می‌باشند و در ضمن با اعمال خود بفهمانید که اسلام یعنی چه تا بتوانید افراد مخلص و مومن به اسلام و انقلاب را جذب کنید و سعی کنید که فقط صورت اعمال خوب نباشد بلکه نیت عمل نیز درست باشد – پدر و مادر عزیزم بعد از شهادت من صابر باشید که خداوند با صابران است – «انَ الله مَع الصابرین» و این عمل اجر و ثوابی بس بزرگ دارد و شما باید افتخار کنید که چنین فرزندی تربیت کرده‌اید و باید این حقیر را ببخشید و حلال کنید که نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم و اگر خواستید از فراغ من گریه کنید به یاد مظلومی ابا عبدالله گریه کنید چون شهات در راه خدا امری نیست که انسان فنا شود بلکه تحولی است که از صورت مادی بیرون می آید و زندگی جاودانه ابدی را آغاز می کند و فرزندان امانتی هستند در دست پدران و مادران و مالکیت آن ها از آن خداوند است و هر وقت مصلحت بداند آن ها را می گیرد و بدبختی بعضی انسان ها در این است که خود را مالک می دانند که این هم خود یک نوع شرک است در حالی که انسان مالک جان خود هم نیست تا چه رسد به این که از خود مالکیت داشته باشد و راضی به رضای خدا باشید تا خداوند هم از شما راضی باشد که هر چه از او رسد مصلحت است. یکی در دو یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آن چه را جانان پسندد و امام امت و رزمندگان اسلام را دعا کنید در پایان از تمامی کسانی که از بنده بدی دیده‌اند پوزش می‌خواهم و امیدوارم که مرا حلال کنید. به امید بر افراشته شدن پرچم توحید بر فراز تمامی کاخ های ظلم و ستم و نابود تمام اِله ها و طنین افکندن کلمه لا اله الا الله بر تمام گیتی. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار 64/5/4 نادر حیدری

وصیت نامه اول شهید نادر حیدری
تاریخ: 1364/01/09

وصیت نامه اول شهید نادر حیدری تاریخ : 1364/01/09 بسم الله الرحمن الرحیم «إن کانَ دین مُحَمَّداً لَمْ یَستَقِم الَّا بِقَتلی فَیاسُیُوف خُذینی» با سلام و درود بیکران بر فرستادگان ایزد منان به خصوص خاتم المرسلین حضرت محمد (ص) و دخت گرامیش حضرت زهرا سلام الله علیها و با سلام و درود بیکران بر امامان معصوم به خصوص تنها ذخیره ی الهی و منجی عالم بشریت و از سلاله فاطمه زهرا بقیه الله الاعظم امام عصر (عج) و نائب بر حقش امام امت نجات دهنده ی انسان های قرن حاضر از ظلمات به سوی نور و قلب تپنده مسلمین جهان و با سلام و درود بر خدمتگذاران به اسلام و مسلمین و زبان های گویای قرآن و انقلاب اسلامی آیت الله منتظری امید امام و آیه الله خامنه ای و حجه السلام هاشمی رفسنجانی این نگهبانان انقلاب اسلامی و یاران با وفای امام عزیز و با سلام و دورد بر شهدای اسلام از صدر اسلام تا کربلای حسینی و از کربلای حسینی تا کربلای خوزستان وصیت نامه ام را آغاز می کنم. بنده حقیر کوچک تر از آنم که بخواهم حرفی بزنم و یا سخنی عرضه کنم چون هر حرفی که بخواهم بگویم به برکت انقلاب اسلامی و پیاده شدن احکام قرآن زده شده و گفته شده ولی از باب تذکر چند لحظه ای مسدع اوقات شریفتان می شوم. برادران و خواهران پدران و مادران و ای کسانی که مستمع هستید اگر ما این راه را انتخاب می کنیم و می رویم هدف الله است و بس. این دنیای فانی محل گذر است و جایی است برای امتحان الهی از طرف خداوند و نمی تواند هدف نهایی باشد. کمال و سعادت انسان این دنیا نیست که چند روزی بخواهی به آن دل ببندی. اگر کمال انسان این دنیا می بود باید فرع بر این باشد که وقتی به این آمال و آرزوها رسیدی دلخوش باشی و خلاصه مطلوب انسان آنست که وقتی به او می رسد آرام بگیرد و حال می بینم که چه بسیار انسان هایی که به این خداهای دروغین دنیا دلبسته اند و وقتی آن ها را می یابند آرام نمی گیرند و باز می خواهند بیش تر به دست بیاورند و یا بیش تر ارضا شوند و ارضا نمی شوند. از این جا فهمیده می شود که این کمال انسان نیست کمال انسان در دنیای دیگری است و مراحلش باید در این دنیا طی شود. دلبستگی به دنیا منشاء همه گناهان است. انسان وارسته و به خدا پیوسته در فکر این نیست که چه کنم مال بیش تری به دست بیاورم و یا فرزندم را چگونه حفظ کنم که از پهلویم تکان نخورد، انسان وارسته از هوای نفس فقط رضای خداوند را در نظر می گیرد و رضای خدا را بر رضای خود تحمیل می کند نه این که رضای خود را بر رضای خداوند تحمیل کند و اگر خداوند می فرماید جهاد کنید گرچه فرزندش را زیاد دوست دارد و از فراغ او در تب و تاب می شود ولی می بیند چون خداوند فرموده فرزندش را به جبهه می فرستد. یکی از بدبختی ها که بعضی انسان ها دارند این است که هدف از خلقت انسان را نمی توانند و یا اصلا این سوال در فکرشان خطور نمی کند که درصدد حل آن باشند. خداوند در قرآن کریم می فرماید: « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» ما خلق نکردیم جن و انس را مگر این که عبادت ما را بکنند و حال عبادت فقط این نیست که به ظاهر پیشانی بر خاک گذاری و یا با یک ماه روزه گرفتن تمام شود. عبادت معنای وسیع تری دارد و آن این که عابد باید مطیع خداوند باشد و هر چه خدا فرموده انجام دهد و هر چه از خدا رسد آن را مصلحت بداند چون از خداوند متعال شری آفریده نمی شود و اگر کسی بعضی حوادث را شر بداند از روی انسان محوری است چون به ضرر اوست می گوید شر است و حال آن که در اصل خیر است. انسان مورد نظر قرآن بیهوده و واگذاشته به خود آفریده نشده است و همان طوری که می فرماید: « أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ» یعنی آیا خیال می کنید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما بازگشت نمی کنید و مسئله دیگری که قابل تذکر است این است که امام و رهبر کبیر انقلاب اسلامی را مطیع باشید و از دستوراتش اطاعت کنید که واقعا من در توصیف او جز این نمی توانم بگویم که او فقط بیانگر و مجری احکام قرآن است و زبان گویای اسلام و قرآن است و هر حرفی که می فرماید مصداق آیات قرآن را دارد و همیشه در صحنه باشید که در این وهله از زمان که مهم ترین زمان هاست و در این امتحانی که از طرف خداوند برایمان آمده پیروز و قبول بیرون آئیم. امروز تمامی کفر در مقابل قدرت اسلام و ایمان ایستاده است و اگر خدایی نکرده ما سستی کنیم شاید اسلام تا چند قرن دیگر هم نتواند روی پای خود بایستد. انقلاب اسلامی ایران یک معجزه الهی بوده است که توانست به رهبری فقیهی بزرگ به پیروزی برسد پس بر ما است که این معجزه الهی را حفظ کنیم اگر چه با دادن خون و جانمان تمام شود. در بسیج نیروهای مخلص بکوشید تا بتوانید یاران خوبی برای اسلام باشید و ای مردم عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) را هر چه با محتوی تر و روح دار تر اجرا کنید و دور از تجملات و به صورت ساده. سعی کنید عزاداری فقط برای خدا باشد و خدای ناکرده دستمال دست ایادی شیطان نشوید که عزاداری شما هم به هدر می رود و در هر زمینه وحدت را حفظ کنید که وحدت و یکپارچگی است که کمر ابر قدرت ها را خم نموده است و مواظب منافقین و کسانی که نمی توانند پا از خود فراتر بگذارند و فقط خود را عاقل می دانند که در اصل جاهلان بزرگی اند و هر کاری را که انجام می دهند فقط برخاسته از خود و هوای نفس است باشید و آن ها را مشخص کنید و به مقابله با آن ها برخیزید. این ها هستند که مشوق منافقین می باشند و در ضمن با اعمال خود بفهمانید که اسلام یعنی چی تا بتوانند افراد مخلص و مومن به اسلام و انقلاب را جذب کنید و سعی کنید که فقط صورت اعمال خوب نباشد بلکه نیت عمل نیز درست باشد. پدر و مادر عزیزم بعد ار شهادت من صابر باشید که خداوند با صابران است «انَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ» و این تحمل اجر و ثوابی بس بزرگ دارد و اگر خواستید از فراغ من گریه کنید به یاد مظلومی اباعبدالله گریه کنید چون شهادت در راه خدا امری نیست که انسان فنا شود بلکه تحولی است که از صورت مادی بیرون می آید و فرزندان امانتی هستند در دست پدران و مالیک آن ها از آن خداوند است و هر وقت مصلحت بداند آن ها را می گیرد و بدبختی بعضی انسان ها در این است که خود را مالک می دانند که این هم خود یک نوع شرک است در حالی که انسان مالک جان خود هم نیست تا چه رسد به این که خود مالکیت داشته باشید که هرچه از او رسد مصلحت است و امام امت و رزمندگان را دعا کنید و در پایان از تمامی کسانی که بنده بدی دیده اند پوزش می خواهم و امیدوارم که مرا حلال کنید. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته نادر حیدری 64/1/9 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.