شهید غلامرضا طادی نبی
شهید

غلامرضا طادی نبی

نام پدر: ابوالقاسم
دانشگاه: (همزمان)مرکز تربیت معلم شهید رجایی شهرکرد و پذیرفته شده پزشکی
مقطع: ------------------
رشته: آموزش ابتدایی و پزشکی
تولد: بن
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1365/10/21
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید غلامرضا طادی بنی فرزند ابوالقاسم، در آبان ماه سال 1344 در خانواده ای مذهبی در شهر بن دیده به جهان گشود. او حقیقتا در عمر بیست و یک ساله ی خود یک غلام و خدمتگذار به اسلام و میهن بود. وی دوران ابتدایی و راهنمایی را در شهر بن سپری کرد و در تمام مراحل با نمرات عالی دروس خود را پشت سرگذاشت و این نشان از استعداد و توانایی او در تحصیل علم و دانش بود. تحصیلات دوران دبیرستان را در مدرسه ی سید جمال الدین اسدآبادی شهرکرد ادامه داد و در این مدت در مقابل دانش آموزانی که عضو گروهک های مختلف بودند، شجاعانه ایستادگی می کرد. او در سال سوم دبیرستان راه سعادت خویشرا برگزید و جاده ای را انتخاب کرد که به سر منزل مقصود ختم می شد. از میان زرق و برق های زندگی، نور هدایت را دنبال کرد و به جبهه ها شتافت. در عملیات های رمضان، محرم، والفجر مقدماتی و والفجر یک شرکت نمود و به علت عدم حضور درکلاس در امتحانات شهریور ماه شرکت کرد. استعداد شگرفی که خدا در او به ودیعه گذاشته بود باعث شد که درس خود را ادامه دهد. شهید غلامرضا طادی جنگ را سرلوحه همه امور خود می دانست و در سال چهارم دبیرستان در عملیات خیبر شرکت کرد و پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان در آزمون ورودی تربیت معلم شرکت کرد و در تربیت معلم شهید رجایی شهرکرد در رشته ی آموزش ابتدایی پذیرفته شد. وی بعد از اتمام سال اول تربیت معلم، به جبهه رفت و در اواسط سال دوم نیز در عملیات والفجر8 شرکت نمود. او همچنان سلاح قلم و تفنگ را با هم حمل می کرد. در تابستان سال 1365 دوباره در کنکور سراسری شرکت نمود و در رشته ی پزشکی پذیرفته شد. پیش از شروع ترم در جبهه حضور یافت و این بار فرماندهی تیم اطلاعات و عملیات تیپ قمر بنی هاشم(ع) را بر عهده گرفت. سرانجام در تاریخ بیست و یکم دی ماه سال 1365 در منطقه ی شلمچه و در عملیات کربلای پنجبه دیدار یار شتافت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید غلامرضا طادی بنی
تاریخ: 1365/09/30

وصیت نامه شهید غلامرضا طادی بنی تاریخ : 1365/09/30 بسم الله الرحمن الرحیم «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهًفَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی» «اِنَّ الجّهاد بابٌ من ابواب الجنته فتحه الله لخاصَه اولیاء» (عن امیر المؤمنین (ع) ) اینجانب غلامرضا طادی با اعتقاد و ایمان کامل بر یگانگی خداوند تبارک و تعالی شهادت می دهم و شهادت می دهم که حضرت محمّد (ص) عبدالله و رسول الله می باشد و شهادت می دهم به امامت وصی آن جناب حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و یازده پسران بر حق آن حضرت و شهادت می دهم امام زمان آخرین وصی حضرت رسول الله می باشد و فی الحال به خواست خدا غایب می باشد. بار خدایا درود فرست بر محمد (ص) و آل اطهارش و چشم های عاشقان را به جمالش منور ساز. بار خدایا به حرمت کلام خود که فرمودی «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» در پرتو معصومیت چهارده نور پاکت شیعیانت را توفیق کامل طاعت عنایت فرما. بار خدایا به عصمت کلام امام زمان (عج) که فرموده: «انَا ناقم الاوصیاء و بی یدفع الله عز و جل البلاء عَن اهلی و شیعتی» عمر امام امت را متصل به انقلاب الهی امام زمان (عج) بفرما و تمام رزمندگان و شیعیانت را از جمیع بلیات ارضی و سمائی مصون و محفوظ بدار الهی. حمد و سپاس مر تو را که به این بنده ی حقیر و ضعیف توفیق شرف شهادت عطا فرمودی و با شهادت تمام آرزوهای مرا برآوردی. الها: لحظه ی شهادت را بهترین لحظات عمر ما قرار ده و تو، خود، جان ما را تحویل بگیر زیرا «الهی و ربی من لی غیرک» معبودا امام زمان را از جمیع بلیات ارضی و سمائی مصون و محفوظ بدار و آن حضرت را مؤید و منصور و در فرجش تعجیل و خروج را برایشان سهل گردان. ربنا: ای پرورش دهنده ی روح الله امام امت ما را تا ظهور مهدی موعود (عج) از جمیع بلیات ارضی و سمائی مصون و محفوظ بدار، ایشان را مؤید و منصور بدار. الهی: رزمندگان تو را که عصاره ی پیروان ولایت، خلوص، تقوی، ایمان، شجاعت و عشق به ولایت در روی زمین هستند پیروز و مؤید و منصور بدار. بار الها شهیدان ما را اجازه ی ورود به محفل خاص خود و رسیدن به مقام وجه اللهی خود عنایت فرما. پدر و مادر عزیزم در شهادت من برای سیدالشهدا، علی اصغر، علی اکبر، قاسم و عبدالله، عون و جعفر و اباالفضل گریه کنید که گریه کردن برای شهید زنده نگه داشتن نهضت است. پدر عزیزم از دور دست و پیشانی شما را می بوسم، شما 21سال مرا پرورش دادی تربیت کردی و امید آن داشتی که از کِشته ی خود ثمره ای ببینی ان شاءالله خداوند در آخرت به شما عطا خواهد داد و سختی چند روز دنیا را تحمل کنید چرا که رسول الله فرمود: «الدنیا سجن المومن و جنت الکافر» ان شاءالله خداوند به شما صبر و اجر عنایت فرماید. اینجانب قبل از هر کس به خاطر شهادت فرزندت به شما تبریک عرض می کنم و جدا از شما التماس دعا دارم و امیدوارم که ان شاءالله به لطف و عنایت خاص الهی از سر تقصیرات فرزندت در گذری. به امید دیدار در حکومت عدل جهانی. مادر عزیزم از دور دست تو را می بوسم و امیدوارم که به خاطر زحماتی که برای فرزندت کشیده ای مرا ببخشید. من نمی دانم چه بگویم و چه بنویسم. آخر با این چند کلمه چه می شود گفت و چگونه می توان با چند جمله ی ناقص زحمات 21 ساله شما را به تحریر آورد. ان شاءالله خداوند اجر شما را خواهد داد. مادرم در شهادت من صبور باش و در شهادت فرزندت به شما و همه ی خانواده تبریک می گویم. برادرم تو وارث خون شهیدی مسئولیت تو سنگین تر شده چه در تربیت فرزند چه در تربیت شاگرد و در تمام امور تمام حرکات و اعمال تو ای عزیزم، عزیز مادرم باید جلوه گر پیام خون شهید باشد. جدا قلم من شکسته و زبان من قاصر از این است که بتواند وصیت نامه ی شهیدی را بنویسد. مبارک باد بر خانواده ی ما، در شهادت این حقیر در پیشگاه خدا. در شهادت من غمگین مباش که شهادت آرزوی جاوید من است. شهادت من بر شما و هم سایر هم شیره ها مبارک باد. امت شهید پرور و یاوران روح الله بر شما باد اطاعت از فرزند پیامبر (ص) و زاده ی زهرا (س) که صراط مستقیم امروز امام امت است زیرا که مولایش مهدی است (کتاب الله و عترتی) و همه ی شما را سفارش می کنم به نماز اول وقت و تامین جبهه از نظیر نیروی انسانی و تدارکاتی و در کارها اخلاص داشته باشید و برای فرج امام زمان (عج) دعا کنید. این حقیر حدود دو سال نماز صبح قضا دارم. 3ماه نماز یومیه و یک ماه روزه که ان شاءالله قضا به جا آورده خواهد شد. مرا در بین قبر شهید یوسف آقا بابایی و شهید بختیار نادری ولی چسبیده به قبر شهید یوسف آقا بابایی دفن کنید. خداحافظ تا دیدار در ظهور دولت جهانی امام زمان (عج) «اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان» خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگه دار یک شنبه 65/9/30 خرمشهر-غلامرضا طادی.

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.