جلیل اشرافی
زندگینامه شهید
شهید جلیل اشرافی در سال ۱۳۴۵ در خانواده ای متدین در روستای چارک از توابع شهرستان خورموج چشم به جهان گشود و از همان کودکی علاقه فراوانی به اسلام داشت و در سن ۷ سالگی خواندن نماز و بعضی از اصول اعتقادات را فرا گرفت و در همین سن قدم به مدرسه نهاد. بعد از اتمام دوران ابتدائی پا به مرحله جدید یعنی راهنمائی گذاشتند. او کلاس دوم راهنمایی بود که انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام امت خمینی بت شکن شروع شد. او نیز دوشادوش سایر امت حزب الله در راهپیمائی ها شرکت فعال داشت و فعالیت های او در دوران انقلاب در مدرسه نیز بسیار چشمگیر بود و دانش آموزان را آماده برای این امر مهم می نمود. او تا کلاس سوم راهنمایی را در مدرسه شهید سروری گذرانید. بعد از دوره راهنمائی جهت کسب علوم جدید وارد دوره دبیرستان شد. هنوز کلاس اول دبیرستان بود که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شد اما شهید نمی توانست آرام بگیرد و دفاع از کشور اسلامی را بر خود واجب دانست در نتیجه جهت آموزش ثبت نام کرد و در غرب همین شهر با سایر برادران مشغول آموزش گردید. او در دبیرستان مسئولیت کتابخانه دبیرستان را بر عهده داشت و عضو انجمن اسلامی این دبیرستان بود. او جبهه را بر سنگر مدرسه مقدم داست. ایشان جهت آموزش به کازرون رفتند و مدت 45 ر.ز آموزش دید و بعد از اتمام آموزش رهسپار جبهه های غرب گردید و مدت 45 روز بر علیه کفار بعثی جنگید. پس از پایان ماموریت به خانه برگشت و مجددا مشغول ادامه تحصیل گردید تا اینکه دیپلم خود را در دبیرستان ابوذر غفاری به اتمام رسانید. در این هنگام عضو گروه مقاومت شهید اسدی شد. به محض دریافت دیپلم خود، به خدمت مقدس سربازی به عنوان پاسدار وظیفه به خدمت اعزام شد و با توجه به این که سنش برای سربازی اقتضاء نمی کرد ژاندارمری متقبل اعزام وی به خدمت سربازی نشد اما عشق جلیل به این خدمت مقدس نتوانست آرام بگیرد و از طریق سپاه به خدمت اعزام شد و پس از 9 ماه خدمت در تربیت معلم قبول شد و دوباره برای ادامه تحصیل به مرکز تربیت معلم شهید مطهری خورموج رفت. اما مگر عشق او به جبهه و جهاد می توانست آرام بگیرد و بالاخره بار دیگر در مورخه 64/8/28 راهی جبهه گردید و در عملیات والفجر ۸ حماسه ها آفرید و سرانجام در مورخه 64/11/22 به فیض عظمای شهادت نائل آمد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید جلیل اشرافی
وصیت نامه شهید جلیل اشرافی بسم رب الشهداء و الصدیقین شهید نظر می کند به وجه الله (امام خمینی) با سلام و درود فراوان به شهدان اسلام از صدر اسلام تا انقلاب اسلامی ایران و از انقلاب اسلامی تا جنگ تحمیلی و با سلام و درود به امام زمان حضرت مهدی (عج) و نائب بر حقش خمینی کبیر، امام امت و با سلام و درود به کلیه خانواده شهدای اسلام. من می خواهم به جبهه بروم و هیچ کس مرا اجبار نکرده بلکه وظیفه شخصی و مسلمانی خود می دانم به جبهه حق علیه باطل روانه شوم و اسلام عزیز را یاری و کمک نمایم و از دین و خاک میهن اسلامی خود دفاع نمایم و امیدوارم به خداوند در این کار خیر که من می خواهم در آن قدم بگذارم از من قبول نمائید و مورد مقبولیت درگاه خداوند تبارک و تعالی قرار گیرد آمین یا رب العالمین. اولاً که اسلام عزیز نیاز به کمک دارد، ما باید با جان و مال خود در راه خدا جهاد فی سبیل الله بنماییم و از حقوق مسلمین دفاع کنیم. امروز اسلام نیاز به خون ما جوانان دارد و نیاز به آبیاری دارد که خشک نشود. ما جوانان باید با خون گرم خود نهال درخت اسلام را آبیاری کنیم و آن را زنده نمائیم و از شعائر مذهبی دفاع نمائیم همچون قرآن که کتاب آسمانی ما مسلمانان است نگذاریم بدست متجاوزین یا کفار بیافتد و ما باید به یاری این حسین زمان خمینی کبیر و عزیز، رهبر انقلاب خویش برویم و او را تنها نگذاریم. و برای پدر و مادرم یک وصیت می کنم که اگر من سعادت پیدا کردم و به شهادت رسیدم در مرگ پر افتخار من گریه نکنید که منافقین خوشحال می شوند و خدا را شکر نمائید و دعا برای اسلام و پایداری اسلام کنید و مرا حلال نمائید و یک وصیتی به جوانان مسلمان دارم که امام را تنها نگذارند و جبهه ها را همیشه پر نگهدارند که دیگر دشمنان اسلام به خاک میهن اسلامی ما تجاوز نکنند و مبادا در بستر مرگ بمیرید که علی اکبر امام حسین در کربلا شهید شد. اگر سعادت نصیبم شد که به شهادت برسم وصیت نامه من را در مجالس فاتحه بخوانید و دعا برای طولانی تر شدن عمر امام عزیزمان نمائید و از یادتان نرود. والسلام الحقیر جلیل اشرافی
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید