شهید غلامرضا فرهمند
شهید

غلامرضا فرهمند

نام پدر: محمود
دانشگاه: مرکز تربیت معلم پسران بوشهر
مقطع: کاردانی
رشته: آموزش ابتدایی
تولد: روستای درازی
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1364/11/23
محل شهادت: اروند رود — اروند رود
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید غلامرضا فرهمند، در سال 1342 در روستای درازی در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود. خانواده وی به خاطر کسب و کار در سال 1347 به بندررستمی مهاجرت نمود. غلامرضا دوره ابتدایی را با زحمت فراوان به اتمام رسانید و سپس جهت ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی، به خورموج عزیمت نمودند و پس از موفقیت در این مقطع برای گذراندن دوره متوسطه در دبیرستان شریعتی بوشهر در رشته تجربی مشغول به تحصیل گردید. وی در این مدت برای این که از تحصیل باز نماند و بتواند مدارج تحصیلی خود را ارتقاء دهد، از هیچ کوششی دریغ ننمود و حتی دوران فراغت و تابستان را به کارکردن می پرداخت تا بتواند مخارج تحصیلی خود را تأمین نماید. او در این مدت دارای بهترین اخلاق نیکو و پسندیده بود. در چهره رئوف و مهربانش، تمام سجایای اخلاقی یک فرد مؤمن و مبارز منور و هویدا بود. وی جوانی فعال، پرشور و در تمام دوران تحصیل دانش آموزی ممتاز و نمونه بود. شهید پس از اخذ دیپلم وگذراندن فراز و نشیب های بسیار در زندگی سرانجام موفق شد در مرکز تربیت معلم پسران بوشهر در رشته آموزش ابتدایی مشغول به ادامه تحصیل شود. ایشان در این دوره به گواه استادش از دانشجویان موفق آن مرکز بود ولی روحش جای دیگر بود. او نمی‌توانست آرام بنشیند و تعرض دشمن را به ملت و کشورش را ببیند که هموطنانش زیر توپ و آتش پرپر می‌شوند. بنابراین عزم خود را جزم و به سوی جبهه‌های حق علیه باطل شتافت. از زمان رفتن به منطقه عملیاتی، تمامی تلاش خود را برای حضور در خط مقدم و در عملیات ها می نمود و در منطقه دعای توسل و کمیل را برگزار و سرپرستی می نمود. در روحیه بخشیدن به همرزمان خود نقش بسیار به سزائی داشتند. شهید بزرگوار در زمان جنگ تحمیلی سالی یک بار به مدت 45 روز یا بیش تر را در جبهه می‌گذراند. شهید عزیز با دوستان و همسالان خود بسیار با محبت بودند و آن ها را بسیار دوست می داشتند و احترام قابل توجهی برای پدر و مادر خویش قائل بود. این عزیز بزرگوار با خواهر و برادرهایش نیز بسیار خوش رفتار و مهربان بودند. در جبهه در عملیات هایی همچون «محرم» «فتح‌المبین» «والفجر8» حضور داشتند و در تمامی این عملیات‌ها آرپی‌جی‌زن دسته بودند و همیشه برای نبرد علیه دشمن بعثی پیش قدم و نهایتا در تاریخ 64/11/23 در اروندکنار به خیل شهیدان اسلام پیوست.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه دوم شهید غلامرضا فرهمند
تاریخ: 1364/11/12

وصیت نامه دوم شهید غلامرضا فرهمند تاریخ : 1364/11/12 بسم الله الرحمن الرحیم « فَلْیُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا بِالْآخِرَهِ وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا» «پس باید کارزار کنند در راه خدا آن ها که خریدند زندگانی دنیا را به آخرت و هر که کارزار کند در راه خدا پس کشته شود و یا غالب آید. پس زود باشد که بدهی اش مزدی بزرگ.»(نساء -۷۷ ) خداوندا! ما را توفیق خاص خویش موید بدار و به راه راست خود راهنمایی مان فرما و چشم دل هایمان را از آن چه خلاف محبت تو است نابینا ساز و راه نفوذ به گناه را برای هیچ یک از اعضاء ما قرار نده. (صحیفه سجادیه) این بنده ی حقیر شرمنده ام که بخواهم وصایایی برای این امت حزب الله و پیرو امام داشته باشم. اما بنا بر این که وصیت کردن از وظایف مسلمانی است وصایایی در چند خط به کاغذ می آورم. یکی از ضروریات دین که تداوم بخش حرکت انبیاء گرامی و به خصوص پیامبر اکرم (ص) است اطاعت محض از ولی فقیه، یعنی آن قلب تپنده ی میلیون ها مسلمان که وجود او از الطاف خداوندی است می باشد. پس بر ماست که در این خط و جریان قرار گیریم تا با اتحاد و یگانگی تمام امت محمد (ص) برای محو و نابودی ظالمین و نجات محرومان به رهبری قائد اعظم روح خدا، خمینی بت شکن حرکتی عظیم در دنیا به وجود آوریم و باشد ان شاء الله. برادران و خواهران ان شاء الله پیروزی نزدیک است. شماها همچون کوه در عزم راسختان استوار و پا برجا باشید. چون حق از جانب ماست و خداوند هم با حق است. باطل فناپذیر است. « الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ » جای شک و تردید نیست. مطلبی که مهم است منتها عده ای بد به خود تلقین کرده اند، آن روحیه ی شهادت طلبی است. به نظر بعضی ها ماندن و خدمت کردن از شهادت در راه خدا بهتر و با فضیلت تر است. همین مطلب هم باعث شده که آن روحیه را ماها کم تر پیدا کنیم. برادر! شهادت در راه خدا افتخار و سربلندی است. شماها بگوئید که حضرت علی (ع) تا چه اندازه برای جامعه ی اسلامی موثر و با ارزش بود؟ بعد بخوانید که این علی (ع) چقدر شوق به شهادت و لقاء الله داشت! می نویسند بعد از این که حضرت علی (ع) با پیروزی از یکی از جنگ ها بر می گشت گریه می کرد. پیغمبر (ص) فرمودند: یا علی! تو پیروز شدی گریه ات برای چیست؟ علی (ع) فرمودند: من دوست داشتم که در راه خدا شهید بشوم. این جا بود که پیغمبر (ص) وعده داد به علی (ع) . گفت: یا علی تو شهید می شوی و خون سرت در محراب عبادت روان خواهد گشت. پس برادران ماها از علی (ع) برای جامعه ی اسلامی با ارزش تر نیستیم. با این شهادت ها است که درخت اسلام تنومند می گردد و ریشه در دل ها می دواند. همین روحیه ی شهادت طلبی و فنا فی الله است که پیروزی می آورد. اینجانب شکر و سپاس خدای را به جا می آورم که این توفیق نصیبم نمود تا به جبهه بیایم و از آن جا در جمع برادرانی که برای شهادت از دیگران گوی سبقت بریده اند قرار گیرم. اما تو ای مادر! اگر شهادت برای من توفیق و نصرت خداوند است برای تو هم افتخار و سربلندی است. مبادا برای من گریه و زاری سر دهی چرا که من راه خود را تشخیص داده ام و این نهایت وظیفه ی تو بود که تو بدان جا رساندی مرا. خواهشم این است که به یاری دین اسلام و این انقلاب لحظه ای دریغ نفرمائید و صابر باشید که خداوند با صابران است و از شماها تقاضامندم که مرا حلال نمائید و عاجزانه تمنا دارم از آن برادران و خواهرانی که حقشان بر گردن من مانده برای رضای خدا مرا ببخشند. باشد تا خداوند همه ی ماها را مورد لطف و مرحمت خود قرار دهد. "والسلام" خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان معلولین و مجروحین شفا عنایت فرما منتظری نستوه محافظت بفرما زیارت کربلا نصیبمان بگردان. ************* مادر ز بهرم هرگز مباش غمناک که من جستم و خفتم با دلی پاک هر آن چه جستم یافتم او را نمودم با تن خود سازش او را فدا بنموده ام این جان را در ره او که او خود گفته و من تسلیم درگه او "سرباز کوچک اسلام غلامرضا فرهمند" ۶۴/۱۱/۱۲

وصیت نامه اول شهید غلامرضا فرهمند

وصیت نامه اول شهید غلامرضا فرهمند بسم الله الرحمن الرحیم « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَهٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ* تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» حال که جامعه ی ذلت و خواری را از تن ربوده و به صف آزادمردان و نظر خود را به صحنه ی نبرد اباعبدالله حسین (ع) معطوف داشته و با شور و هیجان زیاد و بیش از اندازه می روم تا با بهترین سرمایه ی خود که جان است در راه پیشبرد اهداف انسان ساز مکتب اسلام فدا و قربانی نمایم و با تکه تکه های بدنم در اثر آتش خمپاره به دشمن کوردل و زبون بفهمانم که ما پیرو آزادمردی و آزاداندیشی از خاندان نبوت و رسالت به نام حسین (ع) می باشیم که در صحرای کربلا نوای هیات من الذله سر داد. خداوند در این آیه تلاوت شده به مردم و آن کسانی که ایمان آورده اند تجارتی پیشنهاد می کند و وعده نجات و رهایی از عذاب الیم و دردناک به متقاضیان این داد و ستد می دهد. ابعاد این تجارت به همان طور که از آیه برمی آید یکی «تومنون بالله و رسوله» و دیگری «تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم». بعد اصلی این تجارب منجیه ایمان به خدا و رسول اوست. بعید {...} آیه که در اثر عدم ایمان به خدا و رسولش مجاهدی فی سبیل الله نیز نمی تواند مفهوم پیدا بکند. این لازمه ی مجاهدت در راه خدا داشتن ایمان به او و رسول اوست و بعد دوم این تجارت منجیه مراحل عملی است که خود دو قسمت است یکی جهاد با جان و دیگری جهاد با مال. ممکن است در این جا مسئله دامنه پیدا کند و گفته شود که ما شرط اول را پذیرائیم ولی بعد دوم که مراحل عملی است ما اهلش نیستیم. ممکن نیست که کسی ایمان به خدا و رسولش را داشته باشد و به مسئله توحید و نبوت باور و ایمان داشته باشد ولی از معاد کنار بماند. خداوند در این آیه مبارکه اعلام کرد دلالت و راهنمایی کنم شما را به چیزی که از عذاب الیم نجات می دهد. پس در این جا مسئله معاد از سوی خداوند ایزد متعال مطرح می شود و اصولا آیا مومن به خدا و رسول خدا می تواند تن به ذلت و خاری و ننگ دهد. مگر می تواند در برابر چپاولگران و استثمارگران سقوط اختیار نماید. مگر می تواند خموش بماند تا بعثیان و ابر جنایتکاران سرمایه ایمانی و سرمایه اقتصادی آن ها را به یغما ببرنند. مگر می تواند در برابر حمله ظالمان و بی عفتان به زن و فرزندشان سر تسلیم فرو نهند. پس باید مسئله معاد را هدف و توحید نبوت را ملاک و حکم جهاد را پیشبرد خود سازیم. دومین نقطه از مراحل عملی، مجاهدت با مال در راه خدا بود. شماها ببینید رحمانیت خداوند را. ممکن است عده ای باشند که نتوانند مسئله جهاد با جان را عملی سازنند. آیا باید این ها نتوانند خود را از عذاب الیم نجات دهند و به بهشتی که خداوند وعده آن را داده نائل آیند؟ نه این دور از رحمانیت خداوند است. برای آن ها راهی دگر گشوده و از دری دگر آن ها را وارد ساخته و راهنمایی کرده و به بذل مال و ثروت. خداوند به ماها توفیق دهد تا در این تجارت عظیم شریک شویم و با بذل مال و جان خود را از عذاب الیم برهانیم. ان شاءالله. به امید موفقیت همه ی بندگان شایسته خدا در این امر خیر و به امید پیروزی رزم آوران و صحنه سازان جبهه ی نبرد حق علیه باطل و به امید طول عمر امام عزیز تا ظهور دوازدهمین اختر فروزان. از وصایای این برادر حقیر و کوچک شما 1. قرآن را سر مشق قرار داده و از آن فاصله نگیرید. 2. توصیه می شود آیات قرآن را از بر کنید و معنای آن ها را در دفترچه یادداشت نوشته و هر لحظه از اوقات مرور نمایید و در زندگی خود پیاده کنید. 3. شما را به خدا پدرها و مادرها مال و ثروت شما را از یاد خدا باز ندارد و در مورد این انقلاب عزیز که به بهای جان عزیزان شما حاصل شده دریغ نورزید. 4. پدران و مادران از جوانانتان در مجالس و محافل عمومی کناره نگیرید و با آن ها کمال همکاری را بنمایید. 5. به جوانان و نوجوانان توصیه می شود مسجد را محل تقرب خود به سوی خدا و محل جذب مردم به سوی حق که خداوند می باشد قرار دهید و در آخر از مادر عزیز و زحمت کشم سپاسگزارم که امانت خداوند را که به او محول شده بود با اراده ی قوی و استوار به صاحب امانت واگذار نمود. از مادرم و برادرانم و خواهرم می خواهم که در مرگ من گریه نکنند و اگر خواستند گریه بکنند به یاد مظلومیت سید سالار شهیدان و فرزند خردسال او گریه کنند و در سوگ من آیه مبارکه «الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» را بر لب جاری کنند. از دوستان و آشنایان با هدیه کتاب های مطهری و دستغیب به آن ها استقبال نمایید و از آن ها تبریک و تهنیت بپذیرید. والسلام 8 شوال 1362 در سلامتی کامل فرزند شما غلامرضا فرهمند خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. از عمر من بکاه و به عمر او بیفزا وصیت می نمایم که بر قبر من این بیت را بنویسید: بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.