نعمت الله قاسم پور
زندگینامه شهید
دانشجوی شهید نعمت الله قاسم پور فرزند عباس در دهم شهریور سال 1343 در روستای جتوط از توابع دشتستان چشم به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی خود را در روستای محل تولدش گذراند و دوره راهنمایی را در روستاهای درودگاه و سعدآباد به پایان رسانید و همزمان با وقوع جنگ تحمیلی وارد دبیرستان شریعتی سعدآباد شد. در دوران تحصیلات دبیرستان شمع وجودش را به نور تقوا و اخلاص منور ساخت و با این روشنائی و نور راه هدایت و تمام خود را در جهت خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی وقف نمود و خدایش هم به درجه ای رساند که هر انسانی را شامل نمی شود. شهید قاسم پور علاقه زیادی به امام، انقلاب و نظام داشت. سخنش این بود که امام امت را که بنیانگذار اسلامی می باشد به هر طریق و تا آخرین قطره خون یاری کنید. وی در راستای پیام امام عزیزش به دفعات عازم جبهه گردید و در واقع الگویی برای تشویق همکلاسی هایش جهت عزیمت به جبهه ها بود. وی یکی از اعضای فعال و بی ادعای شورای پایگاه مقاومت حر روستای جتوط بود. آن هنگام هم که از جبهه برمی گشت با شور و شوق فراوان اکثر اوقات خود را در پایگاه مقاومت در حراست از اسلام و تقویت بسیج می گذراند. شهید قاسم پور دارای اخلاق بس نیک و پسندیده بود. کار و تلاش و خدمت به مردم از برنامه های اساسی زندگی خویش می دانست. وی مجموعا 9 بار یعنی بیش از دو سال در جنگ و دفاع از شرف و عزت اسلام و مملکت اسلامی شرکت نموده و پس از اتمام دوره دبیرستان و اخذ دیپلم اقتصاد به خدمت مقدس سربازی اعزام و به عنوان پاسدار وظیفه در تهران آموزش تخصصی را سپری و به عنوان ارزیابی بسیج به برازجان اعزام شد و همزمان با این در آزموزن تربیت معلم با موفقیت بیرون آمد و به تربیت معلم شهید رجایی دشتستان در رشته ۀموزش ابتدایی راه یافت. یک بار در سال اول دانشسرا موفق به حضور در میادین نبرد گردید و در سال دوم نیز همگام با کاروان یکصد هزار نفری سپاهیان محمد(ص) عازم میادین نور علیه ظلمت گردید و در عملیات کربلای چهار و پنج مردانه رزمید و مجروح گردید و پس از چند روزی مداوا در حالی که مرخصی به ایشان داده بودند او که خود را وقف اسلام کرده بود آرزویش را در جبهه برآورده می دید و عشق به حسین(ع) و کربلای او مانع از مراجعت او به منزل گردید و در تداوم عملیات کربلای 5 دوباره پا به میعادگاه عشقان نهاد و در تاریخ دوم بهمن 1365 در شلمچه به شهادت رسید. پس از 5 ماه بی خبری از وی که مظلومانه زیر آتش خصم زبون جسد مطهرش افتاده بود بالاخره از منطقه خارج و در زادگاهش روستای جتوط به خاک سپرده شد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید نعمت الله قاسم پور
تاریخ: 1365/09/30
وصیت نامه شهید نعمت الله قاسم پور تاریخ : 1365/09/30 بسم الله الرحمن الرحیم «اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک» خداوندا، معبودا توفیق شهادت در راه خودت را نصیب من گردان.» با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام به خانواده معظم شهدا و با درود به روان پاک شهدا و با درود به روان شهدای صدر اسلام تا کنون این بنده کوچک الله نعمت الله قاسم پور وصیتنامه ی خود را با شوقی که نسبت به حسین زمان خمینی بت شکن دارم و با عشقی که برای زیارت کربلای خونین حسین دارم آغاز می کنم. از خداوند متعال می خواهم که مرا به آرزوی دیرینه ام که همان شهادت در راه خودش می باشد برساند. در این لحظه از زمان که جهان خواران بین الملل در صدد این هستند که انقلاب اسلامی ما را که با خون هزاران شهید و معلول به دست آمده در هر زمان و با هر طریق به نابودی بکشند وظیفه خود دانستم که باید به انقلاب ایران به اندازه توانایی خود کمک کنم و قطره کوچکی از دریای بیکران و پرخروش انقلاب اسلامی باشم و به ندای امام حسین (ع) که فرمود «هَل مِن ناصرا یَنصرنی» و به ندای فرزند رشیدش امام امت خمینی کبیر لبیک بگویم. مادرم حلالم کن زیرا تو زحمت بسیار بر من کشیدی ولی من نتوانستم جبران زحمات تو را بکنم. در صورتی که اسلام جوانان را می طلبید آیا می توان در خانه نشست و تماشا کرد؟ حال ای پدر و مادرم اگر خداوند در این راه شهادت را نصیب کرد مبادا بر مرگ من گریه و زاری کنید و لباس سیاه بپوشید که من ناراحت می شوم. مبادا با گریه خودتان دشمنان اسلام را شاد کنید. برای علی اکبر و برای قاسم گریه کنید و از شما می خواهم امام امت را که بنیانگذار اسلام اصلی می باشد را به هر طریق و تا آخرین قطره خون یاری کنید. ای پدر ارجمندم مرا حلال کن و ای خواهر و برادران از جان عزیزترم مرا ببخشید و با شجاعت در مقابل دشمنان بایستید. مبادا در مقابل مرگ برادران ناراحتی از خود نشان دهید بلکه افتخار کنید برادری داشتید و در راه اسلام دادید و از خویشاوندام می خواهم که مرا حلال کنید و از مردم غیور و انقلابی می خواهم که امام را تنها نگذارند. از دانشجویان تربیت معلم می خواهم که سنگر خالی مرا پر کنند و با درس خواندن خود مشتی محکم بر دهان امپریالیسم شرق و غرب بزنند و در آخراز شما امت انقلابی و خانواده محترم می خواهم که اگر من در راه آزادی کربلا به شهادت رسیدم و نتواستم کربلا را زیارت نمایم به جای من قبر حسین (ع) ، علی اکبر و قاسم را ببوسید. سرباز کوچک مهدی، نعمت الله قاسم پور آبادان 65/9/30
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید