نادر گنجی
زندگینامه شهید
شهید نادر گنجی در برازجان در بیست و سوم فروردین ماه ۱۳۴۵ در خانواده ای دیده به جهان گشود که تمام وجودشان علاقه به دین بود و همتشان مصروف بر این که پرندگان مهاجری پرورش دهند که اسماعیل گونه مهیای ذبح در راه مقدس اسلام و آرمان های الهی باشد و در این راستا انسانی بزرگوار قدم بر این محیط می گذارد که نمونه آشکار از یک نسل پر خروش است، چرا که ابتلائات الهی را زمانی در مقابل خویش احساس می کند که هنوز صغر سنی و طفولیت احاطه اش نموده و بر مبنای تقدیر الهی درد یتیمی و فراق از استاد و مربی اش (پدرش) بر پیکر نحیفش شلاق می زند، اما او از این هجران درسی دگر می آموزد. آری درس صبوری، درس اتکای به خویشتن خویش و بدین ترتیب زندگی سراسر رنج و مشقت خویش را دنبال می نماید در حالی که تعلیم قرآن را سر مشق جبران مصائب دنیوی قرار می دهد. بی شک مبالغه نیست اگر در مورد زندگی سراسر افتخار این بسیجی پاک گفته شود در سال های اول مرگ استادش (پدرش) بدون داشتن مشوقی، محیط علم و آموزش را منقلب اندیشه های خود کرد. دوران دبستان و راهنمائی و دبیرستان را در حالی سپری کرد که هیچ گاه از حالت دانش آموزی ممتاز، موفق و پاک سقوط ننمود و در این رابطه گواه معلمانش، حقانیت ارزش و کرامتش را سندیت می بخشد. نادر فرزند غم بود و غمخوار و همدرد محرومانی که صمیمانه دوستشان می داشت و در این راه برای درک هر چه تمام تر استضعاف و اتکای به خود به هر کار خیری که می توانست در تقویت روحیه و ایده اش موثر واقع شود، دست می زد. مردم شهید پرور این منطقه به خصوص جوانان مسلمان به خوب می دانند که در اوج خفقان و مظالم طاغوت در تظاهرات و مبارزات، او از علمداران و پیش آهنگانی بود که یک لحظه آرام و قرار نداشت. علی رغم جثه ضعیف و نحیفش، مبارزه علیه ظالمان روزگار را فرضی اجتناب ناپذیر تصور می کرد و انسان اندیشمندی بود که پا بر فرق هر وابستگی نهاد تا همه استعدادهای شگرف آدمی را به واقعیت بنشاند و کاری کرد که سجده ملائکه را بر آدم جلوه و معنائی خاص بخشید. او در کنار سلاح و با قلبی آکنده از عشق و جذبه مسلمانی و شور آزادی خواهی با سلاح سخن و قلم نیز دل شب را به نهر شیری صبح چاک داد همچنان که در مسیر سخن به مربی دلسوز و زحمتکش دیگرش یعنی مادرش می گوید: سلام بر تو مادرم که هستی و وجودم را با مهر و محبت و از خود گذشتگی از گزند خطرات و مشکلات مصون داشته و امیدوارم ساختی که می توانم ترا وسیله ای بیابم برای رسیدن به معبود واقعی و نیز حقایق الهی. نادر پس از پیروزی انقلاب نیز آرام نداشت. هرگاه که در مسیر انقلاب کم ترین خطری احساس می کرد از خود حماسه ها بر جای می گذاشت. خیابان ها و هر کوی و برزن این شهر شهید پرور گواه صادقی است بر مبارزات و فداکاری ها. روزگاری نه چندان دور روزگار را آن چنان بر منافقان سیاه کرده بود که کم تر جراتی به خاطر اظهار وجود برایشان باقی نمانده بود. در این مبارزه الهی هم مرد سخن بود و هم عمل. مأمورت هایی که با دل و جان برای دستگیری منافقین در سطح شهر و خارج از شهر تقبل می کرد برای همیشه در صحنه زرین تاریخ عظمتش باقی خواهد ماند. بدون شک هر جا نامی از دستگیری منافقی یا افشای خط ناسالمی به میان آید جلوه هائی از حرکات و سکنات این شهید نیز در کنارش عیان خواهد شد. و با این همه یک نکته ظریف در زندگی سراسر مبارزه و خستگی ناپذیر نادر را نمی توان منکر شد و آن این که عارفی بود رازدار و صادقی درد فهم و بی ریا. او آن چنان زبانزد عام و خاص بود که شهادتش قلب دوست و دشمن را متأثر و منقلب ساخت. نادر سختی ها را یکی یکی پشت سر گذاشت و زمانی که اندک توانایی در خود احساس کرد تداوم مبارزاتش را در جبهه های نور علیه ظلمت دید. با حضور پیوسته سر تا سر جبهه ها را با سربلندی در نوردید و اوج شکوفائی رزم و رزمندگی اش در عملیات های کم نظیری چون فتح المبین و بیت المقدس جلوه می نماید که در عین حالی که مسئول آموزش تخریب لشکر فجر بود و رزمندگان بسیاری با آموزش دیدن از طریق او به مصاف خصم شتافتند به صورت یک تخریپچی ساده هم حضور پیدا می کرد و در خط اول جبهه های جنگ عرصه را بر مزدوران بعثی تنگ می کرد. نادر عشق به شهادت را زمانی در وجود خویش متبلور ساخت که شاهد به شهادت رسیدن بهترین یاران و همرزمانش از قبیل جاوید کازرونی، مجید موسوی، حمید پور آزاد، عبدالرضا حکیمی، محمد حسینی، خسرو آزاد شهرکی، ناصر ارشدی و .... بود و بدین ترتیب موفقیت در کنکور سراسری دانشگاه ها نیز علی رغم رتبه بالا برای پذیرش نتوانست چند صدم او را از مسائلی اخروی دور کرده و سوی گرایشات دنیوی سوق دهد. نادر در سال ۶۳ با بهترین امتیاز و نمره به عنوان دانشجوی رشته ی روانشناسی دانشگاه اصفهان برگزیده شد اما این هم برای او حبابی سرگرم کننده تصور می شد که شدن و هجرت را چون پروانه و شمع جویا بود. او به عرفان نیز در کنار علم چون یک بال پرواز انسان رو نمود و به یاری آن ایمانی که خدا در رابطه با قلب تذکر میدهد دست یافت. نماز شب های این شهید مجاهد و بسیجی مخلص جلوه ای از کمال معنویت و عظمت روح و عرفانش بود. نادر سرانجام در معیت کاروان سوم کربلا از طریق بسیج سپاه پاسداران در حالی که جابجا و در حین اعزام، همراه و هم صندلی شهید بزرگوار و نستوه هوشنگ مزارعی (همسر خواهرش) بود روانه صحنه کارزار حق و باطل شد و در هنگامه شهادت هوشنگ، ماندن در شهر را تا پیش از شب هفت شهید، جایز ندانست و بر عهدی که با هوشنگ بسته بود صمیمانه وفا کرد به نحوی که شب ها به سراغ مزار آن شهید می رفت و با تمام وجود آرزو می کرد خداوند رحمان دچار پیمان شکنی اش ننماید و همان طور که با هوشنگ به جبهه رفت، کنار او نیز به خاک سپرده شود. آری شهید نادر گنجی سرانجام درحالی که بیش از دو روز از چهلم همسر خواهرش نگذشته بود در منطقه فاو و در تاریخ 1365/01/29 بر اثر ترکش خمپاره های رژیم بعث عراق به شرف شهادت نائل می آید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید نادر گنجی
تاریخ: 1362/04/05
وصیت نامه شهید نادر گنجی تاریخ : 1362/04/05 بسم الله الرحمن الرحیم با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام روح اله و سلام به شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی و با انتظار به فرج هر چه سریع تر آقا امام زمان وصیتنامه ام را آغاز می نمایم. من نادر گنجی فرزند کرم با رضایت کامل و اشتیاق و شور بی حد روانه جبهه های نور علیه ظلمت می گردم تا بتوانم با خدمت و نثار خونم در راه پیشبرد دین اسلام و انقلاب اسلامی نقشی را ایفا نموده باشم. روی سخنم کنون با ملت مسلمان و مبارز ایران است امت واحده ای باشید و در راه تحقق آرمان های الهی و پیروی از ولایت فقیه و ستیز با کفار جهانی و منافقین داخلی کوشا باشید. نکند یک وقت کوفی شوید و قلب تپیده امت اسلامی را تنها گذارید و بدانید قدر این رهبر را و اگر ندانید از راه مستقیم الهی خارج گشته اید و پا در ورطه پلیدی ها گذاشته اید و اما خانواده گرامی نصایح و توصیه های دین رسول الله (ص) را در رابطه با مسائل اجتمایی و مذهبی حلقه گوشتان نمایید و با عمل به آن گامی به سوی فلاح و رستگاری پیش روید. امیدوارم که خداوند تمامی مسلمین را در راه رسیدن به اهداف عالیه ناصر باشد. ان شا،الله نادر گنجی تاریخ 62/4/5
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید