عبدالرحمن یاعلی مدد
زندگینامه شهید
عبدالرحمن در اول شهریور ماه سال 1337 در بندر بوشهر متولّد شد. او از پنج سالگی به مدرسه رفت و از 8 سالگی نماز خواندن را آغاز کرد و به آموختن قرآن مجید همت گمارد. دورهی متوسطه را در دبیرستان سعادت بوشهر در رشتهی ریاضی با موفقیت به پایان برد و با معدل 20 به عنوان شاگرد اول استان، موفق به اخذ دیپلم شد و بدون کنکور در سال 1356 وارد دانشگاه امیرکبیر در رشته مهندسی عمران شد. تا سال سوم دانشگاه، در رشتهی عمران تحصیل نمود که انقلاب شد و دانشگاهها به تعطیلی کشیده شد. البته در دانشگاه پس از 6 ماه استادیار شد. همزمان با شروع جنبش امت مسلمان ایران علیه استبداد پهلوی در تظاهرات گستردهی مردم به طور فعال شرکت میکرد. شهید عبدالرحمن برای انقلاب فعالیت های زیادی می کرد از جمله اعلامیه های امام امت را که از فرانسه می رسید با خود به بوشهر می آورد و با کمک دوستان اقدام به پخش آن ها می کرد. پس از پیروزی انقلاب با مطرح شدن انقلاب فرهنگی، با درک عمیق و ریشهای که در اینباره داشت، سعی کرد از انحراف دانشگاه جلوگیری کند. چندی بعد به عضویت هیئتهای 7 نفرهی واگذاری زمین درآمد و از تهران رهسپار استان خراسان شد و در آنجا به مدت 1 سال به فعالیت پرداخت. شهید عبدالرحمن از دانشجویان پیرو خط امام بود و پس از انقلاب با دیگر دانشجویان پیرو خط امام لانه جاسوسی آمریکا را تسخیر نموده و تمامی افرادی که در آن به ملت ایران خیانت می کردند دستگیر نمودند که امام امت از این کار بسیار خشنود گشته و فرمودند این دانشجویان عزیز انقلابی عظیم تر به وجود آوردند. همیشه نماز سر وقت اقامه می کرد و رفتارش با پدر و مادر بی نهایت خوب بود. همزمان با شروع جنگ در مهرماه 1359 به میدان نبرد شتافت. بعد از مدتی که دیدهبانی در ارتش را بر عهده داشت، به سپاه پاسداران در اهواز پیوست و راهی سوسنگرد شد. در آنجا مدتی کارهای تبلیغاتی و کار در کتابخانه را به عهده داشت و علاوه بر آن مسئولیت کارهای تدارکاتی سپاه را در سوسنگرد عهدهدار شد. سرانجام در منطقهی سوسنگرد در تاریخ 1360/6/27 در سنّ 23 سالگی به شهادت رسید و در گلزار شهدای بوشهر (بهشت صادق) آرام گرفت.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید عبدالرحمن یاعلی مدد
وصیت نامه شهید عبدالرحمن یاعلی مدد بسمه تعالی وصیت نامه اینجانب عبدالرحمن یا علی مدد فرزند مراد یا علی مدد به پدر و مادرم و برادران و خواهرانم و دیگر اقوام در تاریخ ۱۳۵۸/۳ پدر و مادر عزیزم اولاً از محبت های شما که یک چنین فرزندی را به دنیا آوردید و تربیت کردید سپاسگذارم و امیدارم خداوند در عوض، پاداش خیر به شما عطا بفرمایند و می دانید که دشمن به خاک کشور ما حمله کرده و قصد دارد که خاک کشور ما را تصاحب کند و به مال و ناموس ما تجاوز کند و به اسلام و دین محمدی لطمه وارد سازد و دارائی ما را به غارت ببرد، این بود که من با تمام قدرت به پشتیبانی و حراست از اسلام و دین محمدی و انقلاب لباس پاسداری به تن کردم و دست به اسلحه شدم و وارد جبهه شدم برای حفاظت از تمامیت ارضی کشور فرمان امام امت خمینی کبیر و حال در خط مقدم جبهه می باشم و از شما می خواهم در حق امام و فرزندتان دعا کنید و شب و روز بعد از نماز برای نگهداری از اسلام در درگاه پروردگار دعا کنید و اگر شهید شدم مرا حلال کنید. این نامه وقتی به دست شما میرسد که بنده دیگر نزد شما نیستم. پدر و مادرم از امام دست بر ندارید و او را یاری بدهید تا روح من از شما راضی باشد. خدا یار و نگهدار شما پدر و مادر عزیزم. فرزند خوب شما عبدالرحمن یا علی مدد از سوسنگرد
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید