شهید محمد مرادی فر
شهید

محمد مرادی فر

نام پدر: ابراهیم
دانشگاه: علوم اسلامی رضوی مشهد
مقطع: کارشناسی
رشته: الهیات و معارف اسلامی
تولد: مشهد - روستای دم روباه
تاریخ تولد: 1343/06/23
تاریخ شهادت: 1365/10/04
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 4
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید محمد مرادی فرد روز 24 شهریور سال 1343 در روستای دم روباه در یک خانوادۀ مذهبی و کشاورز به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی را در روستای خود گذراند. از همان ابتدا علاقه ی فراوانی به یادگیری قرآن و دروس خود داشت و قرآن را خیلی زود و در دوره ی ابتدایی به خوبی فرا گرفت. بعد از اتمام تحصیلات دوره ی ابتدایی برای ادامه ی تحصیل به مشهد آمده و در مدرسه راهنمایی امام، مشغول به تحصیل شد. در این زمان که مصادف با اوج انقلاب عظیم اسلامی بود در اعتصابات مدارس و در راهپیمایی ها و تظاهرات مردمی شرکت می کرد و نقش مؤثری داشت. وی همچنان که گذشت علاقه زیادی به فراگیری قرآن داشت و برای تکمیل آموخته های خود در مورد قرآن همزمان با تحصیل در مدرسه راهنمایی به مدرسه جعفریه می رفت. سپس وارد دبیرستان شد و و موفق به اخذ دیپلم گردید. شهید مرادی در سنگر مبارزان مکتب توحید از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید و از خود گذشت و ایثار فراوان نشان می داد. با دوستان و همکلاسیان و همسایه ها برخورد اخلاق و عاطفی خوبی داشت و فرد ایشان الگوی صبر و مقاومت بود و برای اعضای خانواده اش معلم اخلاق. ایشان پس از اخذ مدرک دیپلم در دانشگاه علوم اسلامی رضوی پذیرفته و مشغول به فراگیری علوم دینی شد. وی علامه ی فراوانی به کتاب و کتاب خوانی داشت به طوری بیش تر ساعاتش را در روز در کتابخانه می گذراند. شهید مرادی فرد در حین فراگیری علم و دانش در سنگر مبارزاتی مکتب توحید از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید و از خود گذشتگی و ایثار اباء نمی کرد. از نظر برخورد اخلاقی و عاطفی نزد دوستان و همکلاسیان و همسایه ها الگوی صبر و مقاومت بود. در بیشتر دوره های قرآن و دعای کمیل شرکت می کرد در مسجد شهدا هم فعالیت داشت. ایشان در هنگام فراغ از درس به پدر و مادرشان کمک می کردند. همواره یار و یاور و سود کار آن ها بودند. شهید مرادی فرد علاقه زیاد به کتاب کتابخانه و فراگیری علم و دانش داشتند چه بسیار که از پول نان و آش می کاست کتاب می خرید. ایشان کتاب های زیادی را جمع آوری کرده بودند که تقریباً به صورت کتابخانه درآمده بود. هنگام تحصیل در راستگاه علوم اسلامی رضوی بود که در این ایام عشق به الله و عشق به ائمّه، عشق به ابا عبدالله و عشق به امام عصر (عج) در وجودش شعله ور گردید و عشق رفتن به جبهه سراپای وجودش را فراگرفت بالاخره با گروهی از دوستان راهی جبهه شد و در عملیات کربلای 4 شرکت کرد و در این عملیات در تاریخ 1365/10/4 در شلمچه شهد شهادت نوشید و به شرف شهادت نائل آمد و به لقاء الله پیوست.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمد مرادی فر
تاریخ: 1365/09/30

وصیت نامه شهید محمد مرادی فر تاریخ : 1365/09/30 بسم الله الرحمن الرحیم به نام خدای رحمان و رحیم پروردگار شهدا و صدیقین و با سلام و درود بر منجی حضرت حجه ابن الحسن المهدی(ارواحنا فداه) و با سلام بر امام امت رهبر مستضعفان جهان و با سلام بر ارواح طیبه شهدای اسلام و قرآن و درود و سلام بر ملت شهید پرور ایران. اینجانب محمد فرزند ابراهیم شهرت مرادی فر شماره شناسنامه 280 متولد 1343 شهادت می دهم به این که خدایی جز خدای یگانه و قادر متعال نمی باشد «اَشهدُ انْ لا اِلهَ الا الله» وشهادت می دهم که حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده و رسول خدا است «اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله» و شهادت می دهم به حضرت علی(ع) جانشین رسول الله و همچنین چهارده معصوم و یکشصد و بیست و چهار هزار پیغمبر مرسل و نامرسل برحقند. «اَشهَدَ اَنَ اَمیرالمُومنین عَلِیا حُجَهُ الله» و بعد از آن اگر خداوند خواست و به فیض شهادت نائل آمدم و اگر بدنم به دست شما رسید هرجا که دوست دارید ای پدر و مادر عزیز بدنم را به خاک بسپارید و اگر خواستید مجلسی برایم بگرید مجلسی ساده باشد و زیاد با شکوه و پرطمطراق نباشد و وصیت نامه ای را که نوشته ام هرچن ممکن است چندان زیبا نباشد ولی ممکن است در دل های مردمان خداوند بزرگ اثرش را ببخشید در آن مجلس وصیت نامه را بخواند، یک نفر. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 65/9/30 بنده ضعیف خدا محمد مرادی فر ********** بسم الله الرحمن الرحیم تاریخ تنظیم: 1365/9/30 «و اَیاهُ نَستَعین إِنَّهُ خَیرُ ناصِرٍ وَ مُعین» «فَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَأُوذُوا فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ» (سوره ال عمران آیه 195) «پس آنان که از وطن خود هجرت کردند و از دیار خود بیرون شدند و در راه خدا رنج کشیدید و جهاد کردند و کشته شدند، همانا بدی های آنان را در پرده لطف خود بپوشانیم و آن ها را به بهشت هایی که از زیر درختان آن نهرهای آب جاری است درآوریم، این پاداشی است از جانب خدا و نزد خداست پاداش و اجر نیکو(بهشت لقای الهی)» با نام و یاد خدای کریم و مهربان او که ربّ شهدا و صالحین است. با نام ایزد متعالی که جان ها همه در ید قدرت اوست. او که بهترین یاور و بهترین پاداش دهندگان است. بار پروردگارا! ای رحیم و ای کریم! «یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی یَا مُونِسِی عِنْدَ وَحْشَتِی یَا صَاحِبِی عِنْدَ غُرْبَتِی یَا وَلِیِّی عِنْدَ نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی عِنْدَ کُرْبَتِی یَا دَلِیلِی عِنْدَ حَیْرَتِی یَا غَنَائِی عِنْدَ افْتِقَارِی یَا مَلْجَئِی عِنْدَ اضْطِرَارِی یَا مُعِینِی عِنْدَ مَفْزَعِی‌«(قسمتیاز دعای جوشن کبیر) ای قادری که همه ی امور و کلید همه ی کارها بدست توست، تو را به خاطر نعمت های بی شماری که به بنده ی عاصی و گناهکارت عطا فرمودی سپاس می گویم. خدایا ما بندگان ضعیف و رو سیاه هستیم و جز امید و بخشش از درگاه تو به هیچ سویی به دیگری رو نمی کنیم «یا سَتارَ العُیُوب و یا کاشِفَ الکُرُوب» ای پروردگاری که بر همه ی دردها دوائی و بر همه ی بیماری ها شفایی. « یَا مَنِ اِسْمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفَاءٌ وَ طاعَتُهُ غِنی» خدایا تو به این بنده است، بنده ی حقیرت کمک کردی که رو به سوی دیار عاشقان بگذارد و بتواند در محفل عشّاق حقیقی تو راهی به سر ببرد و رایحه ی دل انگیز عطر عبادت ها و نیایش های با خضوع و خشوع این جان برکفان را استشمام کند. و هم تو بودی ای کریم که به او کمک کردی و زیر بازوی او را گرفته و در عملیات و هجوم بر دشمنان ضد دینت او را یاری کردی. خداوندا تو را شکر می گویم هرچند که شکر یکی از هزارها نعمت تو را نتوانم به جا آورم. پروردگارا نعمت های تو بی شمار و بی پایان است بر بندگانش و این حقیر بنده ات می خواهد اگر بتواند با این قلم شکسته و با این چشم بسته و مغز و فکر از هم گسسته چند فقره از آن نعمت ها را به شمار آورد: الهی تو بندگان صالح و مخلص از خود نوع بشر به نام پیامبران به سوی ما فرستادی تا ما از منجلاب مفاسد و کفر و شرک و بی بند و باری و بی قیدی که نجات دهی و به وادی ایمن فلاح و رستگاری بکشانی. تو با ارسال رسولانت دست این موجود را به نام انسان گرفتی و او را از ظلمت ها و از تاریکی ها به سوی عالم نور وارد کردی. خدایا تو به ما کمک کردی که بتوانیم از این ظلمت ها به درآییم و مقصدمان را به سوی عالم نور تغییر دهیم و این هم لطف تو است که باز هم ما را کمک کنی و به سوی مبدأ و سرچشمه نورها که به سوی خودت می باشد ما را راهنمایی کنی. خدایا تو به ما نعمت جهاد در راهت را عطا فرمودی و هم تو به ما کمک کن که نعمت عظمی و بزرگ تر از این جهاد، که جهاد اکبر باشد نیز بر ما تمام شود و بزرگ تر از همه نعمت شهادت است که خدایا اگر این نعمت را بر بنده ای عطا کنی، سر از پا نمی شناسد و دیگر همه ی نعمت های تو بر او تمام است. آری نعمت شهادت برترین نعمت هاست که نصیب هرکسی نمی شود. پس تو ای خدا این نعمت را هم شامل حال این بنده ی ضعیف بفرما. «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» شهادت دو رکن دارد: یکی این که در راه خداوند فی سبیل الله باشد. هدف مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید دیگر آن که آگاهانه صورت گرفته باشد. خدایا، پروردگارا! تو به ما کمک کن که بتوانیم بر خیل کفّار یورش برده و این از خدا بی خبران غافل را طعمه ی تیرهای زهرآگینی که تو کمک می کنی و از تفنگ ما شلیک می شود، آنان را طعمه ی تیرها سازیم و یارانی از آتش قهر و عذاب الهی را بر سرشان بباریم. «و ما رمیتَ اذ رمیت و لکنَّ اللهُ رَمی» تو شلیک نکردی و نیز نینداختی بلکه این ما بودیم که تیر تو را به هدف زدیم و بر سینه ی ناپاک دشمن فرود آوردیم. مرگی که همه را خواهد ربود و همه ی موجودات جز خداوند لا یموت طعم مرگ را خواهند چشید. «أَیْنَمَا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَهٍ» پس چه بهتر که زندگی انسان با شهادت در راه خدا خاتمه پذیرد. (سوره نساء.آیه 78) خدایا ما بنده ی توئیم و راضی ایم به رضای تو. هرچه تو بر ما بپسندی همان را می خواهیم. تو اگر بخواهی ما را به فیض شهادت نائل می گردانی و اگر بخواهی هم ما را جانی دوباره می بخشی تا برای نبرد دیگری با کفار آماده شویم. و اما چند کلمه به خانواده ام پدر عزیز و یزرگوارم از این که به اینجانب فرزند کوچکتان محمد اجازه دادید که در راه تحصیل علم به مدرسه و مکتب بروم و قرآن و دیگر کتب دینی را بخوانم و مطالعه کنم از شما نهایت تشکر و قدردانی را می نمایم و از خداوند می خواهم که ان شاء الله به شما صبر و اجر عطا فرماید و اگر خدا خواست و نعمت شهادت را نصیبم کرد هرگز نباید بر خودتان بی صبری کنید و موجب ناراحتی بیش از حد شما شود. شما می دانید که شهادت یک باختن نیست شهادت فنا شدن نیست و شهدا از همه زنده تر هستند. پس شما از خدا بخواهید که قربانی شما را قبول فرماید و اگر خواستید عزاداری کنید و بگریید بر حسین زهرا (ع) گریه کنید و از خداوند بخواهید که به شما صبر و استقامت عطا فرماید و همچنان با وقار و متین باشید. آخر می دانید شما هم نام با یکی از پیامبران بزرگ الهی که پدر پیامبران بعدی است، می باشید؛ یعنی ابراهیم (ع) ابراهیم بت شکن. ابراهیمی که خودش به دست خود و به دستور خداوند متعال پسرش اسماعیل را به قربانگاه می برد و کارد را بر حلقومش می گذارد. ای صبا از من به اسماعیل قربان بگو زنده برگشتن زکوی یار شرط عشق نیست قرآن می گوید: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» (ما از خدائیم و به سوس او بازگشت می کنیم.) و اما تو ای مادر عزیز و مهربانم باید چنان استوار و محکم باشی که هیچ کس از دشمنان اسلام و قرآن به اندوه و غم شما شاد نگردد. از خداوند صبر و استقامت را بخواهید. شاید رضای خداوند متعال در این بوده است که بر ما منّت گذارد و کسی هم از خانواده ی ما به جمع شهدای اسلام بیافزاید. فقط شما از خدا برایم طلب مغفرت و آمرزش کنید و مخصوصاً خودتان از این فرزند گنه کارتان راضی باشید و مرا عفو کنید و شیرتان را حلالم کنید. از همه ی برادران و خواهران عزیزم التماس دعا دارم و همه ی شما را به خدا می سپارم. کتاب هایی را که در خانه دارم اگر یکی از برادرانم خواست به تحصیل ادامه دهد به او اهداء می کنم و الا کتاب ها را به کتاب خانه های معتبر مانند کتابخانه آستان قدس رضوی و یا کتابخانه جامع گوهرشاد بسپارید و هدیه کنید و کتاب هایی را که در دانشگاه رضوی است به کتابخانه دانشگاه رضوی تقدیم می کنم. مقداری قرض دارم و در آخر یکی از تقویم های داخل جامیزی نوشته شده است که حق الناس است و بیش تر از کتاب فروشی ها و اشخاص است که خودم متاسفانه نتوانستم(یعنی یادم رفته بود) از این مسائل که این قرض هایم را بپردازم شما بپردازید. مانند کتاب فروشی سپاه داخل راه آهن مشهد و کتاب فروشی سازمان تبلیغات اسلامی و بعضی اشخاص دیگر که اگر بتوایند قرض هایم را بپردازید روحم شاد می شود ان شاء الله. از این که با شهادت من تحصیل علمم قطع می شود هرگز ناراحت نیستم زیرا که علم حقیقی و کلّ علم در نزد خداوند است و او منشأ همه ی علوم است. «وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا» و ان شاء الله که خدا ما را به سوی خود می خواند و چه لذّت بخش است جوار قرب حق. پس از شما عاجزانه تقاضا دارم که در مرگ من زیاد بی صبری نکنید و با یاد خدا خودتان را جای خانواده هایی و آن مادرهایی قرار دهید که چندین فرزندشان در جبهه به فیض شهادت نائل آمده اند و آن نادر هرگز هم به ابرو نمی آورد و خداوند صبرش را هم به او عطا کرده است. «اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا وَ قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ فَوَفِّقْ لَنَا» و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.