علی باز حمیدی
زندگینامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم گوشه ای از وقایع زندگی پربار دانشجوی شهید علی باز حمیدی در ارزش شهید و شهادت چه در قرآن کریم و چه در احادیث و روایات و چه در اقوال اولیاء دین و بزرگان اسلام مطالب بسیاری عنوان شد و مجموعه آنچه درباره شهید گفته می شود نشان از قداست و ارجمندی شهادت در فرهنگ اسلام است و طبیعی است کسی که خدا مشتری خون اوست قلم عاجز نمی تواند مرسّم زوایای زندگی او و تصویر کننده این همه ارزش باشد پس سخت در اشتباهند آنانکه به فرموده اماممان ارزش شهادت را در صحیفه های طبیعت جستجو می کنند و وصف آن را در سروده ها و حماسه ها و شعرها می جویند و در کشف آن از هنر تخیل و کتاب تعقل مدد می خواهند و حاشا که حل این معما جز به عشق میسر نگردد که اکنون بر جوانان ما آسان شده است. اینک ما شاهد آنیم که سبک بالان عاشق شهادت بر توسن شرف و عزت به معراج خون تاخته اند و در جستجوی حیات سرچشمه یافتند و سیراب و سرمست از جرعه ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ به رویت جمال و کشف رضایت حق نائل آمدند. یکی از اینان به حق شهید علی باز حمیدی است. او در سال 1344 در یکی از خانواده های دردآشنا و فقیر اما مؤمن و متعهد به اسلام در روستای برم سبز از توابع بخش سوق متولد شد. در سال 1352 از نعمت داشتن پدر محروم گشت و ناگزیر در سال 1357 همراه با مادر خود به سوق عزیمت کرد و هر سه مقطع ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه را با موفقیت کامل در آموزشگاههای آن بخش به پایان رسانید. شخصیت شهید در دوران تحصیل به نحوی شکل گرفته و تکوین یافته بود که به نظر می آمد بسی جلوتر از زمان حرکت می کند. او خیلی زود احساس مسئولیت کرد و در کنار فراگیری علم و دانش بار کمرشکن تهیه معاش خانواده را نیز عهده دار شد و از راههای ممکن وسیله ارتزاق خانواده و همچنین هزینه تحصیل خود را آماده می کرد. شاید قبول این مطلب دور از ذهن باشد که شهید حمیدی در طول دوران عمر کوتاه ولی پربرکتش برای مادر و خواهران حکم پدر خانواده را داشت. دوران تحصیل وی مصادف با ظهور انقلاب به رهبری امام بزرگوار در ایران بود انقلابی که قرار بود علی باز و همه مستضعفین زمین در آن به رفاه و آسایش برسند جنبشی که خدا وعده آن را به شهید حمیدی و دیگر شهدای تاریخ داده بود. لذا شهید مسئولیت خویش را در قبال این جوشش الهی سنگین تر یافته و برای به دوش گرفتن گوش های از این رسالت عظیم با شروع جنگ تحمیلی، جبهه و جنگ را در کنار علم و دانش قرار داد و ذهن او را متوجه میادین نبرد نمود. حضور مداوم وی در جبهه های نبرد از او یک فرد جنگجو و انقلابی و در عین حال مؤمن و به دور از هرگونه لغزش و انحرافی ساخت که تمام اعضاء و جوارحش خدایی شده و قفل قرآنی زده شده بودند و نتیجتاً به درجه ای از کمال و ایثار رسیده بود که شدیداً در تثبیت حکومت الله و حاکمیت قرآن می کوشید. در اعمال و گفتارش آنچه اهمیت داشت اشاعه حق بود نه شناساندن خود. در زمان جایگزینی حق بر باطل هیچگاه حقیقت را فدای مصلحت نمی کرد و بر این اعتقاد بود که آنچه حق است اگرچه هم برخلاف میل و تلقی شخص باشد بایستی پذیرفته شود به تلاش دسته جمعی و حرکت های همگانی چه در آموزشگاه درس و چه در میادین جنگ عقیده داشت و این خصلت بیانگر این واقعیت بود که شهید حمیدی تنها در پی خلاصی و رهایی خود از قیودات زندگی نبود زیرا در این صورت می توانست عابدانه و زاهدانه و به دور از پلیدی ها و ناپاکی ها در کنجی بنشیند و به وظایف شرعیه خود عمل نماید اما به شهادت همه دوستانش، شهید حمیدی تقوا را در میدان مبارزه و انبوه جمعیت و جماعت جستجو می کرد نه در خلوت و در گوشه عزلت. وی کم حرف و پرکار و جستجوگر بود و در اوج فشارهای مالی و نداری دست از مطالعه و تحقیق برنمی داشت. ایثار و تلاش او در این رهگذر به حدی چشمگیر بود که مراحل رشد و بالندگی در وی به خوبی هویدا و معلوم بود و همه به این واقعیت شهادت می دهند که شهید حمیدی در تحول بود، تحولی که کالبد ظاهری آرام و لبخندی بر لب و نگاهی جستجوگر و صمیمانه در چشم داشت و آنچه که در درون داشت کمتر در بیرون ظاهر می کرد. اهل مطالعه و تحقیق و همچنین تهجد و تقوی بود و هرگاه که با او راجع به نکات فوق صحبت می شد اظهار بی اطلاعی می کرد. در زمانی که در جبهات نبرد مشغول مصاف با بعثیون کافر بود، مادر و خواهران خود را فراموش نکرده و همچنان توجه و وفاداری مؤمنانه و متواضعانه خود را نسبت به آنها نشان می داد و بنا به درخواست آنها با خانواده ای از سادات محترم و جلیل القدر سوق پیوند وصلت و زناشویی برقرار کرد. نه عدم بضاعت مالی و نه انتخاب همسر و نه الحاح و اصول مادر و خواهر نتوانست او را در خانه نگه دارد و لحظه ای روح سرکش و خداجوی وی را یاد جنگ غافل کند. این اسطوره و اسوه ایمان و سنبل اخلاص و شهامت و رشادت پس از اخذ دیپلم در رشته تجربی تحصیلات خود را در مرکز تربیت معلم شهید رجایی شیراز در رشته علوم تربیتی ادامه داد اما دیری نپایید که کلاس و درس را رها کرده و برای چندمین بار عازم جبهه ها گردید . بی قرار و ناآرام در رسیدن به معشوق لحظه شماری می کرد. گویا به دنیا آمده که شهید شود. علی باز آنچنان که شایسته یک مؤمن واقعی است. هیچگاه بی گدار به آب نمی زد قبل از اقدام به هرکاری دقیقاً همه جوانب آن را بررسی می کرد و دیگر هیچ مانعی نمی توانست او را در اجرای عمل بازدارد. کافی بود که به مطلبی اذعان و ایمان پیدا کند و بر همین منطق بی توجه به تمام وابستگی ها و عوامل بازدارنده برای آخرین بار کوله بار آخرت را که عمری در پی تدارکش بود به پشت گذاشته و راهی قتلگاه خویش شد تا خود بمیرد ولی خون حسینیان تاریخ پرتوان و جوشان بماند. رفت تا شهید شود ولی در عوض بهار مستضعفین، بهار این تازیانه خورهای تاریخ به بار بنشیند. رفت تا رسالت معلمی و پیامبری خود را به مفهوم واقعی کلمه به پایان برساند. رفت تا با اهداء خون خود مفاهیم دقیق و دیدگاههای قاطع اسلام را به جباران تاریخ بفهماند و با شهادت خود چنان سیلی محکمی به صورت پف کرده صهیونیسم و استکبار فرود آورد تا آنها را بسان میمون های معرکه به دور زدن به دور خویش وادارد. رفت تا پیونددهنده حکومت خمینی به حکومت مهدی (عج) باشد. رفت تا بی کسی حسین (ع) را در زمان حیات خویش جبران نماید و سرانجام در تاریخ 65/12/14 در محور شلمچه سر به سجاده خونین عشق گذاشت و آرام و مطمئن در جوار رحمت معبودش آرمید با نشانی بر قلب با همان لبخند همیشگی و دشمن نفهمید و نخواهد فهمید که چه قلبی را نشانه گرفت . علی بر بال ملائکه و به دیدار الله و امامش حسین (ع) رفت و به زبونی دشمن خندید که چگونه به عبث خاک وطن اسلامی را مورد تجاوز قرار داد . والسلام
وصیتنامه شهید
وصیت نامه دوم شهید علی باز حمیدی
وصیت نامه دوم شهید علی باز حمیدی وصیت نامه2 ای خوشا آنروزیکه معشوق را مهمان کنیم دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم گر ز داغ هجر او دردیست در دل های ما زآفتاب روی او آن درد را درمان کنیم یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إلی رَبِّکَ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً (قرآن کریم) سلام بر امام بزرگوارم رهبرم مرد جماران؛ سلام بر امتم امت حزب الله؛ ای انسانها هرگز از یاد نبرده اند سالیان دراز جهل و جهالت را پس اگر ناقوس مرگ جلادان با ریختن خون من به نابودی می گراید و اگر تداوم خط انبیا در گرو خون و گلوله من است پس ای بمب ها، ای گلوله ها و ای موشکها مرا در آغوش خود بگیرید که من مرد جهادم و رزم را از سرورم حسین آموختم. اینکه می رود تا حکومت اتحاد جماهیر اسلامی در سراسر دنیا مهیا گردد و زمینه ظهور قائم آل محمد (ص) مهیا گردد و اینک که خصم زبون بر کشور ما حمله کرده است پس باید شتافت تا راهی انسانیت انسان ها از زیر یوغ جلادان و من اینک می روم تا فریاد بزنم که ننگتان باد ای منادیان دروغین آزادی و حقوق بشر دیگر عمر سیاه بشر به سر آمده و فردا است که در دادگاه عدل الهی به محاکمه بی گناهان کشته شده در جنوب و غرب ایران خجالت زده اشک تمساح بریزید و از آنها استمداد بطلبید اما دیگر دیر است و صفیر گلوله رزمندگان ما اینجا مرد کارزار است و آتش عالم قیامت صحرای ابدیتان را که جودانه در آن خواهید سوخت. اما به تو خواهر و برادر حزب الله بدان که اینکه خون هزاران جوان فدا شده در راه انقلاب خواب را از چشمان ما بیداردلان ربوده است که اگر مردی به پیش تازد و سینه را سپرگلوله کند که اینگونه حسینی بودن است یا که فریادم را به جهانیان برسان که اینگونه زینبی کار کردن است و خاموشی و سکوت و بی تفاوتی یزید گونگی است و شیطان صفتی است . گر مرد رهی میان خون باید رفت از پای فتاده سرنگون باید رفت مادرم شاید که در رفتن من به جبهه نگران باشی اما بدان که این فریاد قرآن است که جهاد کن تا زنده جاودانه تاریخ بمانی میدانم که چه زحمت ها در پایم کشیدی و چه رنج ها تحمل کردی اما قوانین امانت را باید آن طور که خدا می خواهد ادا کنی و اینک عاشقانه روانه کاروانی شوم که به دیار عشق و کربلا پر بلا میرود و من عشق را در مقابل تمام بلاها به جان و دل خریده ام که یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ای نفس مطمئن شده و آرام یافته بسوی خدایت رجوع کن که او نیز راضی شده است از تو. خواهرانم می دانم که بسیار آرزومند عروسی من بوده اید که در جشن عروسیم شادی کنید اما بهترین جشن عروسی برای من تشییع جنازه ام خواهد بود که اگر خدا لیاقت شهادت را به ما ارزانی دارد پس به یاد خدا باشید که با یاد او دلها آرام گیرد و اوست یار مظلومان و غریبان و بیچارگان و من گویا که در سرم غوغای دگری است. خیال پرواز دارم. پرواز به درگاه ربوبیت و به مقام قرب الهی. مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم ای خوش آن روز که پرواز کنم در بر دوست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم اما وصیت من وصیت همه شهدایی است که جان دادن برای خدا و به راه امام و به راه اسلام عزیز. امام را در نماز ها دعا کنید تا کشور را به دست صاحب اصلی اش امام زمان دهد. قبرم را در کنار قبر برادر شهیدم در سوق بگذارید تا در کنارش آرام بگیرم. انحراف به خود راه ندهید و از روحانیت پشتیبانی کنید. اگر شما را ناراحت کرده باشم و نسبت به آنها بد اخلاقی کرده ام اگر کسی طلبی دارد بدو بسپارید. باید به سوی سپیده رفت باید جان به جانان دهی از کف دل لَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّی تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَی مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ. بار الها مقام کمال انقطاع بسوی تو را به من عنایت فرما و دیدگان دل های ما را به مشاهده جمال خود روشن و منور فرما تا آنجا که شعاع دیدگان دل ها اما حجابهای نور را بشکافد و به معدن عظمت برسد و جان های ما تعلق به سبحانان یابد. چگونه وصف کنم حال عاشقی را که جز او نیابد و به دان دل نبندد ...وصیت نامه اول شهید علی باز حمیدی
وصیت نامه اول شهید علی باز حمیدی وصیت نامه 1 بسم الله الرحمن الرحیم پیام به دوستان مسلمان خود بعد از شهادت به وحدانیت الله و به فرستاده او حضرت رسول الله محمد(ص) و معتقد به ولایت 12 امام چند کلامی با دوستان درد دل میکنم ای دوستان عزیز مسلمان بدانید که زندگی از نظر اسلام مبارزه در راه اسلام است و انسانیت موقعی کامل میشود که انسان هوای خود و با بیرونی با ظالم ها مبارزه کند تا شهید شود از مرگ هیچ هراسی نداشته باشید در راه خدا مردن که عین زندگی است بلکه زندگی جاوید است و از زن و فرزند و پدر و مادر خود در راه خدا درگذرید و نان را بیشتر از خداوند و رسول خدا و جهاد در راه خدا دوست نداشته باشید چون قرآن میفرماید قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّی یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ (سوره توبه یه 24) پس کسانیکه در راه خدا پدر و مادر خود را بیشتر از من دوست بدارند از قوم فاسق به شمار می آیند و خداوند قوم بدکار و فاسق را هدایت نمیکند. پس به هوش باشید هزاران هزار شهید در راه اسلام دادهایم اگر مبارزه نکنید خون آنان به گردن شماست و در آخرت مورد مآخذه قرار میگیرید و نان راه شما را بطرف بهشت میگیرند و از شما مسئولیت میخواهند و ما نباید از مرگ در راه خدا بترسیم چون جزء ایدئولوژی ماست و حسین ما فرمود: لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَهَ؛ آنقدر مبارزه کنید که فتنه و فساد بر چیده شود و عدل و انسانیت همه جا را بگیرد و همه به دین اسلام بیائید چون قرآن میفرماید وقتِلوهُم حَتّی لاتَکونَ فِتنَهٌ ویَکونَ الدِّینُ لِلّهِ و امروز امام حاضر ما خمینی عزیز و بزرگ، خدای حق قرآن را با کلمات ساده به من و تو میفهماند و در راه مستقیم راه سعادت و کمال را به ما نشان میدهد و هوشیار باشید که از راه او به کنار نروید چون حدیثی است اگر کسی امام زمانش را نشناسد کافر است و امروز باید امام حاضر خود را بشناسیم و باز به هوش باشید که این لیبرالها امام را ضعیف نکنند چون میخواهند روحانیون مبارز و متعهد را از بین ببرند و باز مثل مشروطیت امثال رضاخان خدای ناکرده بر شئونات مردم حاکم باشند و هر کس دیدید با مجلس شورای اسلامی و با روحانیت مبارز و اصیل و به قول امام با روحانیون مبارز و خوب کار دارند و مخالفت میکنند با هر وسیله جلوش را بگیرید. در پایان دوستان من با منافقین مبارزه منفی کنید و نه افراد منحل و سادهای که در چنگال منافقان افتادهاند با خوشروئی و با اخلاق اسلامی به راه راست هدایت کنید و اما با سرمداران منافقین مبارزه منفی کنید با آنان صحبتنکنید و ازدواج نکنید و رفت و آمد نکنید و معامله نکنید. و امام عزیز را همیشه یاور باشید و طرفدار روحانیونی چون آیتالله بهشتی- خامنهای - رفسنجانی باشید چون اینها یاوران امام عزیز ما هستند خداوند از جان و از عمر ما بگیرد و بر عمر امام عزیز بیفزاید. پیروز باد اسلام نابود باد کفر و شرک و ظلم و بیدادگری در هر لباس چه شرقی و چه غربی که هر دو امپریالیسم هستند مثل شوروی و امریکا که بر مردم ضعیف ظلم میکنند مرگ بر آنان باد و مسلما بدانید که اگر وحدت داشته و مبارزه کنید و استقامت کنید که حق که اسلام باشد پیروز است. یُرِیدُونَ أَن یُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَی اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ کافران میخواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را به منتهای ظهور اعلاء برساند و چند کافران را ناخوش آید. پس با سلاح های سبک و سنگین خود مهیا شوید و با کافران مبارزه کنید که سلاح ما سلاح ایمان و دستاویز و پشتیبان، وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا است یعنی وحدت و متکی به خدا بودن است.1359/9/1
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید