شهید محمد داستان
شهید

محمد داستان

نام پدر: ولی
دانشگاه: —
مقطع: کارشناسی
رشته: —
تولد: بهمئی - روستای گیرکوچک
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1365/10/04
محل شهادت: جزیره مینو — جزیره مینو
عملیات: کربلای 4
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمد داستان
تاریخ: 1365/09/20

وصیت نامه شهید محمد داستان تاریخ : 1365/09/20 وصیت نامه بارالها تو را مى ستایم که مرا در عصرى خلقت نمودى که رهبـرم همچـون ابراهیـم بت شکـن خمینـى کبیر بپاخیزد و ریشه ظلم و ستم دو هـزارو پانصـد ساله شاهنشاهى را از زمین بردارد تا اینکه بنده اى ذلیل و گنهکار و بر عصیان را که از درگهت ناامید نشده ام از بیراهگى و سیاهى به سوى نور هدایت فرمائى تا در جبهه نبرد حق علیه باطل همرزم رزمندگان اسلام و قرآن علیه دشمنانت مبارزه کنم و تو را مى ستایم که ما در زمان هایى با هم دشمن بودیم ولى‌بوسیله رسولانت اخوت و برادرى را در بین ما قرار داده اى. سلام بر پیامبر راستین خدا محمد مصطفى (ص) که مردم عربستان و سایر جهان را از جاهلیت نجات داده و بسوى اطاعت و بندگى خداوند آنها را فراخوانده و راه راست را براى همیشه از بهر امت خویش باز کرده است تا به دین مبین الهى دعوت بشوند. درود بر نور و منوران بشر و زاهقان باطل که خود همچون شمع سوختند تا به جامعه بشریت روشنایى بخشند و سلام خداوند بر ائمه معصومین بالاخص غائب المنتظر حضرت بقیه الله اعظم روحى له الفدا و نایب بر حقش خمینى کبیر و درود بى پایان الهى بر شاهدان همیشه زنده تاریخ شهیدان راه عدالت از صدر تا بدر و از بدر تا عصر حاضر بخصوص کربلاى خونین ایران این اسوه سرخ جهان و سلام بر رزمندگان جان بر کف و بر دست اندرکاران جمهورى اسلامى و سلام بر همه امت شهید پرور ایران. خداوندا نمى دانم در این هنگام که همه همه اش یادآور حماسه هاى جاوید عزیزان مى باشد چه عرض کنم چرا که همه عزیزان اوصیاى عالى خود را به بازماندگان ابلاغ نمودند اما چند جمله دست و پا شکسته به حضورتان عارضم. آیا شما خیال مى کنید بیهوده خلقتان کرده ایم و بسوى ما باز نمى گردید؟ بدانید که هیچ موجودى روى زمین زنده نمى ماند مگر خداى قادر منان همه مرده خواهند شد و به زیر زمین خواهند رفت. توجه کنید! دنیا بعنوان یک آزمایشگاه که چند آزمایش از انسان در آن صورت مى گیرد بیش نیست و محل آزمون ورودى به مکانى پرعظمت مثل آخرت جاویدان مى باشد اگر از عهده آزمون برآمد بدون هیچگونه عذرى و انتقادى به بهشت برین به جهانى راه خواهد یافت در غیر این صورت به جهنم خالد روانه خواهد شد. خدا نکند کسى از مسلمین باالخصوص شیعیان على (ع) روانه جهنم ابدى شوند. به خدا سوگند که ما خواهیم مرد و هیچکدام مان زنده نمى مانیم. چه سعادتى بهتر از راه سرخ حق که شیفته معشوق باشیم و آن را در بغل بگیریم. مرگ به معنى تغییر و تحول در زندگى است یعنى از حیاتى به حیات دیگر کوچ کردن و به جهانى دیگر رسیدن است. اگر راست را بدانیم خواب یک نوع مرگ است اما در خواب قطع روح صورت مى گیرد ولى در مرگ برعکس است چه بسا که در همان خواب مرگ به سراغ انسان بیاید و باید فسلفه مرگ را قطعى دانست چرا که زندگانى جاودانه ما آخرت پر وسعت مى باشد و فرداى محشر همه ما به سزاى اعمالمان خواهیم رسید. آن موقع که قیامت بپا شود و در صور دمیده شود و مهر سکوت بر لب ها زده شود و اعضاء و جوارح و شاهدان از ما شکایت کنند و همه نیکوکاران از بدکاران فرار کنند؛ آن روز، روز پرصلابت امتحان الهى مى باشد. به خدا سوگند همین دستى که روزى با آن وصیت مى نوشتم و حیاتى را پشت سر مى گذاشتم در آخرت دشمن سر سخت من خواهد بود بحز اعمالم جوابگوى اینگونه اشیاء و اشخاص مى باشد تا معلوم شود برنده میدان کیست که دیگرى نخواهد شد. پس اى عزیزان بیائید نه مجذوب هواهاى نفسانى خویش که ممکن است هر لحظه ما را به دام ننگین شیطان افکند باشیم و نه از آنهایى باشیم که راه نکیر و منکر را از هم باز نشناسند و بسوى یک نکته توجه کنید و آن هم عالم آخرت ‌مى باشد. نگذاریم شمعمان سوخته و اسرا و مفقودین و معلولین و آنهائى که جان نثار دین مبین حق شده اند از ما شکایتى به میان آورند. آیا در دنیا سراغ دارید کسى به آرزوى نهایى خویش رسیده باشد به جز آنهایى که درک نمى کنند و خیال مى کنند به آرزویشان رسیده اند ولى عکس این است همانطور که پیامبر گرامى فرمودند: الدنیا مزرعه الاآخره؛ یعنى دنیا کشتگاه آخرت مى باشد و باید در این دنیا نیکى کنیم تا در آخرت حاصل آن را برداریم. همانطور که خداوند در حدیث قدسى به پیامبرش فرمود که اى دنیا! دنیا و اهلش را دشمن بردار زیرا که‌خنده هایشان بسیار و کردارشان ناپسند است پس به دنیا توجهى نکنید فقط به اندازه معاش زندگیشان از دنیا استفاده کنید. درصورت اسراف به یک مرض حرص مبتلا خواهید شد. حرص زیاد انسان را ذلیل خواهد کرد پناه مى بریم بخدا که چنین چیزهایى مانع از رسیدن من و امثالم بسوى معبود و معشوق حقیقى بشود. باید براى دنیا چنان باشیم که گوئى همیشه زنده ایم و براى آخرت چنان باشیم که گوئى فردا خواهیم مرد. ارزش جهاد تا جائى است که خداوند مجاهدین را بر رهبران دینى و علما و فضلا اسلام فضیلت داده است که اجر بى پایان را نزد او دارند پس نگاه کنید به اوصیاى رسول اکرم(ص) و على (ع) چطور فلسفه جهاد را تشریح کرده و آن را بهترین عمل یک انسان مؤمن دانسته اند و از آنها بشنوید بعدا به جنگ فعلى بپردازید که آیا فرقى با جهاد از نظر آنها دارد یا نه بعد خواهید دید که یک علامت مساوى در بین این جهادها خواهد بود و یک هدف خواهند داشت که آن هم در راه خدا مى باشد زیرا انبیاء و اولیاء بوده اند که راه را براى ما روشن کرده اند. خلاصه مطلب مسئله جنگ را فراموش نکنید و مانع فرزندانتان و دیگران از جبهه نشوید و شکر خداى را بجاى آورید که خداوند چنین نعمتى را به ملت مسلمان و ستمدیده ایران عطا فرموده است. اما پدر گرامى و بزرگوارم مى دانى با خبر شهادت فرزند حقیرت داغ بزرگى بر دلت خواهد نشست که یک جوان از دست داده اى اما طبق شعار قرآن که مى فرماید: إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ، هنگامى که مصیبتى گرفتار آمدند گفتند به درستى که ما از خداییم و بازگشت ما بسوى اوست زیرا مرا خداوند خلق کرده است تا آزمایش شویم و بعدا او مرا خواهد برد زیرا که خودم به دنیا خود را نیاوردم که خودم را از مرگ نجات بدهم زیرا کسى مرا آورد که همان کس مرا خواهد برد همان طوری که مولوى مى گوید: من به خود نیامدم که به خود بازروم آنکه آورد مرا باز برد در وطنم ‎ ‏و ناراحتى بدلت راه مده بگو خدایا این کوچکترین چیزى است که در راه تو به اسلام عزیز هدیه نموده ام و رضاى تو براى من است و همانند حسین (ع) و على(ع) مقاوم باش مثل امام سجاد(ع) و اهل بیت امام که در شب عاشورا به اسارت در آمده اند مقاوم و شب زنده دار باش و شجاعت بیشترى را از خداوند طلب کن که به سایر برادرانم عنایت فرماید و به اولیاء صالحین ملحقشان ساز اگر مى خواهى در روز قیامت مهمان راستین خداوند باشى جامه سیاه مپوشان و به برادران سفارش کن که نپوشند و از تو خواهش مى کنم که مرا ببخشید و حلال کنید زیرا در برابر شما بسیار شرمنده هستم زیرا فرزندى خوب براى تو نبوده ام و نتوانسته ام نتیجه زحمات شما را جبران کنم زیرا معشوق حقیقى مهلت نمى دهد و عاشق مى طلبد شاید خداوند مرا مورد لطف و رحمتش قرار بدهد امیدوارم که در بین سایر خانواده هاى شهدا الگو باشید تا اینکه خداوند سعادت بدهد در آخرت به مهمانى رسول اکرم(ص) برویم و در برابر او شرمنده نباشیم از کمک چه مالى و چه جانى به اسلام عزیز و برادران دینى دریغ نورز و به چیزهاى بى ارزش تکیه ندهید زیرا مانع از رسیدن به معبود واقعى خواهند شد. اما مادرى که شب ها نخوابیدى و بزرگترین رنج و زحمت را براى من کشیده اى بخدا سوگند در مقابل تو خیلى شرمنده هستم و دستم مى لرزد که به شما وصیت کنم خداوند مرا در برابر تو شرمنده نکند زیرا فرزند خوبى برایت نبوده ام مادر شیرت را حلالم کن گر تو مرا حلال نکنى پس که بخشد مرا زیرا حق تو از گردن من بخشیدنى نیست براى من نگران مباش و زینب (س) گونه باش و همچون کوهى استوار مقاومت بکن و یا بیاد مادران غمدیده اى بیفت که چندین فرزند خویش به اسلام هدیه نموده اند لباس سیاه مپوش و موهاى سرت را بیرون نیاور که خیلى زشت و گناه است و از نظر اسلام خوب نیست. در نمازت رزمندگان و مؤمنین زحمت کش را دعا کن و ببخشید که نتوانسته ام نتیجه زحمات شما را جبران بنمایم زیرا مهلت پیدا نکرده ام. ان شاءالله شاید در آخرت با هم محشور بشویم و با بدان و سخن چینان معاشرت و وحدت نداشته باش شاید جسد من بدست شما نرسید نگران بناشید و فاطمه (س) را صدا بزنید مفقودین را دعا کنید که زودتر تکلیف آنها روشن شود و خوشحال باشید. برادران عزیزم سلام علیکم امید است که پیرو حق باشید طاعات و عبادات خویش را هیچگاه فراموش نکنید و شیطانى که باعث فریب دادن انسان از راه حق مى شود و مى خواهد آنرا از هدفش بازدارد به دور برانید به پدر و مادرمان ‎‏احترام بسیار بگذارید زیرا حق بزرگى به گردن همه ما دارند و از آنها حلالیت بطلبید و مثل سایر برادران شهدا الگو باشید زیرا خداوند به خانواده هاى شهدا لطف و عنایت دارد زیرا طبق سخن قرآن که مى فرماید: گمان نکنید آنهایى که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگار خویش روزى مى گیرند خوشحا بحال اینگونه سابقان که از همه کس و همه چیز سبقت گرفته اند و به هیچ چیز به غیر از خداوند نه اندیشیده اند و به سوى معبود واقعى خویش شتافته اند. شهدا کار حسینى کرده اند. شماها و دیگران سعى کنید کار زینبى کنید زیرا در غیر اینصورت یزید می باشید. خدا بکند از اینگونه انسانهاى وارسته باشید و عزیزان کودکان و نوجوانان خود را به مدرسه بفرستید تا از این نعمت بی دریغ الهى که علم و ادب مى باشد ثمر ببرند و آینده روشنى داشته باشند. برادران عزیزم امیدوارم مرا ببخشید زیرا کوچکتر از شماها بودم و زحمت برایم کشیده اید زیرا گاهى در برابر شماها بى ادبى مى کردم تو را بخدا سوگند که من در راه او قدم برداشته ام سعى کنید با انسان هاى مکار و حیله گر که همان دسیسه هاى عمروعاص و ابوسفیان را دارند رفتار و مراقبت نداشته باشید و انسان هایى مؤمن و مخلص که رفتارشان مایه افتخار شما و دیگر مردم باشد رفتار کنید و در کارهاى خیر از انسان هایى همچون ابوموسى اشعرى مشورت نکنید که کارهاى شما را به مکاران بگوید و خود از اینگونه افراد نباشید. خواهران محترمه ام اعم از نامادرى من و دختر عمو و زن برادر و غیره زینب گونه باشید همانطور که شب عاشورا زینب سر بریده برادر را دید و گفت آنرا در راه خدا دادم. از جسد بى روح من که در صندوقى سربسته بسوى شما مى آید نگران نباشید و موقعی که آنرا دیده اید بگوید خداوندا آ نرا در راه تو داده ایم. حجاب اسلامى را رعایت کنید و با بى حجابان رفت وآمد نداشته باشید مخصوصا خواهران خودم امیدوارم که مرا ببخشید خواهر بزرگ از اینکه تو را ملاقات نکرده ام و مدت زیادى تو را ندیده بخشید. زیرا براى من خواهر خوبى بوده اى و خواهر کوچکم امید است رفتار تو در بین خواهران دینى به همه کس درس بدهد و همانند سایر خواهران شهدا باشید. وصیت من به عمویان و عموزادگانم اینست که پیوسته با حق باشید و خداى ناکرده از حق سرپیچى کردن در شما نباشد زیرا در برابر خون شهدا مسئول مى باشید و اخوت و برادرى در بین خود رایج کنید اگر از بنده اشتباهى دیده اید ببخشید. اما نامزد مهربانم نمى دانم به تو چه وصیتى بکنم زیرا بنده تا بحال از راه مهمانى با شما سلام و علیک مى کردم و هنوز کانون عاطفه خانوادگى را بوجود نیاورده ایم گرچه هر دویمان دیوانه این امر انسانى و وظیفه شرعى بوده ایم اما راه حق به گونه اى دیگر از ما زندگى خواسته است و آن عروس جهاد است که باید مشتاقانه به سراغش شتافت و گرنه از قافله عقب خواهیم ماند. گرچه من مى خواستم با شما بطور زبانى حرف بزنم و وصیت نکنم ولى مجبور شده ام وصیت بکنم زیرا وقت مقتضى نبود که بنده در آنجا بمانم اما یک کلمه آن این است بالاخره انسان خواهد مرد و همانند سایر به ثمره نرسیدگان! نامزدى مقاوم باش و هرجا که کانون محبت برقرار کردى حجاب و عبادت خدا را همیشه سرلوحه همه چیز بدان دست خدا همرات باد . فرهنگیان عزیز باالخصوص بهمئى ها شما چراغ راهنماى بشریت و بقول امام شغل انبیاء را دارید اما رضاى حق درکارهایتان فراموش نشود و یک مرض سرطانى که فرهنگ اسبق ما به آن مبتلا بود که آن را مدرک گرایى نامیده اند از خود دور کنید و به گلهاى نوشکفته انقلاب خوب آموزش بدهید و شعار گرانبهاى قرآن (وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ) را فراموش نکنید و همیشه تزکیه را قبل از تعلیم بکار گیرید. شعار معلم حقیقى شهید محمدعلى رجائى را همیشه سرلوحه کارهایتان قرار بدهید چرا که او معلم دعا و اخلاق و ادب و تزیکه و مؤمن اصیل بود ولى از پست خیلى ترس داشته که هر آینه انسان بلغزد. شعار غربال و خاک را فراموش نکنید زیرا خاکهاى ریز فقط از غربال خواهند گذشت. خداى ناکرده از روى غرض و حسد همدیگر را سرزنش نکنید براى خودنمایى کار نکنید و دانش آموزانتان را سرزنش و منکوب نکنید. به آنهایى که شایعه دنبال عزیزان دانش آموزى که به جبهه مى آیند مى کنند زنگ خطر مى زنم آن چیست آن است که آیا به شاهد تاریخ و عصر چنین سراغى را دارید که نونهالان اینگونه مشتاقانه بر دمشق مى شورند و جزء جلب رضاى حق چیزى را نمى بینند و پیکرشان قطعه قطعه مى شود که چنین افرادى بوده اند آنهم دانش آموز زیرا حق را شناختند آیا در همانجا که آمده اند بهترین دانش آموزان نبوده اند بله به خدا سوگند که اگر دست برندارید از این حرفها عملتان مثل علم عمر مى ماند که کاتب و حسود بود اما بر اثر ریاست طلبى خودش را از آخرت برین بى نصیب گردانیده است. دانشجویان و محصل ها، همکلاسان من امید است که راه انبیاء را پیشه کنید و از مدرک گرایى بپرهیز و همگى با هم متحد باشید و عملتان را بهترین چیزى بدانید که بوسیله آن برادران دیگر را ارشاد فرمائید و به وزارت فرهنگ و آموزش عالى اعلام بدارید که دقت بیشترى در گزینش افراد بکنید درست است که حق دارد زرنگ است ببینید آیا عضوى است که براى جامعه فایده دارد یا نه از برادران متعهد دعوت به گزینش کنید و به برادران رزمنده اى که در اثر جنگ عقب مانده شده اند امکانات علمى اختیار بدهید زیرا فرداى قیامت در برابر آنها مسئولید. نیروهاى نظامى، انتظامى (سپاه -جهاد-کمیته-ارتش –بسیج و غیره) و سایر ارگانها بنحو احسن از بیت المال استفاده کنید و به بهانه کارهاى کوچک از وسایل نقلیه بیت المال استفاده نکنید زیرا در برابر شهدا و مردم مسلمان مسئولید. برادران ژاندارمرى رضاى خداوند بالاتر از همه چیز است شما در عمل حکم یک قاضى را در بین مردم دارید. خداى ناکرده براى چیز ناقابلى حق برادر مسلمان را به مسلمان دیگرى ندهید و خداى ناظر بر اعمال خویش بداید همگام سپاه و کمیته باشید انشاءالله که شما چنین نبوده اید و نخواهید بود چونکه ارگان جمهورى اسلامى هستید و طبق ضوابط اسلامى عمل مى کنید. اما روحانیون عزیز منطقه آگاه باشید که شما در لباس پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) مى باشد. سعى کنید لباس را محترم بشمارید و خودتان را به ذلت ندهید و حرمت پیامبر (ص) را داشته باشید و بحق در بین مردم قضاوت کنید اگر نمى توانید قضاوت کنید، قضاوت بى جا نکنید و مردم را به راه راست ارشاد فرمائید زیرا در برابر شهدا مسئول مى باشید و همان لباس مقدس از شما شکایت خواهد کرد. به خرابکاران، تهمت زنان، منافقان، و دسیسه بازان وصیت مى شود که هنوز دیر نشده از آن هدفى که در پیش داشته اید و دارید و آن کارهایى که مى کردید دست بردارید کسى از شما به هدفش رسیده که از آن خوشحال باشد آیا از نیمه راه بر نگشتید؟ خرابکاران و منافقان به خدا سوگند که جانم در دست او است اگر از این کارها دست برندارید و بین مردم با دوستى و برادرى رفتار نکنید شهدا شما را روسیاه خواهند کرد. تهمت زنان روزى که خلق شده اید معصوم بوده اید ولى براثر زبانتان خودتان را بدبخت کرده اید زیرا شیطان در میان شما نفوذ کرده است و نتوانسته اید آن را به دور کنید. آیا نمى دانید که تهمت از گناهان کبیره است و خیلى برآنان سخت مى گذرد؟ برادران بظاهر حزب اللهى سعى کنید باطن خویش را خوب حزب اللهى کنید و مثل گرگان در پوست میش نباشید و نگذارید حق مردم ضایع بشود اگر نمى توانید ادعا را از خود بدور کنید که بخدا سوگند دشمنان و بدکاران را بهتر از چنین افرادى مى دانم که از راه دوستى به مردم ضربه مى زنند. رزمندگان عزیز بخدا سوگند مسائل نظامى و حفاظتى را در جبهه در بین افراد افشا نکنید و موقع برگشتن از تعاریف خود جلوگیرى کنید و سایر افراد را که به جبهه نیامدند یا نتوانسته اند به جبهه بیایند تضعیف نکنید چه بسا بعضى ها کارهایى پشت جبهه انجام بدهند که پیش خداوند ثوابش از جهاد بیشتر باشد و همگام مردم باشد و مثل یک قاضى در بین مردم و حتى خانواده خویش باشید. در پایان افراد بد طینت و بد سرشت فکر نکنید کورکورانه به جبهه آمده ام و کورکورانه نمرده ام بلکه نیروى جاذبه اى مرا کشیده است و آن نیروى لایزال الهى مى باشد. خداوندا تو شاهد باش تاریخ تو بنویس که ما تو را شناخته ایم و پیوسته در راه جلب رضاى تو مى باشیم و براى دفاع از دینمان - حقمان - مملکتمان و از همه مهمتر براى خودسازى خویش به جبهه آمده ایم نه اینکه اسم و رسمى از ما درکار باشد بلکه مى خواهیم اسم دین جاویدان ما که همانا اسلام عزیز مى باشد در جهان زنده بماند. اگر دین جدّ امام حسین (ع) همان طوری که خود فرموده اند زنده نمى شود پس اى خمپارهها - تیربارها - توپها - موشکها راکتها ما را دریابید. دنیا طلبان بدانید که دنیا کام ننگین شما را برآورده نخواهد کرد زیرا بر حرص و آزتان افزوده خواهد شد. آنهایى که مى خواهند تا ابد زنده بمانند و از جنگ درامان باشند و بعد ‎ ‏از ما زنده اند آیا دائم زنده اید؟ هرگز نخواهید مرد؟ چرا خودتان را ذلیل کردید؟ چرا بر نمى گردید؟ چه سعادتى بهتر از مرگ؟ اگر نه آگاه باشید که بسزاى اعمال پرننگتان خواهید رسید. همه عمویان - همسایگان دوستان، برادران، همسنگران، همدینان، معلمان و محصلان و همکلاسان - دانشجویان و خویشاوندان و بزرگان و هموطنان را سلام گرم و صمیمانه مى رسانم حتى آنهایى که مرا مى شناسند و از همگى شما التماس دعا دارم و امید است که اگر از بنده اشتباهى دیده اید ببخشید. وقتى به زیارت کربلا رفتید مرا فراموش نکنید. به خیلى از شما علاقه دارم مخصوصا معلمان همکلاسان دانشجویان که پیوسته با همدیگر بودیم و عمرى را با همدیگر گذراندیم شاید خودتان بدانید مورد خطاب من چه کسانى هستند در ضمن دوست داشتم در آینده خدمت به جامعه اسلامى بکنم آینده درخشان محرومین را ببینم و پیشرفتهاى عزیزان و محرومین را مشاهده بکنم ولى حکم ما مأموریت خداوندى بغیر از این است . در پایان از همگى عزیزان طلب بخشش و عفو میکنم و امیدوارم که مرا ببخشید و توفیق هرچه افزونتر از خداوند برای مسئولین و خدمتگزاران دارم. وظیفه اى که داشته ام به آن عمل کردم و وصیت خویش را نوشته ام اگر ایرادى یا اشکالى در آن مى باشد برادران روشنفکر به مطالعه پرداخته و آن را اصلاح کنند. در ضمن عزیزان عزت اهل بیت و کتاب خدا را فراموش نکنند و به آنها متمسک بشوید و پیوسته پیرو ولایت فقیه باشید که ان شاءالله پیروزى ما در همین کلمه خواهد بود. روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافلان از احوال دل خویشتنم از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟ به کجا مى آروم آخر ننمایى وطنم مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک دو سه روزى قفسى ساخته اند از بدنم اى آن خوش آنروز که پرواز کنم تا بردوست به هواى سرکویش پروبالى بزنم آنکه تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار مجروحین و معلولین شفا عنایت فرما ‎ ‏ رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان فرج امام زمان هرچه سریعتر بگردان خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشى و ما رستگار والسلام على من البتع الهدی

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.