الله کرم دمساز
زندگینامه شهید
برادر دانشجوی شهید عزیز الله کرم دمساز فرزند دلبند حاج زلفعلی دمساز از طایفه نرمابی شهرستان کهگیلویه (دهدشت) در سال 1336 در منطقه ای محروم به نام قلعه مدرسه از توابع گچساران در خانواده ای عشایری که زندگی چادرنشینی داشت متولد گردید. خانواده ای که در آن با وجود اینکه فشار زندگی محرومیت از زندگانی شهری را لمس کرده بود و از امکانات و رفاه شهرنشینان بهره ای نداشت همواره از خدا و اسلام و قرآن سخن گفته می شد. این خانواده در میان هم ولایتی هایش به پاکی و صداقت و پاسداری از حدود خدا مشهور بود. برادر شهید در سن شش سالگی به مدرسه رفت در مدرسه ای به نام امامزاده سید فخر احمد (شهرستان ممسنی) مشغول تحصیل شد و کلاس دوم دبستان را در روستای دیگری به نام خیرآباد به پایان رسانید و همچنین کلاس سوم و چهارم خود را در روستای عقب افتاده دیگری به نام بلربیشه از توابع شهرستان کهگیلویه (دهدشت) به اتمام رسانید و سالهای پنجم و ششم ابتدایی خویش را در شهرستان بهبهان به آخر رسانید. برادر دانشجوی شهید همیشه با وجود اینکه زندگانی چادرنشینی و محرومیت از امکانات زندگی به او فشار می آورد همیشه در زمره دانش آموزان ممتاز کلاس درس خود به شمار می آمد و به همین خاطر بود که پیوسته مورد لطف و محبت آشنایان و دوستان قرار می گرفت. برادر دانشجوی شهید دوران متوسطه اش را در دبیرستان مطهری بهبهان (پهلوی سابق) شروع کرد. در سال 1348 که آغاز تحصیلات متوسطه برادر شهیدمان بود اوج قدرت نظام دیکتاتوری وابسته به استکبار جهانی بود و در آن دوران کمتر جوان دبیرستانی مشاهده می شد که از قرآن و اسلام و مسجد و محراب سخن بگوید. آن زمان که مسجدها از جوانان خالی بود برادر عزیزمان پیوسته به مسجد می رفت تا اصول عالیه اسلامی را از زبان گویندگان مذهبی بشنود منزلی را که کرایه کرده بود همیشه جایگاه دوستان صمیمیش بود البته دوستانی که همفکر و همراه او بودند و پیوسته از حسین و مکتبش سخن می گفت. کرامت و فضل و بخشش او سرآمد همه بود. وی امکانات مادی خود را به رایگان در اختیار دوستانش قرار می داد و بیشتر اوقات از قسط و مساوات و برادری و برابری سخن می گفت و پیوسته می گفت من رنج می برم از اینکه ببینم لباسم نو و شیک باشد در صورتی که دوستانم لباس های کهنه و مندرس بپوشند و شیرین زبانی و قیافه ساده او نمونه یک مسلمان وارسته بود. وی عشق و علاقه عجیبی به زیارت مکان های متبرکه داشت و به همین خاطر در همان سال های دوران متوسطه اش به زیارت امام رضا (ع) رفت که در بین اقوام و آشنایان خود و دوستانش به مشهدی الله شهرت داشت. سال آخر متوسطه خویش را در سال تحصیلی 1355-1354 در دبیرستان داریوش سابق شیراز در رشته ریاضی با معدل 16/4به پایان رسانید و سرانجام در کنکور سراسری ورودی به دانشگاه شرکت نمود در رشته بیمه بازرگانی مدرسه عالی بیمه بازرگانی موفق گردید. برادر شهید همگام با دانشجویان مسلمان و مبارز دانشگاه بر علیه نظام دیکتاتوری شاه شروع به فعالیت نمود و با پخش اعلامیه و شرکت در تظاهرات دانشجویی و اعتصاب غذای دانشجویی همراه دیگر دانشجویان مبارز در سرنگونی و افشای ماهیت رژیم منحوس پهلوی سهم به سزایی داشت . مهمتر از همه در آن محیط دانشگاهی که روشنفکران چپ نما به پیروی از تبلیغات بیگانه که دین را افیون توده ها می نامیدند، برادر سنگری محکم علیه این نوع افکار انحرافی زرق و برق های محیط روشنفکری و روشنفکر نمایی هیچگاه در ایمان راسخ وی نسبت به معبود (الله) خللی ایجاد ننمود و همواره پاسدار مکتب حسین (ع) و مبلغ توحید و نبوت بود و در سال 1356 بود اوج مبارزات حق طلبانه امت اسلامی ایران علیه نظام طغیانگر و وابسته به امپریالیسم آمریکا بود مثل همیشه پرچم دار آگاهی و مبارزه برعلیه نظام پوسیده آریامهری بود. برادر شهید در تمام طول دوران انقلاب ایران به رهبری امام خمینی همیشه عکس ها و اعلامیه های امام امت را ده به ده و خانه به خانه و کوچه به کوچه پخش می کرد و چون از هر نظر مورد احترام مردم بود سخنان و حرف های ایشان مورد قبول واقع می شد تا سرانجام در بهمن ماه 1357 انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام بزرگوارمان و با تلاش بی دریغ هزاران روشن فکر امثال شهید دمسازها و حمایت امت حزب الله به ثمر رسید ... اما بعد از سرنگونی رژیم شاه باز توطئه ها پایان نیافت. جریان انحرافی گروهک های ضدانقلاب از هر سو انقلاب اسلام اصیل را مورد تهدید قرار داد. برادر شهید دوباره از اینجا هم پیشتاز بود تمام افکار انحرافی مسلمان نمایان و مارکسیست های انقلابی نما را برای دوستان و آشنایان و محصلین برملا نمود و در سال 1358 بعد از تعطیلی دانشگاه با همت عده ای از دوستانش و با رهنمودهای امام امت خمینی بت شکن جهاد سازندگی شهرستان محروم کهگیلویه (دهدشت)را تشکیل داد و تعطیلات تابستانی خویش را در این ارگان انقلابی گذرانید. باز دوران تحصیلی دانشگاهی خویش را شروع کرد تا انقلاب فرهنگی پیش آمد. برادر شهید در اینجا هم مثل همیشه پیشتاز بود. او همگام با دانشجویان پیرو خط امام در مقابل مخالفت هایی که از طرف گروهک های منحرف در مورد تعطیلی دانشگاه ها و جریان انقلاب فرهنگی پیش آمد قاطعانه ایستاد و در منطقه محروم دهدشت شروع به فعالیت نمود. برادر شهید در سال 1359-1360 در دبیرستان منتظری لنده مشغول به تدریس شد. وی به گفته همه شاگردانش معلمی فداکار و نمونه باتقوا و اسطوره ایمان و فضیلت بود. و بعد از آن به مدت پنج ماه در جهاد سازندگی دهدشت مشغول به کار و فعالیت گردید. برادر شهید جهادگری بود انقلابی که پیوسته از کار خالصانه در راه خدا سخن می گفت. روح پرخاشگر وی عرفان و اعتماد او به خدای تبارک و تعالی باعث شد که پیوسته در تکاپو و تلاش باشد. دانشجوی شهید جهت تحصیل علوم دینیه به مدت هشت ماه در قم بود تا اسلام فقاهت را بیش از پیش از مدرسین حوزه علمیه قم بیاموزد. بعد از کسب فیض در محضر مدرسین حوزه علمیه قم عشق او به بهشت جاودانه و و انقلاب و امام رهبر انقلاب باعث شد که عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شود و بدین منظور در تاریخ 1361/7/1 جهت آموزش نظامی از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دهدشت به پادگان شهید آیت الله دستغیب در کازرون اعزام شد و پس از طی دوران آموزشی در تاریخ 1361/7/27 رهسپار جبهه حق علیه باطل (جنوب) شد و سرانجام در تاریخ 15 محرم الحرام مطابق با یازدهم آبانماه سال 61 (هـ.ش) در جبهه عین خوش به درجه رفیع شهادت نائل آمد .
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید الله کرم دمساز
وصیت نامه شهید الله کرم دمساز متن وصیتنامه برادر دانشجوی شهید الله کرم دمساز بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و الصلوه و السلام علی سیدنا ابوالقاسم محمد (ص) و آله اجمعین الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ. آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند. اگر با چشم بصیرت به این نظام هستی بنگریم پی می بریم که حتی جابجا کردن یک برگ درخت در حرکت آن بی تأثیر نیست. اگر در بیابانی برویم و چوب تراشیده ای یا قلم شده ای را ببینیم فوراً می گوییم کسی این موجود را به این شکل درآورده است حال آیا ممکن است این نظام هستی با همه نقاشی و نظم بگوییم نعوذبالله سازنده ای علیم و حکیم و ... ندارد . سپاس و ستایش خدای را که پروردگار عالمیان است و بر عالم بشریت منت گذاشت و پیامبرانی جهت هدایت و نجات بشریت فرستاد و آنها را از غرق شدن در اقیانوس جهل و ظلم و سایر محرومیتها از نعمتهای الهی نجات و به ساحل نورانی و عدالت و سایر نعمتها رهبری و هدایت نمود که در رأس این پیامبران حضرت محمد (ص) بود که با رسالت حیاتبخش اسلام جهان را از ظلمات و تاریکی های جهل و جور و اشرافیت و بت پرستی در هر شکل و لباسش به سوی نور و عدالت و عزت و عظمت و شرافت رهبری و راهنمایی نمود و بعد از خود سکان کشتی نجات را به دست ناخدایان و کشتیبانانی ماهر و زبردست که در دانشگاه خود شاگرد بودند و با دیدن فراز و نشیب های اولیه اسلام و چشیدن تلخی های دوران و برداشتن گامی از تجربه های چندساله زندگی پیامبر که همه درس بود و امتحان هر کدام از خود استادی و امام و رهبری نمونه شدند تا کوله بار مسئولیت را بر دوش گیرند و خط سرخ انبیاء را به سوی سرمنزل اصلیش، الله طی نمایند و بنابر اصل ولایت و امامت هرکدام جانشین ماقبل خود می باشد و اینک ما در دوران غیاب امام مهدی(عج) که پایان دهنده تمام ظلم ها و ریشه کننده تمامی مظاهر شرک و کفر و طاغوت می باشد زیر چتر اسلام و به رهبری بر حق و زمینه ساز امامت حضرت امام خمینی کبیر و بت شکن تاریخ پیش به سوی زندگی با عزت در حرکتیم. کاروان توده های محروم و ستمدیده با اهداء خون سرخ بهترین فرزندانش و ایجاد سیل خروشان صفحه های تاریخ بشر را ورق زده و به سوی سرمنزل هستی در حرکت است چون این کاروان هماهنگ با نظام هستی در جریان است هیچ نیرویی نمی تواند سد و مانع راهش شود، زیرا ایستادن در مقابل این سیل جوشنده که بر جامعه مرده بشریت حیات دوباره بخشیده همان و هلاکت گردیدن همان. چه بسا انسان هایی که لجن زارهای کنار این سیل را با نظام هماهنگ و پرتحرک هستی عوض گرفته و به زندگی قورباغه وار خود در این لجن زارها ادامه می دهند که زنده بودنشان چیزی جز مرگ تدریجی نیست. ما همچون جویی هستیم که مسئول رساندن آب به درختان است البته برحسب اولویت نه اینکه فقط یک درخت را آبیاری کند، حال اگر نعمت هایی را که خداوند بر ما منت گذاشت و بر ما عطا فرمود در جایگاهش بکار و مورد استفاده قرار ندهیم چنانچه باغبان جوی را تغییر می دهد خداوند هم درهای نعمت را بر روی ما قطع می کند. پس باید حداکثر استفاده را از حداقل امکانات و نعمت هایی که مبذول شده بنماییم. چنانچه خداوند می فرماید : إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً، یعنی ما شما را هدایت کردیم نعمت دادیم اگر شما شاکر بودید علاوه بر اینکه زبانی و فکری شکر بگویید عملاً نعمت را در جای اصلیش بکار برید در غیر اینصورت کافرید که سزای کافری هلاکت و عذاب الیم است. اما کسانی هستند که زندگی قورباغه ای و مرگ تدریجی بر زندگی شرافتمندانه ترجیح دادند و از نعمت ها فقط برای خویشتن بهره برداری می کنند و لذت دنیوی نعمت ها آنها را کور کرده و آخرت و ملاقات با الله را فراموش کرده اند که قرآن می فرماید: ای ایمان آورده ها با آنان که معاد را به دنیا فروخته اند مبارزه و جهاد کنید (دنیاپرستان). اینک بنده بنابراینکه همه مسلمین در قبال حقوق مسلمین مسئولند با تمام هستی با یاری خدای تبارک و تعالی و گوش به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رهسپار جبهه های حق علیه باطل می شوم تا شاید در زمره مؤمنان حق و حقیقت محسوب شوم. به یاد سخن امام عزیزمان خمینی کبیر می افتم که فرمود: ای جوانان عزیز با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح برگیرید و از کیان اسلام و حیثیت و شرافت خود دفاع کنید و قدرت تفکر را به دشمنان اسلام و مسلمین ندهید. توصیه به مردم : با توجه به آیه ، وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا، مهمترین مسئولیت سالم نگه داشتن افکار عمومی است خصوصاً در سنین بالا که باید با یکپارچگی و حفظ وحدت اسلامی خویش هیچگونه فرصتی به فرصت طلبان و منافقان هرج و مرج طلب ندهید و همیشه حاضر و ناظر در صحنه های نبرد باشید بدانید که انسان با انجام وظیفه است که ارزش پیدا می کند نباید شما زمینه را آماده کنید تا فرصت طلب کشت تخمش که چیزی جز تخریب و خرابکاری ببار نمی آورد بکارد. حضرت علی(ع) می فرماید: دنیا را بسپارید به دست دنیاپرستان و بگذارید. منظور نه این است که کار نکنید و زحمت نکشید و تولید نکنید، بلکه اقتصاد مملکت یکی از چرخهای حرکت و گردش مملکت است. بلکه منظور این است که معاد را به این دنیا معامله نکنید چون این دنیا منزلی است گذرا که باید از آن توشه ای برای راه درازمان برگیریم. امید است که به پا خیزیم و با یاری خط سرخ انبیاء این منجیان بشریت عوامل فساد و مظاهر شرک و کفر را از صحنه روزگار برچینید. کشاورزان عزیز بدنید که هر دانه گندمی که شما تولید می کنید گلوله ای است بر دهان آمریکا و عوامل و نوکرانش و همچنین شوروی و دیگر نمونه های کفر و شرک وقتی که شما دانه گندم بر زمین می کارید مثل این است که یک بمب آتش زا بر قلب آمریکا کاشته اید. کارگران محترم هر پتک شما ضربه ایست که بر سر آمریکا و فرزندان نامشروعش کوبیده می شود. دامداران گرامی بدانید که مسئولیت شما حمل کوله بار مسئولیت انبیاء می باشد زیرا که انبیاء قدری از عمر مبارکشان را به گوسفندچرانی گذرانده اند. انشاءالله تعالی توصیه و سفارشات به برادران جهادگر جهادسازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و معلمان و محصلان و روحانیت مبارز را در دیگر مهلت ها خواهم نوشت و همین را به جوانان عزیز و دیگر قشرهای مملکت بخصوص منطقه بگویم که هر جوانی دارای خواسته ها و آرزوهایی است که شامل این حقیر هم می شود ولی اینجانب بنابر آیهلَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ، هرگز خوب نمی شوید مگر از بهترین خواسته هایتان بگذرید من از تمامی خواسته ها و آرزوهایم که در رأس آنها زنده ماندن است گذشتم طبق آیه: اذْهَبا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَی، رهسپار جبهه های حق علیه باطل شدم حالا که سرنوشت هر انسانی مرگ است چه بهتر که قهرمانانه چون حسین بن علی (ع) سرور آزادگان مرگ سرخ را که زیباترین مردن است بسان گردن بندی زیبا بر گردن اندازم به یاد شعر مولوی افتادم: من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوشحالان شدم ای انسانها همه با هم به سوی پناهگاه اصلی که الله است حرکت کنید که این تکیه گاه ها که در این دنیا است همه مانند موج زودگذرند و همچون بید لرزانند پس هماهنگ با نظام هستی پیش به سوی میعادگاه سعادت برویم که در غیر این صورت هلاک خواهید شد چنانکه حرکت در جهت مخالف رودخانه چیزی جز استقبال مرگ سیاه رفتن نیست اگر می خواهید زنده بمانید بپا خیزید علیه مظاهر شرک و کفر در هر لباس. از فرزندان راستین امام خمینی این جهادگران حقیقی که همرزمان همیشگی حقیر بودند که عبارتند از تیمور هدایتی راد، الله قلی محرر، علی صفرزاده، برسیاه دلنسب، خیرالله خرمک، صدیف دمساز و دیگر دوستان و عزیزان حلالیت می طلبم و التماس دعا دارم. از قول من از برادران محمود منطقیان و غضنفر دژمان و دیگر دوستان و برادران که آنها را ندیده ام خداحافظی کنید. راهم راه امام عزیز خمینی کبیر است. درود بر امام خمینی بت شکن تاریخ ، سلام بر شهیدان انقلابمان ،زنده باد اسلام ، مرگ بر آمریکا و دیگر ستمکاران . از برادران جهادسازندگی و دیگر برادران (از جمله آقای خرمک) تقاضا دارم که به خانه مان سرکشی کند. "اللهم انصر الاسلام و اقتل الکفار و المنافقین ، اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان، اللهم احفظ الامام الخمینی، اللهم ارزقنی توفیق الشهادت فی سبیلک، اللهم اشف مرضانا و ارحم موتانا لبیک یا اباعبدالله" سلام مرا به برادر عزیزم خداکرم در آمریکا برسانید. متشکرم - الله کرم دمساز
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید