اسدالله عنبری
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
گزیده وصیت نامه شهید اسدالله عنبری
گزیده وصیت نامه شهید اسدالله عنبری بسم الله الرحمن الرحیم خاطره یکی از همرزمان ایشان را پیرامون آگاهی از شهادت شهید بیان می کنیم: در جریان عملیات مهران و آزادسازی این شهر از لوث بعثیان، شهید شبی خواب می بیند که با دوتای دیگر از دوستانش بر آب راه می روند، هرسه دست همدیگر را گرفته اند و آرام پای بر آب می گذارند و آب زیر پای ایشان درنمی رود و آنها در طول رودخانه ای پرخروش بر آب قدم می گذارند در حالی که آب وزن آنها را تحمل می کند و در آب فرو نمی روند. شهید فردای آن روز این مسئله را با یکی از روحانیون مطرح می کند و ایشان می گویند شما سه نفر رئوس یک مثلث هستید و آن مثلث شهادت است. شهید در ابتدا اندکی به تفکر فرومی روند و بعد چهره ایشان از این خبر خوش بشاش می شود و وقتی اطلاع می گیرند و سراغ دو دوست دیگر خود را می گیرند می فهمند که آن دو هر کدام در لشکر جداگانه ای بودند و شهید شدند و زمان زیادی از خواب ایشان نمی گذرد که ایشان نیز به مقام شهادت نائل می شوند و همرزم شهید می گوید که هیچ وقت شهید را تا این حد خوشحال ندیده بودم که این خوشحالی تا لحظه شهادت تداوم داشت و آثار این خوشحالی لبخندی بود که در موقع شهادت بر لب داشتند و علیرغم به هم خوردگی صورت ایشان دراثر ترکش خمپاره که به پشت سر ایشان اصابت کرده بود لبخند بر لبهایشان بود و موقع تشییع و به خاکسپاری ایشان نیز این لبخند بر لبانش بود.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید