برزو فروتنی
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید برزو فروتنی
تاریخ: 1364/01/11
وصیت نامه شهید برزو فروتنی تاریخ : 1364/01/11 " وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ مرده مپندارید آن هایی که در راه خدا کشته شدند بلکه آن ها نزد پرورگارشان روزی می بینند " متن دومین وصیت نامه برادر "برزو فروتنی" فرزند محمد ساکن قره قلعه نبی در تاریخ 64/1/11 صلوات بر عصاره فضیلت ها و ارزش ها و تجسم عظمت ها والائی ها و تبلور شخصیت و اولین مخلوق هستی و مقرب ترین عبد صالح خدا مظهر اسماء و صفات الهی و مقدس ترین و پاکترین بنده در گاه حق یعنی پیامبر(ص). سلام بر بت شکن زمانه و یگانه منجی عالم بشریت و نائب بر حقش امام خمینی و با سلام به ارواح تابناک شهداء از صدر اسلام تا کنون و سلام به رزمندگان برومند اسلام، سربازان آقا امام زمان و پویندگان راه حق و حقیقت. سلام بر حسین اسطوره ایمان و آموزنده اخلاق مرد شجاعت و مروت و سعادت و رشادت. همه بدانید که ما این راه را دانسته و با رضای خود انتخار کردیه ایم و همه بدانند که ما برای اسلام و قرآن آمده ایم که ما برای پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی ایران به رهبری نائب امام آیت الله العظمی امام خمینی و به دنبال عشق و ایمان به راهش و برای نجات همه عالم از زیر بار کفر و الحاد و ظلم و ستم استکبار جهانی در همه زمان ها و مکان ها آمده ایم و اینجا میدان جنگ اسلام علیه تمامی کفر و تمامی ظلم و استکبار است و این جا میدان نبرد حق علیه باطل به هر شکلش می باشد و ما امروز در چنین جنگی هستیم. آنان که خانه هایشان خزیده اند و چشم و گوششان را فروبسته اند و مانند کبک سر خود را زیر برف کرده اند بدانند که اگر ما رفتیم فردا نوبت آنان است که تفنگ های بر زمین افتاده مان را بردارند و به این راه خونین ادامه دهند. که اگر چنین نکنند نفرین بر آنان باد و سعی کنید که مسلمان واقعی باشید و در خط اسلام راستین و فقاهتی و در خط امام یعنی خط اسلام باشید چون که فلاح و رستگاری تنها در این راه میسر است و اما ای پدرم و برادرانم و دوستانم و بستگانم من تمام شما را به همبستگی و اتحاد در راه پیشبرد و اهداف انقلاب دعوت می نمایم و از شما می خواهم که همیشه صرفدار خط رهبری و اسلام باشید و اما ای مادرم من به تو می گویم می روم تا اسلحه در دست افتاده شهیدان را بردارم و انتقام خون آن ها را بگیرم و مادران شهدا را خوشحال کنم و دیگران هم بیایند و اسلحه افتاده من را بردارند و انتقام من را بگیرند و مادرم درست است که من جگر گوشه توام و عزیز و فرزند دلبند توام ولی هیچ چیز بهتر از اسلام و قرآن نیست اگر می خواهی من را دوست داشته باشید اسلام را دوستداری کنید. ای مادر و پدر گرامی ام از شما می خواهم که سه تا برادر کوچک را طوری تربیت کنید که اگر خداوند متعال این سعادت و این آرزوی دیرینه که خودتان می دانید گاهی اوقات در خانه همین آرزو را می کردم که همانا شهادت می باشد و شهادتی که تداوم بخش خون حسین می باشد. اگر نصیبم شد آن ها بتوانند اسلحه از دست افتاده مرا به دست بگیرند و سنگر خالی مرا پر کنند. مبادا برایم گریه و زاری کنید. آیا پدرم و مادرم دوست نداری که از شفاعت محمدی در این دنیا و آخرت نصیب حال شما شود و در نزد زهرا روسفید باشید و مبادا که شهادتم که عروسی من می باشد گریه کنید و امام پدرم و مادر می دانم که شما چقدر رنج و مشفت برای من هم در کودکی و هم در طول دوران تحصیلی کشیدید و می دانم که شما آرزو داشتید که از جوانی من عیش ببرید ولی چه عیشی بهتر از شهادت من چه عیشی که حسین انتخاب کرد و عشقی که خداوند فرمود من خونبهای شما هستم. و از خواهرانم می خواهم که زینب وار صبر پیشه خود کنند و با حجاب خود مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق و غرب بزنند. و مبادا در عزایم گریه کنید و از تمام دوستان، عمویان، خالویان و هم محلیمان می خواهم در عزایم که ان شاء الله عروسی من خواهد بود لباس سیاه بر تن نکنند و اما تو ای مادربزرگم از تو می خواهم که حقی بر گردن من دارد حلال نمایید و صابر باشید و در شهادتم گریه نکنید و مادرم و پدر هم حقتان که بر گردنم دارید حلال نمایید و مادرم شیرت حلالم بنمایید و عمویان عزیزم و اهالی ده مان از شما می خواهم که اگر بدی از من دید و حقی بر گردنم دارید مرا حلال کنید و از شما می خواهم که به پدرم و مادرم دلداری دهید و نگذارید غم و اندوه داشته باشند و از شما می خواهم که خولوی عزیزم نوذر برزگر و دیگر معلیمن و لوادرران منطقه می خواهم که در صورت امکان شب های جمعه دعای کمیل بر سر قبرم بخوانند و از همه آن منطقه و اهالی پر شور می خواهم که اولا مرا ببخشند و در ثانی از شما می خواهم که مبادا تفرقه اندازی کنید و نسبت به همدیگر حسادت ورزید و شماها چشم و امید رهبر و ذخایر مملکت هستید و قدر همدیگر را بدانید و گذشته را به یاد بیاورید و با حالا مقایسه کنید و قدردانی نعمت بزرگ یعنی امام امت را بدانید و همیشه دعا به جان امام کنید. و در پایان از خالویان و پدرم و مادرم می خواهم که عین الله و هیبت الله عزیز را که از کودکی مادر ندیدند و مهر مادری را ندیدند می خواهم مثل گذشته به آن ها مهربان باشند و آن ها را برای اسلام تربیت کنم و با التماس دعا وصیت نامه را به پایان می رسانم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. در ضمن قبر من را در صورت رضایت پشت مدرسه داخل خرمن قدیمی دفن کنند تا آنانی که از کنار قبرم می گذرند برای من حمد و سوره بخوانند. مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک / دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود / به کجا می روم آخر ننمایی وطنم دوست دارم شمع باشم در دل شب ها بسوزن / روشنی بخشم به جمعی و خودم تنها بسوزم و بار دیگر ای دوستان، ای پدرم و مادرم و خواهرانم برادرانم، خالویان، همشهریان و دیگر اقوامان هرگاه خواستید بر من گریه کنید اول به یاد حسین و علی اکبر و علی اصغرش و فاطمه زهرا و عباس و ابوالفضل گریه کنید.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید