علی فرهمندی نژاد
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید علی فرهمندی نژاد
وصیت نامه شهید علی فرهمندی نژاد بسم رب الشهداء و الصدیقین وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ البته کسانى که در راه خدا کشته مى شون مرده مپندارید بلکه آنها زنده اند و در نزد خدایى خویش روزى میگیرند. خدایا حیاتم را حیات محمد و ال محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد قرار بده خدایا زیارت حسین (ع) را در دنیا و شفاعتش را در آخرت نصیبم بفرما و عاقبت ما را بخیر گردان. پروردگارا هم اکنون این وصیت نامه را مى نویسم تا کاغذى را سیاه بکنم هرچند لیاقت شهادت را ندارم، اما پروردگارا نمى دانم که چه بنویسم اما در میدان هاى نبرد و مبارزه و جنگ رویاروى تو به ما فهماندى که چه اشخاصى را امتحان مى نمایى و یقین پیدا کردم که تا کسى عاشقت بشود و تا تو عاشقش نشوى شهادت نصیبش نمى شود. معبودا به گذشته ام نگاه مى کنم چرا گناه و معصیت و تباهى و خوارى چیزى در نظرم نمى آید که به آن امیدوار باشم حتى دیروز و امروز را نگاه مى کنم باز مى بینم گناهى به بار گناهانم افزوده شد پس معبودا با این حال خجالت مى کشم که هنگامیکه در برابرت محشورمى شوم و نامه عملم را سیاه ببینم در برابر این همه نعمت که تو به بنده ات عطا فرمودى. خدایا تو ناظر و بینا و آگاه به عمال من بودى و هستى اما خدایا هر چند گناهم بزرگ است و جرم سنگین ولى بخشش تو بزرگتر از گناه من است و زیرا تو رحمان و رحیمى و من به این بخشندگیت امیدوارم. اى مقلدان روح الله و اى بازوان پرتوان و خستگى ناپذیر انقلاب بجنگید و برزمید و طریقه جهاد و مبارزه علیه ظالمان را به مظلومان نشان دهید برزمید به شهادت برسید و با شهادتتان ملتهاى خفته را بیدار کنید و قدرت اسلام را نمایان و مظلومیت اسلام را به جهانیان نشان دهید و امام را مثل همیشه یار و یاور باشید و اما اى خانواده هاى محترم شهداء و مفقودین و اسراء و معلولین و مجروحین اسلام و درود خدا بر شما باد و امیدوارم که این سلام صمیمانه بنده حقیرتان را بپذیرید. اى مردم محروم روستاى قیام دولى پر از مهر و محبت و اخوت برادرى به شماها سلام مى رسانم و از همه شماها خداحافظى و حلالیت مى طلبم و از شما مى خواهیم که تفرقه و جدائى و دودستگى دست بردارید و دست برادرى با هم بدهید . اما چند جمله درباره خانواده ام: اى پدر ومادر عزیزم مى دانم که شما زحمت هایى براى من کشیدند و آرزو داشتید که در نزد شما زندگى جوانى ام را آغاز کنم اما چه کنم که خداوند مرا بیشتر دوست داشت. پدر و مادرم همانطورى که مى دانید بنده امانتى بودم در دست شما و خدا خودش این امانت را داد و خودش او را باز پس گرفت از شما تقاضا دارم در شهادتم صبور و بردبار باشید همانطور که خداوند صبر کنندگان را دوست دارد. از اقوامان و خویشاوندان مى خواهم لباس سیاه براى من نپوشید از همه روستاى قیام طلب آمرزش مى خواهم مخصوصا همکلاس هایم که هرچه نام ببرم کم است مى خواهم اگر خداى ناخواسته بدى از من دیدند مرا بخاطر امام حسین ببخشند. مادر نمى دانم از کجا شروع کنم و از کجا بگویم اگر زحمت هایى را که تو در این سالهاى گذشته کشیدى به سنگ بگویم مى ترکد واگر به کوه بگویم آتش مى گیرد و اگر به خاک بگویم مى گرید اگر به آسمان بگویم خون مى بارد ولى پدرم و مادرم، برادرانم و خواهرانم براى رضاى خداوند مرا ببخشید که انشاءالله مرا هم مى بخشید و اما امر به معروف و نهى از منکر را فراموش نکنید از کسانیکه در تشییع جنازه ام شرکت مى کنند همانطورى که بر مزار برادران شهید هوشمند فروتنى شهید پیرزاد رضوى و دیگر شهیدان نوحه خوانى و مرثیه سرایى مى کردند بر مزار هم همانطور برادران و خواهران وصیت مرا حفظ کنید و عمل نمائید . ببینید که چه دارم مى گویم تا در دنیا و آخر سعادتمند باشید اما مؤمن گناه خود را چون سنگى بزرگ بر بالا سرش مى بیند که هر لحظه ممکن است بر فرق سرش افتد و کافر گناهاش را چون صداى بال مگس مى پندارد که از جلو گوش او گذشته است و این را بدانید سه چیز موجب پیروزى مؤمن است. در دنیا دیدار برادران مؤمن، افطار روزه، عبادات و نماز آخر شب و این را هم بگویم که روحانیت شرف ماست، وجدان ماست، حیثیت ماست و ناموس ماست همه چیز ما مى باشد. اما مادرجان قربانت شوم. خواسته باشید احکامى را که خداوند بر همه ما مقرر داشته از قبیل نماز، روزه، خمس و زکات و غیره این را هم بگویم همکلاسهایم این را بدانید که این قیر منزلگاه ابدى ما خواهد بود و فقط اسم من در میان شماست تا روز قیامت. از همکلاسهایم مى خواهم که برایم قرآن بخوانند اگر امام نبود قلب ما از گناه سیاه مى شد که دیگر توانائى هیچکارى را نداشتیم و اما شهداء و اسراء و مفقودین را فراموش نکنید و به خانواده هاى شهداء واسراء و مفقودین قول خواهیم داد که نخواهیم سنگر فرزندتان خالى بماند، اما اول حضرت على (ع) فرمود : بخدا قسم اگر زیر هزاران ضربه شمشیر بمیرم بهتر از این است که در بستر خواب بمیرم و شماها باید همانند زینب (س) باشید که متحمل 72 تن را نمود و همانند مادر وهب باید که مى فرماید من سرى را که در راه خدا داده ام پس نمى گیرم و با خداوند پیمان مى بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با حسین همراه باشم و سنگر او را خالى نکنم و در آخر وصیتم این است که هر جا مادرم و پدرم و برادرانم و خواهرانم خواستید مرا دفن کنند. مى دانم که شما در انتظار عروسیم بودید ولى بر خلاف ایده وعقیده تان عروسیم مبدل به عزا شد و حجله ام سیاه گشته. مادرجان و پدرم و برادرانم و خواهرانم لباس دامادیم تبدیل به کفن شده است و در آخر دعاى کمیل و توسل و نماز جماعت را فراموش نکنید در آخر چند قطعه شعر براى یادگارى در پاى مکتوبه خود مى نویسم که متناسب با توسعه هاى فوق است. روزگار این است که گه عزت دهد گه خوار سازد چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد اگر خواهى که جهان در کف و اقبال تو باشد خواهان کسى باش که خواهان تو باشد براى اینکه ذهن خوانندگان از هدف و منظور این دو بیت شعر دور نشود تا حدودى به محتوى و مضمون آنها اشاره مى کنم روزگار یا برهه زمانى در بعضى اوقات یا عزت و عظمت را به همراه دارد با خوار ذلیلى را که در این موقعیت صلاح دیدم عزت و عظمت را برگزینم و در ضمن عاشق خواهان معشوق خود مى یباشد که در بیت دوم بنده به عاشق و خداوند به معشوق تشبیه شده است. والسام على من البتع الهدى
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید