علی خانلقی
زندگینامه شهید
علی خانلقی در سال 1347 در روستای سلیمانی از توابع شهرستان نیشابور دیده به جهان گشود، از سن 6 سالگی وارد دبستان شد و تا پایان مقطع راهنمایی در روستا به تحصیل علم و دانش پرداخت و تحصیلات مقطع دبیرستان را در نیشابور در دبیرستان علامه طباطبایی گذرانید. در سال 1365 پس از اخذ دیپلم در کنکور سراسری شرکت نمود و در رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شد اما این بار دانشگاه خودسازی و عشق را در اولویت قرار داد و به جبهه های نور علیه ظلمت مهاجرت کرد و از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مدت 17 ماه رشادت های بی نظیری را در جبهه آفرید و سرانجام در تاریخ 1365/10/4 در عملیات ظفرمندانه کربلای 4 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سر به سوی معبود خویش پر کشید و پیکر مطهرش پس از تشییع در زادگاهش به خاک سپرده شد تا با خون مطهرش راهگشای دیگر کاروانیان عشق که راهی کربلایند گردد. این شهید بزرگوار از نظر اخلاقی در سطح بالایی قرار داشت، همواره گشاده رو و مهربان بود، با فساد و بی بند و باری بسیار مخالف بود. در مراسم دعا و نماز جمعه و جماعت حضور شایان توجهی داشت، به تحصیل علم و دانش عشق می ورزید، برای والدین اهمیت و ارزش قائل می شد و با آنان بسیار صمیمی بود. شهید خانلقی بسیار فداکار و تمام وجودش و زندگیش وقف خدمت به مستضعفین، انقلاب و جامعه خویش کرد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید علی خانلقی
تاریخ: 1365/10/02
وصیت نامه شهید علی خانلقی تاریخ : 1365/10/02 شهادت بهترین نوع مرگها هست. شهادت ارثی است که از ائمه(ع) و پیامبران(ع) به ما رسیده. شهادت کمال انسان است. شهادت یعنی بر مرگ لبخند زدن و مردن را مسخره کردن. شهید قلب تاریخ است. شهید شمع محفل آزادگان است. با سلام و درود بی پایان بر پیامبران(ع) و بعد از آن ها بر ائمه علیهمالسلام و سلام و درود بی کران بر امام زمان(عج) منجی عالم بشریت، آن که با ظهورش دنیا را منور خواهد کرد و پر از عدل و داد میکند پس از آن که پر از ظلم و جور شده و سلام بر امام خمینی پدر روشن ضمیر که همچون موسی بر فرعون و همچون ابراهیم بر نمرود و همچون محمد(ص) بر بتپرستان تاریخ تاخته و همه را ذلیل کرده است و انشاءالله خواهد کرد. و سپس سلام بر عزیزان و وابستگان، قومان و خویشان و همسایگان و سلام بر تمامی کسانی که بر من حقی دارند. خداوند همه شما را در پناه خودش موفق کند تا این که از زندگی خود نتیجهای عالی و مورد پسند خداوند بگیرید. اما پیام و سخنان جاویدانی که با پدر و مادر عزیزم میخواهم داشته باشم را با آیهای از قرآن کریم آغاز میکنم. سم الله الرحمن الرحیم «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» به نام خداوند بخشنده مهربان خدا جان و مال اهل ایمان را به بهشت خریداری کرده. آن ها در راه خداوند جهاد میکنند که دشمنان دین را بکشند یا خود کشته شوند. این وعده قطعی است بر خدا و عهدی است که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده است و از خدا با وفاتر به عهد کیست؟ ای اهل ایمان، شما به خود در این معامله بشارت دهید که این معاهده با خدا به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است(برای شما) سلام و درود بیحد و گرم خودم را از عمق جان نثارتان میکنم ای پدر مهربان و ای مادر عزیزم! من کوچک تر از آن هستم که وصف عزیزانی چون شما را بکنم. عزیزان من! مادر، پدر، برادر و خواهران عزیز! تنها سفارش به شما صبر است. پدر عزیزم! به قلب پاک و مهربانت سلام، به دستهای رنجیدهات سلام، به پاهای رنج کشیدهات سلام. مادر مهربانم! به چشمهای رنج دیده و بیخوابی کشیدهات سلام، به پاهای ترک برداشته از رنج و زحمتت سلام، به دستهای دردمندت سلام، به روح پاکت سلام، به دعاها و عبادات خالصانهات سلام. پدر و مادر عزیزم! از این که نتوانستم عصای دستتان باشم بسیار معذرت میخواهم، بسیار خجالت میکشم، بسیار شرمندهام، بسیار از شما طلب آمرزش میخواهم. خودتان میدانید که من هیچ وقت حرف شما را به زمین نگذاشتم مگر در راه خداوند و در جبهه رفتن. من معتقدم که شما هم قلباً آرزوی سرافرازی و شکوه اسلام را میخواهید. خداوند هم میداند و به همین جهت هم شما را دوست دارد و این رنجها و این مشقتهای اندک، انشاءالله توشهی آخرت خواهند شد، اگر شما صبر کنید چند مدتی دیگر، و اگر شما در راه اسلام همینطور که ایستادهاید بایستید، انشاءالله خداوند همانطور که در آیهای که در این مقوله نوشتهام به عهد خویش وفا میکند و همهی ما را جزو رستگاران قرار میدهد. شما اگر میخواهید در فراق و شهادت من بگویید بروید سر قبرستان، بروید ببینید چند صد نفر زیر این خاک خوابیدهاند و هیچ هم بیدار نگشتهاند. چرا شما را غفلت بردارد؟ چرا ناراحت هستید؟ چرا محزون هستید؟ چرا ماتم گرفتهاید؟ ای عزیزان! مگر شما را چه شده است؟ آیا از شهادت بدتان میآید؟ آیا از این که من شهید شدهام بدتان میآید؟ آیا شما حسود هستید؟ آیا شما آزاده نیستید؟ آیا شما شیعهی علی(ع) نیستید؟ اگر شما شیعهی علی(ع) هستید بدانید که علی(ع) وقتی ضربه خورد گفت: "به خدای کعبه که رستگار شدم." علی(ع) میگفت که من حاضرم هزار بار با این شمشیرها شهید شوم ولی در بستر از بین نروم. حضرت محمد(ص) پیامبر خداوند شهید شد. حضرت علی(ع) شهید شد. همهی ائمه(ع) شهید شدند. حضرت مهدی(عج) هم که بعد از ظهورش شهید خواهد شد، پس نتیجتاً شهادت مرگی است که مخصوص اولیاء الهی است. یعنی کسانی که خداوند عاشق آن هاست. شهادت چیزی نیست که به هر مشتری بدهند. طرف معامله خداوند است. شما ناراحت نشوید. خداوند میگوید کسی که خانوادهی شهیدی را ناراحت کند من را ناراحت کرده است و من به جای شهید در آن خانواده هستم. عظمت شهید وصف شدنی و طوری نیست که بتوان با قلم مادی و فکر ناقص فرو رفته در مادیات آن را درک کرد. شهید کسی است که خداوند عاشق اوست. پدر و مادر عزیزم! ای اولیاء گرامی! شما چقدر نماز میخوانید؟ چقدر روزه میگیرید؟ اینها همه برای این است که بتوانید از دورخ جان سالم بدر برید و شاید حتی موفق هم نشوید، پس این مقام که خداوند عاشق چیزی بشود، عاشق انسانهای پستی مانند من بشود، که مرا بکشد برای خودش و در راه خودش، خیلی مقام با عظمتی است. من خودم شخصاً به این مقام افتخار میکنم و بسیار از خداوند تعالی تشکر میکنم. خداوند را سپاس میگویم که توانستم در خانوادهای صالح و تحت نظر افرادی مانند شما عزیزان تربیت شوم که موفق شدم گمراه نشوم و عاقبت در راه خداوند جانم را آگاهانه فدا کنم. من جانم را فدای خاک پای حسین(ع) میکنم و این جان که تمام سرمایه ی من است را نثار حسین(ع) میکنم و هدیه به خداوند، و بسیار از خدای تعالی تشکر میکنم که توانستم امانتی که به من داده بود و آن توانایی زندگی کردن و زنده بودن را به خودش برگردانم. پدر و مادر عزیزم! شما اگر ما را دوست میدارید که میدانم چقدر من را دوست داشتید، من به خاک خودم و به تن شهیدم و به روح پرواز نموده به ملکوتم شما را قسم میدهم که بسیار خوشحال باشید و بدانید که فرزندتان شما را از یاد نمیبرد و در انتظار شما تا قیامت است و بدانید که من از این شهادت و از این شهید شدن خودم، به اندازهی سرسوزنی ناراحتی نداشتم و عاشقانه و آگاهانه شهید شدم. خداوند قبول کند به درگاه باعظمتش. پدر و مادر عزیزم! شما را به خاک خودم و تمام شهیدان قسم میدهم که ناراحت نباشید و دشمنان را بر من نخندانید و من را ناراحت نکنید. ان شاء الله دیدار در قیامت. ... ما شیردلانیم که خداوند یار ماست… ما شهیدانیم که بهشت جای ماست... پیام بر مردم شهیدپرور و آزادهی این سرزمین اسلامی: سلام بر تمامی کسانی که در راه خداوند و برای خداوند قدم برداشته و آگاهانه و آزادانه جان خود را بر کف نهادهاند. از همهی شما تشکر میکنم. برادران و خواهران! پدران و مادران عزیزم! سلام و درود بر شما باد ای قلبهای پاک، ای رگهای متحرک، ای خونهای جوشان، ای شیران صحنهی استقامت! ببخشید از این که چند لحظهای مزاحم احوال شما میشوم، ولی از جهتی که تنها وسیلهی ابلاغ پیامم همین چند سطری است که در این کاغذ ناقابل مینویسم، امیدوارم که به عنوان یک تذکر کوچک بپذیرید. اولاً آگاهانه و مسئولانه و با در نظر گرفتن تمام جوانب یک مسئله، با مسائل اسلامی خصوصاً، و مسائلی که به انقلاب مربوط میشود برخورد کنید، ثانیاً استقامت داشته باشید، ایثارگر باشید و همیشه برای همدیگر عصا و بال باشید. همیشه خداوند را ناظر بر اعمال خویش بدانید و این مسئله را فراموش نکنید که جوانانی که در عنفوان جوانی، در کمال ناکامی شهید میشوند و به این شهادت افتخار میکنند، اینها آرزویی دارند و خواهشی؛ آرزویشان این است که اسلام پیروز و پرچمش در سراسر دنیا به اهتزاز درآید و خواهششان این است که از روحانیت آگاه، از روحانیت دنبالهرو امام خمینی، از روحانیت آزاد حمایت کنید و خون شهیدان را زیر پا نگذارید. به شرق و غرب اتکا نکنید، به نیروی خود و مسلمانان اتکا کنید و بدانید که شما مسلمانان اگر با هم باشید قدرتی عظیم هستید و عزت و شرف صدر اسلام را باز خواهید یافت. برای پیشرفت جامعهی خویش هر گونه سختی را بر خود هموار کنید و از دنیا به عنوان وسیلهای برای رسیدن به خدا استفاده کنید، زیرا بهترین هدفها و بهترین کوششها، کوششهایی است که برای رسیدن به لقاء خداوند صورت گیرد نه مادیات فانی. زندگی این دنیا مانند ابرهای آسمان بسیار گذرا و ناپایدار است. به این دنیا به اندازهی سرسوزنی دل نبندید که بد دوستی، و همراهی نامرد و ناسازگار است. انشاءالله که همه را خداوند توفیق قدم برداشتن در راه خودش بدهد. پیام بر خویشان: خدمت عموها و امیدهای مهربانم که در زندگی همیشه چشم روشنی برای من بودند و همیشه یاوری در سختیها و مشکلات بودند سلام میکنم و خاضعانه از همه میخواهم که از خداوند بخواهند که مرا جزو شهدا قرار دهد و در این فراق ناراحت نباشند که دشمنان من و مسلمین خوشحال می شوند... از شما میخواهم که مسلمان باشید. در راه اسلام قدم بردارید و برای خداوند زندگی کنید و شرافت انسانی را حفظ کنید. پیام آخر من این است که ای عزیزان و نور دیدگان و ای انسانهای آزادی که همه چیز را حاضرید فدای حسین(ع) کنید! راضی به خشنودی دشمنان من نباشید. راضی به خشنودی دشمنان شهدا و اسلام نباشید. خداوند صبر عنایت کند. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) خمینی را نگهدار... از خواننده تقاضا میشود همهی وصیت نامه را برای پدر و مادر و خویشانم بخوانند.... خیلی متشکرم علی خانلقی 1365/10/2
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید