شهید غلامرضا طالب
شهید

غلامرضا طالب

نام پدر: محمدصادق
دانشگاه: دانشگاه تهران
مقطع: کارشناسی
رشته: حسابداری
تولد: مشهد
تاریخ تولد: 1334/12/07
تاریخ شهادت: 1361/03/04
محل شهادت: خرمشهر — خرمشهر
عملیات: بیت المقدس
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید غلامرضا طالب تا سال دوم دانشگاه در رشته ی مدیریت بازرگانی تحصیل نمود و به علت وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیل شدن دانشگاه در بخش حسابداری آزمایشگاه جهاد دانشگاهی مشغول به کار شد. او فردی منظم،منطقی، و با استدلال بود .اسلام را نیز با شناختی کامل و منطقی استوار پذیرفته بود، او یک عارف به تمام معنا بود .عرفان از تک تک کلام و رفتارش پیدا بود او مخلصی فداکار زاهدی بی ریا و عاشق راستین حق بود او هنگامی که می خواست به جبهه برود به خانواده گفته بود به دیگران نگوئید که من به جبهه می روم به استقبال من نیایید چون نمی خواهم کارم آغشته به ریا شود پس توسط نامه ای که از جبهه ارسال نموده بود از همه حالیلت طلبیده بود. هنگام رفتن از مادر اجازه رفتن خواست مادر گفت فرزندم مگر تو از فرزندان ائمه بالاتری باید به راه اسلام بروی و او ازشنیدن این سخنان گرانمایه از شور و شعفی غیرقابل وصف برخوردار شد و گفت احسنت به شما مادر در اولین اعزام به درجه شهادت نائل شد. آغاز درگیری های سال 57 در ابتدای سربازی او بود او این فرصت را مغتنم شمرد تا بتواند از طریق بودن در بین نیروهای نظامی و کشف مسائلی در رابطه با انقلابیون که شناسایی می شدند کمکی به انقلاب نماید او اطلاعات زیادی را کسب می کرد سپس به برادرش در بیرون از پادگان خبر می داد و او قبل از دستگیری انقلابیون به آنها اطلاع داده و آنها را فراری می داد و نیز در یک جلسه که با افراد ارتشی گذاشته بود نحوه برخورد با انقلابیان را به آنها گفته بود و یادآور شده بود که از فرمان فرماندهان سرپیچی کنند و بر روی برادران و خواهران دینی خود آتشی نبارند و موجب کشتار آنها نشوند. دراین میان شخصی خائن بود که جلسه را گزارش کرده بود که فورا افراد جلسه بازداشت شدند ولی او به لطف خداوند از این مهلکه جان سالم به در برد. در جریان انقلاب 9 ماه از سربازی ایشان بخشیده شد در کلیه راهپیمایی ها شرکت فعال داشت در پخش اعلامیه های حضرت امام نقش به سزایی ایفا میکرد و دیگران را تشویق به این امر مینمود به فردی در محل که از لحاظ اقتصادی مستضعف بود و با بستن مغازه کفاشی به راهپیمایی می رفت کمک مالی می نمود تا به او از نظر اقتصادی ضرری نرسد. پس از پیروزی انقلاب در جلسات مذهبی و سخنرانی مرحوم آیت ا.. میرزا جوادی تهرانی که نیز قرآن داشتند و هم چنین در جلسات و سخنرانی و درس شهید بهشتی و دکتر سروش شرکت می کرد.

وصیت‌نامه شهید

اولین وصیت نامه شهید غلامرضا طالب قبل از اعزام
تاریخ: 1361/02/01

اولین وصیت نامه شهید غلامرضا طالب قبل از اعزام تاریخ : 1361/02/01 اولین وصیت نامه قبل از عزیمت بسم الله الرحمن الرحیم " إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ. " پس از ستایش خداوند تعالی و درود بر پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) و ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین و امام خمینی نائب بر حق ولی عصر (عج) این حقیر امید آن دارم که خدای مهربان از سر لطف شهادت را نصیبم فرماید. آرزویم این است که خونم در راه استقرار و تحکیم مبانی اسلام که تنها راه رشد و تعالی بشریت است ریخته شود. از پدر و مادر عزیزم و خواهران و برادران گرامیم که رنج بسیار برایم کشیده اند و همیشه از جبران زحمات آن ها عاجز بودم طلب مغفرت و آمرزش می کنم. سفارش خاصی ندارم جز دعای خیر شما . از همه دوستان و آشنایان التماس دعا دارم. والسلام علی من تبع الهدی . غلامرضا طالب 1361/02/01

وصیت نامه شهید غلامرضا طالب

وصیت نامه شهید غلامرضا طالب بسم الله الرحمن الرحیم " الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ. " درورد خداوند متعال بر پیامبر اسلام و ائمه اطهار (ع) و رهبر عالی قدر انقلاب اسلامی،امام خمینی، دامت برکاته و تمامی شهیدان و خدمتگذاران اسلام شکر بی حد خدای تبارک و تعالی را که بر همه ما منت گذارده حقانیت اسلام را در پرتو این انقلاب اسلامی به رهبری نائب ولیعصر (عج) و ملتی شهادت طلب آشکار گردید. شهادت رمز پیروزی اسلام است و آرزوی هر مسلمان مومن همه دریافته ایم که تا روزی که این امت در راه خدا شهید بدهد بیمه خواهد بود و باید از آن روزی بترسیم که شهیدی در راه اسلام و قرآن نداشته باشیم؛ این حقیر این همه خود را شامل لطف و رحمت خدا نمی دانم که شهید شوم ... دوری از مظاهر مادی و تعلقات آن مرا خوشحال کرده است و فکر اینکه اگر روزی برگردم و روزی بالاجبار در این گردونه می افتم و در پیچ و خم زندگی با هرکس و ناکسی باید درگیر شوم ، سخت ناراحتم می کند، اگرچه فشاری که بر روحم می آید به علت بودن در این قالب مادی طاقت فرساست و این محدودیت مرا رنج می دهد لیکن یاد خدا به من آرامش می بخشد و الا بذکر ... تطمئن القلوب خدایا چه گمراه بودم که ترا نشناخته بودم و به واسطه دوری از تو چه ستم ها بر خود روا داشتم خدایا تو را در دل به عظمت و بزرگی یاد میکنم درود بر محمد و آل محمد .خدایا به حق انبیاء و اولیائت و خاصات و مقربانت نور معرفت و عشق به خود را در دل ما روشن کن خدا این حجاب منیت و خودپرستی را خودت محو کن گفت: برفکن این پرده پندار را/ تا به چشم یار بینی یار را خدایا پیامبرت به عیادت و دلداری کسی رفت که هرگونه آزار را بر او روا می داشت آیا روا نیست که حجت بر ما که به عشق اسلام اینجا گرد آمده ایم نظر لطفی کند و ما را لایق دیدارش بداند .... به پدر و مادر عزیزم می گویم اگرچه هیچ وقت نتوانستم جبران زحمات شما را بکنم اما همیشه در فکرش بوده ام مرا ببخشید و از من راضی باشید .از خواهران و برادر انم و دیگر نزدیکان طلب آمرزش می کنم. مطلب برای گفتن بسیار است لاکن خون شهدا (البته نه خون این حقیر) گویای همه چیز است و یک راه سعادت بیشتر وجود ندارد و آنهم گذشت از جان و مال در راه اسلام است همیشه زحمات انبیاء و ائمه اطهار (ع) را بخاطر داشته باشید و بعد ببینید آنها چه بودند و ما چه هستیم .از روزی که به اینجا آمده ام برادران عزیزم در کنارم شهید شده اند برادرانی که به مسئولیت خطیر خود واقف بوده اند ، از آزمایش الهی پیروز بیرون آمده اند .بیاد چند بیت شعر می افتم که: وقت ار نشناسد دل و کاری نکند / بس خجالت که از این حاصل ایام برویم مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / با دم از کشته خویش آمد و هنگام درو آبرو می رود و ای ابر خطا شوی ببار / که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ام از خدای تبارک و تعالی عاجزانه می خواهم که به همه ما خلوص نت عطا کند چرا که می دانم: " قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ / إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ " خدایا ما را نیامرزیده از این دنیا مبر خدا یاور و نگهدار شما باشد.

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.