حسن جمال آبادی
زندگینامه شهید
شهید حسن جمال آبادی در سال 1345 در کانون پر مهر خانواده ای مذهبی در روستای جمال آباد سبزوار به دنیا آمد. شهید از هوش ذکاوت بالایی برخوردار بود و در سن 6 سالگی پا به مدرسه گذاشت و تحصیلات ابتدایی خود را با موفقیت سپری کرد ولی با رحلت پدر بزرگوارش تامین هزینه زندگی به عهده او گذاشته شد و حسن در کنار تحصیل به بنایی و تعمیر لوازم صوتی هم اشتغال داشت. او یک جعبه داشت که در تابستان ها در آن پفک و بادکنک و ... داشت و می فروخت تا شاید کمکی کرده باشد. شهید پس از اخذ دیپلم با پشتکار و جدیتی که داشت در دانشگاه تربیت معلم تبریز در رشته کاردانی الکترونیک پذیرفته شد. او جوانی مهربان، خوش اخلاق، کم حرف و مظلوم بود. از غیبت کردن به شدت پرهیز می کرد و به فرائض دینی اهمیت می داد، به خصوص در به جا آوردن نماز اول وقت و تلاوت قرآن بسیار دقیق و حساس بود. در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، نوارهای سخنرانی امام خمینی(ره) و دکتر بهشتی را گوش می کرد و در تمام صحنه های انقلاب دوشادوش مردم شرکت داشت. با شروع جنگ تحمیلی برای اولین بار در تاریخ 60/4/7 در سن 15 سالگی داوطلبانه به عنوان بسیجی به جبهه اعزام شد. ایشان پس از آن بارها به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام گردید و در مناطق عملیاتی سقز و سوسنگرد حضور یافت و سرانجام در تاریخ 65/10/21 در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به قلبش به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید حسن جمال آبادی
تاریخ: 1365/09/26
وصیت نامه شهید حسن جمال آبادی تاریخ : 1365/09/26 بسم الله الرحمن الرحیم با درود فراوان به ارواح پاک شهدا از بدو تولد اسلام تاکنون و با سلام خدمت محضر حضرت ولی عصر امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی. منظور از نوشتن این نامه این بوده که برادرانی از من چیزی می خواهند و اگر موقعی اتفاقی برایم افتاد حق شان پایمال نشود و از من ناراضی نباشند این نامه را نوشتم . - برادر علی راستی، مبلغ ده هزار ریال از من می خواهد. - بنده از آقای محسن وحدت مبلغ پانزده هزار و پانصد ریال می خواهم. یک عدد گرامافون در زیر زمین خانه است که متعلق به آقای نور، فروشگاه رنگارنگ نزدیک سپاه می باشد به او بدهید . - مبلغ پنجاه هزار ریال برادرم علیرضا می خواهد. - مبلغ بیست هزار ریال برادرم صفرعلی می خواهد و مبلغ شش هزار ریال مادرم به من داده . - در ضمن بنده یک دوربین فیلمبرداری کانیا مدل ۵۰۰۰ در فروشگاه نور ورنگ تبریز واقع در چهارراه امین که کارت آن در داخل کیفم هست به طور امانت برای فروش در آن جا گذاشته ام. - یک دستگاه اسلاید هم در خانه هست که با فروش آن ها و دیگر وسایل می توانید پول هایی را که از من می خواهند بردارید . به امید پیروزی اسلام بر کفر . 1365/9/26
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید