شهید احمد حاج نقی
شهید

احمد حاج نقی

نام پدر: ابوالقاسم
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید رجایی تربت حیدریه
مقطع: ------------------
رشته: ادبیات
تولد: نیشابور
تاریخ تولد: 1343/12/01
تاریخ شهادت: 1365/02/29
محل شهادت: مهران — مهران
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

احمد حاج نقی در اول اسفند 1343 در نیشابور در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود. در سن 6 سالگی وارد دبستان قائم گردید و پس از سپری کردن دوران ابتدایی، تحصیلات دوره راهنمایی را در مدرسه ابوریحان نیشابور ادامه داد. در پاره ای از مواقع با زمزمه های خود شعرهایی نیز می سرود و به مطالعه ی اشعار عارفانه نیز علاقه وافری داشت. احمد در سال 1359 بدون اطلاع والدین خود عزم هجرت به جبهه های نور علیه ظلمت نمود، او در آن هنگام 16 سال بیش تر نداشت، وی پس از انجام ماموریت به نیشابور بازگشت و تحصیلات خود را پی گرفت، اما پس از مدتی دل بی شکیبش با یاد یاران همدل و همسنگرش به سوی جبهه ها پر کشید و خود او نیز به دنبال دل شیفته اش، به ارتفاعات کردستان پرواز کرد. چند ماهی بیش از حضور احمد در کردستان نمی گذشت که خبر بیماری مادر مهربانش، دلش را هوایی خانه کرد. به عیادت مادر شتافت و کمر به خدمت آن جانمایه محبت و ایثار بست. دل احمد اما همچنان در آسمان جبهه پر می زد. یاران احمد حاج نقی می گویند: «او خویش را متعلق به این دنیا نمی دانست و مدام تکرار می کرد که: ما رفتنی هستیم و باید هر چه زودتر برویم، این اعزام ها هم مقدمه ای است برای عادت کردن ما به سفر ابدی مان.» چهل ماه حضور احمد در مناطق مختلف جنگی و شرکت در اغلب عملیات ها، از وی چهره ای سرشناس در جبهه ها ساخته بود، به گونه ای که در اغلب جبهه ها از او به عنوان رزمنده ای مقاوم و دلاور یاد می شد. وی در سال 1364 ضمن انجام عملیات میمک، از ناحیه بازوی راست مورد اصابت شدید ترکش خمپاره قرار گرفت، اما پس از بهبودی مجددا به جبهه عزیمت کرد. احمد که آموخته بود چگونه از کم ترین فرصت ها، بیش ترین بهره ها را ببرد، در آخرین مرخصی کوتاهی که به زادگاه خویش داشت، در کنکور سراسری شرکت کرد و به پشتوانه علاقه ای که به شعر و شاعری داشت، در رشته ادبیات مرکز تربیت معلم رجایی تربت حیدریه پذیرفته شد. وی چند صباحی نیز به تحصیل در این رشته پرداخت، اما این بار نیز دوری از جبهه را دوام نیاورد. در سال 1365 دشمن بعثی با هجوم به شهر و ارتفاعات مهران، آن منطقه را به تصرف خود درآورد ولی دیری نپایید که این منطقه مظلوم، طی عملیاتی جانانه توسط دلاوران و رزمندگان کفر ستیز اسلام آزاد گردید، در این عملیات احمد، فرماندهی گروهان را برعهده داشت. دلاور احمد حاج نقی، سرانجام در مورخ 1365/2/29 که مقارن با شب نوزدهم ماه مبارک رمضان بود، هنگام سرکشی از نیروهای تحت امرش در خطوط مقدم، مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید احمد حاج نقی
تاریخ: 1363/03/22

وصیت نامه شهید احمد حاج نقی تاریخ : 1363/03/22 بســــم الله الرحــــمن الرحـــــیم «الذی خّلّقّ المّوت و الحّیوه و لیبلوکم اّیکم اّحسّنّ عّمّلاً» «اوست خدایی که مرگ و زندگی را آفرید تا بیازمایدتان که در صحنه پیکار کدامین ازشما نیکوکارتر است.» «و خدایا تو خود شاهدی بر شاهدان زمانه که منافع بر حقایق ترجیح داده و لب وچشم فرو بسته و انفجار های مهیب شهر های مظلوم را نمی بینند» «غروب آمد غروب آمد، غروب مردن و طلوع آمد، طلوع زندگی، آری مردن را این بود ز خوردن و آشامیدن و طلوع حیات محتاج رمز شهادت است» «یا رب تو را همی ستایم در شب و روز و وقت سحر که چون گندمی ز رحمتت بر من فرود آری.» «پروردگارا تو خود بنگر که ثمره ابراهیم های زمان چگونه اسماعیل وار به قربانگاه شهادت می شتابند و چه شیرین گلوله های سربین وداغ را به جان می خرند تا سرخی راهت آشکارتر شود و رهروانت افزون تر» «الها: شهادت را برگزیدم تا سرخیش رنگ تیره معاصیم را بپوشاند و در دنیا از جهنمت هراس داشتم تا بادهای خوف از خرمن گناهانم بکاهد و به جبهه حق عشق ورزیدم تا از صافی حق بگذرم و ناخالصی های خود بر صفحه روزگار بماند و امام رادوست داشتم تا مهدی(عج) و اسلام را دوست داشته باشم و اسلام را دوست داشتم تا تو را بپرستم» «و بار خدایا: از تو می خواهم اگر که جسمم را در جوار شهدا به خاک می سپارند روحم را نیز در کنارشان جای دهی و اگر جنازه ام به نام شهید بروی دست ها حمل می شود روحم نیز بر این امر در عذاب نباشد و اگر گلوله یا ترکش های داغ بر پیکرم اصابت می کند به راه تو باشد و اگر دنیا را وداع می کنم باعث آزادیم گردد.» «الهی: امام را بر امت و امت را بر امام و اسلام را بر مسلمین و حریت را بر بردگان ظلم و جور و عذاب را بر ظالمین و امنیت را بر مظلومین روا دار» «خدایا: پدر و مادر و بستگانم را در مرگم صبور دار و بر قلبشان نور ایمان را افزون نما و قرآنت را که والاترین پیام ها است بر آن ها کاملا بیاموز و برادرم را که از یاران به حق اسلام است در این راه ثابت قدم بدار» خدایا: شاید در زندگی دنیوی به اندازه ی 4 ماه نافرمانیت را کردم، لذا از پدر و مادرم می خواهم که جبران نمایند و حدود 80 روز از روزهای مقدس ماه رمضان را بدهکارم و در پایان می خواهم که هرکس که من بر او ظلم و بدی روا داشته ام در گذرد و حلالم کند.» والسلام 1363/3/22 اهواز92زرهی احمـــدحاج نقی

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.