شهید حمید قهرمانلو
شهید

حمید قهرمانلو

نام پدر: محمد
دانشگاه: فردوسی مشهد
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی عمران
تولد: مشهد
تاریخ تولد: 1344/03/01
تاریخ شهادت: 1367/01/27
محل شهادت: فاو — فاو
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید حمید قهرمانلو در یکم خرداد ماه سال 1344در شهر مشهد دیده به جهان گشود. او کودکی باهوش و پرانرژی بود و تحصیلات دبستان و راهنمایی را با موفقیت طی کرد و همواره در زمره دانش آموزان نمونه بود. همزمان با شروع قیام های مردمی در سال 1357 به همراه دو برادر دیگرش در مبارزه علیه رژیم طاغوت شرکت کرد. شرکت در تظاهرات خیابانی علیه رژیم و خطرات ناشی از آن مانعی برای رسیدن او به هدفش نبود، به طوری که در یکی از روزهای انقلاب و در حالی که همراه برادر بزرگ تر خود از حملات سربازان عکس و فیلم تهیه می کرد مجروح شد و به جهت این که اطلاع از این امر مانعی برای حضور مجدد او نشود هیچ گاه این موضوع را با خانواده خود در میان نگذاشت. او فردی مؤمن، متعهد و مهربان بود و در یاری رساندن به همنوعان نیازمند خود از هیچ کوششی دریغ نمی کرد. پس از پیروزی انقلاب و بنا به دستور امام تحصیلات خود را از سر گرفت و دوران دبیرستان را با موفقیت پشت سر گذاشت. سال های 60 و 61 دوران حضور داوطلبانه او در مناطق عملیاتی کردستان بود تا این که در سال 63 و پس از قبولی در کنکور سراسری وارد دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد شد و در رشته عمران مشغول به تحصیل گردید. با وجود اشتغال به تحصیل کماکان در مناطق عملیاتی حضور داشت. در سال 66 همراه با لشکر امام حسن (ع) به جبهه رفت و در منطقه فاو به خدمت مشغول شد. این شهید بالاخره در تاریخ بیست و هشتم فروردین ماه سال 1367 به ندای حق لبیک گفت و به فیض دیدار دوست نائل گشت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید حمید قهرمانلو

وصیت نامه شهید حمید قهرمانلو بسم الله الرحمن الرحیم «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» "مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مردگانند بلکه آنان زندگانی هستند که نزد خدایشان روزی دارند" بنام آنکس که مرا آفرید و به من قدرت داد تا در راه بهتر ساختن خود علم خودسازی بدست گیرم. سلام و درود فراوان به محضر یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و با سلام بر شهیدان گلگون کفن از صدر اسلام تا کربلای ما ایران و با سلام به مردم شهید پرور سخن آغاز می کنم. حضور محترم پدر مادر عزیز سلام می رسانم. سلامی که از رنج ها و غم هایم سخن می گوید، این وصیت نامه را در نیمه شب می نویسم، پدر و مادر عزیزم حمله نزدیک و هر لحظه امکان دارد من به آرزوی دیرینه ام برسم و به سوی معبودم بال و پر بگشایم، شما ای مادر عزیزم کسی که شب ها تا صبح کنار گهواره من بیدار نشستی و مرا اسلامی تربیت کردی، پدر مهربان و مادر گرامی از شما خواهشمندم برایم از خداوند طلب مغفرت کنید. خواهش می کنم که امام بیدار و امید محرومان را دعا نمائید. از برادران و اقوام می خواهم مرا عفو نمایند. پدر و برادرانم، من وصیت می کنم به ضد انقلابیون داخلی این تفاله های بجا مانده از آمریکا را فرصت نفس کشیدن ندهید. با وحدت و همیشه در صحنه بودن مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق و غرب بزنید، ای مردم شهید پرور فرزندانتان را از آمدن به جبهه حق جلوگیری نکنید.جبهه واقعا دانشگاه ما می باشد که مدرک قبولی از آن شهادت می باشد. از همه شما التماس دعا دارم خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.