شهید مصطفی گل قندشتی
شهید

مصطفی گل قندشتی

نام پدر: محمدحسین
دانشگاه: صنعتی اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی برق
تولد: نیشابور - روستای گلقندشت
تاریخ تولد: 1345/08/03
تاریخ شهادت: 1365/11/06
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

مصطفی در ۳ آبان ۱۳۴۷ در روستای گلقندشت شهرستان نیشابور واقع در استان خراسان دیده به جهان گشود. شغل پدر او کشاورزی بود و پدرش متدین بود و رژیم طاغوت به دستور آمریکا کشاورزی را خراب کردند و کشاورزان مهاجرت کردند به شهرهای دیگر و ایشان هم به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند و پدرش به عنوان باغبان مشغول کار شد. شهید که به سن قانونی رسید در یکی از مدارس ابتدایی به نام "برزویه" در جنوب تهران دوران ابتدایی را تمام و در مدرسه راهنمایی به عنوان شاگرد ممتاز شناخته شد. در مدرسه راهنمایی "شهسواری کمال" این دوران را به پایان رساند و به مدت ۴ سال در دبیرستان در رشته ریاضی و فیزیک درس خواندند و این دوران را به پایان رسانید و در کنار تحصیلات چندین بار به جبهه اعزام شد. در یکی از عملیات ها در منطقه "پنجووین" مجروح شدند و پس از آن در کنکور شرکت و در دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته می شود و بعد به جبهه اعزام می شود. در سال ۱۳۶۵ در تاریخ 9/11 با سپاه حضرت محمد (ص) عازم جبهه شد و پس از یک ماه و نیم پیکار در روز دوشنبه 1365/11/6 در عملیات کربلای ۵ و در منطق شلمچه به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید مصطفی گل قندشتی
تاریخ: 1365/10/29

وصیت نامه شهید مصطفی گل قندشتی تاریخ : 1365/10/29 بسم الله الرحمن الرحیم/ انا لله و انا الیه راجعون «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله و اشهد ان مولانا صاحب الزمان» خداوند را شکر می کنم از این که نعمت آشنایی و دوستی محمد (ص) و آل را به من داد و ان شاء الله با دوستی آنان بمیرم. خداوند از راه لطف و مرحمت محمد (ص) را برای هدایت مردم فرستاد و اسلام را به وسیله ایشان به مردم عطا کردند و در راه حفظ این مملکت افراد زیادی کوشیدند و در این راه کشته شدند. افرادی که از اولیاء محبوب خدا مانند امام حسین (ع) بودند و این اسلام اکنون به ما رسیده است و بر ما است که حال این مکتب الهی را حفظ کنیم و من ان شاء الله برای حفظ اسلام به جبهه آمدم. اگر در این راه شهادت نصیبم شد زهی سعادت! پیام من به پدر و مادرم این است که گرچه من زیاد شما را اذیت کردم و شرمسارم که حرفی با شما بزنم ولی پدر و مادر عزیزم اکنون که این نوشته را می خوانید ان شاء الله خداوند شهادت را نصیب ما کرده است و من به شما می گویم اگر فرزند خود را از دست داده اید ولی چون در راه هدف مقدسی بوده است صبر را پیشه کنید. گرچه می دانم که شما صابرید اما به خانواده های شهدا نگاه کنید که بعضی از آنان چندین فرزند خود را در راه اسلام داده اند. همه انسان ها می میرند و از آن گریزی نیست حتی بهترین انسان ها مانند رسول اکرم نیز از دنیا رحلت فرمودند حال که چنین است دیر یا زود آن فرقی نمی کند پس چه بهتر که در راه هدف و مکتب، این جان را داد. به برادرم مجتبی سفارش می کنم که همیشه در حفظ انقلاب و ادامه خط اسلام قرار گیرد و حرف پدر و مادر را گوش بدهد و به مرتضی هم می گویم که درسش را تا آن جا که می تواند ادامه دهد و اگر توانست به رشته ریاضی برود و برای حفظ اسلام راه من را ادامه دهد. به خواهران عزیزم نیز می گویم که صابر باشند. می دانم که غم از دست دادن برادر برای آن ها مشکل است و من نیز آنان را بسیار دوست می داشتم و رفتن از پیش آن ها برای من هم سخت بود ولی حفظ اسلام از این ها بالاتر است. من برای پاسخ به ندای امام که فرمودند مسئله جنگ امروز برای ما اهمیتش بیش تر از فروع دین است من نیز پیش خود گفتم که درس خواندن من که از فروع دین بالاتر نیست پس به جبهه آمدم و از خدا خواستم که هر چه را می خواهد نصیبم کند و اگر خداوند شهادت را نصیبم کرد خدا را شکر. به عزیزانم توصیه می کنم که در فکر مرگ باشند چرا که هر لحظه که می گذرد به آن نزدیک تر می شوند و هیچ گاه از دوستی اهل بیت کوتاهی نکنند و تحمل مشکلات را داشته و دست از یاری امام برندارند. خدانگهدار شما. مصطفی گلقندشتی - دوشنبه 65/10/29 اردوگاه کارون

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.