مسعود ارشادی
زندگینامه شهید
شهید مسعود ارشادی در دوازدهم اردیبهشت سال 1341 در خانواده ای متوسط و مذهبی در شهر فریمان پا به عرصه وجود گذاشت. بیش از چهار بهار از عمرش نگذشته بود که همراه خانواده به شهر مشهد عزیمت نمود و پس از گذراندن دوران ابتدایی و راهنمایی برای ادامه تحصیل به دبیرستان دکتر شریعتی رفت و در رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت. در مبارزات سیاسی قبل از انقلاب شرکت داشت. در طول تحصیل نقش مهمی در راه اندازی تظاهرات، اعتصابات و پخش اعلامیه در مدرسه برعهده داشت. در سال 59 پس از اخذ مدرک دیپلم در بسیج ثبت نام نمود و برای شکستن محاصره سوسنگرد به آن دیار شتافت. پس از بازگشت سرافرازانه از جبهه های نبرد همچنان در مراکز اسلامی و مسجد محل (پنج تن) به فعالیت های خود ادامه می داد و تا نیمه های شب به افراد انجمن و بسیج نکات اخلاقی و حرکات رزمی می آموخت. در سال 1360 به عضویت رسمی سپاه در آمد و در واحد برنامه ریزی و نظارت مسئولیت خود را آغاز نمود. طی این مدت نیز چندین بار به جبهه رفت و در عملیات والفجر 1،2،3،4، رمضان، خیبر و میمک شرکت نمود. دراین میان تماس با افراد آگاه از طریق شرکت در جلسات سخنرانی و مطالعات شخصی باعث می شد تا روحیه او بسیار قوی باشد. در سال 1363 پس از موفقیت در کنکور سراسری دانشگاه در رشته مهندسی عمران دانشگاه فردوسی مشهد مشغول به تحصیل شد و بلافاصله بعد از عملیات میمک که در آن به عنوان دستیار گردان الحدید فعالیت داشت به دانشگاه بازگشت و ترم اول را با موفقیت گذراند. تعطیلات تابستان سال 64 را در جبهه بود و مسئول مدیریت داخلی تیپ 21 امام رضا(ع) شد و پس از آن دوباره به دانشگاه بازگشت. از صفات پسندیده وی روح عبادی او بود که باعث می شد با صداقت به راز و نیازهای شبانه بپردازد و برای تهذیب نفس کوشش نماید. حتی الامکان دوشنبه ها و پنج شنبه ها و گاهی تمامی ماه را روزه می گرفت. همواره با وضو بود و در جلسات قرآن شرکت می کرد. شهید ارشادی علاقه خاصی به امامان معصوم بخصوص به امام حسین (ع) داشت. روزانه زیارت عاشورا و مناجات صحیفه سجادیه را تلاوت می نمود. شهید مسعود ارشادی این مرد میدان مبارزه و عرفان سرانجام درحالی که فرماندهی گروهان شهید فیاض از گردان الحدید تیپ مستقل 21 امام رضا را بر عهده داشت در نیمروز 65/2/23 در جاده خندق(جزیره مجنون) بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید مسعود ارشادی
تاریخ: 1365/01/24
وصیت نامه شهید مسعود ارشادی تاریخ : 1365/01/24 «الحَمدُ اللهِ رَبِ العالَمین وَ الصَلوهُ وَ السَلامُ عَلی خیره خَلقه مُحمد وَ اله الطاهِرین وَ صحبه المُنتخَبین وَ لعنه الله عَلی اعدائِهم اَجمعین» قال الله تعالی فی محکم الکتابه: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» «از مومنین مردانی هستند که صادقانه به آن چه با خدای خویش عهد بسته بودند وفا کردند، پس برخی از آن ها شربت شهادت نوشیدند و شهید شدند و برخی دیگر در انتظار شهادت لقاء الله هستند و تغییر رای و عهد ندادند.» به نام او که همه چیزم از اوست، به نام او که زندگیم در جهت اوست و به نام او که زندگیم از اوست و به نام او که به اویم، زندگیم به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، یادم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست، معبودم اوست، مقصودم اوست، مرادم اوست، امیدم اوست. با سلام و درود به امام زمان(عج) و با سلام و درود به کلیه شهدای اسلام از ابتدای خلقت تا ظهور اسلام محمدی و از ظهور اسلام تا انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و با درود و سلام بر تمامی رهروان و عاشقان راه حسین(ع) بالاخص رهبر و قائد و مرجع و بت شکن زمان امام خمینی دامت برکاته و با سلام و درود بر تمامی سلحشوران و دلاوران و شیران روز، زاهدان شب در سنگرهای نبرد حق علیه باطل. چون در انجام مأموریتی خطیر بودم به فکر این افتادم که وصیت نامهام را تجدید نظر نمایم، ابتدا تصمیم گرفتم که در این وصیت نامه علاوه بر مسائل شخصی پیامی به خانواده سپس به دوستان و آشنایان بدهم، لذا بعد دیدم که من حقیر، کوته نظر، گنهکار که در راه اسلام و انقلاب نتوانستهام خدمتی بکنم چگونه میتوانم پیامی بدهم، لذا بَنا را بر این گذاشتم که پس نکاتی چند را که در این برهه از زمان اهمیت داشت با این قلم نارسایم بر روی کاغذ به رشته تحریر در آورم شاید که مثمر ثمر علاقهمندان واقع گردد. ان شاء الله اما بعد میدانید که در این موقعیت حساس، حفظ اسلام و جنگ، مهم ترین مسئله است و همه میدانیم که هدف ابر قدرتها از جنگ چند چیز بوده است. 1ـ از بین بودن اسلام و حکومت اسلامی 2ـ تسلیم و مهار کردن مجدد ملت ما در برابر آمریکا و شوروی 3ـ وابسته کردن کشور ما در ابعاد اقتصادی و نظامی 4ـ احیای آبروی از دست رفته آمریکا 5ـ همزمان با جنگ و توطئههای دیگر، به روی کار آوردن خطوطِ غرب زده و از صحنه خارج کردن خط امام. اما میبینیم که جنگ برعکس دیدگاههای آن به نفع ما تمام شد، مانند: 1ـ تثبیت و صدور انقلاب اسلامی در جهان 2ـ آب دیدگی مردم و در آمدن از حالت راحت طلبی 3ـ شناسایی چهره نفاق و شیطانی قدرت های بزرگ و همچنین آزمایش کشورهای منطقه 4 ـ آشنایی به قدرت خداوند و امدادهای غیبی 5ـ انسجام ملت 6ـ همدلی مردم 7ـ جوشیدن استعداد و شکوفایی و خلاقیت و سازندگی در زمینه صنعت و فرهنگ که این ها از جمله اثرات جنگ میباشد. پس در این صورت وظیفه خطیری بر دوش ما نهاده شده است زیرا ما باید این انقلاب را ان شاء الله به صاحب اصلیاش امام زمان(عج) تحویل دهیم، لذا از دوستان و آشنایان و برادرانی که میخواهند عاشقانه در این راه گام بردارند تقاضا دارم که به تهذیب نفس بپردازند. لیکن چه بلند اختر و سعادتمندند آنان که در طول زندگانی خود کمر همت به تهذیب و جهاد اکبر بسته و پایان عمر خویش را در راه هدف الهی با سرافرازی به خیل شهدا در راه حق پیوستند. همچنان که خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ/ مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَهً وَاللَّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»( بقره 244/245) جهاد کنید در راه خدا و بدانید که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و دانا است. کیست که خدا را وام دهد تا خدا بر او به چندین برابر بیفزاید. خداست که میگیرد و میدهد و همه به سوی او باز میگردند. پس چه مشتریای بالاتر از پروردگار عالمیان. در راه خدا جهاد کنید و شکست به خود راه ندهید. همان طور که امام عزیزمان میفرماید، راهی است که باید پیمود و سفری است که باید رفت، چه بهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامی، شربت شهادت نوشیدن و با سرافرازی به لقاء الله رسیدن و این همان است که اولیاء الله آرزوی آن را میکردند و از خدای بزرگ در مناجات خود طلب میکردند. یا در جای دیگر از سخنان گهربار خود میفرمایند: شما از این که شکست بخورید هراس نداشته باشید، برای این که برای لشکر اسلام هیچ وقت شکست نیست؛ شما یا پیروز میشوید و یا شهید، در هر دو جهت پیروزی با شماست. در حقیقت هیچ قطرهای در مقیاس حقیقت در نزد خدا از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود بهتر نیست. اما تذکراتی دیگر: برادران سپاهی نور چشمان امام، مواظب خود باشید و این را بدانید که شیاطین به خصوص شیطان بزرگ، آمریکا زیاد روی شما کار میکند. لذا لازم است که شما با لباس تقوا به مبارزه برخیزید و دقیقاً به گوش باشید که عشق و علاقههای مادی، دنیایی شما را نفریبد. لذا پاسداری را به عنوان یک شغل ننگرید بلکه به آن به عنوان یک تعهد نگاه کنید و از خود راضی نباشید و غرور پیدا نکنید و خود را مدیون و بدهکار اسلام و انقلاب و امام و سپاه بدانید. در غیر این صورت نخواهیم توانست جواب شهیدانمان این برگزدیدهگان الهی، آنان که گستردگی روحشان در قالب جسمشان طاقت نیاورد و با حضور در غرور انگیزترین و حماسیترین و عارفانهترین صحنهها، لبیک گویان به جوار رحمت حق پیوستند و اسلام و انقلاب را استحکامی بخشود بدهیم. برادران بسیج و انجمن اسلامی و دوستان عزیز، در کلیه کارهائی که میخواهید انجام دهید سعی شود که ابتدا آهنگ عبادت داشته و آن کار با یک تشکیلات و نظم و اتحاد خاصی برخوردار باشد. از تفرقه و پراکندگی جلوگیری کنید زیرا همان طور که پیامبر(ص) میفرمایند: «الجماعه الرحمه و الفرقه عذا.» پس همگی چنگ بزنید به ریسمان الهی و از تفرقه و جدایی بپرهیزید و به صورت یک امت واحد درآیید تا بتوانید سد راه دشمنان اسلام و انقلاب و مشت محکمی بر دهان یاوه گویان باشید. در صحنه حضور داشته باشید که حضور شما برادران عزیز و مسلمان است که توطئههای ستمگران و حیلهگران تاریخ را خنثی میکند و کرده است. 1 ـ معلوماتتان را با مطالعات اسلامی بالا ببرید. 2ـ ارتباطتان را با یکدیگر بیش تر و قوی تر کنید و متوجه باشید که دیگران از رفتار و کردار و گفتار و اخلاقتان الگو میگیرند. 3ـ انتقاد از خویشتن را جز برنامههای خود قرار دهید. 4 ـ نگذارید ایمان شما خدای نکرده پژمرده و ضعیف شود بلکه باید روز به روز تقویت گردد و اگر ضایعهای برایتان پیش آمد زود دچار تأسف نشوید و به آینده، امید کامل داشته باشید. 5 ـ در برخوردهای خود گرم و مهربان باشد و با صدای بلند به پیشواز یکدیگر بروید و به یاد آورید حدیث محبت رسول اکرم(ص) را که میفرماید: به خدایی که جان محمد(ص) در قبضه اختیار اوست به بهشت نمیروید مگر مومن باشید، مومن نخواهی بود مگر دوست بدارید. آیا میخواهید اصلی یاد بدهم که اگر به کار بستید یکدیگر را دوست بدارید؟ لذا فرمودند که با صدای بلند به هم سلام کنید. پدر و مادر عزیزم: سلام و درود بر شما باد. میدانم که در رهگذر تاریخ، برایم رنج ها و مشقت ها متحمل شدید لیکن هیچ گونه ناراحتی به خود راه ندهید و به یاد مظلومت علی(ع) و امام حسین(ع) و علی اکبرها و علی اصغرها و مظلومان شیعه باشید و برای آن ها گریه کنید و به یاد خدا باشید تا قلبهایتان تسکین یابد. پدر و مادر عزیزم: همچون کوه استوار باشید «المُومِنُ کالجَبَلُ الراسخ» و شکر خدای را به جای آورید. میدانم که با رفتن من به جبهه سخت مخالف و از این بابت زیاد نگران بودید به خصوص حرف های ناآگاهانه و گاهی مغرضانه بعضی از اقوام و اطرافیان که باعث افزودن این ناراحتیها شد. لذا همان طور که قبلاً هم گفتم محکم و استوار بایستید و صبر پیشه کنید که یقین دارم خداوند در برابر این عمل شما را بدون پاداش نخواهد گذاشت و خوشحال باشید که توانستید امانت خداوندی را صحیح به صاحبش تحویل دهید و همچنین شکر خدای را به جای آورید که به فرزندتان، شهادت را نصیب فرمود. خواهران و برادران عزیزم: بهترین هدف الله است و کسی که میتواند ما را به این مقصود رهنمون سازد ولایت فقیه است، لذا پشتیبان ولایت فقیه باشید تا رستگار شوید. به این نسل که مثل شمع میسوزند و به این نسل که مقام والائی دارند و شما را به شهدا قسم، مسئولیت پس خطیری بر دوش تان است که باید به نحو احسن انجام دهید. برادران عزیزم: لباس تقوی و زره محکم ایمان را بپوشید و سیر مطمئن توکت علی الله را بدست بگیرید و بر قلب کافر، خصم دون بنشانید و او را در خور سپاهش غوطهور سازید. جبهههای نبرد اسلام با کفر را از چهرههای گلگون خود پر کنید و این را مد نظر داشته باشید که جبهه میعادگاه خودشناسان، عبادتگاه عابدان و شب زنده داران و پایگاه اخوت و برادری است. خواهران عزیزم: ای بانوان و دختران حق جوی مملکت اسلام، زندگی زنان اسلام حضرت خدیجه، فاطمه زهرا، زینب سلام الله علیهم را سرمشق زندگی خود قرا دهید. از آن ها چگونه به مقام والای انسانیت زن رسیدن را بیاموزید و قلههای عزت و شرف و استقلال و شرافت و حیثیت و کمال تعالی را فتح کنید و در وادی نور قدم نهید و به خود ببالید و افتخار کنید که در جهان پیرو مکتب انسانها و اسوههائی چون فاطمه عزیز سلام الله علیها هستید. خواهرانم همچون زینب، زینب وار رسالت خویش را به پایان برسانید که بتوانید در نزد پروردگار خویش سربلند و سرافراز باشید. بارالها بیش از هفت سال از انقلابِ نور و تجلیِ اسلام میگذرد؛ هنوز وجود دارند افرادی که همان طور در قرآن فرمودی «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَعْقِلُونَ» دقیقاً این آیه در رابطه با آن ها صادق است. بارالها چشم وگوش و دل آن ها را به این حقایق و نعمت هایی که بر آن ها ارزانی داشتهای و قدر ندانسته و کفران نعمت کردهاند، باز گردان. خدایا حال که در انجام مأموریت الهی هستم تو را به یاری میطلبم و به تو سوگند یاد میکنم که میشود تا آخرین نفس در راه مقدس تو، برای تو، مستحکم و جان بر کف در راهت فداکاری کنم. الهی یاریم ده که بتوانم این فهم را آن چنان که شایسته مقام باری تعالی است، به جای آورم. در پایان لازم میدانم که از کلیه دوستان و آشنایان و اقوام بالاخص پدر و مادر و خواهران و برادران عزیزم که حق بزرگی برگردنم دارند، طلب بخشش کنم لذا عاجزانه عفو و بخشش میکنم و التماس دعا دارم. خدا یار و مدد کار همه مومنین باشد. در رابطه با محل دفن: اگر جنازهام بدست شما رسید در بهشت رضا دفن نمائید. این وصیت نامه مشتمل بر شش صفحه در تاریخ 1365/1/24 در ساعت 11/45 دقیقه تنظیم گردیده است. والسلام «و من الله توفیق و علیه التکلان» خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار مسعود ارشادی
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید