سید محمدباقر موسوی نژاد
زندگینامه شهید
سید باقر موسوی نژاد در خانواده ای روحانی و متدین در شهر نیشابور دیده به جهان گشود. وی بر حسب یک فطرت و استعداد موروثی در دانش اندوزی که جزو ویژگی های فرد فرد خاندان وی می باشد، دوران تحصیلات خود از مقطع ابتدایی تا سال سوم دانشگاه رشته مخابرات را با موفقیت پشت سر گذاشت و در تمامی طول سال های تحصیل، همواره به عنوان یکی از موفق ترین و با استعدادترین شاگردان، زبانزد بود. نماز جمعه او هرگز ترک نمی شد. در مراسمات دعا و برگزاری جلسات سیاسی با عناصر فریب خورده منافقین همواره حضور داشت. سید باقر، علاوه بر درخشش کم نظیر در امر تحصیل، در زمینه آداب معاشرت و خوش خویی نیز الگوی دوستان و یارانش بود. چهره همیشه مبسم او هنوز هم آرام بخش یاران و همسنگن او در دو جبهه مقدس درس و جهاد است. وی در سال 1357 و همزمان با انقلاب اسلامی، همدوش با دیگران جوانان و ملت به جان آمده از رژیم ستمشاهی، به سیل خروشان نهضت پیوست و در کلیه تظاهرات شرکتی فعال داشت. در پیروزی انقلاب، سید باقر عضو انجمن اسلامی دانش آموزان شهرستان نیشابور شد و با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان، به مبارزه علیه منافقین پرداخت. در سال 1362 و همزمان با تشکیل جهاد سازندگی، سید باقر که جهت فعالیت در امور عمرانی و سازندگی، همراه با دانشجویان افسری در جبهه جنوب شرکت کرده بود، از ناحیه چشم مجروح شد، این امر اما نتوانست کمترین خللی در عزم وی برای ادامه دانش پژوهی اش ایجاد کند و به محض بازگشت در کنکور سراسری شرکت نموده و با رتبه 90 در رشته مهندسی مخابرات دانشگاه صنعتی شریف قبول شده و به تحصیل پرداخت. سید باقر همزمان با تحصیل در دانشگاه، هیچگاه از احساس وظیفه در قبال انقلاب و مردم غافل نشد و به عنوان بسیجی داوطلب، طی چند نوبت به جبهه رفت و در عملیات مختلف با مسئولیت تک تیرانداز شرکت نمود. دانشجوی محجوب سید باقر موسوی نژاد سرانجام در جبهه مهران بر اثر اصابت گلوله به پا و گردن، خلعت شهادت پوشید و به صف مقربان حضرت دوست پیوست.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید سید محمد باقر موسوی نژاد
تاریخ: 1365/02/12
وصیت نامه شهید سید محمد باقر موسوی نژاد تاریخ : 1365/02/12 بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم صورت حساب اموال اینجانب سید محمد باقر موسوی نژاد در تاریخ 12/2/ 1365 مقدار 264 هزار ریال پول به عنوان ودیعه نزد آقای ملک محمدی صاحبخانه در تهران دارم- مبلغ 80 هزار ریال (هشت هزار تومان) به تقی اکبرزاده مقروض هستم- مبلغ 60 هزار ریال(شش هزار تومان) از محمود اسعدی قرض دارم. مبلغ 40 هزار ریال (چهار هزار تومان) از مرتضی مداح قرض دارم و مبلغ 70 هزار ریال (هفت هزار تومان) دست برادر محمد رضا الماسیان دارم و اگر کسی هم ادعایی داشت قبول دارم و دیگر حسابی ندارم. در مورد نماز و روزه، برایم یکسال نماز بخوانید و یک ماه روزه بگیرید. پدر و مادر عزیزم از اینکه من باعث ناراحتی شما شدم ببخشید و حلالم کنید سعی کنید زیاد برای رفتن من ناراحت نباشید چون راه سعادت و نیکبختی است. راهی است که هر کس بخواهد ایمانی داشته باشد و دستورات خدا را انجام دهد باید برود و من هم مانند خیلی ها که آرزوی رفتن و امید قبول شهادت در راهش را دارند با رضایت کامل و خوشحالی تمام به استقبال مرگ می روم باشد که خون من و امثال من بارور کننده درخت اسلام باشد، هر چند که شاید لایق آن نباشم ولی امید به لطف خداوند است که ما را هم در کنار دیگر عزیزان که قلبی پاک دارند قبول نماید. با آرزوی پیروزی و طول عمر رهبر کبیر انقلاب و بالاخره پیروزی رزمندگان اسلام و سربازان امام زمان(عج) از همه دوستان و آشنایان از قول من حلالیت بطلبید عرضی ندارم. خداحافظ- فرزندتان محمدباقر ساعت 10/5 صبح روز 12 اردیبهشت 1365
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید