حمزه عبدی ده سرخ
زندگینامه شهید
شهید حمزه عبدى در سال 1339 در خانوادهاى کشاورز و مذهبى پابه عرصه گیتى نهاد. از آن جایى که پدرش فردى مذهبى و متدین بود، پس از گذراندن سه سال دوران تحصیلات متوسطه، تحصیل در حوزه علمیه مشهد را هم در پیش گرفت. وى در سال 1358 وارد دانشکده الهیات دانشگاه فردوسى مشهد شد. او از سال 1354 که در دبیرستان به تحصیل اشتغال داشت همکارى نزدیکى با مسجد امام حسن(ع) داشت. در جلسات و درس هاى اعتقادى، سیاسى آیتاللّه خامنهاى شرکت مىی کرد. در سال 1355 بر اثر ارتباط بیش تر با بعضى از دوستان طلبه مطلع که صاحب اندیشه صحیح اسلامى بودند، گرایش به تحصیل و مطالعه در مسائل اسلامى در او افزایش یافت. او مطالعه کتب شهید مطهرى و دیگر نویسندگان آشنا به مکتب اسلام را نیز آغاز کرد. تحصیل او در رشته ادبیات عرب مقدمهاى براى فهم متون اولیه اسلام بود. او به کمک دوستان طلبه خود به کارهاى موضوعى در قرآن و نهج البلاغه پرداخت و چون معتقد بود اسلام را جدا از جامعه و در حالت انزوا بدون همکارى با مردم در لمس درد و رنج آن ها نمىتوان شناخت همراه با اوج گیرى حرکت اسلامى مردم از اواخر سال 1355 فعالانه در صحنه انقلاب حضور یافت. این شهید بزرگوار مسجد شجره را پایگاه تبلیغات خود ساخت. در شرایط مناسب و تحت عناوین گوناگون از روحانیون فعّال آگاه به زمان و در خط امام براى تبلیغ، آگاه کردن مردم و سخنرانى به مسجد دعوت مىکرد و مسئول حفظ امنیت مبلّغان بود تا در دام مأموران ساواک نیفتند. در دوره حکومت «شریف امامى» و حکومت نظامى «ازهارى» در منطقه «چهنو» (محل سکونت شهید) اقدام به تشکیل مجمع تبلیغى نمود که با استقبال عده زیادى از مردم عزیز و علاقهمند به اسلام رو به رو شد. پس از پیروزى انقلاب این شهید در صحنههاى مختلف حضور داشت. در اولین گردهمایى وحدت حوزه و دانشگاه که در شهر قم برگزار شد، شرکت کرد و به شرح زمینههاى موجود در دانشگاه پرداخت. شهید در انقلاب فرهنگى و بعدها در بخش فرهنگى جهاد سازندگى و تشکیل شوراهاى اسلامى روستایى تلاش هاى شبانه روزى و ارزندهاى داشت. بعد از انقلاب به خدمت سپاه درآمد و در بخش دانشآموزى با اعمال و رفتار بسیار عالى توانست جهت تشکیل بسیج در مناطق مرزى شمال خراسان گام مؤثرى بردارد و با همراهى عدهاى از دوستان طلبه خود در سپاه بجنورد نقش بسیار مهمى در تقویت بعد فکرى و سیاسى و اخلاقى برادران سپاه ایفا کند. پس از شروع جنگ به منطقه کردستان رفت و پس از چندى بازگشت. وى علىرغم اصرار دوستانش به همراه دوستش شهید ابوتراب غنى آبادى مجدداً به عنوان آرپىجىزن در جبههها فعالیت نمود. سرانجام پس از اسارت و تحمل شکنجه فراوان از جمله بیرون آوردن چشمهایش در دوم فروردین 1361 به فیض عظیم شهادت نایل آمد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید حمزه عبدی ده سرخ
تاریخ: 1360/12/06
وصیت نامه شهید حمزه عبدی ده سرخ تاریخ : 1360/12/06 بسم رب الشهدا و الصدیقین «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، السَلامُ عَلیکَ یا ثارَالله وَ ابن ثاره، السَلامُ عَلیکَ اَیُها الشَهید المَظلوم» درود بر رهبر انقلاب اسلامی، امید مستضعفین جهان و درود بر امت مسلمان پیرو خط "ولی فقیه" درود بر پدران و مادرانی که عاشقانه و با کمال رضایت جوانانشان را به جبهه ها فرستاده تا علیه شیطان بزرگ، آمریکای جهان خوار و مزدورش صدام جهاد کنند. من شرم دارم که خود را "پاسدار انقلاب" بنامم در حالی که جانشین شایسته ی امام زمان(عج) فرمودند: "ای کاش من هم یک پاسدار بودم." ان شاءالله که مقلدین امام تمام توانشان را در اختیار این ارگان انقلابی قرار دهند و با آموزش های عقیدتی-سیاسی، نظامی در سپاه مبارزه ی تهاجمی خود را علیه ام الفساد قرن: آمریکا و اسرائیل صهیونیسم شروع کرده و با نابودی مستکبرین جهانی در آینده ای نزدیک "ایالات متحده ی جمهوری اسلامی" را در 50 کشور مسلمین نشین به عنوان بزرگ ترین قدرت اقتصادی- سیاسی- نظامی تشکیل داده و زمینه ی ظهور حضرت مهدی(عج) را مهیا کنند. رمز تداوم و صدور انقلاب اسلامى یعنى تحقق ایالت متحده جمهورى اسلامى و سرنگونى رژیم هایى مرتجع حاکم بر مسلمین منطقه شرایط زیر است: 1 - حمایت همه جانبه و مستمر از ولایت فقیه. 2 - حضور مداوم "حزب اللّه" در صحنه. 3 - تکرار فریاد آتشین و خروشان مرگ بر آمریکا. 4 - استقبال کردن عاشقانه از شهادت و پیوستن به لقاءاللّه. پس شعارهای: خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار- حزب الله می جنگد، می میرد سازش نمی پذیرد. مرگ به شیطان بزرگ آمریکا- شهادت شرف ماست. را همیشه به خصوص در تشییع جنازه ها تکرار کنید. من با درخواستی که از امام علی ابن موسی الرضا(ع) کرده ام ان شاءالله رحمت و لطف خداوند شامل حال بنده نالایقش شده و شهادت را که مدتی است جست و جو می کردم و هر وقت پیشنهاد ازدواج به من می شد، با خود گفته ام "ازدواج در جبهه و در بستر شهادت نیکو است." اینک شهادت را نزدیک می بینم. لذا از برادران سپاه و دوستان می خواهم که ان شاءالله پس از دعا، پس از هر نماز برای امام و یارانش به خصوص آیت الله منتظری، آیت الله مشکینی، حجه الاسلام خامنه ای عزیز و حجه الاسلام رفسنجانی و... غفلت نکنند و عاجزانه می خواهم که: به نیابت برادر گناهکار و کم کارشان که دستش از دنیا کوتاه شده یک روز نماز بخونند یا یک روز روزه بگیرند و در زیارت امام بزرگوار دست ایشان را از نیابت من ببوسند. پدر عزیز، مادر مهربان، همشیره ها و برادر عزیز! در برخورد با شهادت من رهبر انقلاب و دوستان انقلاب را خوشحال و ضد انقلاب و دشمنان را خشمگین کنید. خشمتان را علیه آمریکا و اسرائیل و علیه دشمنان رهبر و انقلاب شدت بخشید و مردم را به مکتب شهادت دعوت کنید و بیش از پیش خدمت گذار انقلاب باشید و خدای ناکرده از این که شهید داده اید سوءاستفاده نکرده و خود را طلب کار از انقلاب ندانید که مسلم این طور نیست. مادر و پدر عزیز، از خطاهایم درگذرید و هروقت به فکر من افتادید برای شهدای کربلا و شهدای مظلوم کربلای حزب جمهوری اسلامی گریه کنید و با دشمنان آنان برای همیشه بجنگید و اگر برایتان مقدور بود ماهی دویست تومان کمکی که به تشکلات اسلامی حزب جمهوری اسلامی می کردم ترک نشود. الهی و ربی من لی غیرک حمزه عبدی- 1360/12/6
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید