شهید علی اکبر محمدی ثانی
شهید

علی اکبر محمدی ثانی

نام پدر: محمد حسین
دانشگاه: مرکز تربیت معلم
مقطع: کارشناسی
رشته: الهیات و معارف
تولد: گناباد - روستای مند
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1366/02/07
محل شهادت: بانه — بانه
عملیات: کربلای 10
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

علی‌ اکبر، در خانواده‌ای‌ متدیّن‌ و وابسته‌ به‌ روحانیّت‌ متولّدشد. شهید علی‌ اکبر محمدی‌ ثانی‌ باپشت‌ ‏سرگذاشتن‌ ‏مراحل‌ اولیه‌ رشد وتحصیلات‌ ابتدایی‌،پس‌ از اخذ دیپلم‌ به‌ استخدام‌ آموزش‌ و پرورش‌ در آمد و به‌ ‏شغل‌ مقدّس‌ ‏معلّمی‌ که‌ شغل‌ انبیاء است‌، مشغول‌ شد. وی‌ با اینکه‌ مجرّد بود مرتّب‌ وجوهات‌ شرعی‌ خودرا ‏می‌پرداخت‌ و همانطور ‏که‌ در وصیتنامه‌اش‌ آمده‌، ثلث‌ ماترک‌ خود را به‌ جبهه‌ اختصاص‌ داد و ناظر ‏بروصتیش‌ را دو نفر روحانی‌ به‌ نامهای‌ ‏حجت‌ الاسلام‌، حاج‌ شیخ‌ محمّد تقوی‌، و حجت‌ الاسلام‌، حاج‌ شیخ‌ ‏محمّد حسن‌ دانشفر قرار داد. وی‌ از چهره‌های‌ ‏انقلابی‌ و متدیّن‌ و معروف‌ گناباد بوده‌ است‌. در بدو پیروزی‌ ‏انقلاب‌ اسلامی‌ مسئول‌ شورای‌ اسلامی‌ محل‌ گردید و به‌ ‏عنوان‌ عضو فعّال‌ حزب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ‏شهرستان‌ گناباد فعّالیت‌ داشت‌. وی‌ازاعضای‌ فعال‌ بسیج‌ بود و دو بار به‌ ‏جبهه‌های‌ حق‌ علیه ‌باطل‌عزیمت‌کرد‎‏. کردو سرانجام در تاریخ 7/2/1366درعملیات کربلای 10به فیض شهادت رسید.‏

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید علی اکبر محمدی ثانی
تاریخ: 1365/01/11

وصیت نامه شهید علی اکبر محمدی ثانی تاریخ : 1365/01/11 بسم‌ رب‌ الشهدا و الصدیقین سلام‌ بر منجی عالم‌ بشریت‌ و منتغم‌ خون‌ شهدای‌ راه‌ حق‌ از هابیل‌ تا قیامش‌ و سلام‌ بر نائب‌ بر حقش‌ امام‌ امت‌، خمینی‌ بت‌ شکن‌ این‌ پیامبر گونه‌ و زنده‌ کننده‌ اسلام‌ جدش‌ و درود بر رزمندگان‌ و کفر ستیزان‌ جبهه‌های‌ حق‌ علیه‌ باطل‌ و سلام‌ به‌ ارواح‌ طیبه‌ شهیدان‌ و سلام‌ بر امت‌ شهید پرور و آرزوی‌ شفای‌ معلولین‌ و مجروحین‌ و مرضای‌ مسلمین‌ و آزادی‌ اسرا و علوّ درجات‌ شهیدان‌ و پیدایی‌ مفقودین‌. و امّا بنده‌ حقیر سر تا پا تقصیر و گناهکار و عاصی‌ که‌ لیاقت‌ شهادت‌ ندارم‌. که‌ من‌ کجا و شهادت‌ کجا «میان‌ ماه‌ من‌ تا ماه‌ گردون‌ تفاوت‌ از زمین‌ تا آسمان‌ است‌» اما اگر لیاقتی‌ حاصل‌ و خداوند لطفی‌ کرد و مرا به‌ این‌ فیض‌ عظیم‌ نائل‌ کرد و به‌ سعادت‌ دنیا و آخرت‌، یعنی‌ شهادت‌ رسیدم‌ مطالبی‌ را عرض‌ می‌کنم‌ هر چند لیاقت‌ نصیحت‌ کردن‌ را ندارم‌، رفتن‌ من‌ به‌ جبهه‌ طبق‌ تکلیف‌ شرعی‌ بوده‌ و به‌ دستور امام‌ و هیچگونه‌ جبر و زوری‌ نبوده‌ و کاملاً اختیاری‌ که‌ شهادت‌ مرگ‌ اختیاری‌ است‌ امّا امّت‌ شهید پرور قدر امام‌ را بدانند که‌ خداوند در این‌ زمان‌ بر ما منت‌ نهاد و به‌ ما رهبری‌ صحیح‌ عنایت‌ کرد. نصایح‌ و فرامین‌ پیامبر گونه‌ ایشان‌ را نصب‌ العین‌ قرار دهید که‌ به‌ گفته‌ امام‌ این‌ قرن‌ به‌ یاری‌ خدا قرن‌ غلبه‌ مستضعفین‌ بر مستکبرین‌ است‌ و این‌ کار جز با کمک‌ به‌ جبهه‌ و شهادتها میسر نیست‌. از آنهایی‌ هم‌ که‌ نمی‌توانند باید با زبان‌، قلم‌ و قدم‌ در راه‌ جبهه‌ کار کنند. از تمام‌ دانش‌آموزان‌ عزیز می‌خواهم‌ که‌ آنهایی‌ که‌ با من‌ سر و کار داشته‌اند اشتباهات‌ و تقصیرهای‌ مرا به‌ بزرگی‌ خودشان‌ ببخشند و تا می‌توانند از جبهه‌ رفتن‌ و کمک‌ به‌ جبهه‌ فراموش‌ نکنند و مبادا درس‌ خواندن‌ را بهانه‌ نرفتن‌ به‌ جبهه‌ قرار دهند و در خود جبهه‌ هم‌ در اوقات‌ فراغت‌ درس‌ بخوانند که‌ امام‌ می‌فرماید:«... درس‌ خواندن‌ محصلین‌ در جبهه‌ در اوقات‌ فراغتشان‌ خود بعد دیگری‌ از جهاد است‌». وقتی‌ در مدرسه‌ هستند خوب‌ درس‌ بخوانند که‌ به‌ گفته‌ امام‌:اگر در مدرسه‌ درس‌ نخوانید رفتن‌ به‌ مدرسه‌ حرام‌ است‌. و به‌ مسایل‌ تربیتی‌ و اخلاقی‌ اسلام‌ توجه‌ کنند که‌ تعلیم‌ و تربیت‌ و تزکیه‌ باید همراه‌ باشد. همچنان‌ که‌ پرنده‌ با یک‌ بال‌ نمی‌تواند پرواز کند علم‌ بدون‌ ایمان‌ و ایمان‌ بدون‌ عمل‌ هم‌ بدرد نمی‌خورد، همانطور که‌ امام‌ می‌فرماید:« اگر تهذیب‌ در کار نباشد علم‌ توحید به‌ درد نمی‌خورد که‌ کشور در آینده‌ به‌ شما دانش‌آموزان‌ که‌ متخصصینی‌ متعهد بشوید نیاز دارد». از همکاران‌ و معلّمان‌ و مربّیان‌ گرامی‌ و اساتید خودم‌ می‌خواهم‌ که‌ درس‌ را با تربیت‌ اسلامی‌ آمیخته‌ کنند که‌ می‌کنند و خود نیز از معنویات‌ غافل‌ نباشند که‌ معلمی‌ شغل‌ انبیاست‌. قدر دانش‌آموزان‌ رزمنده‌ را بدانید که‌ هر یک‌ از اینها شهدای‌ زنده‌ هستند و در کارشان‌ کار شکنی‌ و بهانه‌گیری‌ نشود که‌ نمی‌شود. از خواهران‌ عزیزم‌ می‌خواهم‌ که‌ اگر توفیق‌ شهادت‌ حاصل‌ شد زینب‌ وار صبر کنند و پیام‌ خون‌ مرا زینب‌ وار به‌ گوش‌ جهانیان‌ برسانند و شهادت‌ مرا که‌ وظیفه‌ بود و تنها برادر خود را در راه‌ اسلام‌ از دست‌ می‌دهید افتخار کنید. نمی‌گویم‌ که‌ گریه‌ نکنید اما بی‌ صبری‌ نکنید و اجر را ضایع‌ نکنید، و از شما می‌خواهم‌ که‌ بدیهای‌ مرا ببخشید. از روح‌ پدر و مادرم‌ عذر می‌خواهم‌... امیدوارم‌ که‌ با شهادت‌ مرا ببخشند... و عمل‌ به‌ وصایای‌ مادرم‌ فراموش‌ نشود... اما همانطورکه‌ نوشته‌ و گفته‌ام‌ یک‌ ثلث‌ مال‌ و ترکه‌ که‌ حق‌ من‌ است‌، به‌ جبهه‌ تعلق‌ دارد و اگر وارثین‌ (خواهرانم‌) خواستند و از دو ثلث‌ گذشته‌، مرا خوشنود خواهند کرد آن‌ را به‌ جبهه‌ بدهند. همچنین‌ سهم‌ الارث‌ والدینم‌ و هبه‌ هایی‌ که‌ کرده‌اند. خداوند جزای‌ خیر بدهد. از دعا برای‌ امام‌ و پیروزی‌ نهایی‌ رزمندگان‌ و سایر ادعیه‌ فراموش‌ نکنید، از قرآن‌ خواندن‌ و عمل‌ خالصانه‌ به‌ آن‌ برای‌ خدا و ارتباط‌ با خدا و راز و نیاز و مناجات‌ و ادعیه‌ فراموش‌ نکنید که‌ چه‌ لذتی‌ دارد خدا را خواندن‌ و از لذایذ دنیا به‌ خاطر خدا آنجا که‌ حرام‌ است‌ دست‌ بکشد واگر لذّت‌ ترک‌ لذت‌ بدانی‌ دگر لذت‌ نفس‌ را لذت‌ نخوانی‌ العبد العاصی‌ علی‌ اکبر محمدی‌ ثانی‌ -- 1365/01/11

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.