محمد نیکچه فراهانی
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمد نیکچه فراهانی
وصیت نامه شهید محمد نیکچه فراهانی خدایا مرا یاری کن تا آنچه را که مورد رضای توست بنویسم ،ضمن سلام گرم بر پدر و مادر عزیزم و کلیه خانواده ام امیدوارم که مرا حلال کنبد. مادر جان از تو خیلی حلالیت می طلبم چرا که اصلا من برایت در این دنیا کاری نکرده ام و جز دردسر برایت چیز دیگری نبودم تو به من در این دنیا انقدر محبت نموده ای که با قلم و زبان قابل توصیف نیست و من برایت هیچ کاری نکردم. بهر حال مادر جان اگر خداوند متعال به بنده بدش این توفیق را نموده که به بهشت بروم این را بدان که بدون تو ،به بهشت پانخواهم گذاشت و مادر جان از ان از تو میخواهم که یک پارچه سبز در جیب کتم می باشد آن را برداشته و وقتی که مرا در قبر می گذارید و قبل از اینکه آخرین سنگ را بر رویم می گذارند تو این پارچه را بر روی صورت پهن کن و بگو حسین جان،پسرم به عشق تو به جبهه رفت و به عشق تو کشته شد پس حسین جان در موقع عذاب قبر خودت و مادرت فاطمه زهرا (ع) که الهی روحش فدایش شود به فریاد پسرم برس و بعد آخرین سنگ را بگذارید. مادرجان از تو میخواهم که اگر خواستی برایم گریه کنی فقط برای مظلومیت امام حسین (ع) و فرزندانش گریه کن چرا که با گریه کردن برای امام حسین(ع) دل مادر فاطمه زهرا (س) را شاد کرده ای و من فقط همین را میخواهم و من دوست دارم مجالسی را که برایم برپا میکنید روضه امام حسین(ع) و فرزندانش خوانده شود. و از کسانی که مخالف امام هستند میخواهم زیر تابوت مرا نگیرند و سر قبرم هم نیایند. و دوست دارم موقع تشیع جنازه ام ذکر یا حسین (ع) زیاد گفته شود چرا که اگر موقع مرگم آقا به فریادم رسیده باشد بخاطر آبروی تشیع کنندگانم گوشه چشمی به جنازه ام نگاه کند که من هم همین را میخواهم. مادر جان انسان بایستی از عزیزترین چیز خود در راه خدا بگذرد مادر جان همان طور که عزیزترین چیز برایم جسم و روحم بود که انشإالله فدایش نموده باشم به هرحال شاید من عزیزترین چیز برایت نباشم که به هرحال در فراغم ناراحت نباش اگر خواستی یادی از من بکنی به یاد آن لحظه ای بیفت که امام حسین(ع) در روز عاشورا از عزیزترین چیز خود یعنی علی اکبر گذشت و جلوی چشم او، او را «عربا عربا» کردند که هیچ پدر و مادری طاقت دیدن آن لحظه را ندارند. و در آخر مادرجان اگر از تو پرسیدند که پسرت درسش را به کجا رساند بگو که او از دانشگاه دنیا انصراف داده و به دانشگاه جهاد در راه خدا که انسان سازی باشد رفت دانشگاهی که رئیسش پیغمبر رسول اکرم (ص) و معلمانش ائمه معصومین(ع)و کتابش قرآن و پروژه اش جنگ در راه خدا باشد رفت و مدرک آن که شهادت در راه خدا باشد را گرفت. از برادر احمد و محمود حلالیت میطلبم و از همه میخواهم که تقوا را پیشه خود کنند که خدا را راضی کنند یعنی موقع جنگ،جنگ کنند موقع درس،درس بخوانند موقع کار کار کنند و در کار های خیرو نیک پیش قدم باشند و خدلی از کار های دیگر. فقط سعی کنندکه خداوند تبارک و تعالی را راضی کنند. از کلیه خواهرانم می خواهم تقوا را پیشه کنید و حجاب اسلامی را رعایت کنید گرچه تابحال رعایت نموده اید و از شماها می خواهم فرزندانتان را در دین اسلام بزرگ کنید. و اما از کلیه دوستان و آشنایان تک به تک حلالیت می طلبم و به دعای خیر شما مخصوصا مادر نیاز دارد و در آخر از دوستانم می خواهم که کاری کنندکه خداوند تبارک و تعالی را راضی کنند و مواظب باشند که دنیا آنهارا نگیرد و به جای اینکه به فکر خدا و امر او باشند به فکر دنیا و آرزوهای نفسانی شان نباشند و از شما دوستان خوبم می خواهم که مرا دعا کنید و در مجالس امام حسین(ع) مرا یاری کنید. و در آخر از تمامی شما معذرت می خواهم که یک وصیت نامه بچه گانه نوشته ام چراکه من یک نویسنده یا استاد خلاق و یا سیاست مدار نبودم بلکه دوست داشتم درد دلم را بنویسم که امید وارم مورد رضای خداوند باشد و از خانواده ام که نوار های حسین جان را خودشان گوش بدهید ویا به دوستان اهل بیت(ع) بدهید این را بدانید که نوارها دارای ارزش معنوی زیادی هستند. در ضمن امام را دعا کنید و او را تنها نگذارید. خدایا تا انقلاب مهدی (عج)خمینی را نگه دار / خدایا رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما والسلام به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی برادر کوچک شما حقیر محمد
گالری تصاویر
تصویری در گالری ثبت نشده است.
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید