مسعود شفاپی
زندگینامه شهید
شهید مسعود شفاپی در بیست و سوم آذر ماه سال ۱۳۳۴ش در تهران و در خانوادهای مذهبی چشم به جهان هستی گشود. او قبل از اوجگیری انقلاب اسلامی، مقاطع تحصیلی دبستان و دبیرستان را تا اخذ مدرک دیپلم سپری کرد و در گرماگرم مبارزات مردمی در جریان به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی با عشقی توصیف ناپذیر به حضرت امام خمینی(ره)، به صف مبارزان انقلابی ملحق گردید و در عین حال، به مطالعه مباحث عقیدتی، فلسفی و تاریخی پرداخت. مسعود بهدنبال پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و حمله استکبار جهانی به جلوداری رژیم بعث عراق به مرزهای جمهوری اسلامی ایران، به خیل رزمندگان جان برکف اسلام پیوست و در خط مقدم جبهه، مشغول پیکار با دشمنان ناجوانمرد و متجاوز بعثی شد تا اینکه سرانجام در تاریخ سیزدهم دیماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی در سن بیست و شش سالگی در ریجاب در جبهه سرپل ذهاب بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل گردید و عاشورائی گشت. شهید مسعود شفاپی، متأهل و دارای یک فرزند بود.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید مسعود شفاپی
تاریخ: 1360/07/10
وصیت نامه شهید مسعود شفاپی تاریخ : 1360/07/10 «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ، ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّه» هرکس که ترا شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را جه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند سلام علیکم: سلام بر حبیب قلوب و شفیع ذنوب و طبیب النفس حضرت محمد(ص)، سلام به امام زمان(عج) منجی مستضعفان جهان، سلام به نائب بر حقش حضرت آیت الله العظمی خمینی، سلام به تمامی شهیدان راه خدا، سلام به کلیه خانواده های شهدا. در اول از خداوند تبارک و تعالی می خواهیم که به تمامی شما عزیزان صبر زیاد عنایت فرماید و همگی شما را در حفظ دین مبین اسلام و تحقق قرآن کریم ثابت قدم بدارد و مرا به عنوان شهید در راه خودش و همگی شما را به عنوان خانواده شهید بپذیرد و درجات عالیه به همه ما عنایت فرماید. سلام فراوان به مادر عزیزم: خود می دانی که همیشه به یاد شما بوده ام، مادر عزیز آن چه را که باید خدمتتان عرض کنم، پیش از این به طور مکرر گفته و حرف ها همان هایی است که خود بهتر می دانی فقط در این آخرین کلام روایتی را خدمتتان عرض می کنم که امیدوارم مادری همچون مادر، در این روایت باشید که مطمئن هستم همچین نیز خواهی بود. راوی نقل می کند در صحرای کربلا یکی از اصحاب حضرت سید الشهدا(ع) که تازه ازدواج کرده بود عازم میدان جنگ می شود که همسرش از رفتن او می خواهد جلوگیری کند و می گوید اگر تو بروی من چه کنم و مرا به چه کسی می سپاری، در این وقت مادر کلنی خطاب به پسرش می گوید به خدا قسم که زمان، زمان آزمایش است و اگر تو حضرت سیدالشهدا رو یاری نکنی و در راهش شهید نشوی شیرم را حلالت نمی کنم و بدین ترتیب او به میدان پر عظمت کربلا وارد می شود و تیر دشمن بر قلبش می نشیند و شهید می شود. مادر که این صحنه را می بیند چوب خمیده را از جا کنده و به طرف میدان نبرد حق و باطل می رود که سیدالشهدا(ع) میفرماید: ای زن برگرد که خداوند متعال جهاد را بر زنان تکلیف نکرده است. زن ندای رهبرش را می شنود و اطاعت می کند و در حال برگشتن است که دشمن سر پسرش را از تن جدا می کند و به طرف مادر پرتاب می کند، مادر سر بریده ی فرزند را به دست می گیرد و گلوی بریده شده را می بوسد و می گوید به خدا قسم که شیرم را حلالت کردم؛ و سپس سر بریده فرزند را به طرف دشمن پرتاب می کند و می گوید: «من چیزی را که در راه خدا هدیه کرده ام پس نمیگیرم.» آری مادرم امیدوارم شما نیز شیرتان را حلالم کنید و ضمنا همان طور که همیشه خدمتتان عرض می کردم باذن خداوند متعال شهیدان زنده هستند پس برایم اندوهگین نشوید که غمتان مرا اندوهگین می کند. قلبتان را به ذکر خداوند متعال آرام کنید، برایم خیلی خیلی زیاد دعا و قرآن بخوانید و حدالامکان در مراسم مذهبی( نماز جمعه ، نماز جماعت، مسجد، راهپیمایی، دعای کمیل ....) شرکت کنید و برایم از تمام کسانی که میشناختم حلالیت بطلبید، فقرا را همچون گذشته دستگیری کنید، مردم را دعوت به اسلام کنید و از جمهوری اسلامی و رهبر عزیز امام خمینی و روحانیت متعهد و مسئول پشتیبانی کنید شما را به خداوند رحیم می سپارم. سلام بر شاهین خواهر بزرگ و عزیزم و سلام به شوهرت (برادر بزرگترم) جمشید عزیز و دو فرزند عزیزت و عزیزم. چند سالی است که به علت دوری شما را ندیده ام اما می دانم که کم و بیش با روحیه ام آشنا هستی خواهر بزرگم امیدوارم که همچون حضرت زینب(س) که پاسدار خود برادر شهیدش حضرت سیدالشهدا حسین بن علی(ع) بود تو نیز پاسدار و حافظ خون شهیدان که همانا زنده نگه داشتن اسلام عزیز است باشی و از هیچ کوششی در راه خدمت به اسلام و مسلمین دریغ ننمایی که مطمئنم کوتاهی هم نخواهید کرد و از خداوند متعال می خواهم که شما و همسر و فرزندانت توفیق فراوان در انجام این رسالت بسیار سنگین عنایت فرماید. خواهر عزیزم ذکر خداوند سبحان را زیاد بگویید و برایم قرآن کریم و دعا زیاد بخوانید و حد الامکان در مراسم مذهبی(نماز جمعه، نماز جماعت، مسجد، راهپیمایی، دعای کمیل ....) شرکت کنید. فرائض دینی را به طور کامل به جا آورید. ضمنا امیدوارم فرزندانت (سرگل و سالار..) که فرزندانم هستند همچون خدمت حافظ و پاسدار اسلام عزیز باشند. یقین دارم با تربیت شما همین طور هم خواهد شد ان شاءالله، شما را نیز به خداوند رحمان می سپارم. سلام به منصور برادر عزیزم: در حال حاضر تو برادر بزرگ هستی و ازت می خواهم که دیگران را به صبر و تامل دعوت کنی و آنان را تشویق به دنباله روی و نگه داری از خون شهدا که برادرت نیز الان در جمع آنان است بنمائی که می دانم همین کار را هم خواهی کرد و در کنار همسر مومنه و فرزندانت در جهت ایثار کامل برای اسلام عزیز و پیروی از ولایت فقیه کوشش نمائی و همیشه پشتیبان روحانیت متعهد و مسئول که ستون و پایه اساسی دین مبین اسلام هستند باشید، همواره در خدمت جمهوری اسلامی باشید. منصور جان از شما نیز انتظار دارم ذکر خداوند جل و جلاله را زیاد بگویید، از دنیا دوری جسته و به آخرت بیندیشید و برایم قرآن کریم و دعا زیاد بخوانید، فرائض دینی خود را به طور کامل انجام دهید. در مراسم مذهبی حدالامکان شرکت نمائید. باشد که دعاهای خیر شما باعث رحمت و آمرزش من گردد. خدای بزرگ یار و یاورتان باشد ان شاء الله. خدمت مهران برادر کوچکم، بزرگ تر از خودم: مهران عزیز از درگاه خداوند ارحم الراحمین مسئلت دارم که تو را همچون گذشته برای ادامه در راه مبارزات بر علیه کفر جهانی (آمریکا و شوروی و دیگر جهان خواران) یاری نماید. بدان تو و دوستانت در حال حاضر همچون مهاجرین الی الله هستید پس با تمام خلوص راهتان را ادامه دهید که مطمئنم می دهید، و چنان چه در آن جا ماندگار شدی از همان جا که قلب کفر جهانی است بر علیه آن بتازید و بدانید که پیروزی از آن شماست چه این که امام زمان عزیزمان این رهبر محبوب مستضعفان فرموده این قرن، قرن پیروزی متسضعفین بر مستکبرین است. و اطمینان دارم شما همچون من سخنان این آیت خداوند کریم و این نائب بر حق حضرت ولی عصر(عج) بر حق است، پس برای زمینه سازی ظهور حضرت مهدی(عج) با دیگر دوستانت کوشا باش که ان شاءالله ظهور حضرت دادگرش نزدیک است و چنان چه هم به وطن بازگشتی به خدمت برای اسلام عزیز بپرداز، باشد که خداوند متعال یاریت نماید مهران عزیز ذکر خدا را فراموش نکن، تا می توانی قرآن کریم و نهج البلاغه و کتب دینی را مطالعه نما همان طور که تا به حال مطالعه می کردی. امیدوارم خداوند رئوف پشتیبان و یاورتان باشد. ان شاءالله سلام و بهترین سلام به میترا خواهر بسیار عزیزم: میترا خواهر مومنه و عزیزم می دانم که مشوق همه برای خدمت به جمهموری اسلامی هستی چه این که همیشه به فکر اسلام و مسلمین و فرائض دینیت بوده ای، خداوند رحیم تو را در صراط مستقیم محکم و استوار بدارد. خواهر عزیزم چشم امیدم به توست که دیگران را دعوت به صبر نمایی زیرا که تو کامل به کلمه شهید آگاهی و بیداری که شهیدان حاضر و ناظر هستند، میدان الگویت را حضرت زیبن(س) قرار می دهی و همچون گذشته همه دوستان و نزدیکان را دعوت به اسلام و انجام فرائض دینی می کنی، در این راه توکلت فقط به خداوند قادر باشد که بهترین یاروان است (حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ) میترای عزیز تا می توانی قلبت را به ذکر خداوند غفار آرامش ده، برایم بسیار بسیار قرآن کریم و دعا بخوان و از شرکت در مراسم مذهبی (نماز جمعه، نماز جماعت، مسجد، راهپیمایی، دعای کمیل ....) غافل مشو. سعی کن حتی یک لحظه نیز از یاد یتیمان غافل نشوی، همه کارهایت را برای رضای خداوند کریم انجام بده، از فکر مادرت غافل مشو و سعی کن عصای دستش باشی، چون گذشته توجه کن. سلام به مینوی عزیز: با تو از چه سخن بگویم که تو خود بهترین یاور و راهنمایم بودی؛ جهت اطلاعت می گویم که خداوند کریم مینو را برای رسیدن به مینو برایم فرستاد تا در این صراط راهنما و عصای دستم باشد. مینوی این دنیاییم از میزان علاقه ام به خودت مطمئنم خبر داری و آگاهیم که بهتر از من می دانی علاقه به او چیز دیگریست و اطمینان دارم از شما دل کندن و به او پیوستنم برایت کاملا قابل هضم و عادیست. چه کنم که عالم بیکارن رحمت او، دوستی با او و فکر پیوستن به او انسان را از خود بی خود می کند. مینوی عزیزم امیدوام که خداوند حنان و منان دلت را که همواره دریای ایثار و انفاق در راه اسلام عزیز بوده در همین صراط ثابت و استوار بدارد. تو بهتر از هر کس به عقیده و افکارم آشنا هستی پس دوستان و آشنایانم را دعوت به حفظ و حراست از این جمهوری اسلامی نما، سلام مرا خدمت پدر و مادر و برادرت مهرداد برسان و به آن ها نیز مثل همیشه توصیه کن که پشتیان ولایت فقیه و روحانیت متعهد و مسئول باشند و به خانواده و دوستانم بگو که برایم سیاه نپوشند که سیاه پوشیدن فقط برای حضرت سیدالشهدا و اصحاب گرامیش می باشد و همین طور برایم گریه و زاری نکنند که «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ» سفارش کن نمازها و روزه های قضایم را به طور کامل به جا آورند. برایم از کلیه دوستان و آشنایانم طلب مغفرت بنما. برایم قرآن کریم و دعا بسیار بخوان . در صورت امکان اگر جنازه ام بدستتان رسید و اگر باعث زحمت کسی نمی شود بعد از نماز جمعه تشیع کنید. اگر خداوند متعال به شما توفیق داد و خدمت حضرت امام رسیدید عکس من را نیز همراه خود ببرید و به خدمت امام دهید و به ایشان عرض کنید که در روز قیامت من را نیز فراموش نکند. من که چیز چندانی از مال دنیا ندارم ولی هر آن چه دارم از آن اسلام است پس هر طور که خود می دانی آن را در راه اسلام خرج کن. شعار خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) خمینی را نگهدار از زبانتان نیفتد. هر کس که به این جمهوری اسلامی نق نق زد در صورت هدایت راهنمائیش کنید در غیر این صورت با آن ها قطع رابطه کنید. دوستان و آشنایانم را دعوت به خواندن کتب و گوش کردن نوارهای شهید مرتضی مطهری رحمه الله علیه بنمایید. خواهر عزیز برایت آرزوی زندگی پر سعادت دارم و در مینو انتظارت را می کشم. والسلام مسعود 1360/7/10
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید