شهید امیر مهرداد
شهید

امیر مهرداد

نام پدر: مرتضی
دانشگاه: صنعتی شریف
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی شیمی
تولد: تهران
تاریخ تولد: 1336/12/03
تاریخ شهادت: 1362/08/13
محل شهادت: پنجوین — پنجوین
عملیات: والفجر 4
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

امیر در سوم اسفند سال 1336 در روز تولد امیرالمومنین در شهر تهران بدنیا آمد. دوران کودکی را در دامان پر مهر و عفیف مادر پشت سر گذاشت و با ورود به سنین بالاتر همراه با جنب و جوش های کودکانه به آموختن احکام و اصول اسلامی همت گماشت و این سیر آشنایی و انجام عملی به احکام اسلامی ادامه داشت. دوران تحصیل ابتدایی و دبیرستان را با موفقیت تمام طی نمود و بعد از اخذ دیپلم ریاضی با معدل 17/5 از دبیرستان اسلامی قدس، همان سال در رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف قبول شد. ورود به دانشگاه باعث شد روح سرکش و خداجوی وی با مطالعات و تحقیق بیش تری به یافتن از حقایق شرعی و مذهبی مشغول شد و با شرکت در مجالس سخنرانی در حسینیه ی ارشاد و مسجد قبا با چهره های مبارز و مسلمان آشنا گشته و با آگاهی نسبت به مسائل سیاسی و جنایت های رژیم حاکم و اختناق ناشی از وجود رژیم منحط در تظاهرات دانشجویی بر علیه نظام شرکت می جست. در اولین سال تحصیل بود که در یکی از تظاهرات دانشجویی دستگیر و راهی زندان اوین گردید، ولی به دلیل نداشتن مدرکی دال بر محکومیت وی بعد از مدت کوتاهی او را آزاد نمودند، امیر از ابتدای ورود به دانشگاه بیش تر با دانشجویان مسلمان رفت و آمد داشت و در همین رابطه نیز توسط عناصر چپ گرا تحت فشار بود، ولی به خاطر رسالتی که بدوش خود احساس می کرد به این مسائل اهمیتی نمی داد، در دوران شکوفایی انقلاب اسلامی فعالیت سیاسی اجتماعی خود را زیاد نموده و برای پیروزی انقلاب از هیچ فعالیت صحیح و اسلامی رو گردان نبود و بعد از پیروی مرحله اول انقلاب برای استقرار و تشکیل نظام جمهوری اسلامی فعالیت زیادی نمود، از پاسداری های شبانه در مقابل ضدانقلاب و عناصر وابسته به استکبار جهانی گرفته تا داشتن مسئولیت صندوق های رای جهت همه پرسی جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان و.. او که همیشه در صحنه های انقلاب حضوری فعال داشت با ایجاد ارتباط با دانشجویان فاتح لانه جاسوسی آمریکا در افشای هرچه بیش تر چهره ی کریه استکبار جهانی سعی و تلاش چشم گیری از خود نشان داد. روحیه پر تلاش آن شهید عزیز او را وامیداشت تا بیکار نباشد و سعی می نمود لحظه ای را برای خدمت کردن به اسلام و محرومین و کسب فیض از دست ندهد و به دنبال این روحیه بود که بعد از پیروزی انقلاب در تابستان 58 ابتدا در جهاد سازندگی استان لرستان فعالیت خود را اغاز نموده و مسئول تدارکات جهاد بود، بعد از اتمام کار و بازگشت به تهران در جهاد سازندگی دانشگاه صنعتی شریف که عمده فعالیتش رفع مشکلات سیاسی و فنی کارخانجات و صنایع بود به کار مشغول شد و مسئولیت اولیه وی مراجعه به کارخانجات به همراهی دیگر برادران جهاد و اساتید متعهد دانشگاه و جمع آوری مشکلات فنی آنان بود تا با مطرح نمودن برای حل آن چاره اندیشی شود و در این رابطه پاره ای از مشکلات فنی و سیاسی بعضی از کارخانجات را رفع نمودند. در خرداد سال59 با حرکت انقلاب فرهنگی و تعطیل شدن دانشگاه ها با توجه به این که در آن روزها مسئله ای به نام تضاد علم و تعهد توسط منحرفین در ایران ایجاد شده بود برای این که غلط بودن این نظریه اثبات شود امیر مهرداد به مراه دیگر برادران دانشجوی متعهد دانشگاه حرکتی را آغاز کردند که بعدا بنام جهاد دانشگاهی خوانده شد و در دانشگاه صنعتی شریف نیز نیروهای فعال در جهاد سازندگی دانشگاه تشکیلات خود را در اختیار جهاد دانشگاهی قرار داده و فعالیت جدید خود را آغاز نمودند. برای تحقق امر فوق و پیوند دادن تعهد و تخصص و دادن تخصص به برادران مسلمان و متعهد جهاد دانشگاهی صنعتی شریف محورهای کار خود را تحقیقات، آموزش، ترجمه و تألیف و خدمات قرار داد وسعی کرد از این بستر کاری و فکری جهت رفع مشکلات صنایع وابسته کشور استفاده نماید و برای بهره وری بیش تر تصمیم گرفته شد که جهاد به فرم گروه های تخصصی فعالیت کند و در این رابطه مسئولیت تشکیل گروه مهندسی شیمی به برادر شهید امیر مهرداد محول گردید و ایشان به همراه یکی دو نفر دیگر از برادران هم رشته، گروه مهندسی شیمی جهاد را در مهر ماه سال 59 تاسیس نمودند و در طول فعالیت سه ساله این گروه ده ها پروژه تحقیقاتی و خدماتی انجام و یک کتاب و چند مقاله نیز تالیف شده است و حالا بشرح بعضی از کارهایی که خود آن شهید مسئولیت مستقیم آن را به عهده داشته است می پردازیم. اولین پروژه گروه که تحت سرپرستی ایشان و با همکاری یکی از اساتید دانشکده مهندسی شیمی و چند تن از دیگر برادران به خصوص شهید علی رضا قزوینی انجام گرفت پروژه «بیوگاز» بود. دراین پروژه که هدف از آن تهیه گاز متان (به عنوان سوخت) از فضولات حیوانی است سعی شده است یکی از مشکلات مردم روستایی کشورمان در فصل سرما که رساندن سوخت و تهیه چوب برای ایجاد گرما است رفع شود و این شهید عزیز و دیگر برادران حدود سه سال در رابطه با این پروژه فعالیت نمودند که حاصل آن ایجاد چند واحد اصلی در استان ایلام و ارائه و بررسی در سمپوزیوم بین المللی انرژی های نو که توسط بردار شهید علی رضا قزوینی در سمپوزیوم مطرح شد. پروژه دوم طرح «برج تقطیر» جهت سازمان انتقال خون ایران است که در این پروژه یک واحد تقطیر الکل جهت تصفیه پساب های سازمان طراحی، ساخت، نصب و راه اندازی شد که هم اکنون در حال بهره برداری است و همچنین چندین پروژه دیگر با همکاری ایشان انجام شد، اما آن چه که مهم است عقیده و ایمان این برادر به خدمت به اسلام وکسب علم و تخصص برای کمک به جمهوری اسلامی بود و نشان دادن راهی که می توان به آن مقصود رسید ولی چون وی روح بلند پروازی داشت این خدمت ها نیز وی را راضی نکرد و برای رسیدن به هدف اصلی خود که همان جواب دادن به ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین(ع) بود از طریق بسیج راهی جبهه ها گردید و با این که مدت خدمت ایشان پایان یافته و می توانست برگردد ولی برای رسیدن به مقصود خود ماند و می گفت من آمده ام که در عملیات شرکت کنم و در جبهه ماند تا در عملیات والفجرچهار شرکت جست و به همراه دیگر برادران عزیز در عملیات تکمیلی مرحله سوم در ارتفاعات منطقه پنجوین در تاریخ 62/8/13 به فیض شهادت نائل آمد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید امیر مهرداد

وصیت نامه شهید امیر مهرداد بسم الله الرحمن الرحیم «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ» «خداوند از مومنین جان ها و مال هایشان را می خرد و در مقابل بهشت می دهد.» «اشهد أن لا اله الا الله و أشهد أن محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله و الحسن و الحسین و تسعه المعصومین من ذریته الحسین اولیاء الله» خدایا برمحمد(ص) و آلش دورد فرست و گناهان مرا ببخش و به پدر و مادر و همسر و همه نزدیکان من صبر عطا کن. در ابتدا از مادر و همسر عزیزم عذر می خواهم که نتوانستم بمانم امیدورام راضی به رضای خدا باشید و مطمئنم خدائی که زنده می کند و می میراند، هنگام پس گرفتن امانتش، صبر و استقامت این دوری را به شما عزیزان عطا می فرماید. اطمینان دارم که پدر بزرگوارم در سنگر و محل کسب خودش بیش از پیش در مقابل ضدانقلاب از انقلاب دفاع خواهد کرد و مادر دلسوزم ان شاءالله زینب وار صبر و استقامتی از خود نشان خواهد داد که برای کوردلان دور و نزدیک تو دهنی محکمی خواهد بود و اما همسر فداکارم وصی خود قرار داده و توصیه صبر می کنم و امیدوارم در شغل تربیتی خود برای رضای خدا همچنان کوشا و دلسوز باشد وکودکان معصوم به خصوص فرزندمان را سرباز امام زمان و یار امام خمینی بار بیاورد. از همه آشنایان التماس دعا دارم و از آقا امام حسین وائمه طاهرین علیه و علیهم السلام و همه مقربین و وجیهان درگاهش انتظار شفاعت دارم. برایم چهار سال نماز و دویست و بیست روز روزه فضا به جا آوردید. وصیت برای همسرم فاطمه عزیزم من خودم را تسلیم قضای خداوند کردم وکوله بارم رابستم، امیدوارم تو هم راضی به رضای خدا باشی، برای من بهتر است که شهید شوم تا شاید عاقبت به خیر شده و خداوند از سر تقصیرات من بگذرد، خدا می داند که تنها تردید من در قبول شهادت موقعی بوده که یاد ناراحتی تو و مادرم در موقع شنیدن خبر شهادتم می افتادم و هربار که دعای کمیل یا توسل و یا نماز غفیله و.... داشتیم دعای من این بوده که به تو و مادرم و بقیه نزدیکان صبر عطا کند. گاهی اوقات که از خدا شهادت می خواستم این فکر برایم پیش می آمد که شاید این یک نوع خود خواهی باشد که بخواهم خودم با شهادت به بهشت بروم و تو و بقیه عزیزانم را در غم و اندوه تنها بگذارم بنابراین همیشه این دعایم مشروط به این بود که خداوند صبر قبول آن را هم به شما بدهد. نصیحت من برای این که بتوانید راحت این مسئله را بپذیرید اینست که در صحنه سیاست و مبارزه جهانی اسلام با کفر و همه مظاهر آن در گوشه و کنار دنیا به طور فعال برخورد کنید تا یادتان نرود که الان چه زمانی است و بزرگی این زمان و این انقلاب را در خاطر داشته باشید تا تحمل هرگونه سختی برایتان آسان باشد. درگیر چنین مبارزه ای بودن برای ملت ایران یک نوع توفیق الهی است و وسیله ایست برای رشد و تعالی تک تک افراد این ملت درست مثل توفیقی که نصیب مسلمانان صدر اسلام شد تا درکنار پیامبر اکرم(ص) بر علیه کفر بجنگد و شهید شودند و خود به بهشت رفته و دین خدا را در زمین حاکم کنند. جان جوانانی که در این راه شهید می شوند در مقایسه با ارزش های که دراثر این شهادت ها بر جوامع بشری حاکم می شود و نفعی که به اسلام و در نتیجه به مستضعفین جهان می رسد، ارزش چندانی ندارد به خصوص با توجه به این که اگر چنین نمی شد معلوم نبود عاقبت خود این جوانان چه می شد و اگر درگیر چنین مبارزه ای نمی شدند آیا باز همین مقام و مرتبت را در پیشگاه الهی داشتند یانه؟ بهرحال این قافله با قافله سالار پیر خود بار و بندیلش را بسته و به سوی قدس عزیز حرکتش را آغاز کرده و دیر نیست روزی که خمینی عزیز ندای توحیدش از آن خطه به گوش جهانیان برساند و البته فتح قدس صرفا آزاد شدن یک مکان مقدس نیست بلکه این آزادی در کنارش آزادی مستضعفین را به همراه دارد و شکست و پایان عمر نکبت بار ابر قدرت ها را. و این ملت زجر کشیده و صبور و شهید داده به رهبری پیر جماران، جهان را از شر طاغوت و طاغوتیان و شیطان بزرگ آزاد خواهد کرد و این مبارزه را با انتظار مهدی(عج) و تا ظهور آن حضرت که منجی عالم بشریت است ادامه خواهد داد و بدا به حال آنان که عزم راسخ این کاروانیان را دیدند که به سوی نور در حرکت است اما همچون ابولهل ها و ابوجهل ها و... بهترین فرصت متعالی شدن را از دست داده و جهنمی شدند. خدایا ترا شکر می گویم که توفیق و افتخار و فرصت این را دادی تا ملت ایران این چنین تاریخ ساز و افتخار آفرین، مطیع فرمانت باشد. خدایا از تو می خواهم که همچنان که این ملت را هدایت کردی همه مسلمانان را ببخشی و بیامرزی و به این راه راست خود هدایتشان کنی. السلام- امیر مهرداد

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.