محمد مستخدمین حسینی
زندگینامه شهید
شهید محمد مستخدمین حسینی در سوم اردیبهشت سال ۱۳۴۴ در شهر تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. بعد از گذراندن دوران کودکی پا به مکان مقدس مدرسه برای آموزش و تحصیل علم گذاشت، از همان نوجوانی در چهره روشن مردانه و بسیار مصمم این نوجوان، نقش تابناک پاکی، صداقت و صمیمیت به وضوح خوانده می شود. با شروع انقلاب اسلامی، حضور و حرکت تاریخ ساز این امواج پیوسته را درک کرده و با خلوص جان به اقیانوس مردم پیوست و همراه مردم مسلمان و مقاوم ایران اسلام، در تداوم انقلاب، با گذر از معابر سخت و پشت سر گذاردن آزمون های دشوار بزرگ، هر توهم و تصور باطل و شومی را از ذهن دشمن زدود. بسیار متین، باوقار و پرصلابت بود، در برخورد با دیگران رعایت ادب و نزاکت را می نمود و در بحث ها و راهنمایی افراد منطقی و دوستانه اقدام می کرد. با شروع جنگ تحمیلی او نیز چون هر انسان آگاه و مسلمان، بیدار دلانه به وادی جهاد و دفاع مقدس گام نهاد، به راستی او از سربازانی بود که از گهواره های پانزده خرداد، سربر آورده اند. بعد از اخذ دیپلم و شرکت در کنکور سراسری سال ۶۴ در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد. و با وجود این او شیفته آفتاب بود زیرا آفتاب تنهاترین حقیقتش بود. دلش را به همان گرمترین شعاع های تابش خورشید حق کرد. غسل شهادت کرد و دوباره آماده رفتن به جهاد شد. زیرا خسبیدن و نرفتن را راکد شدن و گندیدن و مرگ تدریجی می دانست. از این رو به صف عظیم ایستادگی و سواران راه حق پیوست و سرانجام در 65/4/25 در کربلای مهران(قلاویزان) به شهادت رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمد مستخدمین حسینی
تاریخ: 1364/04/08
وصیت نامه شهید محمد مستخدمین حسینی تاریخ : 1364/04/08 بسمه تعالى «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون» «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» با سلام و درود به یگانه اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام زمان(عج) و نائب بر حقش امام خمینى و با سلام و درود به خانواده ها ى معظم شهداء و همین طور سلام به رزمندگان اسلام این عاشقان واقعی خدا و رسول و ائمه اطهار که بى ریا و پرشور براى اسلام کار می کنند. خدمت همه خواهران و برادران عزیز سلام عرض می کنم و به خدمت همه شما باید عرض کنم که من کوچک تر از آنم که بخواهم وصیت یا نصیحتى بکنم ولى این ها مشکلات و موانعى بوده که براى خودم در طول زندگى پیش آمده است و شاید براى دیگران چراغى باشد و ممکن است که نگویم براى من مسئولیت شرعى پیش بیاورد و در آن روز محشر بتوانم جواب خدا را بدهم. برادران و خواهران همه ما در زندگى دو راه بیش تر در جلوى پایمان نیست یا راه شیطان است و یا راه خداست و هیچ انسانى نمى تواند ادعا کند که من در هیچ یک از این دو راه قرار ندارم. اگر چنین ادعایی بکند خودش را گول زده و ضررش بعدها هم در این دنیا و هم در آن دنیا متوجه او خواهد شد و این دو حالت براى همه انسان ها بر قرار است، خواه مسلمان و خواه غیر مسلمان باشند. به هر حال خدا هست و شیطان هم هست اگر کسى سهل انگارى کند و دنبال آن را نگیرد نمى تواند جوابگو باشد پس باید راه خدا را پیش بگیریم و قبل از آن که در مقابل عمل انجام شده قرار بگیریم و جزء یاران و لشگریان شیطان به حساب بیائیم خود را تکان داده و به راه راست هدایت شویم و این عمل امر تحقق پیدا نخواهد کرد جز با تقواى و پیروى کردن از خدا و رسول و ائمه و ولایت فقیه و در غیر این صورت نمى توان راه واقعى خدا را در پیش گرفت. مخصوصا در مورد ولایت اگر می خواهید در این دنیا و هم در آخرت سربلند باشید ولایت داشته باشید و نگذارید وقایع تلخ تاریخ اسلام دوباره تکرار شود. برادران و خواهران! اسلامى خیلى با ارزش تر از آن است که با مسائل پست دنیوى مقایسه شود و براى کوچک ترین مسئله از اسلام خورده گیرى نکنیم بدانید که این مسائل براى اسلام اشکال نیست بلکه این ها امتحان الهى است که خدا می خواهد ما را به درجات والاى انسانى برساند. بالاخره باید این را بدانیم که اگر دشمن در جبهه ها نمى تواند کارى بکند و در پشت جبهه با ناراضی تراشی شما و دیگران مى خواهد نارضایتی از اسلام و حکومت اسلامى پیش بیاورد، استقامت و صبر در مقابل این تحرکات آن ها یک نوع مبارزه است و این سختی ها عبادت است و در راه خدا باید این سختی ها را متحمل شد و این را هم بدانیدکه انسان وقتى بر سختی ها چیره مى شود که تقوا داشته باشد. کسى که زود در برابر سختی ها پشت خم مى کند تقوایش ضعیف است اگر در گوشه و کنار دنیا می بینید که مبارزاتى به شکست می انجامد در حالی که اهدافشان مقدس است به خاطر این است که در راه مبارزه دو اصل اساسى تقوا و ولایت را درک نکرده اند و اثر فوق العاده آن در رسیدن به هدف را نمى دانند. مسئله دیگرى که مى خواستم عرض کنم در مورد وظایف و مسئولیت خودمان است که راه پیشبرد اسلام چگونه است. اولا این را باید بدانیم که در این برهه از زمان که حساسیت خاصى وجود دارد البته همیشه براى ما باید موقعیت حساس باشد، نباید وقت را تلف کرده و اوقات خود را به بطالت تلف کرده و بگذرانیم، میبینید که چطور دشمنان اسلام کمر به نابودى اسلام بسته اند. پس ما هم باید همت کنیم و جاى خودمان را در جامعه پیدا کنیم و نسبت به جامعه و اسلام دلسوزانه کار کنیم. منتظر نباشیم که انقلاب و اسلام براى ما کارى کنند و پست و مقامى به ما بدهند و دنبال مسائل دنیوى برویم این را باید بدانیم که در جامعه اسلامى و در پیشگاه خداوند متعال میزان، تقواى الهى است و یکى از شاخه هاى تقوا خدمت کردن به اسلام و مسلمین است هر جا که بهتر می شود خدمت کرد هر جا که می توانیم خدمتى انجام دهیم برویم و به خدمت بپردازیم و به مسائل بعدى و جنبى و دنیوى آن کارى نداشته باشیم. خودمان را با کم ترین مشکل و ساده ترین نوع زندگى وفق دهیم و به اسلام خدمت کنیم، شاید بتوانیم آن چه را که خدا گفته است، انجام دهیم ثانیا در زندگى هیچ چیز براى ما مطرح نباشد به جز اسلام و دین و اگر هم به امور دیگر اهمیت مى دهیم براى تقویت کردن اسلام باشد. در زندگى همیشه خدا را به یاد داشته باشیم و هر کارى را با توکل به خدا شروع کنیم تا خدا هم در مسائل ما را یارى کند. یادم هست که در زندگى از بیانات شهید باهنر شنیدم که فرمود: «اگر م یخواهید ببینید خدا چه اندازه روى شما حساب می کند و به خواسته ها و نیازهاى شما اهمیت مى دهد ببینید که شما در کارهایتان خدا را محور قرار داده و حساب باز کردید.» پس باید اگر می خواهیم خدا ما را یارى کند بایستى به او توکل کنیم و هیچ چیز دیگرى را اتکال قرار ندهیم. ان شاءالله که خدا همه ما را در زمینه هاى جهاد اکبر و همین طور جهاد اصغر پیروز بفرماید و برسیم به جایى که خدا انسان را براى رسیدن به آن مقام آفریده است. سخنى چند هم با خانواده خود دارم: پدر و مادرم! از شما طلب بخشش مى کنم و مرا حلال کنید و از ناراحتى هایى که براى شما به وجود آوردم مرا ببخشید و دیگر این که صبر داشته باشید که خدا صابران را دوست می دارد و به آن ها بشارت داده است و دیگر این که از شما می خواهم که بعد از نماز براى من از خدا طلب مغفرت کنید و دیگر این که ناراحت نباشید چشم به هم بزنید این دنیا تمام شده است همه ما روز محشر به هم خواهیم رسید پس همیشه بیاد خدا باشید و دلهره و نگرانى نداشته باشید که ذکر خدا مایه آرامش دل هاست. خواهران من زرى و آذر مرا حلال کنید و اگر در طول زندگى که با شما بودم نسبت به شما حقى را ضایع کردم مرا ببخشید و ان شاءالله شما زینب وار وظایف سنگینى را که اسلام بر دوش شما قرار داده به سرمنزل مقصود برسانید و همین طور برادران عزیزم مهدى و على و عباس جان باید به شما بگویم که درس هایتان باید براى شما مهم ترین مسئله باشد و این را بدانید که با درس خواندن بهتر می شود به اسلام خدمت کرد و دیگر این که اگر از من تندى دیده اید مرا ببخشید مخصوصا از عباس وقتى بزرگ شد براى من از او طلب حلالیت بطلبید. خدایا تمامى خدمت گزاران اسلام را موید و منصور بدار، فرج ولیعصر نزدیک بفرما، اسلام و مسلمین سربلند و پیروز بگردان، ما را از سربازان واقعى امام حسین و امام زمان قرار بده و از گناهان ما در گذر، شهید و شیرینى پیروزى اسلام را به ما بچشان، ما را شکرگذار نعمت قرار بده اگر چه توانایى آن را نداریم. 64/4/8 والسلام
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید