شهید محمد باقر(حمید) نجات ثابت
شهید

محمد باقر(حمید) نجات ثابت

نام پدر: مرتضی
دانشگاه: شهید بهشتی تهران
مقطع: کارشناسی
رشته: تاریخ
تولد: تهران
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1365/10/21
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید حمید نجات ثابت در تابستان سال 1342 در تهران دیده به جهان گشود و مصداق بارز آن فرموده مبارک "حضرت امام" در وقت تبعید بود که در پاسخ آن ملعون فرمودند : " یاران من در گهواره ها می باشند" و الحق در عمر کوتاه 23 ساله اش نشان داد لیاقت یاوری امام را داشته است الفبای مذهب را براساس سنت از خانواده مذهبی آموخت تا با شروع انقلاب با اینکه نوجوانی بیش نبود همراه است بپاخاسته در تظاهرات، و راهپیمائی های دوران انقلاب همراه با خانواده شرکت داشت، پس از انقلاب که مصادف با تحصیلات دبیرستانی بود از همکاران و سپس از اعضای انجمن اسلامی دبیرستان گردید و سپس با عضویت در بسیج فعالیت خود را در زمینه پاسداری از دستاوردهای انقلاب آغاز نمود که همراه با فعالیت های اجتماعی با پشتکار دوران دبیرستان را با معدل خوب در خرداد ماه 1360 به پایان رسانید و بلافاصله به انگیزه خدمت بیشتر و مستمر در ارتباط با پاسداری از انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد که در زمینه شناسائی و مبارزه با گروهک های وابسته به شرق و غرب نقشی فعال و موثر داشت و از طرفی از کوچکترین فرصت جهت پیوستن به منادیان لبیک گوی حسین زمان استفاده می نمود و راهی جبهه می شد که پس از مجروحیت در دو عملیات بیت المقدس و والفجر 4 با اینکه مدتی را از تحصیلات دور بود و آن زمان نیز جبهه بود با شرکت در کنکور سال 1362 به دانشگاه شهید بهشتی در رشته تاریخ راه یافت که پس از مرخص شدن از بیمارستان از طرف سپاه به انشگاه مامور شد که در تمام مدت تحصیل در دانشگاه لحظه ای از مسئله جنگ و جبهه غافل نبود و بعضا نیز در امتحانات ترم پایان ترم در جبهه بسر می برد. مع الوصف با تعهد شرعی که بعنوان پاسدار برخود فرض میداشت با پشتکاری بی نظیر مشغول خواندن دروس دانشگاهی میشد و ثمره آن معدل، بالای 17 در هر ترم دانشگاهی بود که تا آخرین اعزام به جبهه سال چهارم دانشگاه را سپری می نمود، در محیط دانشگاه به گفته دوستانش از فعالیت ترین افراد انجمن اسلامی دانشگاه بود که حتی المقدور در جهت اسلامی نمودن فرهنگ حاکم به دانشگاه می کوشید و از طرفی با احساس مسئولیتی که در قبال نونهالان انقلاب در خود احساس می کرد در آموزش و پرورش منطقه 11 مشغول تدریس در دروس دینی و قرآن شدند که با ارتباط صمیمانه و عارفانه ای که بین خود و شاگردانش بوجود آورده بود توانست بعنوان یک معلم موفق و متعهد نقش خود را در این زمینه ایفاء کند و پس از اعزام به جبهه به وسیله ارسال نامه مدرسه را با جو عارفانه و عاشقانه جبهه پیوندی الهی بخشید که انشاالله ثمره خون پاکش راهگشا و زمینه ساز پرورش حمیدهای دیگر از میان همین نونهالان باشد. از نظر اخلاقی آن چنان مقید بود که زبانزد عام و خاص در هر جائی که با او در تماس بودند و از نظر عبادی بسیار مقید و متشرع بود آنچنان که مسئله ولایت و رهبری و تقلید برایش بیش از هرچیز اهمیت داشت و همیشه و همواره برایش بیش از هر چیز اهمیت داشت و همیشه و همواره همه را در اطاعت از خدا و پیروی از دستورات " حضرت امام " تذکر میداد، به سپاه عشق می ورزید و تا آخرین لحظه به عضویت خویش در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افتخار می نمود تا سرانجام در اولین دقایق صبحدم 65/10/21 به دیار معشوق شتافت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمدباقر نجات ثابت

وصیت نامه شهید محمدباقر نجات ثابت "مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبدیلًا" با سلام به آقا " امام زمان عج " و نائب بر حقش امام خمینی و با سلام بر تمامی شهیدان و با سلام به خانواده های محترم شهدا، و با سلام به خانواده محترم و عزیزم . خداوند که انسان را خلق کرد هدف از این خلقت را تکامل انسان قرار داد دو راه رسیدن به این هدف را نیز مشخص کرد، انسان هم از زمانی که خود را شناخت سعی کرد هدفی را برای خود بیابد و هرکس با رشد فکری که داشت هدف خود را انتخاب کرد و تربیت او و جامعه ای که در آن رشد کرده مستقیما بر هدف تاثیر گذارده است و در اینجاست که می بینیم که اهداف گوناگون بوجود می آید و راه انسانها را از یکدیگر جدا می سازد، به هر حال هنگامیکه هدف انسان مشخص شد در راه نیل به این هدف قدم برمیدارد و هدفش هرچه باشد (هدف متعالی باشد یا پست) سعی می کند که با تمام وجود خود به آن هدف دست یابد و در راه رسیدن به این هدف مشکلات را تحمل کرده و شیرینی هدف مشکلات راه را بر او آسان می سازد و هیچ اباء ندارد که در راه رسیدن به این هدف خسارات عظیم ببیند. انسانی هم که خدا را شناخت و به خدا رسیدن و خدای گونه شدن را هدف خود قرار داد مانند دیگران سعی در رسیدن به این هدف را دارد و برای رسیدن به این هدف ابتدا سعی در شناختن راه می کند، راهی که به این هدف متعای منتهی می شود، در هر عصر و زمانه بودند کسانی که خود را رهروان صدیق این راه می دانستند و با شهدات خود راه کمال را به دیگران می آموختند " حسین ابن علی علیه السلام " این سرور شهیدان هنگامی که ندای هل من ناصر ینصرنی سر می دهد معلم عاشقان شهادت در رسیدن به این کمال می باشد و در این زمانه هم مردی دیگر از سلاله پاک آن حضرت برخاسته پرچم ولایت بر دوش گرفته و خود خط سرخ شهادت در پیش گرفته و عاشقانه این راه را برای رسیدن به آن رهبری می کند و در اینجاست که بر مدعیان این راه هیچ عذری باقی نمانده و خدای هم حجت خئد را بر آنها تمام کرده است و اینک عاشقان این راه را می بینیم که با در آغوش گرفتن شهادت به ملاقات خدای خود می روند و حسرت بر دل تمامی آنهائی میگذارند که در پیمودن این راه تعلل ورزیدند و سعی نمودند که برای به خدا رسیدن راهی دیگر بیابند. (پس بشتابید ای عاشقان الله و ای راست قامتان تاریخ پرچم سرخ شهادت در دست گیرید و تکبیر گویان بر خصم زبون بتازید و ترس و وحشت از خود بیرون کنید که در قاموس شهادت واژه وحشت نیست) و بدانید که تا خدا رسیدن راهی نیست (اگر شهادت را انتخاب کنید) . و اینک که به امتحان عظیم الهی چیزی نمانده سخنی دارم با شما و با شما که این سطور را می خوانید و با شما که این سخنان را می شنوید بدانید که زمان، زمان امتحان الهی است و خداوند ما را به وجود این امام امتحان می کند آیا به امام لبیک می گوئیم یا امام را تنها می گذاریم. اینک که دشمنان اسلام از هر سو به ما تاخته اند برماست که با لبیک گفتن به این امام دین خود را به اسلام اداء کنیم و بدانیم که این شهیدان در آخرت جلوی ما را خواهند گرفت و حقی را که بر گردن ما دارند از ما مطالبه خواهند کرد پس بیائید با همراهی کردن امام و با ادامه دادن راه، شهیدان در آخرت نزد آنان سرافراز بیرون آئیم. بارها گفته ام و باز می گویم امام را تنها نگذارید که تنهایی امام تنهایی اسلام است و از همه شما می خواهم همانطوریکه همیشه پشتیبان رزمندگان اسلام بوده اید باز هم با دعاهای خود و با کمک های خود این سربازان امام زمان را یاری دهید. در آخر سخنی دارم با شما خانواده عزیزم: ........... ضمناً اگر خدا خواست و شهید شدم و جنازه ام به دست شما رسید وصیت می کنم که مرا با همان لباس ها و بدون غسل دفن کنید که آرزو دارم با لباس خونین محشور شوم. " ای خوشا با فرق خونین به دیار یار رفتن " نماز را حتی الامکان به جماعت بخوانید و در نمازهای جمعه و ادعیه کمیل و مانند آن حاضر شوید و امام و رزمندگان اسلام را دعا کنید. "خواهرم: حجاب ، حجاب، حجاب " والسلام محمدباقر نجات ثابت

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.